آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۲
ایران زندگی
۵
یادداشت

تحولی بنیادی در راه است

عیسی منصوری (معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی)

از مطالعه نحوه ظهور هژمون های جهانی در سده های اخیر دو نکته به دست می آید؛ نخست، هژمون ها پس از بحران هایی مانند جنگ های بزرگ ظهور یافتند. هژمون انگلیسی پس از جنگ های ناپلئونی وارد شد و امریکا بعد از جنگ جهانی اول و بویژه جنگ جهانی دوم به عنوان یک قدرت اوج گرفت. دوم، رشد و تسلط هژمون ها با تحول جدی در حوزه علوم و فنون و پیشرانی آنها در این زمینه همراه بوده است. انگلیس، سوار بر دستاوردهای انقلاب صنعتی اول و مکانیزه شدن حاصل از نیروی محرکه موتورهای بخار و امریکا با داشتن دست بالا در دانش و تکنولوژی تولید انبوه مبتنی بر انرژی الکتریکی و علوم سیستم ها محور اقتصاد دنیا شدند.

براساس نگاه هایدگر، تکنولوژی پدیده ای است که در طول تاریخ شکل می گیرد اما در برخی زمان ها به نقطه ای می رسد که تاریخ را شکل می دهد. بدین ترتیب، این تکنولوژی است که تعیین کننده نحوه زندگی بشر، روابط اقتصادی- اجتماعی و حتی سیاسی و نظامی در درون کشورها و سطح بین المللی است.

اما مهمتر آن است که پس از دوره گذار و ظهور هژمون برتر جدید، چیدمان کشورها در سطح بین المللی به طور از پیش تعیین نشده ای متناسب با قرابت اقتصادی و تکنولوژیک با هژمون جدید بازتنظیم می شده است. کره جنوبی پس از جنگ جهانی دوم و به دلیل قرابت با امریکا، تبدیل به قدرت تکنولوژیک شده است. برخی کشورها مانند آلمان و ژاپن نیز در رقابت نه چندان برابر با هژمون اصلی مانند امریکا رشد یافتند.

اینک (و به تعبیری از سال 2014) جهان در حال تجربه یک تحول بنیادی جدید در حوزه علوم و فنون است که از آن به انقلاب صنعتی چهارم، مبتنی بر تکنولوژی دیجیتال، یاد می شود (انقلاب اول حاصل موتوربخار، دوم حاصل اتوماسیون مکانیکی، سوم حاصل دانش الکترونیک و چهارم حاصل هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاکچین بوده است). به نظر می رسد که مکانیسم اثرگذاری این تحول بر روابط درون و برون کشوری، متفاوت از تحولات بنیادی گذشته است. به این ترتیب که تکنولوژی ماهیتا از حالت بسته و متمرکز در شرکت ها و کشورهای خاص خارج شده و وارد دوره «تکنولوژی باز» شده است. به همین ترتیب، اقتصاد و حوزه های دیگر نیز از تمرکز کلاسیک فاصله گرفته و شکل غیر متمرکز و منتشر شده در سطح جهان خواهند داشت. این بار از تقسیم بندی کلاسیک هژمون اصلی، اقمار و رقبای دوگانه خبری نخواهد بود. قدرت کشورها را نه فقط قرابت اقتصادی، سیاسی و نظامی با هژمون اصلی بلکه سهم آنها از علوم وفنون غیرمتمرکز، تعیین می کند.

رابطه جامعه و دولت در درون کشورها نیز دچار تحول اساسی خواهد شد. یک نمونه محدود آن تنش های بدون هدایت متمرکز اکتبر2019 در برخی کشورهای جهان مانند جریانات اعتراضی پس از افزایش قیمت بنزین در ایران، افزایش قیمت بلیت سیستم حمل و نقل در شیلی، قیمت تماس از طریق واتس اپ در لبنان و قانون ارجاع مجرمین به سرزمین اصلی (چین) در هنگ کنگ است. این حوادث در واقع مصادیق ابتدایی شکل گیری نحوه جدیدی از تعامل جامعه با دولت بود که در آن ارتقای جایگاه مردم در گفت وگو با دولت ها شکل می گیرد. دیگر نمی توان به سبک قبل و از موضع قدرت متمرکز با جامعه رفتار کرد.

مردم، دیگر به سبک پس از انقلاب صنعتی اول و دوم «نیروی کار» و «منابع انسانی» و به زبان سیاسی، «رعیت» یا «شهروند» صرف نخواهندبود. بلکه در پی انقلاب صنعتی چهارم، «شریک» شرکت ها و حکومت ها هستند. این ها دیگر مانند دوره انقلاب صنعتی سوم، «مغزافزار» نیستند، «خود مغزند» و خود اقتصادند برای شرکت ها و کشورها.

 بدین ترتیب، تصمیم استراتژیک کشورها در این دوره گذار آن است که خود را در کجای علم وفن و اقتصاد دنیا بنشانند. 5 نوع مواجهه از سوی کشورها قابل پیش بینی است: 1. پاک کردن مساله 2. مقابله کردن 3. به تاخیر انداختن 4. قرار گرفتن بر سر راه جریان و 5. سوار شدن بر جریان و تبدیل شدن به پیشران. رفتار کشورهایی مانند ایران را می توان تلفیقی از نوع اول تا سوم با تاکید بر نوع سوم دانست. کشورهای این گروه نهایتا به برخی صور دانش وفن جدید تن می دهند، اما از طریق واسطه گری کشورهای دیگر.

 راهکار بنیادی آن است که به «خودمغز»ها رجوع کنیم، در سر راه یا سوار بر جریان جدید دانش و فن و شریک در ساختار جدید هژمونیک در سطح بین المللی شویم. باقی جرها و جریانات شوخی است.