آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۸۲۶
صفحه اول
۱
سرمقاله

قواعد پارلمان ملی

دکتر روح الله اسلامی

پارلمان هر چند ریشه های شورایی و مجالس اشرافی در روزگار باستان و میانه داشته است، اما به معنای جدید زمانی که شهروندان اراده معطوف به قدرت پیدا کردند و توانستند منبع قانون گذاری را در اختیار بگیرند، تاسیس شد. زمانی که مشروعیت حکومت به اراده عمومی شهروندان و قرارداد اجتماعی ارجاع شد و همزمان دولت های ملی به وجود آمد، پارلمان ملی شکل گرفت.

پارلمان دارای قواعد و فرمول های اثبات شده و تجربی است که در غیبت هر یک از آنها کارآمدی این نهاد کنار می رود و تبدیل به مجلسی محلی و میان مایه خواهد شد.

پارلمان و دولت- کشور ملی: همزمان با شکل گیری دولت- کشور ملی با عناصر مرزهای ثابت، حاکمیت تامه، مشروعیت مردمی، بوروکراسی تخصصی و ارتش ملی، شهروندان احساس کردند به میزانی که مالیات می دهند و بنابر فلسفه قرارداد اجتماعی، باید قدرت حکومت مشروط شود. مشروطیت قدرت به پارلمانی بود که برآمده از قدرت شهروندان تاسیس می شد و نمایندگان به عنوان منتخبان شهر، استان، ایالت و حزب، طراحان، سخنگویان و ناظران بر لویاتان (غول دولت) بودند. هر نماینده به عنوان بازیگری ملی، منافع، امنیت و مصلحت ملی کشور را در نظر می گیرد. بنابراین پارلمان در برابر همه شهروندان و کلیت دولت- کشور ملی مسوول است. هر گونه گرایش شهر، استان، طایفه و قومیت، نماینده را به بازیگری محلی و ناکارآمد بدل می سازد که فلسفه تشکیل پارلمان را زیر سوال می برد.

هنر حکمرانی در پارلمان: به لحاظ معرفت شناسی پارلمان به مجموعه ای از دانش های هنر حکمرانی نیاز دارد. هنر حکمرانی به دانش و علومی ارتباط دارد که موضوعات عمومی را بررسی می کنند. اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی، روابط بین الملل و دانش هایی که امر عمومی و اجتماعی را بررسی می کنند برای حکمرانی مناسب هستند. علاوه بر علم و تخصص نیاز به تجربه است و معمولا نیروهای اجرایی که در نهادهای مختلف فعالیت می کنند بر اثر آزمون و خطا و کسب تجربه های سیاسی می توانند نمایندگان آگاه و اثربخشی برای شهروندان باشند. نمایندگانی که قانون اساسی، فنون سیاست گذاری، مکانیزم های نظارت و ارزیابی را نمی دانند و تخصص و تجربه کنش سیاسی ندارند، قوه مقننه را تشریفاتی و بی اثر می سازند.

نمایندگان اصناف و طبقات در پارلمان: پارلمان ملی نیاز به نمایندگانی دارد که سخنگو و ناظر حکومت از سوی همه اقشار و طبقات باشند. صنف تجار، بانکداران، رانندگان، دهقانان، کشاورزان، بازاریان، علما، معلمان و... نیاز به سخنگو و مدافع منافع دارند. در پارلمان ملی از هر صنف و طبقه ای نمایندگانی حضور دارند و در نزاع و برخورد منافع سعی می شود تعادلی میان ذی نفعان شکل گیرد. اگر نظام انتخاباتی ساده باشد و ارتباطی میان اصناف و پارلمان وجود نداشته باشد، تنها علما، نظامیان، معلمان، سیاستمداران و طبقه متوسط در پارلمان حضور خواهند داشت. به عنوان مثال کارگران، دهقانان و زنان نمایندگانی نخواهند داشت و اکثریت جامعه احساس تعلقی به پارلمان ندارند. طبقات پایین نیاز به نماینده دارند و اگر نظام انتخاباتی اکثریتی و ساده طراحی شود اغلب اقشار اجتماعی بی قدرت از گردونه رقابت سیاسی حذف می شوند.

در هم تنیدگی نظام احزاب و پارلمان: پارلمان ملی نیاز به تعادل دارد و این مورد با احزاب اجرایی می شود. احزاب مدرسه سیاسی و مقوم دموکراسی هستند. در حزب، شهروندان سخنرانی، رای دادن، لابی کردن، قواعد مالی و قوانین کشورداری می آموزند. پارلمان های ملی برآمده از نظام های حزبی محکم و اثربخش هستند و تنوعی از اندیشه را معنادار می سازند. حزب دارای راهبردهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماتیک و محیط زیستی است و به صورت تخصصی همیشه آلترناتیو قدرت موجود محسوب می شود. احزاب شرکت های سیاسی هستند که به صورت علمی و هدفمند سهام سیاسی خرید و فروش می کنند و انتخابات برای آنها همانند بازار سهام است. نظام انتخاباتی که جایگاه احزاب را به رسمیت بشناسد و برای آنها سهم در نظر گیرد، پارلمان حرفه ای و ملی شکل می دهد. حزب، اسکلت و استخوان دموکراسی است و بدون آنها سردرگمی در انتخابات شکل می گیرد.