آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۸۰۴
بورس کالا
۱۵

«دنیای اقتصاد» بررسی کرد: 12 ریسک بزرگ بازارها در 2020

محمدحسین بابالو

دنیای اقتصاد: آغاز سال 2020 میلادی با رخدادهای پیش بینی نشده بسیاری همراه بود که به معنی آغاز یک سال پر نوسان و پررخداد است که بازخوردهای گسترده تری به همراه خواهد داشت. اثرگذاری این رخدادها بر بازارهای کالایی می تواند تبعات گسترده ای به همراه داشته باشد که هم بر بازارهای جهانی و هم بر بازارهای کالایی داخلی موثر خواهد بود. در این گزارش به 12 ریسک مهم اقتصادی و سیاسی موثر در بازارهای کالایی می پردازیم که بسیاری از آنها توسط سایر رسانه های معتبر و موسسات پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته است.

1 - ریسک بازگشت رکود: بزرگ ترین ریسک احتمالی در بازارهای کالایی خطر بازگشت رکود است که البته CNBC نیز همین داده را مهم ترین ریسک اقتصاد جهانی در سال 2020 به شمار آورده است. آخرین رکود گسترده در جهان در سال های 2008 و 2009 به ثبت رسید و بعد از آن شاهد یک دوره پس رفت در بازارهای کالایی در سال 2016 بودیم ولی در ادبیات اقتصادی در جهان با توصیف رکود مورد استفاده قرار نگرفت ولی بازارهای کالایی سخت ترین روزها را در ابتدای 2016 تجربه کردند.

این موارد نشان می دهد که احتمال بروز رکودی جدید برای کالایی ها در سال 2020 نه تنها دور از ذهن نیست، بلکه رسیدن به قیمت های سال 2016 خود به تنهایی از یک رکود گسترده برای کالایی ها چیزی کم ندارد. احتمال ترسیم شرایطی شبیه به سال 2016 در سه ماهه دوم سال 2020 وجود دارد که می تواند روزهای حساسی را برای بازارهای کالایی ترسیم کند. همین نکته که بازارهای کالایی بعد از فاز اول توافق چین و آمریکا برای کاهش تنش های تجاری رشد نرخ برجسته ای نداشتند و به پیش خور شدن این سیگنال مثبت بسنده کردند، نشان می دهد که ذهنیت رکود هنوز در بازارهای کالایی در جهان به قوت خود پایدار است.

2- بازگشت جنگ های تجاری: هنوز شعله های جنگ تجاری بین چین و آمریکا فروکش نکرده و تنها اولین گام در این مسیر برداشته شده است. چین توانست در برابر سیاست های تجاری آمریکا مقاومت کرده و در نهایت در مسیر یک توافق گسترده تر حرکت کند ولی سرایت این بازی جدید به سایر کشورها و حتی هم پیمانان آمریکا بعید نیست. از هم اکنون این نگرانی وجود دارد که بعد از چین، نوبت به بازی آمریکا با بازارهای اروپا و حتی سایر کشورهای بریکس برسد؛ آن هم در شرایطی که جنگ تجاری در فاز اول از پیمان نفتا و کشورهای کانادا و مکزیک آغاز شد یعنی هم پیمانی با آمریکا یا حتی مرز جغرافیایی مشترک هم دلیلی برای کاهش نگرانی ها نیست. هیچ بعید نیست که جنگ تجاری آمریکا با اروپا کلید بخورد یا ترکیه و کشورهای عضو بریکس هم جنگ تجاری با آمریکا را شدیدتر از اکنون تجربه کنند. از طرف دیگر جنگ تجاری ممکن است بین کشورهای عضو اتحادیه های اقتصادی نیز به وقوع بپیوندد که کشورهای عربی یا اتحادیه اروپا یا کشورهای عضو آس آن هم پتانسیل این قبیل بحران ها را باید در نظر بگیرند.

3- بحران های ژئوپلیتیک و ریسک های امنیتی: بیش از سال های گذشته، سال 2020 مستعد رخدادهای ژئوپلیتیک است که در مناطق بسیاری احتمال خودنمایی دارد. ریسک های امنیتی نیز یکی از چالش های مهم پیش روی اقتصاد جهانی است که محدود به هیچ نقطه مشخصی نخواهد بود. تنش های ژئوپلیتیک به منطقه غرب آسیا یا شمال آفریقا محدود نخواهد شد تا جایی که پایگاه اطلاع رسانی HSD ظهور مجدد داعش را به عنوان یک ریسک جدی مورد بررسی قرار داده است. برای بازارهای کالایی نوسان در قیمت نفت خام یا محدودیت های حمل ونقل دریایی یا زمینی برجستگی بالاتری دارد و در هر حال باید به عنوان یک داده برای کاهش امنیت بازارها مورد توجه قرار گیرد.

4 - ریسک برگزیت برای بازارها : برگزیت یا جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا بعد از شکست سنگین حزب کارگر در انتخابات، قطعی شده است ولی در مورد اثرگذاری آن بر بازارهای منطقه ای اظهارنظرهای فراوانی را شاهد هستیم. ذات جدا شدن پنجمین اقتصاد بزرگ جهان از بزرگ ترین حوزه اقتصادی در دنیا (اتحادیه اروپا) که همپای رشد اقتصادی چین است خود به عنوان یک بحران مطرح شده و البته انتظار نداریم که این جدایی، به نزدیکی همه جانبه انگلیس با اقتصاد آمریکا منجر شود که نگرانی های جدی را در بر خواهد داشت. اجرای بد برگزیت خود به تنهایی به یک بحران ختم خواهد شد که سایر اقتصادهای مشابه را در بر می گیرد.

5 - ریسک های پولی: نگرانی های اقتصادی در کشورهای مختلف موجب شده تا احتمال رشد نقدینگی در بازارها یا کاهش نرخ های بهره باز هم تقویت شود؛ اگرچه در وضعیت فعلی اروپا و ژاپن با نرخ بهره نزدیک به صفر روبه رو بوده و پتانسیل کاهش نرخ بهره در آمریکا نیز وجود دارد.

اقتصادهای نوظهور هنوز به سمت حمایت های پولی گسترده حرکت نکرده اند ولی در برابر آن شاهد ریسک های تورمی در این کشورها هستیم. این وضعیت البته می تواند به تغییر فاز در بازارهای پول و تغییر بیشتر در تورم منجر شود و در گام بعدی ریسک های بدهی را افزایش دهد. این وضعیت اگرچه هنوز اثرگذاری برجسته ای بر بازارهای کالایی نداشته است ولی در سال 2020 اوضاع متفاوتی را در مسیر ریسک های تورمی و حجم بدهی شاهد خواهیم بود که دست دولت ها را در سیاست های پولی خواهد بست.

6 - ریسک های طرف عرضه: درخصوص عرضه در بازارهای کالایی دو فاکتور مهم یعنی قیمت تمام شده و دیگری حجم عرضه را باید در نظر گرفت که برای سال 2020 پتانسیل رشد قیمت تمام شده در کنار بالابودن کلی حجم عرضه ها وجود دارد. به رغم رشد تکنولوژی، انتظار داریم که قیمت تمام شده مواد اولیه و کالاهای مختلف در بازارهای جهانی کاهش یابد ولی در برابر آن شاهد افزایش عمر معادن، کاهش عیار، افزایش دشواری های فنی و زیست محیطی و همچنین افزایش رقابت در تولید و تجارت هستیم. این روند به معنی رشد حجم عرضه ها و در کنار آن افزایش قیمت تمام شده تولیدات با محوریت مواد اولیه و فلزات خواهد بود. کاهش قیمت تمام شده مواد اولیه همپای رشد تکنولوژی ها ثبت نشده و همین سیگنال به معنی رقابتی نابرابر بین تولیدکنندگان اصلی مواد معدنی است و در نهایت موجب شده تا بسیاری از واحدهای تولیدی به ناچار حجم تولید خود را کاهش دهند. این رفتار موجب شد تا موجودی انبارها در جهان رشد چندانی پیدا نکند ولی قیمت ها نیز افزایشی نبوده است. رقابت بین تولیدکنندگان بزرگ و کوچک اگرچه به رشد حجم عرضه کل منجر شده ولی بسیاری از توانمندی های تولید هم در شرایط فعلی قدرت رقابت با سایرین را نداشته و ندارد. این موارد ریسک های جدیدی را در برابر حجم و قیمت پیشنهادی طرف عرضه ایجاد کرده و به این معنی است که با رشد قیمت ها، پتانسیل رشد عرضه وجود دارد و بازارها توانمندی چندانی برای رشد قیمت ها ندارند. موارد دیگر نیز احتمال توقف عرضه یا تعویق در زمان تحویل را در بر دارند که به نابسامانی طرف عرضه منتهی شده است.

7 - ریسک های تقاضا: سال هاست که طرف تقاضا برای کالاهای مختلف به خصوص در بازارهای پایه رشد بزرگی را تجربه نکرده است و شاید بتوان گفت که دلیل اصلی عدم رشد جدی قیمت ها از اواخر سال 2016 تاکنون نیز در همین نکته نهفته است.

سطح رفاه جوامع همچون گذشته رشد چندانی ندارد و درآمد افراد نیز به قدری افزایش پیدا نکرده که بتواند از رشد تقاضای جدی برخوردار شود. برای سال 2020 نیز انتظار برای رشد مطلوب یا حتی متعادل تقاضا را نمی توان در نظر گرفت. با این حال توزیع تقاضا در نقاط مختلف جهان با هم برابر نیست. اگر بپذیریم که خطر رکود جدی است ریسک طرف تقاضا برای کشورهایی مانند آمریکا، چین و کشورهای اروپایی بالا است که این موضوع روی تولید و تجارت در این بخش ها اثرات منفی جدی بر جا خواهد گذاشت.

8 - ریسک کاهش رشد اقتصادی: در سال 2019 رشد اقتصادی جهان رقمی نزدیک به 5/ 2 درصد برآورد شده که نسبت به سال گذشته پیش بینی می شود 2/ 0 واحد درصد پایین تر باشد. با توجه به ریسک های موجود برای سال جاری میلادی باید پتانسیل کاهش رشد اقتصادی در جهان یا کشورهای برجسته متفاوت از این میزان باشد به عنوان مثال اقتصادهای پیشرفته 2/ 0 درصد، آمریکا نیم درصد و حوزه یورو 1/ 0 درصد از 2019 کوچکتر خواهند شد که از مخاطرات خاص خود برخوردار خواهد بود و اثرگذاری گسترده ای بر همه چیز به همراه دارد.

کاهش رشد اقتصادی به معنی کاهش درآمد افراد، رشد بیکاری و پتانسیل ناآرامی های اجتماعی و حتی قدرت گرفتن گروه های سیاسی تندرو خواهد بود که به مخاطرات بازارهای کالایی دامن می زند.

9- تصمیمات و رخدادهای غیرمنتظره در دنیای امروز تصمیمات افراد و گروه ها خود به یک مخاطره تبدیل شده و می تواند احتمال خروج از پیمان های مختلف را در بر داشته یا به مخاطرات ژئوپلیتیک بدل شود. همین مطلب در کنار قدرت گرفتن افراد در کشورها یا شرکت ها می تواند به خودی خود یک مخاطره جدید برای بازارهای کالایی بوده و ریسک های عملکرد را افزایش دهد. در سال های اخیر شاید یکی از مهم ترین ریسک های غیرقابل انتظار ریسک تصمیمات رئیس جمهور آمریکا بوده که کشورهای مختلف دنیا را از منظر اقتصادی با نگرانی های زیادی روبه رو کرده و هنوز این ریسک به قوت خود باقی است و قطعا در سال جاری ادامه خواهد یافت.

10 - ریسک ریزش بازار سهام: بازارهای سهام جهانی با محوریت آمریکا در سطوح قیمتی بسیار بالایی قرار دارند. در صورت تزریق هر بحران گسترده؛ امکان تغییر فاز در این بازارها جدی خواهد بود و اگر شاهد افت نرخ در بازار سهام آمریکا باشیم، بازارهای کالایی نیز از آن تاثیر خواهند پذیرفت. تجربه نشان داده که رکود در بازارهای جهانی در زمانی جدی خواهد شد که به بازار سهام آمریکا برسد بنابراین ریزش نرخ در بازار سهام این کشور به معنی سقوط آزاد بازارهای کالایی است و باید همین مطلب را به عنوان یک ریسک برای بازارهای کالایی به شمار آورد.

11 - ریسک های سیاسی و اجتماعی: پایگاه اطلاع رسانی AGWEB فعال در حوزه بازار محصولات کشاورزی، ریسک های سیاسی را مهم ترین نگرانی در بازارهای کالایی به شمار آورده است. انتخابات های پیش رو و همچنین استیضاح در کنار پتانسیل ناآرامی های اجتماعی و این قبیل بحران ها می تواند ریسک های بالقوه و قدرتمندی به شمار رود که بازارهای کالایی را دستخوش تغییر خواهد کرد. انتخابات ها می تواند به قدرت گرفتن احزاب و جریان های تندرو در اقصی نقاط جهان منتهی شود که از یکسو تغییرات جدی اقتصادی را به همراه داشته و از سوی دیگر احتمال خروج کشورها از معاهدات را تقویت کند. رخدادهای هنگ کنگ هنوز ادامه دارد و پتانسیل سرایت این قبیل ناآرامی ها به سایر کشورها یا تداوم آن در کشورهایی همچون عراق  وجود دارد. در دنیای امروز شاید بتوان گفت که اغلب کشورها احتمال این تغییرات را مورد محاسبه قرار داده اند و البته بازارهای کالایی از این مسیر مستعد تغییر هستند.

12- محدودیت ها و مخاطرات زیست محیطی: شرایط آب و هوایی به سرعت در جهان درحال تغییر است که همراه با گرم تر شدن کره زمین اهمیت آن برجسته تر شده است. آتش سوزی های گسترده یا سیل دو نمونه مشخص از این قبیل ریسک هاست که سایه تردید را در بازارهای کالایی تقویت می کند. همین شرایط باعث شده تا محدودیت های تولید و مصرف افزایش یابد که بر حجم تقاضا و قیمت تمام شده تولید اثرگذار بوده و درآمدزایی کمتری را نصیب اقتصاد جهانی خواهد کرد. به نظر می رسد که سال 2020 شاهد مخاطرات بیشتر زیست محیطی باشیم و البته اثرگذاری مثبتی بر بازارهای جهانی نخواهد داشت.