آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۷۴۳
هنر و ادبیات
۹

نگاهی به فیلم 5 همخون جدیدترین ساخته اسپایک لی

مرهمی بر زخم های جهان بعد از جنگ

کامل حسینی

به نظر می رسد تم و پیش فرض روایت «5 همخون» مانند برخی ساخته های اسپایک لی از برخی جهات همانندی هایی دیده می شود زیرا رنگین پوستان در ساختار روایی آنها نقش تعیین کننده دارند. در فیلم «5 همخون» بسیار تکان دهنده موضوع  به پیش کشیده می شود و چه بسا معناهای تلویحی، ارجاعی و پیش فرض روایت و کشمکش هایش بیشتر در بافت زمینه یکی از خونین ترین جنگ های طول تاریخ یعنی جنگ ویتنام همراه با فلاش بک های متعدد به یکی قابل کشف و تماشایی تر می شود. در واقع، این فیلم زندگی غم انگیز سیاهان را از راه اشاره به دوران ورود سیاهان آفریقا به امریکا و سپس دوران مارتین لوتر کینگ و مالکوم ایکس تا زمان ما زیرلوای دیالکتیک سیاه و سفید جمع کرده  و از قضا حوزه های معنایی فیلم و مضامینش از این چشم انداز تقابل سیاه و سفید غنای بیشتری به حقایق نهفته در پس جنگ های ویتنام نیز بخشیده است.

 البته روایت فضای روحی تیر و زخم خورده پس از هرگونه جنگ های خانمانسوز تاریخ یکی از عناصر مهم محتوای نه تنها برخی فیلم های مهم سینمایی بلکه حتی دیگر آثار هنری و ادبی است. از همین رو در لابه لای بیشتر سکانس های این فیلم اسپایک لی از دیالوگ ها گرفته تا واکنش های برخی شخصیت ها و میزانسن؛ دلالتی بر این حقیقت سلبی جنگ و سیمای تاسف برانگیز دنیای پس از جنگ آمده است. به یاد بیاوریم واکنش های آشفته پاول و جاری شدن دیالوگی کوتاهش با اشاره به آشفتگی های ناشی از جنگ ویتنام؛ در عین حال چندین سکانس مهم دیگر بغض جنگ همچنان در آنها می ترکد.

 سکانسی داخل رودخانه هنگامی که مرد فروشنده تهیدست ویتنامی روی قایق از پاول تقاضای مکرر خرید دارد ولی پس از رد کردن دستش توسط پاول کینه کهنه و خفته مرد ویتنامی دوباره بالا می آید؛ رو به پاول می گوید: تو بودی پدر و مادر من را کشتی! سکانسی دیگر زمانی است که راهنمای 5 همخون «وین» رو به یکی از همخون ها می گوید: آدم بعد از جنگ می فهمه که جنگ هیچ وقت تمام نمیشه چه در ذهنت باشه یا بیرون ذهنت باشه فقط درجه اش فرق می کنه! اینجاست کابوس جنگ و آثار آن نه تنها در جهان درونی کاراکترها و تقابل رفتارهای شان دیده می شود بلکه «مین» ها در لوکیشن های یک طبیعت بسیار زیبا و چشم نواز جهان بیرون ذهنی، مین ها(به عنوان یکی از هولناک ترین آثار جنگ) کاملا  نمایان می شوند وهمراه با حضور عنصر تنش زای «طلاهای انبوه باقی مانده» زایش تعلیق ها و پیشبرد روایت را بر عهده گرفته اند. شاید بتوان به زبان ساده گفت که این فیلم به گونه ای نشان تداوم وضعیت نابسامان و دید منفی به سیاهان است جایی که در آن به طور تدریجی سیاهپوستان در جامعه امریکایی در عین استفاده ابزاری از آنها همچنین مورد سرزنش نیروهای مقابل ویتنام می شوند زیرا آنها نیز پی برده اند که چگونه توسط نظام سیاسی ایالات متحده همچنان استثمار می شوند. چنین است پایان بندی فیلم با تحقق آرزوی «نورمن» فرمانده سابق آنها و سایرهمفکرانش طلاها به مقصد نهایی خود می رسند و جهت پا کسازی مین ها و بهبودی زندگی قربانیان در سراسر جهان بر زخم کهنه اما دردآور سرگذشت سیاهان مرهمی تازه گذاشته می شود.