آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۷
صفحه آخر
۱۶
تماشاچی

مولوی و باجناق من هم عقیده اند

اسمعیل امینی

فضای مجازی پر شده است از انتساب جعلی شعرها و نوشته ها به مشاهیر. این جعلیات از کجا می آیند و به کجا می روند؟

یعنی چه کسانی جعلیات را می سازند و مخاطبان و دوستداران این جعلیات چه کسانی هستند؟ جعلیات را دو گروه عمده می سازند؛ نخست ویرانگران و سپس جویندگان شهرت.

ویرانگران، گروهی از فعالان فضای مجازی اند که به شکل سازماندهی شده، کارشان مخدوش کردن چهره بزرگان قلم و اندیشه و مشاهیر محبوب است.

گاهی با استهزا و نسبت دادن جملات سخیف و گاهی با منسوب کردن سروده ها و نوشته های سست و سطحی به آنان.

ویرانگران می خواهند بگویند که شاعران بزرگ نیز ذهنیت عوامانه دارند و همان حرف های سطحی رایج در دورهمی های کارمندی و خانوادگی و کافه ای را در شعرشان بازگو کرده اند. مثلا این بیت را ببینید:

دیگراندیشان هم آخر آدمند/ دین چرا گوید که مهدورالدمند؟

این را به مولوی نسبت داده اند. کلمات، اصطلاحات، نحو و نوع نگرش در این بیت کاملا نشانگر آن است که چنین بیتی بر ساخته همین سالیان اخیر است.

ویرانگران در نهایت می خواهند مرز میان ژرف اندیشی و سطحی نگری مخدوش شود. مرز میان هنر و ابتذال به هم بریزد و از همه مهم تر فرق دوغ و دوشاب و دروغ و راست از میان برود.

حاصل این آشفتگی البته بسیار مطلوب اقتدارگرایان و سلطه جویان است، زیرا اهالی وادی سطحی نگری، ساده لوحی و ذهنیت عوامانه در برابر فضای دروغین تبلیغاتی و خبرهای مجعول و تحلیل های فریبنده، مقاومت نمی کنند و به سادگی تسلیم می شوند.

مشتریان این جعلیات، یعنی اهالی وادی سطحی نگری و ساده لوحی، جعلیات را می خوانند و با اشتیاق بازنشر می کنند، زیرا آنها را مطابق ذوق و پسند خویش می انگارند و پشتوانه ذهنیات و توهمات شان. همچنین بسیار خرسند می شوند هنگامی که حس می کنند بزرگان شعر و اندیشه نیز، چون آنان و دوستان شان می اندیشند. انگار احساس می کنند مولوی همان حرف های باجناق بزرگ شان را در مثنوی معنوی آورده است یا مثلا سیمین بهبهانی درست مثل عمه سالخورده آریایی و کورش باز و عرب ستیزشان حرف می زند.

و اما جویندگان شهرت که به صورت فردی، جعلیات تولید می کنند، کسانی اند که شوق دیده شدن و لایک و بازدیدکننده دارند. آنها سروده های نازل و سطحی خود را که به تقلید مشاهیر و گاهی با استفاده از سطرها و کلمات آنان نوشته اند، به نام شاعران نامدار منتشر می کنند و پس از آنکه سروده جعلی شان در فضای مجازی پخش شد، به صحنه می آیند و خود را به عنوان صاحب اصلی اثر معرفی می کنند.

مشتری این جماعت نیز کسانی اند که خیلی دوست دارند خودشان را به عنوان دوستدار کتاب و مطالعه و علاقه مند شعر معرفی کنند. از مجریان صداو سیما گرفته تا بازیگران و خوانندگان مقیم فرش قرمز و مشتاق عکس گرفتن با دکور کتابخانه، از سیاسیون خالی بند مدعی فرهیختگی تا سخنرانان و مشاوران روان شناسی زرد و البته مشتریان و طرفداران و علاقه مندان این گروه های متظاهر و دل خوش داشته به رنگ و نیرنگ عکس ها و پوسترها و نقاب ها.

تا اینجای ماجرا، گسترش جعلیات چندان نگران کننده نیست، زیرا سازندگان و مشتریان جعلیات، چندان اعتبار و مرجعیتی ندارند که موجب مخدوش شدن چهره ادبیات شوند.

اما نگرانی از آنجا آغاز می شود که جعلیات، به کتاب های درسی و کمک درسی راه می یابد. در مراسم بزرگداشت شاعران برجسته به عنوان آثار ایشان عرضه می شود و از همه عجیب تر و نگران کننده تر اینکه در مجامع و مقالات دانشگاهی و گروه های مجازی معلمان و مدرسان و استادان ادبیات بازنشر می شود. جعلیات، شاخه ای است از درخت ناپاک (شجره خبیثه) دروغ و دروغ دست افزار و تکیه گاه سلطه جویی و استبداد است.

بنابراین جعلیات، اهل قدرت را اعم از چپ و راست و دوست و دشمن، هرگز نگران نخواهد کرد که هیچ، حتی ممکن است بسیار مقبول خاطر و ملایم طبع شان باشد که به هر حال آشفتگی مرزهای راست و دروغ و فرهیختگی و ابتذال، زمینه ساز تداوم فریب و نیرنگ و سلطه گری است.