آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۶
بچه های کوچه پشتی
۱۶

واقعیتی درباره قورباغه ها

من آب نمی خورم

من «قوری» هستم، یک قورباغه سبز. من نزدیک آب زندگی می کنم. ما قورباغه ها هم می توانیم در آب زندگی کنیم و هم در خشکی، برای همین هم بهمان می گویند «دوزیست». بدن من همیشه نرم و مرطوب است و دلیل آن، آب است. من مدام دارم توی آب می پرم و راستش را بخواهید توی آب حالم خیلی بهتر است. من دوستان زیادی دارم که همه آنها یا مثل خودم قورباغه هستند یا ماهی و موجوداتی که توی آب زندگی می کنند. یک روز تصمیم گرفتم کمی از آبگیر دور شوم و اطراف آن گردش کنم. فکر کردم می توانم دوستان دیگری برای خودم پیدا کنم. راه افتادم و رفتم و رفتم. توی راه یک خرگوش قهوه ای را دیدم که داشت نگاهم می کرد. جلو رفتم و سلام کردم. خرگوش قهوه ای خیلی زود با من دوست شد و دعوتم کرد که به خانه اش بروم. او از غذای خودش برای من گذاشت و مقداری هم آب به من تعارف کرد. من با تعجب به آب نگاه کردم. راستش تا آن موقع آب نخورده بودم و برایم عجیب بود. گفتم:«من هیچ وقت در عمرم آب نخورده ام.» خرگوش داشت از تعجب شاخ درمی آورد. او گفت:«ولی تو که در آب زندگی می کنی، چطور تا حالا آب نخورده ای؟» راستش تا آن موقع خودم به این مساله فکر نکرده بودم. شب وقتی به خانه برگشتم پیش قورباغه دانا رفتم و این سوال را از او پرسیدم. قورباغه دانا خنده ای کرد و گفت:«درست است، ما قورباغه ها آب نمی خوریم چون آب از راه پوستمان جذب بدن می شود و دیگر نیازی به خوردن آب نداریم.» من آن روز واقعیت جالبی را درباره قورباغه ها یاد گرفتم که آن را برای شما هم تعریف کردم. بله، ما قورباغه ها آب نمی خوریم.