آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۹۶۴۷
صفحه آخر
۱۲
یادداشت

در مسیر تباهی

افشین کیانی

در کشاکش اخبار آبان 98 ،خبر پیوستن مهناز افشار به یکی از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور کم سر و صدا نبود! در همین ایام خبر مهاجرت علی کریمی فوتبالیست با سابقه کشور نیز مطرح شد اما نسبت به خبر اول بی فروغ بود. زمین خدا وسیع است و انتخاب محل زندگی هر فرد حیطه خصوصی اوست و هر شخصی با هر ملیتی به هر دلیلی می تواند از کشور خود کوچ کند. اما مسئله پیوستن خانم مهناز افشار به شبکه تصویری متفاوت با سیمای جمهوری اسلامی ایران حیطه خصوصی نیست، این دیگر یک مسئله ملی است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. این امر با حیثیت همه ایرانیان سر و کار دارد.

مهناز افشار متولد 21 خرداد 1356 است، سالی که جرقه های انقلاب اسلامی زده شد. او در نظام آموزش و پرورش بعد از انقلاب تربیت شده و در دولت اصلاحات به سینمای ایران راه یافت جالب آنکه با خطبه رئیس وقت دولت اصلاحات نیز به خانه بخت رفت. با کمی اغماض می توان او را یکی از نمادهای فرهنگ حاکم بر سینمای ایران دانست، همه اهالی فرهنگ کم و بیش او را شبیه خواننده معروف رژیم گذشته دانسته و همین شباهت را باعث معروفیت او می دانند و استقبال مردم از او را به این شباهت نسبت می دهند. طنز روزگار اینکه مسیر زندگی هر دوی آنها نیز بعد از انقلاب به یکدیگرشباهت دارد با این تفاوت که رفتار آن خواننده هر چند پر سر و صدا، اهمیت حیثیتی ندارد و خود می داند و طرفدارانش و خدا، اما کوچکترین رفتار خانم افشار رگ غیرت ما را به تپش در می آورد.

مگر نه آنکه زن در سینما نماد سرزمین است و در تمام سناریوها عنصر پلید داستان تلاش می کند تا زن را تصاحب کرده و قهرمان داستان تلاش می کند تا زن را نجات دهد. این مورد را در نقدی که در مورد فیلم اکسیدان نوشته بودم شرح دادم  اما این بار نماد سرزمین که خود را وطن دوست نیز می داند و هست و نیستش را مدیون نظام جمهوری اسلامی است، سرزمین مادری را رها کرده و با فرزند دختر خود به دامن بیگانه پناه می برد تا به عنوان داور در برنامه استعدادیابی ایرانیان با سرما یه گذاری دولت سعودی حضور یافته و استعداد مردم ما را کشف کرده یا مورد ارزیابی قرار دهد. 

خانم مهناز افشار آیا متوجه هستی قدم در کدام مسیر نهاده ایی؟ این مسیری نیست که بگوییم تو پل های پشت سرت را خراب کرده ایی، این مسیر وطن فروشی و تسلیم میهن به خصم است، اگرچه چون سنگ ریزه بر کوه دماوندی، ولی تسلیم سرزمین به خصم ولو به اندازه یک سنگ ریزه! بخشیدنی نیست. قبل از آنکه خصم بر تو چیره کامل شود، بازگرد، شاید خدا تو را ببخشد! در غیر این صورت نفرین ابدی مام وطن دامنگیرت خواهد بود و نماد وطن فروشان خواهی شد زیرا سرزمین را تسلیم خصم کردی، مطمئن باش آنان که امروز آغوش به سویت گشوده اند، تو را خودی نخواهند دانست و بعد از آنکه بر تو چیره شدند زودتر از آنکه فکرش را کنی پست خواهند زد. این مسیر با مسیر خیلی از هنرپیشگانی که به خارج پناه بردند متفاوت است. آنان از اول مسیر تباهی شروع کردند اما تو در ایستگاه آخر قدم نهاده ایی!