آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۷۹
صفحه اول
۱
جامعه

معضل کودکان بدسرپرست

مهدی مال میر

 خبری همین یکی، دو روز پیش بر خروجی رسانه نشست که شنیدنش روان هر آدمی را تیره می سازد.خبر دلال هایی که نوزادان را با بهایی ناچیز از پدران و مادران درمانده می خریدند و با بهایی بیشتر به خواستاران نوزاد که حاضر به سلفیدن قیمتی بالاتر از قیمت خرید بودند، می فروختند. خوشبختانه اما انگار بسیاری از این دلالان بی خبر از نام و ننگ گرفتار قانون شده اند و مساله همچنان در حال پیگیری بیشتر است. اما در اینجا و در این ماجرا دو مشکل فوری و فوتی در برابر چشمان مان خودنمایی می کنند: نخست اینکه بسیاری از این خرید و فروش ها در رسانه های مجازی صورت نمی گیرد و در نتیجه، پیگیری و شناسایی دلالان کار آسانی نخواهد بود و دیگر آنکه، می شود حدس صائب زد که بیشتر قریب به اتفاق (اگر نگوییم همگی) مشتریان نوزادان از جمله کسانی هستند که حتی از کمترین استانداردهای سرپرستی کودک که در قانون درج شده برخوردار نیستند و از این طریق قصد دارند با دور زدن هفت خوان رستمی که قانون به درستی در این باره بر آن تاکید دارد، صاحب زاد و رود شوند یا حتی بالاتر از آن از کودکان برگشته بخت سوءاستفاده کنند! یکی از شرایط سختگیرانه فرزندخواندگی، داشتن شرایط قابل قبول مالی است. والدینی که قصد سرپرستی کودکی را دارند، ضروری است تا حق نفقه و حتی بیمه عمر کودک را بپردازند وتازه، این یکی از شرایط سپردن کودکان به خانواده های درخواست کننده فرزند است وهزار نکته باریک تر از مو اینجاست. در نظر گرفتن سلامت والدین و اطمینان از سلامت روحی واخلاقی آنها نیز از مراحل دشواری است که گذشتن از آنها به آسودگی دست یاب نیست. در کشور ما متاسفانه معضل بزرگ «کودکان بد سر پرست» هر روز تناورتر می شود آنچنان که بسیاری از کودکان سرگرم زندگی در پرورشگاه ها خود از خانواده هایی با سرپرستان نااهل می آیند و از این رو، کارشان به پرورشگاه کشیده است! دلالی کودک و سپردن کودکان به افرادی که لیاقت شان برای اداره زندگی کودکان به شدت زیر پرسش است، جرمی بسیار بزرگ وچشم ناپوشیدنی است. اما با همه این تفاصیل، چند مشکل ریشه دار نیز در این میان انکارناشدنی است. مشکلات مالی، گران شدن زندگی در شهرهای بزرگ، فقر فرهنگی در برخی جاها، سبب شده تا این پدیده دل آزار در جامعه ما رواج پیدا کند. هر چند می شود با پلیس و قانون، بندی بر این مشکل بست اما چنان که دانسته است، مشکل بیش و کم پابرجا خواهد بود و باید اعتراف کرد تا زمانی که مشکلات بنیادین اقتصادی و اجتماعی ما سر و صورتی به خود نگیرد، هستند در گوشه و کنار کشور والدینی که به سبب فقدان استحکام شخصیت، مشکلات مالی، برخوردار نبودن از آموزش کافی و صدها دلیل ریز و درشت دیگر حاضر خواهند بود جگرگوشه های شان را به دلالان بدسگال واگذار کنند و به معضل «کودکان بد سرپرست» بیفزایند که بی هیچ شک و شبهه ای در دراز مدت پیامدهای بسیار خسارت باری برای جامعه به بار خواهد آورد. هرچند همین امروز نیز نتایج بدسرپرستی کودکان در رشد عجیب و غریب کودکان خیابانی، کودکان کار، بزهکاری کودکان و...برای آنهایی که دوست ندارند چشمان شان را در برابر زشتی ها و گوش های شان را در مقابل انتقادها ببندند، قابل دیدن است. فقط کافی است کمی با دقت و مسوولیت بیشتری به گرداگردمان نظر اندازیم.