آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
جامعه
۱۲
موزه

موزه، اتمام یا آغاز

سارا کریمان

موزه شدن سرنوشت متعالی و عاقبت خیری است که برای هر خانه و محوطه تاریخی در ذهن متبادر می شود. این تغییر و بازتعریف، گاه در امتداد هویت مکانی و گاه تماما منفصل و تازه است که در خصوص هریک از این دو رویکرد مصادیق بی شمار جهانی وجود دارد. موزه انتخابی امن است برای اثبات خیراندیشی، پیگیری دغدغه انتفاع عمومی و بقای فضاهای تاریخی. پذیرش قالب موزه تا حدودی به معنای حقانیت یافتن و گذار از معبری سهل الوصول است. در میان فضاهایی با ویژگی های یکسان تاریخی و هنری آنکه در هیات موزه در آمد، پیروز میدان شده و سر و گردنی بر دیگران برتری یافته. در میان فضاهای تاریخی که به موزه تبدیل می شوند گروهی ذات پیشین خود را در قالبی دیگر جست وجو می کنند به طور مثال خانه موزه شهید مدرس و گروهی دیگر با محتوایی کاملا متفاوت یا صورتی تحول یافته ظهور می یابند. همانند خانه تیمورتاش که امروزه به عنوان موزه جنگ درب های آن به روی عموم گشوده است. از طرفی خانه ای که دیگر به هیچ وجه خانه نیست و از طرفی با مسند تیمور تاش در ارتباط است یا خانه خیابان ولیعصر که روزگاری یکی از هزاران بود اما اکنون دیگر یگانه ای در بردارنده هزاران است. به نظر می رسد فرآیند موزه شدن وجاهت پایان بخشی به حیات پیشین مکان ها را داشته و آغازیدن سرنوشتی تازه به معنای ختم کاربری و گذشته هویتی آن بوده. اما چنانچه فضا و ساختمان ها را فراتر از ظروفی برای نمایش و انباشت بدانیم، تاثیرات حسی و همچنین توانایی معماری در انتقال داده های تاریخی و فرهنگی غیر قابل انکار است؛ به طوری که خانه قاجاری نسبتا در بازگویی مفهومی مدرن ناتوان است. جنبش قابل تقدیر تبدیل خانه ها و فضاهای تاریخی به موزه، اگرچه به رشد فضاهای فرهنگی در شهر ها می انجامد از طرفی نهیب عدم ایجاد و طراحی موزه هایی با انگیزه تولد موزه و محتوایی تازه را گوشزد می کند، چنانچه در دهه های اخیر از طراحی بنای معماری قابل تامل با کارکرد موزه ای خبری نیست و در واقع می توان پدیده موزه شدن خانه های تاریخی را راه گریزی بر فقدان این مهم دانست چرا که همواره خانه های تاریخی محدودیت هایی را در طراحی موزه تحمیل می کنند و بعضا مفاهیم را تحت تاثیر قرار می دهند، در حالی که چنانچه فضایی از ابتدا در راستای هدف یک مجموعه موزه ای طراحی و ساخته شود، تمامی اجزای ایجادشده، معنا دار و در راستای بیان رسالت آن موزه قرار می گیرند. بازنگری در فلسفه حضور و تاسیس یک موزه، جایگاه اجتماعی آن و اهمیت تخصیص و طراحی معماری موزه های نوظهور را یادآور می کند. اگرچه ادامه حیات یک فضای تاریخی به عنوان موزه نویدبخش است اما عدم سرمایه گذاری برای تاسیس فضاهای فرهنگی در شکلی خارج از مجموعه های مال، رستوران و سینما بسیار تاسف بار و بدون چشم انداز است.