آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
جهان
۴
ترجمه روز

توهم بازارهای مالی در مورد ایران

مترجم: هدیه عابدی

حمله ایران به یکی از پایگاه نیروهای امریکایی در عراق (عین الاسد) که در رسانه های غربی از آن با عنوان انتقام محدود ایران در پی ترور فرمانده ارشد این کشور (شهید) سلیمانی یاد شد، موجب شده است بازارهای جهانی این طور نتیجه بگیرند که آخرین تهدید اقتصاد جهانی نیز از بین رفته است. اما اینکه ایران و امریکا تاکنون از انجام یک جنگ تمام عیار خودداری کرده اند به این معنا نیست که بازارهای جهانی دیگر در معرض خطر قرار ندارند. وب سایت تحلیلی «پراجکت سیندیکیت» در گزارشی نوشت: پس از ترور فرمانده نیروهای قدس ایران (شهید) قاسم سلیمانی به دست امریکا و انتقام اولیه ایران علیه دو پایگاه نظامی امریکا در عراق، بازارهای مالی جهان وارد وضعیت عدم ریسک پذیری شده اند بنابراین قیمت نفت 10 درصد افزایش یافت، سهام بازارهای امریکا و جهان چندین درصد کاهش پیدا کرد و بازده اوراق قرضه نیز کمتر شد. اگرچه به رغم خطر وقوع درگیری میان امریکا و ایران و عواقبی که ممکن است بر بازارهای جهانی داشته باشد، این دیدگاه که هر دو طرف از تشدید تنش های بیشتر خودداری خواهند کرد، به مدت کوتاهی سرمایه گذاران را آرام و تغییرات قیمت ها را معکوس کرد. برای توجیه این تغییر رویه، می توان دو فرضیه را مطرح کرد. اول اینکه بازارهای جهانی بر این باورند که نه ایران و نه امریکا خواهان جنگ تمام عیار نیستند، موضوعی که هم کار رییس جمهور ایران و هم دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا را در انتخابات آینده سخت می کند. دوم، به نظر می رسد سرمایه گذاران معتقدند که تاثیر اقتصادی جنگ خیلی زیاد نیست. با وجود همه اینها، پس از شوک های نفتی گذشته مانند جنگ یوم کیپور در سال 1973، انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و حمله عراق به کویت در سال 1990، اهمیت نفت به عنوان یک ورودی در تولید و مصرف به شدت کاهش یافته است. علاوه بر این، اکنون خود امریکا یکی از تولیدکنندگان بزرگ انرژی در جهان به شمار می رود پیش بینی نرخ تورم بسیار کمتر از سال های گذشته است و به دنبال شوک قیمت نفت، ریسک کمی برای بالا رفتن نرخ بهره بانک های مرکزی وجود دارد. مشخصا هر دو فرضیه ناقص هستند. حتی اگر احتمال وقوع یک جنگ تمام عیار کم به نظر برسد، دلیلی وجود ندارد که باور کنیم روابط امریکا و ایران دوباره به وضعیت سابق باز خواهد گشت. این ایده که حمله به دو پایگاه نظامی امریکایی در عراق (که به ادعای غربی ها هیچ کشته ای نداشته) حس انتقام جویی ایران را برطرف کرده باشد، بسیار ساده لوحانه است. آن موشک های ایرانی تنها مقدمه ای بر پاسخی بود که قرار است با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در ماه نوامبر داده شود. این درگیری به خشونت علیه متحدان امریکا در منطقه (مانند حمله به اسراییل)، تقابل نظامی مستقیم (البته بدون ورود به جنگ تمام عیار)، ایجاد موانع برای ناوبری در خلیج فارس، حملات سایبری، گسترش تسلیحات هسته ای و دیگر موارد منجر خواهد شد. هر یک از اینها می تواند موجب تشدید ناخواسته درگیری میان دو کشور شود. با توجه به اینکه حمله به خاک ایران از سوی امریکا نامحتمل است، این کشور در معرض خطر جنگ قرار ندارد و پس از پاسخ به ترور (سردار) سلیمانی اتحاد مردم این کشور با دولت آن بیشتر شده است. در مقابل یک جنگ تمام عیار و افزایش قیمت نفت در نتیجه آن و رکود جهانی می تواند موجب تغییر رژیم در امریکا شود، اتفاقی که ایران به شدت از آن حمایت می کند. بنابراین ایران می تواند تشدید تنش ها را تحمل کند و برای انتقام در ابتدا از طریق متحدان و جنگ نامتقارن اقدام می کند تا از واکنش فوری امریکا جلوگیری شود. فرضیه بعدی در مورد عواقب درگیری برای بازارهای جهانی نیز به همین اندازه اشتباه است. با وجود اینکه وابستگی امریکا به نفت کشورهای خارجی نسبت به قبل کمتر شده است، اما حتی یک افزایش نرخ معمولی در قیمت نفت نیز می تواند رکود و بحران اقتصادی گسترده تری ایجاد کند، همان طور که در سال 1990 اتفاق افتاد. در حالی که افزایش ناگهانی قیمت نفت سود تولیدکنندگان انرژی امریکا را بیشتر می کند، اما این سود از هزینه هایی که بر مصرف کنندگان نفت در امریکا (هم خانگی و هم شرکتی) وارد می شود، کمتر است.

در مجموع هزینه های مصرف کنندگان و رشد اقتصادی امریکا کاهش می یابد، همان طور که در همه اقتصادهای بزرگ واردکننده نفت خام (مانند ژاپن، چین، هند، کره جنوبی، ترکیه و بیشتر کشورهای اروپایی) اتفاق می افتد. در نهایت با اینکه بانک های مرکزی نرخ سود خود را با تغییرات ناگهانی قیمت نفت بالا نمی برند، اما دیگر جایی هم برای آسان تر کردن بیشتر سیاست های مالی ندارند. به گزارش شرکت خدمات مالی و بانکداری امریکایی «جی پی مورگان چیس» وقوع درگیری که موجب بسته شدن تنگه هرمز به مدت شش ماه شود، می تواند نرخ نفت را تا 126 درصد افزایش داده و قیمت هر بشکه را به 150 دلار برساند و باعث رکود شدید جهانی شود. حتی یک اختلال محدودتر - مانند بسته شدن یک ماهه تنگه هرمز- نیز می تواند قیمت هر بشکه نفت را تا 80 دلار افزایش دهد. اما حتی این تخمین ها نیز نقشی را که قیمت نفت در اقتصاد جهانی ایفا می کند به خوبی نشان نمی دهند. قیمت نفت ممکن است خیلی بیشتر از یک مدل اولیه عرضه و تقاضا افزایش یابد، چرا که بسیاری از بخش ها و کشورهای وابسته به نفت در اقدامی احتیاطی درگیر ذخیره آن خواهند شد. از این رو حتی یک افزایش نرخ معمولی تا 80 دلار برای هر بشکه نیز می تواند منجر به وقوع خطری شود که با کاهش حداقل 10 درصدی سهام بازارهای امریکا و جهان به سرمایه گذاران، تاجران و مصرف کنندگان آسیب بزند. در حالی که فعلا احتمال وقوع یک جنگ تمام عیار کم است، اما شانس بازگشت به وضعیت پیش از ترور (سردار سلیمانی) حتی از آن هم کمتر است. محتمل ترین سناریو این است که وارد وضعیت «منطقه خاکستری» شویم (درگیری های غیرمستقیم و مستقیمی که منجر به جنگ نمی شوند) و این می تواند ریسک وقوع یک جنگ تمام عیار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، اینکه بازارها تصور کنند آب ها از آسیاب افتاده و شرایط رو به بهبود است، نه تنها ساده لوحانه بلکه کاملا توهم است. خطر توقف رشد اقتصادی یا حتی رکود جهانی اکنون بسیار بیشتر شده و رو به افزایش است.