آرشیو شنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۱، شماره ۶۴۵۵
سیاسی
۳

عباس سلیمی نمین در گفت و گویی مشروح با «جام جم» مطرح کرد: خودآگاهی ملی از نهضت نفت تا عبور از بلوای 1401

پاییز 1401 یکی از متفاوت ترین فصل های بعد از انقلاب بود که کشور با یکی از بزرگ ترین بحران های امنیتی و شکل جدیدی از جنگ ترکیبی مواجه شد به طوری که این بحران حدود سه ماه تمام ساحات و اشکال اداره کشور را تحت تاثیر قرار داد.گرچه دولت سعی کرد به عنوان قوه مجریه از این حاشیه سازی در مسیر پیشرفت کشور فاصله بگیرد اما سرریز اجتماعی آن چندماه کشور را به حاشیه کشاند؛ حجم و گستره این بلوا به حدی بود که برخی کشورهای متخاصم به جز دشمنان سنتی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی حتی انگلیس و فرانسه هم که تندتر از واشنگتن علیه ایران فعال شده بودند، تصور می کردند جمهوری اسلامی تضعیف شده است و لندن به اتاق جنگ رسانه و پاریس به پناهگاه اپوزیسیون تبدیل شده بود.بی سابقه بودن این بحران از این جهت بود که از چهره های هالیوود تا اینفلوئنسرهای غربی علیه ایران آرایش جنگی گرفته بودند و این جنگ نرم در کنار رفتارهای تند دولت های اروپایی به یکی از ابزار مهم اروپا برای عقده گشایی علیه اسلام تبدیل شده بود.رادیکال شدن فضا و عریان شدن خشونت های خیابانی با محوریت تجزیه طلبان و براندازان سبب شده بود تصور جمع شدن این بحران سخت به نظر برسد، اما تجربه مهم جمهوری اسلامی در مواجهه با جریان منافقین و جنگ خیابانی آنها در دهه 60 سبب شد که این بحران به خوبی مهار شود. البته در تحلیل این جریان داخلی برخی تحلیلگران منتسب به جریان روشنفکری هم اعتراضات پاییز 1401 را یک اعتراض نظام مند سیاسی و موثر نمی دانند و تاکید دارند آنچه در این سه ماه گذشت شباهتی به یک جنبش اعتراضی ندارد، چراکه هیچ یک از مولفه های لازم از جمله چشم انداز، جریان لیدری و هدف مشخص کوتاه مدت را نداشت و صرفا برآمده از احساسات ناشی از یک مساله حاد اجتماعی بود که البته در اصلاح حکمرانی هم مورد توجه قرار گرفت.از سوی دیگر ایران با عبور از یکی از بزرگ ترین بحران‎های پساانقلاب تسویه مهمی را پشت سر گذاشت که نتایج داخلی و خارجی قابل توجهی داشت. از جمله این که حذف آمریکا از معادلات غرب آسیا، توافق با عربستان و نزدیک شدن ایران به کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس از ملموس ترین نتایج کوتاه مدت آن است که برآمده از ایران قوی است. آنچه در ادامه می آید گفت وگوی جام جم با عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران است که محوری ترین بحث او نقش مردم و خودآگاهی ملی در عبور از بحران های مختلف از صدسال گذشته تاکنون است؛ مشروح این گفت وگو از لنز نگاه تان می گذرد:

تحلیل و ارزیابی کلی شما از تنش امنیتی و سیاسی که در یک سال گذشته با آن مواجه بودیم، چیست؟

مجموعه اتفاقات سال 1401 برای ملت ایران و سیاستمداران کشور تجربه ای ارزنده بود. از پیش، آمادگی هایی از سوی مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور ایجاد شد تا از همه توان برای پایان دادن به حاکمیتی که برای غرب سرمایه داری و محصول آن، یعنی صهیونیست ها قابل تحمل نبود، استفاده شود.

در این توطئه آنها توانستند که از برخی ضعف های ما در حوزه رسانه و جهاد تبیین بهره برند و آن را مقدمه ای برای فضاسازی علیه نظام قرار دهند. فضای خطرناکی که تشخیص حقیقت ماجرا در ابتدای کار خیلی ساده نیست و از پیچیدگی هایی برخوردار است اما درنهایت ملت ایران به یک نتیجه و تشخیص خیلی مهم رسیدند. این تشخیص در حالی برای مردم ایران شکل گرفت که توانست بدون ضربه جدی از آن گذر کند.

این درک درست، شناخت بیشتر ماهیت دشمنی های غرب بود. ذهنیت جامعه ایرانی کاملا با این حقیقت آشکار روبه رو شد که اگر غرب فرصتی برای غلبه بر کشور پیدا کند، چه نوع حاکمیتی را برای ملت رقم خواهد زد. ما در سده اخیر هم با چنین تجارب تلخ تاریخی مواجه بودیم.

در کودتای 1299 انگلیسی ها با روی کار آوردن رضاخان، بالاترین تحقیر را برای ملت ایران رقم زدند. ما در تاریخ معاصر شاهد بودیم که قصد غرب از تغییر حاکمیت در ایران، آبادانی، پیشرفت و توسعه نیست و آنها اگرچه در این حوزه تبلیغات وسیعی به راه می اندازند اما دیدیم که در کودتای 28مرداد افرادی مثل دکتر محمد مصدق و آیت الله کاشانی کنار زده می شوند تا افرادی چاقوکش و هرجایی، مثل شعبان جعفری و آژدان قزی ها به صحنه بیایند و حاکمیت را در ایران تعیین کنند.

در تجربه سالی که به پایان می بریم، باردیگر ملت ایران فهمید که اگر اشتباهی کنیم که فرصتی برای بیگانگان ایجاد شود این بار انتخاب غرب چیزی جز مریم رجوی ها و پرویز ثابتی ها و روی کار آمدن سازمانی دیکتاتوری مثل مجاهدین خلق نیست. سازمانی که حتی بدترین استبداد را برای اعضای خود به کار می برد. ملت ایران دریافت که اگر غرب فرصت پیدا کند، سرکوب خونینی به راه خواهد انداخت تا باردیگر ملت ایران طعم تلخ تحقیر و حقارت را بچشد.

در عین حال بخشی دیگر از دولتمردان غربی درپی آن بودند تا سلطنت طلبان را در ایران به قدرت برسانند تا ملت باردیگر شاهد مغازله سیاسی جریان استبداد و دیکتاتوری با هم پیمانان غربی خود برای غارت ثروت های این سرزمین باشد.

عبرت های بلوای 1401 برای مسئولان کشور چه بود؟

این رخداد درس های خوبی برای مسئولان سیاسی ما داشت. مجموعه حاکمیت به خوبی دریافت باید به سرعت نسبت به ترمیم ضعف ها تلاش کند. از سوی دیگر مسئولان متوجه شدند باید ارتباط بیشتری با اقشار غیرسیاسی جامعه برقرار کنند.

در جامعه ما افرادی هستند که به طور کلی غیرسیاسی هستند؛ تمایلی به پیگیری مسائل سیاسی ندارند و زندگی عادی و مادی را برای خود انتخاب کرده اند. غرب به واسطه توطئه اخیر درپی آن بود تا جریان غیرسیاسی را با بمباران داده های غیرواقعی به وادی سیاست بکشاند. اگر ما ارتباط با این قشر غیرسیاسی را به حداقل نرسانیم، بدون شک القائات و تبلیغات سوء جریان رسانه ای سلطه باعث سیاسی شدن این بخش از جامعه می شود، بدون این که این مسیر روند طبیعی خود را طی کند و اگر چنین اتفاقی بیفتد، حتما آثاری بسیار سوء برای جامعه به همراه خواهد داشت. چون افرادی که سیاسی نیستند اما به واسطه تبلیغات سیاسی می شوند، ناپختگی جدی در تحلیل مسائل دارند اما الحمدلله ما توانستیم از این مسیر هم عبور کنیم و همان قشری که سیاسی نیست و سیاست زده شده بود، به واسطه آشکار شدن ماهیت فتنه رسانه ای و تبلیغاتی غرب، تجارب گرانبهایی را کسب کرد.

با این حال شاید برخی ناراحتی های این قشر برطرف نشده باشد اما متوجه شد که غرب سرابی از دموکراسی را نشان می دهد اما به هیچ وجه قصد و نیتی برای گسترش رفاه، توسعه و آزادی ایران و ایرانی ندارد؛ بلکه بر آن است تا هویت ملی را نابود کند. بنابراین ارتباط برقرار کردن با این قشر غیرسیاسی و منفعل یکی از ضرورت هایی است که مسئولان باید متوجه آن باشند.

درحالی که برخی کشورهای متخاصم و براندازان تصور می کردند که نظام جمهوری اسلامی با این بلوا تضعیف شده اما ابعاد این بحران توسط نظام مهار شد، درباره چگونگی این مساله توضیح دهید.

عبور از اغتشاش پاییز 1401 این پیام مهم را برای غرب داشت که ایران و ایرانی همواره درپی هر فشار و توطئه ای، قوی تر وارد صحنه می شود.

غربی ها به این درک می رسند که اگر ایران بتواند از فشارهای اقتصادی و سیاسی عبور کند، به سرعت مسیر پیشرفت را طی خواهد کرد. به طور کلی حسب تجارب قبلی ما به این حقیقت مسلم رسیده ایم که اصولا فشارهای سیاسی چند گام ما را به جلو می برد و ما حتی در همین حوادث در بعد سیاست ورزی و دموکراسی هم گام های بلندی برداشتیم. در جریان بلوای اخیر هیچ کس نگفت که حتی توهین به شخص اول مملکت مستوجب برخورد است، بلکه رویه رهبری و مسئولان قضایی این بود که اگر کسی جرم مشهودی انجام داد مستحق مجازات است. دقت در نمونه های مشابه که در کشورهای همسایه و پیرامونی اتفاق می افتد، کاملا تفاوت ها میان برخورد جمهوری اسلامی با مخالف، معاند و منتقد را مشخص می کند. در حوادث اخیر برخی تهمت هایی فاجعه آمیز را علیه نظام مطرح کردند اما در دادگاه تبرئه شدند. در ماجرای مسمومیت مدارس برخی در رسانه ها این حادثه را به حاکمیت نسبت دادند که برخوردی با آنها صورت نگرفت اما در ترکیه که نماد غربگرایی است، زمانی که بحث زلزله مطرح می شود، چه برخوردهای خشنی نسبت به منتقدان حوزه امدادرسانی به زلزله زدگان صورت گرفت. این تفاوت ها حاکی از آن است که ما در جریان حوادث اخیر حتی در حوزه سیاسی هم رشد کردیم و این اتفاق برای دولتمردان و نظام سیاسی ما دستاورهای بسیار بالایی داشت. این در حالی است که غرب درپی آن بود که با به راه انداختن این بلوا، نظام سیاسی ما را ساقط کند اما مسیری که مردم و نظام در پیش گرفتند، همه تدابیر توطئه آمیز آنها را نقش برآب کرد و آنها را با این حقیقت آشنا ساخت که جمهوری اسلامی اسلامی 1401 به مراتب از جمهوری اسلامی 1400 قوی تر است.

نتایج داخلی و خارجی عبور از این بحران به ویژه نزدیک شدن ایران به کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس و توافق با عربستان را چطور ارزیابی می کنید؟

در سال 1401 فشارهای گسترده ای همراه با هزینه های نجومی عربستان و هم پیمانانش صورت گرفت تا اغتشاشات اخیر برای آنها نتیجه بخش باشد و زمینه فروپاشی نظام از درون را فراهم کند اما بعد از فروکش کردن ماجرا، آنها به این درک رسیدند که مجموعه اقدامات شان ناکام مانده و امروز عربستانی که درپی ضربه به جمهوری اسلامی بوده، دریافته که غرب و رژیم صهیونیستی نمی تواند امنیت منطقه را فراهم کند و بنابراین در مواجهه با ایران تغییر مسیر داد و روند تعامل را درپیش گرفت.

این رویداد حاصل مقاومت ما است و اگر این نبود حتما رژیم اشغالگر قدس بر بسیاری از کشورهای منطقه تسلط پیدا می کرد اما با ایستادگی و مقاومتی که جمهوری اسلامی نشان داد، مجموعه کشورهای حاشیه نشین خلیج فارس به این نتیجه رسیدند که ایران از این پیچ حیاتی و خطرناک به سلامت عبور کرد و اکنون مقتدرانه تر از گذشته در عرصه منطقه ای و بین المللی به نقش آفرینی خود ادامه می دهد. در عین حال باید دانست که همین مساله باعث عصبانیت بیشتر غرب سرمایه داری و رژیم صهیونیستی می شود و در سال آینده باید بیشتر مراقب توطئه های معاندان و دشمنان جمهوری اسلامی بود.

کشور در پاییز 1401 با یکی از بزرگ ترین بحران های امنیتی و متفاوت ترین مدل جنگ ترکیبی مواجه شد که در تمام ساحات و اشکال، سعی داشت کشور را درگیر کند، ارزیابی شما از ریشه های این جنگ هیبریدی چیست؟

ویژگی فتنه اخیر این بود که دشمن این بار بر بستر فرهنگ نشست و این یک کار جدید بود. تلقی معاندان این بود که اگر آنها بتوانند در جامعه ایرانی تضاد فرهنگی ایجاد کنند، این مساله منجر به تنش های جدی خواهد شد. آنها دریافتند که در زمینه اقتصادی نمی توانند رویارویی در جامعه رقم بزنند. البته ارزیابی آنها این بود که اگر بتوانند چند دستگی فرهنگی در جامعه ایجاد کنند، بعد از آن از اهرم اقتصاد بهره بیشتری خواهند برد اما تجربه بلوای پاییز 1401 دشمن را ناکام گذاشت. آنها نتوانستند با تضعیف نهاد فرهنگ در کشور، ملت را زیر انقیاد بیگانه ببرند. ملت ایران در شرایط کنونی به لحاظ تفاوت دیدگاه های سیاسی و فرهنگی در بالاترین حد خود قرار دارد اما خوشبختانه اقداماتی از سوی دشمنان صورت گرفت که حتی منتقدان جمهوری اسلامی را درباره ماهیت حرکت غرب علیه ایران دچار تشکیک کرد. ما با پدیده هایی در حوادث اخیر روبه رو شدیم که قشر فهیم جامعه را دچار تامل کرد و در خود فروبرد. جامعه ایرانی هیچ گاه با بحث تجزیه طلبی کنار نیامد و هر گاه در طول تاریخ بخش هایی از سرزمین از مام میهن جدا شد، ملت احساس حقارت کرد اما در جریان حوادث اخیر شاهد جولان تجزیه طلبان بودیم. از سوی دیگر این یک حقیقت تاریخی است که ملت ایران هیچ گاه خشونت ورز نبوده و نیست اما در بلوای 1401 ماهیت خشونت طلبانه اغتشاشگران کاملا روشن شد. دشمن از ترکیب مسائل مختلف بهره و جنگ ترکیبی را علیه ما به کار برد تا بتواند جامعه ایران را با خود همراه کند اما رفتارها و شعارهای دشمنان و امکاناتی که به صحنه آمد بیشتر باعث حساس تر شدن جامعه شد. به گونه ای که حتی برخی از شخصیت هایی که خارج از ایران زندگی می کنند و با حاکمیت امروز ایران همراه نیستند هم از این همه خشونت و پررنگ تر شدن حضور تجزیه طلبان احساس خطر کردند و اشاراتی به این موضوع داشتند.

برخی تحلیلگران حتی تحلیلگران منتسب به جریان روشنفکری و چپ هم درباره اعتراضات پاییز 1401 قائل به یک اعتراض نظام مند سیاسی و موثر نبودند و تاکید داشتند این جریان شباهتی به یک جنبش اعتراضی ندارد. نظر شما درباره ماهیت این جریان چیست؟

تحلیل هایی از این دست عمدتا بعد از شکست و ناکامی بلوای 1401 از سوی این جریانات ارائه می شود. واقعیت آن است که این بار غرب آراسته تر از گذشته در پی بزک کردن گروه ها و جریان هایی بودند که خاطره تلخی از عملکرد تروریستی و خائنانه آنها در ذهن مردم ایران نقش بسته است.

غربی ها درپی این بودند تا جریان مجاهدین را در اذهان عمومی از یک سازمان خشونت طلب به یک ساختار سیاسی تبدیل کنند. این در حالی است که این سازمان حتی به رغم ادعاهای خود مبنی بر کنار گذاشتن ترور، در بسیاری از اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در ایران نقش اجرایی دارد اما غرب به ظاهر درپی آرایش جدیدی از چهره این فرقه تبهکار است. از سوی دیگر غرب دوباره سازمان ساواک را در خارج از کشور فعال کرد تا نشان دهد با وجود همه اعتراف هایی که از سوی جریان اپوزیسیون صورت گرفت مبنی بر این که ربع پهلوی مرد سیاست نیست و سازمان ندارد و عرضه ای برای کار تشکیلاتی ندارد با نقش آفرینی ساواک این ضعف ربع پهلوی برطرف شود. واقعیت آن است که آنها برای یک انقلاب بزرگ در ایران سرمایه گذاری کرده بودند و حتی باید گفت که به لحاظ تشکیلات خوب عمل کرده بودند اما بیداری مردم و هوشیاری نظام همه توطئه ها را نقش بر آب کرد.