آرشیو دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، شماره ۵۷۱۰
صفحه آخر
۱۲
در همین حوالی

کرگدن‏ها و فیل‏ها

دکتر وحید آگاه (عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی)

میرفتاح، یک کرکتر است. از آنها که با مجموعه فعالیت‏ها و آثارشان در پهنه فرهنگ و هنر، شخصیتی چندوجهی و پرسپکتیو داشته و این، ثمره طی یک مسیر در طول زمان و عرض جغرافیای ایران است. روزنامه‏نگاری از هفته‏نامه سوره و مهر و بعد، فعالیت در روزنامه اعتماد و نشریه کرگدن در حال حاضر، که نمایشگاه انفرادی خود را در گالری Artibition به نشانی بر خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک وی، 27 بهمن تا 7 اسفند برپا نموده. از عنوان برمی‏آید که کرگدن محور کار است: «کرگدن‏ها گاهی تنها سفر نمی کنند». اما چرا کرگدن؟ خودش در نشریه‏ای به همین نام، توضیحات را داده و اجمالا اینکه در روزگار فعلی با این وضع خوشگل اقتصادی که البته برای امروز و دیروز نیست و چند دهه چنین است، پرداختن به مقولات فرهنگ و هنر، جز با ذائقه کرگدن بودن، سازگار نیست و ابر و باد و مه وخورشید، فعالان فرهنگی را از این عرصه، دور می کنند.

گالری زیباست: حیاط، مدخل و داخلش. البته که آثار میرفتاح در طبقه اول است، نه طبقات بالاتر و نه طبقه منفی یک. آثار هم، صرفا کرگدن نیستند و در میان آنها، فیل‏ها و توامان کرگدن و فیل مشاهده می شود. تنهایی کرگدن‏ها با حضور پرندگانی ریزجثه و جاخوش کرده روی کرگدن‏ها، پر شده و شمایل آثار، حکایت از حضوری باصلابت و البته تنهایی دارد. نوعی شکوه و خلوت. اینکه تنهایی زیباست و قدرتمند و خب، همیشگی نیست و سفرها با همراه، ولو پرندگان پابرجاست. کرگدن حیوان زشتی نیست، اما جزو حیوانات زیبا هم به شمار نمی‏آید. اما نقاشی‏های میرفتاح جمیل است و اینکه نقاشی‏های کرگدن، زیبا جلوه کند؛ نگاه زیباشناسانه میرفتاح را عیان می نماید. آثاری در روال زندگی شهروندان این زمانه که در جمعند، اماتنها. این بی کسی، چالش انسان مدرن به شمار می‏رود. گیرم دسترسی به شبکه های اجتماعی و پیام‏رسان، فزون‏تر و سهل‏تر. اما از تنهایی ما کم شده؟

اسم آثار هم جالب توجه و در خور نقاشی‏هاست و برایش فکر شده.«محصور»: کرگدن پشت سیم خاردار. «ما مردم فقیر»: کرگدنی قدر که پرندگانی رویش به نظاره نشسته‏اند. «سرت را بدزد رفیق»، «م مثل مادر»، «خانه‏ای در خور پیل»، «رفیق»، «صد سال تنهایی»، «برباد رفته»، «تمنا»، دست افشان»، «خواهی برو ببخشا»، «روز فراق»، «بیا بریم دشت»، «مزاج دهر»، «شور و حال کودکی» و «صلاه ظهر» که این آخری، معرکه است. عناوینی که نشان می دهد استاد نقاش، شخصیتی فرهنگی است که حالا نقاشی‏هایش را رو کرده و ما را شگفت زده کرده. خواندن تابلوها، شورآفرین است و دیدنش، هم. یک نمایشگاه منحصر به فرد با تمی مشخص که حکایت نقاش، نیازی به توضیح بیشتر ندارد: «اگر هزینه رفاقت و همدلی، همه هستی ات، بلکه همه تنهایی‏ات باشد، می‏ارزد. یقین کنید که می‏ارزد».

کسی که سینما و موسیقی را می‏شناسد و عناوین شاهد این مدعایند. حالا با توجه به کثرت کارها که همگی به سنه 1402 مهر شده، باید از این گفت که این مرد طناز نویسنده و فعال فرهنگی، کنج خلوت را مایل‏تر است و بیشتر می‏کشد تا اینکه بنویسد. اما چه باک، همان قدر زیبا کشیده که می‏نویسد.

راستی سیدجان، کاش زودتر شروع می کردی و رخ می‏نمایاندی. این آثار، بیشتر از هنر نقاشی، هنر تنهایی مجسم شده‏ شما به مثابه تنهایی فرهنگ است.