آرشیو یک‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۴۹۵۰
فرهنگ و هنر
۲۵

کرونا جان خسرو سینایی کارگردان نامدار را گرفت

وداع با مرد نجیب سینما

خسرو سینایی، سینماگر پیشکسوت ایران پس از چند روز مبارزه با کرونا با زندگی خداحافظی کرد. او در هنر ایران چهره تاثیرگذاری به حساب می آمد و علاوه بر فیلم های سینمایی موفقی که به یادگار گذاشت، در عرصه سینمای مستند هم صاحب سبک بود. سال ها قصد داشت از مهاجرت لهستانی ها به ایران در دوران جنگ جهانی فیلمی تاریخی بسازد، اما کسی را نیافت برای سرمایه گذاری در این پروژه و سرانجام همراه آرزوی دیرینه اش به جهان دیگری سفر کرد.

خسرو سینایی، کارگردان مطرح سینما روز گذشته بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. هرچند هفته گذشته حبیب احمدزاده، داستان نویس و فیلمساز کشورمان، با اعلام خبر بستری شدن این کارگردان در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امیراعلم و وخامت حال او جامعه هنری را نگران کرد، اما دوستداران این کارگردان فرهیخته همچنان امیدوارانه در انتظار بهبودی او به سر می بردند، تا اینکه روز گذشته فرح اصولی، همسر این هنرمند با تایید خبر درگذشت کارگردان «عروس آتش» تمام امیدها را به یاس مبدل کرد. سینایی حدود یک ماه قبل نیز برای یک عمل جراحی در بیمارستان بستری بود و بعد از مدتی مرخص شد ولی ویروس کرونا بار دیگر او را روانه بیمارستان کرد تا روزهای آخر را به دلیل عفونت ریه، زیر دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) به سر ببرد.  خسرو سینایی زاده 29 دی 1319 در ساری، یکی از مهم ترین کارگردان های چند دهه اخیر بود. آثار او معمولا بر پایه مستندهای اجتماعی استوار بودند. سینایی در سال 1387 موفق به دریافت نشان ویژه لهستان از سوی رئیس جمهور این کشور شد. او این نشان را به خاطر ساخت فیلم مستند مرثیه گمشده که روایتگر مهاجرت هزاران لهستانی به ایران در سال های 1941 و 1942 است، دریافت کرد.

خسرو سینایی فارغ التحصیل کارگردانی و فیلم نامه نویسی از آکادمی هنرهای نمایشی و رشته تئوری موسیقی از کنسرواتوار وین بود. وی از سال 1346 در وزارت فرهنگ و هنر و از سال 1352 در تلویزیون ایران شروع به کار کرد. او فعالیت سینمایی خود را در سال 1358 با کارگردانی فیلم زنده باد... آغاز کرد. سینایی افزون بر نویسندگی و کارگردانی، ساخت موسیقی و تدوین برخی از آثارش را نیز بر عهده داشته است. او در سال 1384 فیلم کوتاه «فرش، اسب، ترکمن» از مجموعه فرش ایرانی را کارگردانی کرد.

این کارگردان و مستندساز سینمای ایران فیلم های متعددی را ساخته که یکی از مشهورترین آنها «عروس آتش» است که جایزه بهترین فیلمنامه را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، گفت وگو با سایه، مرثیه گمشده و هیولای درون از دیگر آثار این فیلمساز هستند.

این کارگردان بی حاشیه که به نجابت و صداقت مشهور بود معمولا در هر موضوعی اظهارنظر نمی کرد، اما اخیرا در مصاحبه ای درباره بیماری کرونا دیدگاه هایش را عنوان کرده بود؛ بیماری ای که شاید تصور نمی کرد او را نیز قربانی کند. وی گفته بود «قبلا هم بارها گفته بودم که جامعه بشری باید بین «بودن» و «داشتن» تصمیم بگیرد، وقتی این تصمیم را نگرفت، طبیعت به او گفت که مواظب خودت باش، زور تو به من نمی رسد. اما درنهایت امیدوارم این ماجرا درس آموزنده ای برای کل جامعه بشری داشته باشد. بشر از مدت ها پیش فراموش کرده بود که جزئی از طبیعت است، باید حرمت آن را حفظ کند. حالا همه آدم ها به فکر فرو رفته اند که بعدا چه خواهد شد و امیدوارم که بعد به فکر اصلاح بسیاری از مسائل بیفتند.»

وی درباره آینده بشر پس از این بیماری توضیح داد: «پیشگو یا اقتصاددان نیستم، اما می توانم حدس بزنم، در آینده دوران پیچیده ای را خواهیم داشت. کل جهان باید دوباره فکر کند و به قول مرحوم سهراب سپهری چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. بشر از سال ها پیش فراموش کرده است که به قیمت «داشتن» درحال نابودی «بودن» است، حالا این نکته به ما یادآوری شد و امیدوارم به فکر چاره ای باشند. همیشه وقتی فاجعه پیش آمده است، افراد اهل تفکر و دلسوز جامعه گفته اند که تراژدی ها تکرار می شوند، چون بشر به سمت فراموشی تراژدی کشش دارد، ولی اگر در یادشان بماند که متاسفانه کمتر می ماند، حداقل جلوی تراژدی های بعدی گرفته می شود.»

سینایی اگر چه هیچ وقت آثارش را در دامن شعار و شعارزدگی نینداخت اما همواره به عنوان کارگردانی متعهد به خود، به خلق اثر همت گماشت. وی در مصاحبه دیگری در این باره توضیح داده بود: «من هیچ وقت، هیچ ماموریتی که به آن باور نداشته باشم برای خودم قائل نیستم. طی سال ها فعالیت حرفه ای در حوزه سینما، بیش از 120 فیلم مستند و داستانی کوتاه و بلند ساخته ام اما هرگز فیلمی نساخته ام که باورش نداشته باشم. اگر نتوانم موضوعی را باور کنم آن را نمی سازم. نسل من، تنها نسلی است که قبل و بعد از انقلاب را آگاهانه تجربه کرده است، اما متاسفانه ما می رویم و هرگز دوباره کسانی مانند ما نیستند که چند نسل را از سر گذرانده باشند و بتوانند آن را درست به مردم معرفی کنند. نسل امروز تاریخ گذشته را ندیده و تجربه نکرده است و به همین دلیل هر خوراکی که به او بدهند، می بیند، ثبت و باور می کند. من معتقدم که 90 درصد مردم ما ظرفیت ها و داشته های کشورشان را نمی شناسند. اگر ادعا داریم که به کشورمان علاقه مندیم باید نسبت به آن شناخت کافی پیدا کنیم؛ نمی توانیم به چیزی که نمی شناسیم، عشق بورزیم.»

و سرانجام این کارگردان عاشق با کوله باری پر از آثار ماندگار جامعه هنری را ترک گفت اما تا زمانی که فیلم هایش دیده می شوند او نیز زنده است.