آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
حوادث
۱۱

درخواست اعدام در ملا عام برای عامل قتل عام خانوادگی

مردی که اعضای یک خانواده را به طرز هولناکی به قتل رسانده است، با درخواست قصاص در ملا عام از سوی اولیای دم روبه رو شد.

به گزارش خبرنگار ما، قتل عام اعضای این خانواده خرداد سال جاری اتفاق افتاد. آن زمان وابستگان این خانواده به پلیس گزارش دادند از زن و شوهر جوان و فرزند آنها خبری نیست.

در ابتدا مادر بیتا، دختر هشت ساله به پلیس مراجعه کرد. او گفت: من و همسرم، دانیال سال 92 از هم جدا شدیم. ما یک دختر به نام بیتا داشتیم. دادگاه حضانت بیتا را به پدرش داد. دو سال بعد از جدایی، هم من و هم شوهرم ازدواج کردیم و بیتا با پدر و نامادری اش، سحر زندگی می کرد. من هفته ای یک بار بیتا را می دیدم. آخرین بار هم در تعطیلات بود که دخترم به خانه من آمد و بعد از تعطیلات با سحر تماس گرفتم و قرار گذاشتم که بیتا را ببرد.

این زن در ادامه گفت: سحر و دانیال رفتار خوبی با دخترم داشتند، اما متوجه شده بودم پدر بیتا احتمالا اعتیاد دارد و به همین خاطر می خواستم حضانت بچه را بگیرم. به دادگاه رفتم و درخواست حضانت دادم. پرونده نزد قاضی رفت. قاضی به من گفت فصل امتحانات دخترت است، دو ماه صبر کن امتحاناتش تمام شود، اگر اعتیاد پدرش ثابت شد، حضانت بچه را به تو می دهیم. حرفش منطقی بود و من نمی خواستم دخترم در درس هایش آسیب ببیند، به همین خاطر هم تصمیم گرفتم تا تابستان صبر کنم.

این زن گفت: چند روز است با دانیال، شوهر سابقم، تماس می گیرم و جواب نمی دهد. همسر او سحر هم تلفنش را جواب نمی دهد و دخترم بیتا هم به مدرسه نرفته است. من فکر می کنم اتفاقی برای آنها افتاده است.

خانواده سحر و دانیال هم شکایتی را مطرح کردند و خواستار رسیدگی شدند تا اینکه ماموران پی بردند آخرین فردی که با دانیال تماس گرفته، دوستش به نام مهدی بوده است. وقتی مهدی مورد سوال قرار گرفت مدعی شد خبری از سرنوشت دوستش ندارد، اما پلیس فهمید مهدی مواد می فروشد و از دو سال قبل ارتباطش با دانیال آغاز شده و آخرین بار هم او دانیال و اعضای خانواده اش را برای پیک نیک دعوت کرده بود. در نهایت مهدی لب به اعتراف گشود و گفت: من، دانیال و همسر و فرزندش را به قتل رساندم. دانیال نسبت به من سوءظن داشت. من آنها را به باغ مادرم دعوت کردم تا دور هم باشیم، اما وقتی با سحر حرف زدم، دانیال ناراحت شد و فکر کرد من به همسرش نظر دارم.

 سر این موضوع با هم درگیر شدیم و من ابتدا دانیال را زدم، بعد به سمت سحر رفتم، سحر فریاد زد و از بیتا خواست فرار کند و خودش را نجات دهد، اما بیتا آجر برداشت که من را بزند، به همین خاطر هم سحر و بیتا را به قتل رساندم.

بعد از اعترافات این مرد و کشف اجساد، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. اولیای دم هر سه مقتول پرونده در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص در ملا عام برای متهم کردند.

وقتی متهم در جایگاه قرار گرفت، اتهام قتل را قبول کرد، اما مدعی شد به خاطر مصرف مواد مخدر دست به این قتل زده و زمان جنایت تحت تاثیر مواد مخدر بوده است. 

او گفت: من اصلا یادم نمی آید دقیقا چه اتفاقی افتاد، فقط می دانم وقتی رفتم غذا بیاورم و دوباره برگشتم. دانیال عصبانی بود، من اصلا در حال خودم نبودم، مواد کشیده بودم و آنها را به قتل رساندم.

متهم گفت: ابتدا دانیال را کشتم و بعد سحر را به قتل رساندم، بعد رفتم کمی هروئین کشیدم تا آرام شوم و بعد از آن بود که بیتا را به قتل رساندم.

در این هنگام قاضی به متهم گفت: چرا شیشه نکشیدی؟

متهم گفت: چون با هروئین حالم بهتر می شد، به همین خاطر شیشه نکشیدم.

قاضی گفت: پس آن قدر هوشیاری داشتی که تشخیص بدهی اگر هروئین بکشی حالت بهتر می شود و انتخاب کردی که شیشه نکشی، بنابراین نمی توانی ادعا کنی که تحت تاثیر مواد بودی و متوجه کارهایت نبودی.

متهم به این سوال پاسخ نداد.

هیئت قضات بعد از گفته های متهم و وکیل مدافع او برای تصمیم گیری دراین باره وارد شور شدند.