فهرست مطالب

ادبیات پهلوانی - پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1394/01/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد آهی، محمد علیجانی، حسین احمدی صفحات 1-24
    دکتر علی شریعتی یکی از بزرگترین روشنفکران دینی در تاریخ معاصر ایران است که آراء و اندیشه هایش جذابیت و تاثیر عظیمی برای قشر روشنفکر و جوان ایران داشته است. علت این همه گرایش به آثار شریعتی علاوه بر عالمانه و زمان شناسانه بودن محتوای آنها، ویژگی های ادبی و قلم افسونگر اوست. یکی از پرجلوه-ترین و هنرمندانه ترین تمهیدات هنری و ادبی شریعتی، اسطوره پردازی و بازتولید و بازآفرینی اساطیر است. به نظر می رسد که او با استفاده از شیوه ای هنرمندانه و خلاقانه و با شناخت علمی و دقیق از اسطوره های اقوام گوناگون و آگاهی نسبت به کارکرد ها و قابلیت های مختلف اساطیر برای پرورش بعد ادبی و توسع بار معنایی آثار ادبی، شخصیت ها و روایات دینی و غیر دینی ملل مختلف را برای بیان مفهوم کهن الگویی «بازگشت به خویشتن» در کنار هم قرار می دهد؛ مضمونی که مسلط ترین اندیشه در کل کویریات دکتر شریعتی است. در بعضی جاها او اساطیر یونانی و اسلامی و دیگر فرهنگ ها را در کنار هم قرار می دهد و برای بیان مفهوم مورد نظرش به شکلی خاص به کار می گیرد. این نوع کاربرد بهترین شکل اسطوره پردازی یعنی اسطوره پردازی مبتنی بر ترکیب و انطباق اساطیری است. نگارنده در این جستار عواملی را که بسترساز ظهور اسطوره در کویر شده-اند، بررسی کرده و سپس شیوه های او برای اسطوره پردازی و اسطوره آفرینی خلاقانه و هنرمندانه را مورد مداقه و تحلیل قرار داده است. روش تحقیق این جستار توصیفی- تحلیلی است و چون محور اساطیر انعکاس یافته در کویر مفهوم کهن الگویی بازگشت است، نگارنده در نگاه به اسطوره بیشتر به نظر میرچا الیاده توجه داشته است. کلیدواژه ها: کویر، اسطوره، کهن الگو، شریعتی، بازگشت.
    کلیدواژگان: کویر، اسطوره، کهن الگو، شریعتی، بازگشت
  • نسرین داودنیا، ناصر سراج خرمی، علی اکبر جولازاده اسمعیلی صفحات 25-46
    روان شناسان انسانگرا، در نظریه های خود، برخلاف رفتارگرایان و روان کاوان، نگرشی مثبت و غایی نسبت به انسان دارند. در این پژوهش با توجه به تجربه های عرفانی و کمال طلبانه کیخسرو در نظر داریم نگاهی روان شناختی به زندگی و رفتار او داشته باشیم و ویژگی های رفتاری او را با نظریه سلسله مراتب نیازهای آبراهام هارولد مزلو انطباق دهیم و او را به عنوان فردی که به مرحله خودشکوفایی رسیده، معرفی کنیم. در این بررسی او با شش ویژگی افراد خودشکوفا از جمله؛ مساله مداری، علاقه اجتماعی، تجربیات والا و عرفانی، روابط بین فردی عمیق و صمیمانه، ساختار منشی دمکراتیک و کناره گیری و خلوت گزینی هماهنگی دارد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، کیخسرو، سلسله مراتب نیازها، خودشکوفایی، آبراهام مزلو
  • محمود رضایی دشت ارژنه* صفحات 47-72
    درباره ی «ببر بیان»، زره معروف رستم، تاکنون دیدگاه های ضد و نقیض زیادی مطرح شده و هنوز نیز جنس این زره، یکی از معماهای شاهنامه است. برخی آن را از جنس پوست اژدها، برخی از جنس پوست اکوان دیو، برخی از جنس پوست پلنگ یا یوزپلنگ و برخی آن را از جنس پوست ببر(حیوان درنده ی معروف) دانسته اند، اما به نظر نگارنده موارد یاد شده درست نمی نماید. طبق شواهد و قراین مورد بحث در مقاله، پیشینه ی پوشیدن «ببر» بنا بر تصریح اوستا به آناهیتا برمی گردد و از آنجا که «ببر» در اوستا بی هیچ تردیدی به معنای سگ آبی است، ببر بیان رستم نیز احتمالا از جنس پوست سگ آبی بوده است و شاید یکی از دلایل «سگزی» خواندن رستم، علاوه بر انتساب او به سیستان، پوشیدن پوست سگ آبی(ببر بیان) در جنگ ها بوده است، چرا که اگر سگزی، فقط معنای سیستانی را در ذهن متبادر می کرد، دلیلی نداشت که رستم از بازخواندن خود با این کنیه سخت در خشم شود و از دیگرسو تنها دشمنان رستم، این واژه را در رویارویی با او به کار ببرند و حتی یک بار هم، هواخواهان رستم او را با این کنیه، باز نخوانند. لذا تواند بود که واژه ی سگزی علاوه بر انتساب به سیستان، در گذر زمان به عنوان دشنام و خوارداشت رستم، در معنای «کسی که مثل سگ زندگی می کند»، به کار رفته باشد و دلیل این امر هم پوشیدن ببر بیانی بوده است که از جنس پوست سگ بوده است. «بیان»، صفت «ببر» نیز شکل تصحیف شده ی «بغان» به معنای «بغانه یا خدایی» تواند بود، چرا که پیشینه ی پوشیدن ببر چنانکه گفته شد، به آناهیتا و خدایان برمی گردد.
    کلیدواژگان: ببر بیان، رستم، سگزی، آناهیتا
  • علی فتح الهی صفحات 73-100
    در دین زردشت، اهورامزدا نورالانوار با جلوه های متعدد موسوم به امشاسپندان است. وظیفه ی امشاسپندان به عنوان مظاهر اهورامزدا توسعه ی اصل «اشه» و آبادانی است. فرامین اهورایی به دستیاری این شش فرشته ی مقرب جاودان اجرا می گردد. اساس این اندیشه ی ایرانی در دین ودایی سابقه دارد که زرتشت صورت نوین و اساسی دیگری بدان بخشید. در دین زردشت، تعداد اصلی امشاسپندان شش فرشته است، حال آنکه عموما از هفت امشاسپند سخن به میان می آید. تامل در اوستا نشان می دهد که در هیچ جای گات ها به واژه ی امشاسپندان برنمی خوریم؛ اما در اوستای متاخر و متون پهلوی نام جمعی امشاسپند بر آنان اطلاق شده است. این یاریگران در گات ها، جلوه های اهورامزدا و مظهر آفرینندگی به شمار می آیند، درحالی که اوستای جدید و متون پهلوی آنان را ایزدانی مهین و متشخص و مستقل از اهورامزدا با خویشکاری معین معرفی می کنند. فردوسی نیز در شاهنامه با یادکرد پیام آوری زردشت و کتب اوستا و زند، بی آنکه واژه ی امشاسپندان را به کار برد، از جلوه-های اهورایی بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد سخن می گوید.
    کلیدواژگان: امشاسپندان، اشه، زرتشت، اهورامزدا و اوستا
  • اردشیر منظمی صفحات 101-122
    این مقاله در مجالی مغتنم می کوشد با روش دین پژوهی و به شیوه ی توصیف و تحلیل، هسته ی حماسه ی بهارات را به بازگفت آورد. بی گمان طرح چنین مسئله ای نیاز به بررسی تحلیلی حماسه و نیز معرفی جایگاه متن مهابارات این بزرگترین حماسه ی هندوستان دارد. بررسی این متن بیانگر آن است که همچون حماسه های باستانی دیگر این خدایان و آدمیان هستند که در رزمی آشکار به نبرد برمی خیزند تا در یک جنگ تمام عیار که به گونه ی حماسه(دلاوری و مردانگی در کارزار) انجام می گیرد؛ حقیقت را کشف و یا اثبات کنند. گذشته از صورت پیدای حماسه که حکایت از جنگ با همه ی خشکی و خشونتش دارد؛ به زودی چهره ی پنهان آن نیز هویدا می شود. نبردی بی امان در شمایل بی باکی و از خود گذشتگی که از پی دفاع و برپایی از یک حقیقت محتوم انجام، و با دست یابی به خود سازی و دیگر سازی فرجام می گیرد. در این نبرد، اهوراییان به یاری ایزدان، فرشتگان و اصولا موجودات ماوراء الطبیعه در سلوکی عقلی و فعلی برعلیه اهریمنان تلاش می کنند تا به آرمان های ستوده و سپید(مقدس) دست یابند. از این رو می توان گفت این حماسه حکایت تلاش مردمان برای دست یابی به اخلاق و تقدس است. و بهارات گزارش نبرد استراتژیک خدایان و آدمیان نیک خوی با دیوان و آدمیان بدخوی بر پایه ی ایدوئولوژی هندوان است.
    کلیدواژگان: مهابهارات، حماسه، جنگ، خدایان، دین، اخلاق
  • عیسی نجفی، فرزاد فرزی صفحات 123-154
    مرزبان نامه یکی از شاهکارهای کلاسیک ادبیات فارسی است که به واسطه پیوند عمیق و اثر بخشش با فرهنگ و هویت ایرانی سرشار از اندیشه های ایرانشهری است. در این پژوهش سیر و تداوم اندیشه های ایرانشهری را که در لابه لای افسانه و حکایت های مرزبان نامه نظیر: شاهی آرمانی، همبستگی دین و فرمانروایی، عدالت، آرمانشهر، راستی و اشه و... آمده است مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در اندیشه ایرانشهر پادشاه مهمترین رکن اصلی جامعه است به گونه ای که آن را نماینده خدا بر روی زمین می-دانستند زیرا معتقد بودند که جامع صفات الهی است بدین ترتیب از دو جنبه الهی و انسانی برخوردار بوده است. پادشاه در اندیشه ایرانشهر علاوه بر تایید الهی باید از دانش، خرد، فره ایزدی، و دیگر بایستگی-های پادشاهی از جمله؛ نژاد و تبار، عدالت و غیره برای مشروعیت بخشیدن پادشاهی خود برخوردار باشد. از این رو در این پژوهش سیر و تداوم اندیشه های ایرانشهری و بایستگی های شاهی آرمانی را که در کتاب مرزبان نامه آمده مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: شاهی آرمانی، مرزبان نامه، عدالت، فره ایزدی، اشه، خرد
|
  • Mohammad Ahi, Mohammad Alijani, Hosein Ahmadi Pages 1-24
    Ali shariati is one of the greatest religious intellectuals in Iran''s modern history who his opinions and ideas were attractive and had a huge impact for the intelligentsia and young generation of iran. The reason for all these trends to shariati works، in addition to the scientific and sociological contents، was his literary characters and fascinating style of writing. One of the significant artistic and literary arrangements of shariati، was using the various myths and recreating and incorporation myths of the different cultures around the world، from ancient eras to contemporary time. using artistic and creative manner and scientific and accurate knowledge about myths of different people of world and awareness of the functions and capabilities of mythology to develope the literaty aspect and vasting meaningful characters of literary works، shariati arranges the religious and seculair characters and narratives of various nations to express the archetypal concept of، returning to root، The most dominant theme in all of the Kaviriat. The author of this article has analyzed the way to the emergence of the myth in Kavir. Then has searched on the creative and artistic shariati mythologizations.
    Keywords: Kavir, myth, archetype, Shariati, returning to root
  • Nasrin Davoudnia, Naser Sarrajkhorrami, Aliakbar Joulazadeh Esmaeili Pages 25-46
    Humanistic psychologists, in their theories, unlike behaviorism and psychoanalysis, and the ultimate positive attitude towards human. In this study, according to mystical experiences and have a look at the psychological Kai Kmaltlbanh life and behavior have and behavioral characteristics of Abraham Harold Maslow's hierarchy of needs theory he can adap and him as a person who has reached the stage of self-actualization, we introduced. In his review of six people Khvdshkvfa features such as problem-focused social interest, the noble and mystical experiences, interpersonal relationships, deep and sincere, the Democratic secretary and resignation and retreat coordination.
    Keywords: Shahnameh, Kai, hierarchy of needs, self, actualization, Abraham Maslow
  • Mahmoud Rezaei Dasht Arzhaneh Pages 47-72
    Aboutthe "Babr-e- Bayan" famousarmor of Rostam, sincethereareso manyconflictingopinions and andyetthe substance of this armor,isone of thepuzzlesofShahnameh.Some believe that"Babr-e- Bayan" is made ofdragonskin,skinof AkvaneDiv,leopardorcheetahskinor tiger skin(known predatoryanimals), But inmyopinionnoneofthe aboveis true.Based onthe evidencediscussed in thepaper, thebackgroundof wearing the beaver skin,according byAvesta,come back to Anahitaand as the"Babr" in the Avestaisnodoubtrefers to thebeaver, "Babr-e- Bayan" Rustamwasalsomade ofbeaver skin, Perhapsone of the reasonsthatRostam is known asSegzi, in addition to hisassignmentto theSistan, has been wearing abeaver skin("Babr-e- Bayan") in the wars,Becausethere was noreason that only the enemies of Rustam have been used this word and his friends did not use this word. In the other hand why Rustamfrankly has been hated because of addressing him by this epithet? In this essay according by evidences, it has obtained this conclusion that Sagzi, in addition to hisassignmentto Sistan,this word had been used for contemptingRustam as the meaning "one who lives like a dog". using this word in this meaning because of Rustam is wearing the Babr-e Bayan that is made of beaver skin. "Bayan”, the attribute of"Babr" apparentlywouldbe adistortionofthe"Bghan" means "godly", because thebackgroundof wearing the beaver skinas it was said,come backtoAnahita.
    Keywords: Babr, e Bayan, Rustam, Sagzi, Anahita
  • Ali Fatollahi Pages 73-100
    In the zoresterian religion, Ahoramazda has several manifestations which called Emshaspandan. The duty of these creatures as manifestation of Ahoramazda is developing of goodness. The recommendations of Ahora have been done with cooperation of these contiguous angels. The bases of this idea have been found in Veda religion so that zoresterianism give another meaning to this thought. In zoresterian religion number of this angels are six meanwhile it has been talked always as seven in whole the text. Sophisticated reading in Avesta show us that nowhere of Gat s cover this kind of creatures (Emshaspandan), but in next Avest and Pahlavi’s texts the name of Amshaspandan has been seen. This assistance of Ahora in Gataha is manifestation of Ahoramazda and is the signs of creation, meanwhile in Avesta and Pahlavi text this creatures are holly, independent, with especial function creatures. Ferdousi in Shanameh mentioned Ormozd as messenger of Zartosht and without declare the name of Avesta and Zand and without citing the name of Emshaspandan, used the manifestation of Bahman, Ordibehesht, Shahrivar, Sepandarmoz, Khordad and Amroud.
    Keywords: Ahoramazda, Emshaspandan, Zartosht, Avesta, Shanameh
  • Ardeshir Monazami Pages 101-122
    This paper attempts to indicate basis of Mahabharata through religious studies by analyctical and descriptive method. Certainly identification of such issue requires analytical consideration of epic and also introduces the situation of Mahabharata. That is the greatest epic of Hindus. This text like other ancient epics indicates the obvious battle as an epic and bravery will discover and prove the fact. Although epic has violent aspect that is clear it has a hidden aspect. The great force that has bravery is ready to defence and make a certain fact and finally they gain purification of soul and makes the others better. In this battle derine forces will helps good and angels and basically metaphysics in a sacred and practical conduct (spitual journey) turn against the evil and tries to acces the valuable and sacred goal. So we can say that epic is the story of people who wants to acces the morality and holiness and Mahabharata is areport of a battlle "good and evil" a battle between good human being and gods and demons and human beings who has bad morality according to Hinduism idology.
    Keywords: Mahabharata, epic, battle, gods, religion, morality
  • Easa Najafi, Farzad Farz Pages 123-154
    The book of Marzbannameh is one of masterpieces of classic Persian so that on behalf of connection with Iranian culture and identity is full of utopian thoughts. In this paper it has been done that how is the evolution and develop this though in the layer of fables and anecdotes of this Marzbannameh including; Ideal king, coherence of religion and ruling, justice, Utopian and trues? In the conception of utopia the king must be main part so that he/she is regarded as first substitution of god in the secure world because all adjective and feature of God gather in kind and kind has two dimensions of divinity and humanity in his/herself. The king of utopia must carry a lot of secure and divine features including; Knowledge, Authorization and license of god, uniqueness and identity, justice, and so on for his/her acceptable ruling. In this paper the evolution and way of developing of thoughts in this utopia which cover whole of marzbannameh will be discussed.
    Keywords: Ideal king, Marzbannameh, justice, authorization of divine, Asheh, Wisdom