آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۷۹
صفحه آخر
۱۶
زیر ذره بین

زیستن با کرونا

رضا دبیری نژاد

جایی شنیدم که جهان هیچ گاه جای پاکی نبوده، جهان هیچ گاه جای امنی نبوده، اما با همه ناپاکی و ناامنی تنها جای زندگی آدمیان بوده است.

از روز نخست بحرانی شدن کرونا همه رفتاری دوگانه در پیش گرفتند، به این معنا که یا به تصویرسازی از دوران پساکرونا پرداختند و با یک آینده نگری این دوران را همچون یک برهه انقلابی از منظر اجتماعی تعبیر کردند یا به انتظار نشستند تا هر چه زودتر به روزگار قبلی پیشاکرونا بازگردند.

 گروه دوم برای بازگشتن به گذشته عجله داشتند. آنها همچنان اسیر قالب های پیشین بودند و زندگی را با همان مولفه های پیش از کرونا می دیدند، این گروه متوجه نبودند بازگشتی به گذشته در کار نیست و این امری غیرممکن خواهد بود، در عین اینکه پیشگویی آینده هم به قطعیت امکان پذیر نیست. 

در میانه این بحث و جدل ها، نکته ای مغفول واقع شد، اینکه کرونا چه تذکرهایی به ما می دهد و چه چیزهایی می توانیم از آن بیاموزیم. هر تجربه ای و هر دوره ای درس های خود را برای جامعه دارد و آینه ای در برابر ما می گذارد تا در آن بنگریم، البته اگر چشم تذکربین داشته باشیم. 

عموما حسرت گذشته و خیال و تصویر آینده چشم ما را بر امروز می بندد و تامل در حال را از ما می گیرد. اکنون مشخص است به زودی به پساکرونا نمی رسیم، حتی اگر آن را نادیده بگیریم و بدون توجه به توصیه های بهداشتی رفتار کرده و فاصله اجتماعی را رعایت نکنیم. از سوی دیگر توان زندگی در ترس را هم نداریم و نمی توانیم زندگی را متوقف کرده و در وضعیت سکون به سر بریم. این روزها بیش از پیش کرونا به یادمان آورد زندگی به چه میزان شکننده است، اینکه باید دم را غنیمت شمرد هر چند این موضوع به معنای افراط در نادیده گرفتن خطر نیست.

اصرار بر پرسش های بی پاسخ و زمان های نامعلوم که در مواجهه با کرونا در پیش گرفته ایم می تواند همه ما را خسته و عاصی کند، به جای تکرار این پرسش ها به این موضوع بیندیشیم که نکات تاریک و ابهامی که در این ویروس نهفته است، می تواند درس دیگری برای ما باشد. 

چنانچه این ابهام طولانی را با غنیمت شمردن زندگی در هم بیامیزیم تنها به یک پاسخ بسنده می کنیم، اینکه باید تا آینده ای نامعلوم با کرونا همزیستی داشته باشیم. این همزیستی البته نه به معنای غرقه شدن در ترس است و نه بی خیالی و نادیده انگاری. درس دیگر این ویروس این بود که زندگی یک قالب نیست و باید برای زیستن با کرونا تعادل و انعطاف داشت. باید از همه وابستگی ها و عادت ها، از همه هیجانات و هیاهوها گذر کرد و زندگی در اعتدال را در پیش گرفت.

 زندگی هم سلامت جسم می خواهد و هم تکاپوی اجتماعی، هم ارتباطات می خواهد و هم احتیاط. این گونه است که زیستن با کرونا چگونه زیستن در روزگار ناپاکی و ناامنی است. برای زیستن با کرونا باید تصورمان از زندگی را منعطف کنیم، باید تجربه ای نو را برای خودمان شکل دهیم. باید در زمانه کرونا زندگی کرد اما به گونه ای دیگر، آنچنان که همه جنبه هایش اعم از اجتماعی و هم فردی را درنظر بگیریم.