آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۸۹۳
باشگاه اقتصاددانان
۲۳

«صبر استراتژیک»یا «مقاومت فعال»

دکتر طهمورث غلامی (پژوهشگر مسائل بین الملل)

 به دنبال خروج آمریکا از برجام در 18 اردیبهشت 1397، این کشور سیاست خود را در مقابل ایران «سیاست فشار حداکثری» و اجتناب از برخورد نظامی تعریف کرده که مبتنی بر تحریم همه جانبه جمهوری اسلامی و تشدید مداوم آن است.

دلایل آمریکا برای پیروی از این سیاست به عنوان سیاست مطلوب در مقابل ایران عبارتند از:

• کم هزینه بودن سیاست فشار حداکثری در مقایسه با مواردی مانند گزینه نظامی؛

• تبعیت نسبی کشورها از تحریم های اعمالی آمریکا علیه ایران در پرتو سیاست یاد شده به خاطر ترس از انتقام آمریکا؛

• تحقق وعده انتخاباتی رئیس جمهور مبنی بر عدم ورود به جنگ های جدید در خاورمیانه؛

• ارجحیت آمادگی برای مقابله با روسیه و چین بر استفاده از گزینه نظامی علیه ایران.

به نظر می رسد سیاست مطلوب آمریکا تا پایان ریاست جمهوری ترامپ در 2020 تداوم «سیاست فشار حداکثری» باشد. زیرا ارزیابی دولت ترامپ این است که با اعمال سیاست فشار حداکثری صرفا باید منتظر بهره برداری از نتایج آن بود و ضرورتی برای پیگیری و اجرای سیاست های دیگر وجود ندارد. آمریکا از سیاست فشار حداکثری دو هدف مهم را دنبال می کند؛ اول اینکه سیاست های ایران در تمامی حوزه های هسته ای، موشکی و منطقه ای تغییر کند. دوم اینکه ایران میز مذاکره را بپذیرد و با آمریکا وارد گفت وگو حول 12 حوزه یا موضوعی شود که وزیر خارجه آمریکا تعیین کرده است. روشن است معیار ارزیابی سیاست فشار حداکثری آمریکا رسیدن به دو هدف فوق است که تاکنون موفقیتی کسب نکرده است. شاخصه های اقتصادی نشان می دهد که اقتصاد ایران از سیاست فشار حداکثری آمریکا آسیب دیده است اما واقعیت این است که سیاست یاد شده سبب نشده آمریکا به دو هدف اعلام شده برسد و چشم اندازی هم وجود ندارد که در دولت آمریکا در ماه های پایانی ریاست جمهوری ترامپ به آن هدف برسد.

در واکنش به خروج آمریکا از برجام، ایران سیاست «صبر استراتژیک» را به مدت یک سال یعنی تا 18 اردیبهشت 1398 در پیش گرفت. طبق این سیاست ایران همچنان در برجام باقی می ماند تا مزایای ناشی از برجام را از طریق دیگر اعضای توافق هسته ای تامین کند. این سیاست عملا بدون نتیجه عملی و عینی چشم گیری در 18 اردیبهشت 1398 پایان یافت. زیرا از یکسو دیگر اعضای باقی مانده در برجام ناتوان از تامین مزایای ایران بودند و از سوی دیگر ایالات متحده در سالروز خروج خود از برجام با دفاع از اقدام خود، سیاست فشار علیه ایران را تشدید کرد. متاثر از این دو عامل بیرونی و نیز فشارهای داخلی، جمهوری اسلامی ایران سیاست «مقاومت فعال و پویا» را جایگزین سیاست «صبر استراتژیک» کرد. در واقع جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با «سیاست فشار حداکثری» آمریکا از 18 اردیبهشت 1398 تلاش کرده به مثابه یک کنشگر فعال به ایفای نقش بپردازد.

در این راستا، ایران در سالروز خروج آمریکا از برجام تصمیم گرفت برخی از تعهدات خود را در برجام کاهش دهد. به طور کلی ایران پنج گام کاهش تعهدات در پنج بازه زمانی متفاوت برداشت. جمهوری اسلامی ایران با انجام گام های پنج گانه هسته ای در پرتو سیاست «مقاومت فعال و پویا» امیدوار است که اروپا را به منظور تغییر سیاست منفعلانه و ایالات متحده را به منظور تغییر سیاست فشار حداکثری تحت فشار قرار دهد.

علاوه بر این در سال گذشته تحولاتی در تنگه دریای عمان، تنگه هرمز، خلیج فارس و عراق رخ داد که ارزیابی غرب این بود که ایران در کنار عقب نشینی از تعهدات هسته ای خود به منظور تحت فشار قرار دادن اروپا و آمریکا، در حال استفاده از ظرفیت منطقه ای خود است. در تحلیل، این نکته بسیار اهمیت دارد که برداشت از واقعیت (در اینجا برداشت مقامات غربی از تحولات حادث شده) از خود واقعیت مهم تر است، زیرا این برداشت است که در نهایت محاسبات و ذهنیت های تصمیم گیران را شکل می دهد. بر این مبنا باید گفت برداشت و ارزیابی مقامات اروپایی و آمریکا این است که تحولات یاد شده بخشی از اقدامات جمهوری اسلامی ایران برای تحت فشار دادن غرب است. 

هدف اصلی و نهایی ایران از سیاست «مقاومت فعال و پویا» این است که نه تنها سیاست فشار حداکثری آمریکا شکست بخورد، بلکه این کشور متوجه عواقب و هزینه های تصمیم خود در خروج از برجام شود.

به طور کلی می توان گفت اهداف جمهوری اسلامی ایران از اتخاذ سیاست مقاومت فعال و پویا موارد ذیل است:

• وادار کردن ایالات متحده آمریکا به توقف تشدید فشارها در یک سطح حداقلی و وادار کردن آن به عقب نشینی از فشارهای اعمالی در یک سطح حداکثری؛

• وادار کردن آمریکا برای بازگشت به برجام؛

• بالا بردن هزینه های سیاست فشار حداکثری آمریکا برای این کشور؛

• جلوگیری از همراهی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با آمریکا؛

• وادار کردن کشورهای اروپایی برای تامین مزایای ایران از برجام؛

• متاثر کردن بازار جهانی انرژی باتوجه به تحریم کامل نفت صادراتی ایران توسط آمریکا. 

 همان گونه که سیاست فشار حداکثری آمریکا در پرتو تحقق یا عدم تحقق اهداف اعلامی مورد بررسی قرار گرفت، می توان گفت مهم ترین معیار بررسی موفقیت یا شکست سیاست مقاومت فعال و پویا رسیدن به اهداف فوق است. واقعیت این است که اگرچه سیاست ایران سبب برخی تحرکات در داخل اروپا مانند راه اندازی سازوکار اینستکس شده است. اما سبب تغییر یا تعدیل سیاست فشار حداکثری آمریکا نشده، بنابراین به هدف اصلی خود نرسیده است.

با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آبان سال جاری برگزار می شود وضعیت سیاست های ایران و آمریکا در مقابل یکدیگر در چند ماه آینده مهم است. به نظر می رسد مهم ترین ماموریت دولت آمریکا جلوگیری از لغو تحریم تسلیحاتی ایران در ماه اکتبر (مهرماه 1399) در یک سطح حداقلی و فروپاشی برجام در یک سطح حداکثری باشد. در مقابل ایران تلاش خواهد کرد با ایفای نقش فعال هزینه های خروج آمریکا از برجام را در سال انتخابات بالا ببرد. اگر ترامپ موفق شود دوباره کرسی ریاست جمهوری را تصاحب کند، تشدید سیاست های آمریکا علیه ایران اجتناب ناپذیر است و موضع آمریکا در قبال ایران انعطاف ناپذیرتر خواهد شد.

اما اگر رقیب دموکرات رئیس جمهور آمریکا شود، به نظر می رسد از فضای تنش میان ایران و آمریکا کاسته شود. جو بایدن در دومین سالگرد خروج آمریکا از برجام با انتشار یادداشتی سیاست آمریکا را اشتباه و شکست خورده دانست. شاید بخشی از محتوای این یادداشت تبلیغات انتخاباتی علیه ترامپ باشد، اما برجام یکی از دستاوردهای بایدن در مقام معاون باراک اوباما نیز است.