آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۸۱
صفحه آخر
۱۶
در همین حوالی

میرفتاح؛ انسانی آزادفکر

جمال میرصادقی

تعصب باعث می شود نوشته و داستان ضایع شود، به طور مثال نویسنده اگر دارای ایدئولوژی چپ باشد انسان نوین را در نوشته هایش به تصویر می کشد و چنانچه گرایش سرمایه داری داشته باشد به سمت انسان قالبی میل می کند، همچنان که تعصب مذهبی باعث می شود نویسنده نتواند یک موضوع را از سویه های مختلف بنگرد.

برای سال ها عده ای مرا توده ای خطاب و مدافع این ایدئولوژی می دانستند، اما این گونه نبود، دوستانی داشتم که به این ایدئولوژی گرایش داشتند، اما سیاوش کسرایی به خوبی نسبت مرا توصیف کرد، او می گفت: «میرصادقی از ما نیست ولی با ماست.» پیش از انقلاب مردم به ایدئولوژی چپ گرایش داشتند و آن را گزینه ای در مقابل سیستم حاکمه و ضعف های آن می دانستند. اما من می خواستم خود بوده و گرفتار هیچ ایدئولوژی و مسلکی نباشم که در نهایت بر اندیشه و نوشته من اثر می گذاشت. سیدعلی میرفتاح هم این گونه است. او از تعصب به دور و انسانی آزادفکر است. این خصوصیت باعث می شود او اعتقاد خود را به دیگران تحمیل نکند و اگر هر چیزی امر و نمادی نو باشد (البته اگر ضددینی و ضدحکومت نباشد) آن را بپذیرد. 

اگر بخواهیم میان دو نمونه اخلاق اجتماعی و اخلاق انسانی اولویت بندی قائل شویم، می توان به این نتیجه گیری رسید که آنچه اهمیت دارد، اخلاق انسانی است. خوشبختانه سیدعلی میرفتاح دارای اخلاق انسانی است و در این چارچوب نیز سخن می گوید. او اگر ملاحظه کند امری انسانی و اخلاقی است با آن همکاری می کند و تلاش می کند به قدر وسع خویش و ملاحظات به آن بپردازد. همین مولفه ها در او سبب شده در میان مجله ها با تنها مجله ای که همکاری کنم، کرگدن باشد. کرگدن مجله ای با محتوای اجتماعی است (هرچند این مجله در سطح مجله هایی مانند سخن و... نیست) که خوانندگان و طرفداران خاص خود را دارد و آن را دنبال می کنند. امیدوارم با حضور بیشتر سیدعلی میرفتاح در این مجله شاهد ارتقای بیشتر آن به لحاظ محتوایی باشیم.