آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
صفحه اول
۱
یادداشت

همت عالی برای تبدیل نشدن ها به شدن

محسن خلیلی عراقی

بکوشید تا رنج ها کم کنید/ دل غمگنان شاد و بی غم کنید. خداوند متعال را سپاسگزارم که سال و مجالی دیگر را برای زیستن در این جهان و در این پهنه زیبا، -ایران- فراهم کرد؛ فرصتی که شایسته است در مسیر کاهش درد و رنج و آلام بشری و ایجاد خوشبختی و سعادت و رفاه انسان ها؛ آن هم در این وضعیت دشوار و شیوع بیماری نفس گیر اخیر، از آن بهره برد. آرزویی که البته به سادگی و یکباره به دست نمی آید؛ چرا که تغییر و تحول در طبیعت و جوامع انسانی امری بطئی و تدریجی است و از پس دوره های زمانی طولانی حادث می شود؛ اما این به معنای سکون نیست و در پس آرامش ظاهری، جنب و جوشی وسیع و عمیق در جان جهان جاری است و هر از چندگاهی «نقاط عطفی» در روند حرکتی طبیعت و جامعه رخ می دهد. به گمان نگارنده ما به عنوان نوع انسان و همچنین به عنوان شهروند جهانی و نیز در مقام انسانی ایرانی، اکنون در آستانه نقاط عطف مهمی قرار گرفته ایم که لازم است این موقعیت ها را بشناسیم و در آستانه سال جدید همه توان و امکانات فکری و مادی و معنوی خود را برای مواجهه خلاقانه با این وضعیت مهیا کنیم. نقطه عطف اول، تحول در طبیعت است و پدیده گرمایش زمین که آثار خود را در بالاآمدن آب اقیانوس ها و دریاها و آب شدن یخ های قطبی و خطر به زیر آب رفتن مناطق وسیعی از خشکی ها و آتش سوزی جنگل ها و... نشان داده و جهانیان را در قالب پیمان های جهانی و مهم ترین آنها «کنفرانس تغییر اقلیم پاریس» به چاره جویی واداشته است. 

نقطه عطف دوم و به عنوان شهروند جهانی، تحول عمیق و سرسام آوری است که در عرصه تکنولوژی در حال وقوع است و دهکده جهانی امروز را بیش از پیش به هم نزدیک تر (در قضیه سرعت عجیب شیوع بیماری کرونا وجه بد این نزدیکی و ارتباط خود را به طور کامل نشان داد) و همسان تر کرده است. از انقلاب چهارم صنعتی و هوش مصنوعی تا تحولات علم ژنتیک و... به قول «یووال نوح هراری»: «بشر با انقلاب هایی بی سابقه روبه روست؛ همه داستان های قدیمی ما در حال فروپاشی هستند و هیچ داستان جدیدی تاکنون برای جایگزینی شان پدید نیامده است». اما نقطه عطف سوم که بیش از آن دو دیگر به امروز روز ما و در موقعیت یک انسان ایرانی مرتبط است، تحولات نسلی و جمعیتی و در کنار آن تغییرات وسیع و عمیق الگوهای زندگی و نیازها و ضرورت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است که بخشی از آن ناشی از تغییرات جهانی و انقلاب های تکنولوژیک و بازارهای گره خوره جهانی و سهم مهم دیگری از آن، برآمده از تحولات درونی جامعه ایرانی در چهار دهه اخیر و خواست ها و مطالبات کمتر مورد توجه واقع شده در این سال هاست. در این موضوع خاص و موقعیت ویژه، انسان ایرانی با چالش های بزرگی مواجه است؛ از چالش های کمبود منابع آبی و فرسایش های محیط زیستی تا تکافو نکردن درآمدهای نفتی به عنوان منبع اصلی تامین کننده هزینه های جمعیت هشتادو چند میلیونی و چالش ارتباط و تعامل موثر با جهان و حقوق شهروندی و نارسایی دستگاه بوروکراتیک و... .  اما آنچه می توان در این واپسین روزهای سال 98 و آغاز سال نو و به تاسی از نظام طبیعت و موفقیت های جوامع توسعه یافته و گذشته پرافتخار این مرز و بوم بیان کرد، آن است که انسان بر تمام این مشکلات و چالش ها، هرچند بزرگ و عظیم پیروز خواهد شد و تداوم خواهد یافت؛ مشروط بر آنکه «خود» را باور داشته باشد و به جای ناامیدی و یاس و سرخوردگی و انفعال، آستین همت بالا زده و دست به زانوی خود گیرد و برخیزد. برخیزد و با اتکا به نیروی عشق و خرد، جهانی زیباتر و انسانی تر و در همزیستی با طبیعت بسازد؛ چرا که سخت معتقدم آنچه انسان را به پیش می برد و اعتلا می بخشد، «عشق» و «خرد» است و نه «ستیز» و «تعصب».  برای ما ایرانیان اما تلاشی مضاعف لازم است تا بر مشکلات و چالش های پیش روی مان غلبه کنیم و مانند همیشه تاریخ این سرزمین، نشدنی ها را به  «شدن» تبدیل کنیم که این مهم محقق نمی شود، جز بر مبنای عشق به آزادی و خیر عمومی و از طریق تامین منافع فردی در پرتو منافع ملی و از مسیر تلاش آگاهانه و خرد جمعی. 

ز دل ها همه کینه بیرون کنید/ به مهر اندر این کشور افسون کنید.

نوروزتان مبارک، سعادت تان پاینده و مهرتان پایدار.