آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۴
فرهنگی
۱۴
یادداشت

نمایش خانگی در معرض بی خانگی !

رضا صائمی (منتقد سینما)

شبکه نمایش خانگی مثل هر مدیومی واجد نقاط ضعف و قدرت است و منتقدان سینما بویژه در یکسال اخیر نقدهای جدی به سطح کیفی این آثار داشتند و بر ضرورت ارتقای کیفی آن تاکید کردند اما مدتی است که تلویزیون با تولید گزارش های متعدد در بخش های مختلف خبری با برجسته کردن مسائلی مثل فساد اخلاقی، ترویج بی بندوباری و عشق مثلثی به هجمه شدید علیه شبکه نمایش خانگی می پردازد که به نظر می رسد بیش از آنکه برآمده از دغدغه های فرهنگی و هنری باشد، زمینه سازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی برای القای این نگاه است که متولیان این شبکه نمایشی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صلاحیت لازم برای مدیریت و نظارت بر این بخش را نداشته تا مقدمات لازم برای تفویض تولیت این بخش به صداوسیما فراهم شود. این در حالی است که سبد شبکه نمایش خانگی مثل هر نهاد تولید آثار نمایشی میوه های درهم دارد. هم آثار ضعیف و هم آثار متوسط و قوی در آن یافت می شود. نمونه اش سریال موفق «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی است که حتی توانسته نظر مخالفان آثار نمایش خانگی را به خود تغییر دهد. سریال های «شاهگوش» داوود میرباقری، مجموعه طنز «قهوه تلخ» و سریال اخیر «همگناه» را هم می توان نمونه هایی دانست که در جلب رضایت مخاطب موفق بوده اند. اینکه بسیاری از این کارگردان ها حالا برای شبکه نمایش خانگی کار می کنند اتفاقا از ضعف های مدیریتی خود تلویزیون است. تلویزیون بسیاری از کارگردان هایی را که سریال های پرمخاطب برای این رسانه تولید کرده بودند مثل حسن فتحی، رضا عطاران، پیمان قاسمخانی و... از خود گریزان کرده و همان تربیت شدگان سیمای امروز از  این رسانه فرار کرده و به شبکه نمایش خانگی پناه آورده اند؛ همان هایی که سریال های طلایی برای تلویزیون ساختند یا به آن دعوت نمی شوند یا حاضر به همکاری مجدد با آن نیستند. حالا تلویزیونی که سال هاست به جز مجموعه «پایتخت» و چند نمونه معدود دیگر نتوانسته رضایت مخاطبان انبوه را جلب کند نمی تواند با غر زدن به رقیب و تخریب آن برای خود اعتباری کسب کند. این رسانه بهتر است به جای آسیب شناسی جهت دار شبکه رقیب به آسیب شناسی توانمندی های خود در عرصه نمایشی بپردازد و ببیند چه شد که سال هاست تلویزیون نتوانسته با سریال هایش خیابان ها را خلوت کند. شبکه نمایش خانگی نسبت به صداوسیما که محل همیشگی و سنتی نمایش سریال بود، از فضای بازتری برای پرداخت به سوژه های خاص برخوردار است. موضوعاتی که صداوسیما به دلیل بودجه یا برخی ملاحظات و خط قرمزها نمی تواند به آنها بپردازد در شبکه نمایش خانگی موردتوجه کارگردانان قرار می گیرد.البته اینکه سریال های نمایش خانگی مخاطب بیشتری از سریال های تلویزیونی پیدا کرده اند به شیوه یا نهاد نظارتی آن ربطی ندارد. یادمان باشد که روزگاری در تلویزیون سریال هایی مثل روزی روزگاری، زیر تیغ، امام علی(ع)، مختارنامه، سلطان و شبان، هزاردستان، میوه ممنوعه و مجموعه های طنزی مثل خانه به دوش و متهم گریخت با مخاطب انبوه مواجه شد. به نظر می رسد تلویزیون به جای اینکه دغدغه نظارت و مدیریت نمایش خانگی را داشته باشد باید به دوران طلایی سریال سازی خود بیندیشد؛ به تمهیدات و سیاستگذاری ها و حمایت ها و هدایت هایی که منجر به خلق سریال های ماندگار با مخاطبان بسیار شد.

بسیاری از کارگردان ها و تهیه کنندگان و بازیگرانی که در سریال های نمایش خانگی حضور دارند یا درتلویزیون سابقه ای ندارند یا از اینکه زیر نظارت آن بروند گریزانند و همین مساله فرآیند تولید را با چالش هایش مواجه می کند که در نهایت بر کیفیت آثار هم تاثیر سوء دارد.

صدا وسیما با حمایت وپشتیبانی بیشتر از فیلمنامه نویسان و کارگردان ها و بازیگران می تواند تلویزیون را به کانون جذاب تری برای سریال سازی بدل کند و به جای تولیت سریال، بازار نمایش را به تسخیر خویش درآورد. بدیهی است مخاطب نیز ترجیح می دهد به جای هزینه کردن برای تماشای آثار نمایش خانگی به شکل رایگان پای تماشای سریال های تلویزیون بنشیند. واقعیت این است که رقابت تلویزیون و نمایش خانگی در سریال سازی اگر به چالش نظارتی و مدیریتی بکشد دودش در نهایت به چشم مخاطبی می رود که کالای فرهنگی مرغوب و مطلوب را مطالبه می کند نه مناقشه های نهادهای فرهنگی و رسانه ای را. چه سریال تلویزیونی و چه نمایش خانگی بیش از هر چیز نیاز به شکلی از کیفیت دارد نه شیوه نظارت!