آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۹۷۰۶
صفحه اول
۱
یادداشت

ترامپ و ضرباتش به اقتصاد آمریکا!

محمدمهدی عباسی

شاید اگر یک نفر در سال 2000 میلادی در ایالات متحده به خواب می رفت و 20 سال بعد یعنی در سال 2020 میلادی از خواب بیدار می شد، از اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده شده بود سکته می کرد و جان می داد. آری، دونالد ترامپ! مردی که به یک باره با شکست تمام رقبای درون حزبی و نهایی خود در انتخابات سال 2016 میلادی، توانست رئیس جمهور ایالات متحده شود. مردی که همواره تصمیمات، رفتارهای شخصی و سیاست های دولتش مورد تمسخر  و انتقاد مردمان و دولتمردان سراسر جهان بوده است و کم تر روزی را می توان یافت که مطلب یا ویدئویی در تمسخر رفتارها و سخنان او در رسانه ها یافت نکرد. اما باوجود همه  این نگاه ها و هجمه های منفی نسبت به او، ترامپ و رسانه های همسوی او همواره تلاش کرده اند تا بزرگ ترین دستاورد دولت ترامپ را رشد اقتصادی ایالات متحده و بهبود وضعیت معیشتی مردم آمریکا معرفی کنند و به نظر می آید که تا حد بسیار زیادی در ترویج آن نیز موفق بوده اند و این روزها مردمان سایر کشورها عموما ترامپ را رئیس جمهوری با کارنامه بسیار مثبت اقتصادی می دانند. موضوعی که احتمالا بارها در ماه های گذشته در محافل گوناگون نیز به گوشتان خورده است یا آمارهای مرتبط با آن را در رسانه ها و فضای مجازی مشاهده کرده اید. اما این ادعا چه میزان درست است؟ آیا ترامپ رئیس جمهور موفقی از حیث اقتصادی بوده است؟ آیا برخلاف باور بسیار عجیبی که پیرامون موفقیت های اقتصادی ترامپ در میان ما شکل گرفته، او و دولتش توانسته اند مشکلات اقتصادی و معیشتی آمریکا را برطرف کنند؟ آنچه که آمارها و تحلیل های اقتصادی به ما نشان می دهند، چیزی خلاف باورهای شکل گرفته هستند و دلایل فراوانی را برای رد این باور به ما ارائه می کنند.

1: همواره مهم ترین استدلال برای موفقیت های اقتصادی دوران ریاست جمهوری ترامپ، کاهش نرخ بیکاری آمریکا بوده است. نرخی که از 1969 تاکنون در ایالات متحده بی سابقه بوده است. اما به رغم تمام تلاشی که ترامپ و تیمش در حال انجام آن هستند تا این نرخ را موفقیت دولت خودشان معرفی کنند، این نرخ بیکاری پایین صرفا دستاورد او و دولتش نیست. کاهش نرخ بیکاری در آمریکا، تقریبا  از اوایل دولت باراک اوباما آغاز شد و از 10 درصد به زیر 5 درصد رسید و ترامپ فقط در میانه این شیب کاهشی روی کار آمد و آن را به زیر 4 درصد رساند. همچنین یک مقایسه ساده از اشتغال ایجادشده در 29 ماه آخر اوباما با 29 ماه نخست ترامپ نشان می دهد که اوباما توانسته بود یک میلیون شغل بیشتر از ترامپ ایجاد کند. (ذکر این نکته ضروری است که غرض از این مطلب دفاع از سیاست های دولت اوباما و شخص او نیست، بلکه پاسخ به کسانی است که دونالد ترامپ را یک رئیس جمهور افسانه ای می دانند.) همچنین شکاف فراوانی میان نرخ بیکاری اعلام شده توسط دولت آمریکا با نرخ بیکاری واقعی وجود دارد. به طور مثال ایالات متحده بیش از 2 میلیون و 300 هزار زندانی دارد. افرادی که با وجود نداشتن شغل هرگز در آمارهای نرخ بیکاری به حساب نمی آیند. در همین راستا کریس هجز، نویسنده معروف آمریکایی می گوید: «اگر شما بدانید که چگونه این نرخ ها (نرخ بیکاری) محاسبه شده اند، می بینید که نرخ بیکاری ثابت مانده است.مثلا اگر شما هفته ای یک ساعت کار کنید شاغل محسوب می شوید! اگر شما چهار هفته در جست وجوی شغل نباشید به شکل عجیب وغریبی از لیست بیکاران حذف می شوید! این آمار بخش بزرگی از جامعه را در برنمی گیرد؛ مثل دانشجویان و یا بازنشستگانی که برای جبران کسری درآمد ناچیزشان با کاروان های باربری شرکت آمازون در جاده ها 12 ساعت در روز کار می کنند؛ و یا همچنین افراد نیمه وقت نیازمند به شغل و یا حتی زندانیان... با این محاسبه نرخ واقعی بیکاری در آمریکا 17 درصد می شود.»

2: دولت ترامپ هم اکنون با کسری بودجه یک تریلیون دلاری مواجه است. کسری بودجه ای که در مقایسه با بسیاری از دولت های پیشین ایالات متحده رقم بسیار بالایی است. همچنین او و دولتش این روزها با بدهی 23 تریلیون دلاری نیز مواجه هستند. رقمی که نزدیک به یک سوم بدهی کل جهان است و تبدیل به بحرانی شده که تاکنون دولت ترامپ قادر به حل آن نبوده و طی چند سال گذشته نیز به وخامت آن افزوده است.

3: نرخ رشد تولید ناخالص ملی آمریکا در پایان سال 2019 میلادی 2.1 درصد بود. بسیار کمتر از 4، 5 یا 6 درصدی که ترامپ در اوایل دولتش وعده آن را داده بود و البته کمتر از 2.4 درصدی که میانگین رشد تولید ناخالص ملی در دوره ی دوم ریاست جمهوری باراک اوباما بود. همچنین صندوق بین المللی پول نیز در گزارش جدید خود برآورد کرده رشد اقتصادی آمریکا به 2 درصد در سال 2020 و 1.7 درصد در سال 2021 برسد که این نیز زنگ خطری جدی برای کارنامه ی اقتصادی دونالد ترامپ است.

4: از زمان روی کار آمدن ترامپ در ایالات متحده، 7 میلیون نفر به جمعیت افراد فاقد بیمه سلامت در آمریکا اضافه شده است و میزان آمریکایی های بدون بیمه طی 3 سال از 10.9 درصد به 13.7 درصد جمعیت این کشور رسیده است. معضلی که هرگز نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. چرا که مطابق نظرسنجی ها نخستین دغدغه بسیاری از آمریکایی ها یا به تعبیر دقیق تر یکی از اصلی ترین مطالبات مردم آمریکا از دولت این کشور، کاهش هزینه های سلامت یا بهبود خدمات درمانی در ایالات متحده است. معضلی که سالانه موجب کشته شدن یا ورشکستگی ده ها هزار آمریکایی نیز می شود. حال باوجود همه این ها، ترامپ طی سال های ریاست جمهوری اش نه تنها اقدامی اساسی و کارساز پیرامون حل این معضل کلیدی انجام نداده است بلکه موجب تشدید این بحران نیز شده است.

5: از زمانی که دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده شده است، متوسط دستمزدها در آمریکا افزایش بسیار اندک و ناچیزی داشته است. به طور مثال متوسط درآمد سالانه خانوارهای آمریکایی در سال نخست ریاست جمهوری ترامپ، 62 هزار و 600 دلار بوده است. این درآمد در سال 2018 یعنی سال دوم ریاست جمهوری ترامپ، تنها با افزایش بسیار اندک 500 دلاری به 63 هزار و 100 دلار رسیده بود. آن هم در آمریکایی که مطابق آمارها هم اکنون 78 درصد مردم آن paycheck to paycheck یا حقوق به حقوق زندگی می کنند و نزدیک به 43 درصد آن ها مطابق آماری دیگر قادر به تامین هزینه های ابتدائی مانند اجاره و غذا نیستند. حال در چنین کشوری، دستمزدها برخلاف هیاهوی فراوان موفقیت های اقتصادی ترامپ افزایش ناچیزی داشته اند و همچنان ارزش دستمزد یک کارگر تمام وقت در آمریکا(به نسبت تورم) از 40 سال قبل آن 3 درصد کمتر است.

6: اما در آخر وضعیت تجاری دولت دونالد ترامپ نیز تعریف چندانی ندارد. مطابق آمارها، کسری تجاری دولت ترامپ در سال 2018 میلادی یک چهارم بیش از زمانی بوده است که او دولت را در آمریکا تحویل گرفته بود. موضوعی که در کنار هزینه های جنگ تجاری آمریکا با چین در دوره ترامپ و نارضایتی کشاورزان آمریکایی از او، تبدیل به کابوسی جدی برای این فرد و دولتش شده است. چرا که اصلی ترین گروهی که قربانی جنگ های تجاری ترامپ شده اند کشاورزان آمریکایی بوده اند. کشاورزانی که یکی از اصلی ترین گروه هایی بوده اند که در سال 2016 میلادی به ترامپ رای داده بوده اند و هم اکنون بسیار از او و سیاست هایش ناراضی هستند.

این ها تنها چندین دلیل عمده از عدم موفقیت ترامپ و دولتش در حل مشکلات اقتصادی آمریکا بودند. دلایلی که بیش از هر چیز به ما نشان دادند که ترامپ برخلاف هیاهو و سر و صداهایش که بسیاری را در جهان و به طور خاص در کشور ما با خود همراه کرده است، آمریکا و اقتصادش را بیش ازپیش وارد بحران کرده است. بحران هایی که در کنار مشکلات معیشتی و رفاهی میلیون ها آمریکایی، در انتخابات نوامبر 2020 بی شک اصلی ترین موضوعاتی خواهند بود که گریبان دونالد ترامپ را خواهند گرفت.