فهرست مطالب

پژوهشنامه متین - پیاپی 70 (بهار 1395)
  • پیاپی 70 (بهار 1395)
  • بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1395/05/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حمید انصاری*، سیدحامدحسین هاشمی صفحه 1
    در این پژوهش به «قبح نقض غرض» بسان یک قاعده فقهی پرداخته شده است و مهم ترین پیش فرض ها و نتایج آن و پیشینه فقهی و گستره به کارگیری آن درمیان فقها مورد بررسی قرار گرفته است. جواز و تشریع احکامی همچون استفاده از حیله به منظور فرار از ربا، پژوهشی در خور، پیرامون امکان تشریع احکام منافی با اهداف دیگر احکام را می طلبد. جستجوی دیرینه این قاعده در منابع نخستین فقه و آثار علمای این عرصه، و نیز کنکاش در مفردات قاعده و مشخص نمودن پیش فرض های آن، ساختار اصلی جستار حاضر را سامان داده است. وجود نشانه هایی از التزام فقهای متقدم و متاخر به قاعده قبح نقض غرض، بخصوص امام خمینی که با بهره گیری از این قاعده، قائل به ممنوعیت به کارگیری حیله های فرار از ربا شده اند. از پذیرش همگانی آن در عین به کارگیری محدود آن در فرآیند استنباط، خبر می دهد. همچنین باور به وجود حسن و قبح عقلی، غرض مند بودن خداوند متعال در تشریع احکام، مشخص بودن اغراض و حتمی بودن نقض آنها، از جمله مواردی است که قاعده قبح نقض غرض، در کارکرد خویش بدان ها نیازمند است.
    کلیدواژگان: قبح نقض غرض، عقل، امام خمینی، حیله، ربا
  • سید محمد موسوی بجنوردی*، سیده شهناز حسینی صفحه 27
    قرآن فلسفه اصلی ازدواج را ایجاد آرامش و سکون قرار داده است ولی گاهی به دلایل مختلف زن و مرد که هسنه اصلی این پیوند الهی را تشکیل می دهند دچاراختلاف می شوند هریک از زوجین در عین دارا بودن حقوقی نسبت به همدیگر مسول انجام تکالیفی نیز هستند که امتناع از انجام دادن آن موجب تحقق نشوز می شود گاهی این امتناع از طرف زن است که به آن نشوز زوجه می گویند در این مقاله برآنیم تاملی بر ابعاد این مساله داشته در تبیین برخی مباحث مبهم آن از جمله وظایف زوجه در مقابل زوج، گستره این وظایف و مصادیق نشوز،آیه نشوز و مسائل پیش آمده در مورد برداشت از این آیه بکوشیم و ساحت اسلام را از تاویل های ناروا در مورد آن مبرا گردانیم .در این راه از آرای فقیه اندیشمند امام خمینی و نظریه ایشان(تاثیر زمان و مکان در اجتهاد)استفاده شده است .
    کلیدواژگان: نشوز، تمکین عام، تمکین خاص، ضمانت اجرا، وظایف زوجه
  • مریم حسینی آهق*، زهره خانی صفحه 47
    افزایش تدریجی مسئولیت متناسب با میزان ادراک با شاخص قرار دادن سن، از رویکردهای پذیرفته شده جهانی برای تحقق عدالت و نشانه عدالت اجتماعی است. در بیشتر کشورهای اسلامی، حداقل سن کودکی یا سن عدم مسئولیت و حداکثر سن کودکی یا دوره مسئولیت ناقص کیفری اطفال مشخص شده است. رویکرد جاری، در کشورهای اسلامی دور نگه داشتن کودکان و نوجوانان از نظام قضایی تا جای ممکن است. توجه بیشتر قوانین در تعیین سن مسئولیت کامل کیفری به بلوغ احساسی، فکری و ذهنی و به دور از هر نوع تبعیض جنسیتی است. البته بیشتر آنها در مورد ممنوعیت اعمال مجازات های سنگین، مانند اعدام و حبس ابد برای افراد زیر هجده سال، تاکید کرده اند. با توجه به فتاوی امام خمینی و استناد ایشان به قاعده درء، می توان ادعا کرد که نظر ایشان همسو با این رویکرد است.
    کلیدواژگان: مسئولیت کیفری، سن بلوغ، رشد عقلی، سن مجازات، قوانین جزایی کشورهای اسلامی، مسئولیت تدریجی
  • نفیسه ساطع*، مریم رفیعا صفحه 67
    امام خمینی و ملاصدرا با استفاده از سه اصل: اصالت وجود ذهنی، اتحاد عاقل و معقول و اثبات معاد جسمانی، توانستند اثرگذاری باورهای دینی را به نحو عقلانی اثبات کنند. ملاصدرا به عنوان پایه گذار مکتب متعالیه و امام خمینی به عنوان مدافع این مکتب معتقدند باورها و تفکرات انسان، به صورتی ذهنی تبدیل شده و در قوه متخیله و به تبع آن در نفس ناطقه شخص ذخیره می شود. این صورت ذخیره شده، در عالم دنیا، اثربخش بودن خود را در قالب اتحاد با متعلق خود نشان داده؛ و در عالم آخرت نیز بر اساس قدرت عینیت بخشی و تجسم آفرینی نفس، با ظهور و تجسم عینی و خارجی تصورات نفسانی، می تواند بهشت و دوزخ اخروی را ایجاد کند. با دقت بر مبانی فلسفه امام خمینی و اصل اتحاد عاقل و معقول، مشخص می شود نحوه اثربخشی باورها و صور ذهنی انسانی را متعلق باور او تعیین می کند. به همین دلیل می توان اثبات کرد که تاثیرات باور فردی، می تواند بی نهایت باشد، اگر به موجودی بی نهایت تعلق بگیرد. به عبارت دیگر، باور فردی، به معنای حقیقی کلمه، اگر به باور دینی و توحیدی ناب، تبدیل شود، می تواند با متعلق خود، که ساحت خداوند متعال است، اتحاد برقرار کند.
    کلیدواژگان: امام خمینی، ملاصدرا، مبانی فلسفی، باور دینی، وجود ذهنی، اتحاد عاقل و معقول، معاد جسمانی
  • ذبیح مطهری خواه* صفحه 89
    پولشویی به زبان ساده مجموع عملیاتی است که بر روی اموال نامشروع مانند اموال حاصل از فروش مواد مخدر، سرقت، کلاهبرداری و...، صورت می گیرد تا این اموال به ظاهر مشروع و قانونی قلمداد شود و منشا نامشروع آن مخفی گردد. این پدیده به موجب قانون مبارزه با پولشویی در حقوق داخلی به عنوان جرم شناخته شده و همچنین با استناد به آیات متعدد و روایات و سیره ائمه و برخی از قواعد فقهی نامشروع قلمداد شده است و برای مرتکب آن مجازات تعزیری وضع شده است، از دیدگاه امام خمینی تطهیر مال، نامشروع و باطل است؛ یعنی هم حرمت تکلیفی و هم حرمت وضعی دارد در این مقاله تلاش شده مبانی فقهی حرمت پولشویی و مجازات آن از دیدگاه امام خمینی مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: پولشویی، فقه، اکل مال به باطل، قواعد فقهی، تعزیر
  • مجید ملا یوسفی، صفورا چگینی* صفحه 113
    اخلاق عرفانی از مهم ترین حوزه هایی است که از دیرباز مورد توجه متفکران مسلمان بوده است. این رویکرد منبعث از اخلاق دینی به ویژه قرآن است و به طور خاص به رابطه انسان با خدا تکیه دارد. در نوشتار حاضر، علاوه بر معرفی رویکردهای مختلف اخلاق اسلامی به ویژه اخلاق عرفانی سه رکن مهم نفس، فضیلت و سعادت که از مهم ترین مولفه های اخلاق عرفانی اند در آرای امام خمینی مورد بحث قرار گرفته اند. ایشان به تبعیت از پیشینیان خود به تحلیل نفس از دیدگاه فلسفی پرداخته و در نهایت تحلیلی عرفانی از نفس و مراتبش ارائه می دهد. این رویکرد اخلاقی بر مدار فضایل می چرخد؛ در نگاه امام تزکیه و دستیابی به فضایل، کمالات متوسطه ای هستند که حصول آنها مقدمه هدایت است. امام با قبول فضایل فلسفی، با الهام از منابع دینی به طرح فضایل دینی پرداخته اند. با نگاهی ذو مراتبی به فضایل دینی است که فضایل عرفانی معنا می یابند.اگر فرآیند تزکیه در چارچوب تخلیه رذایل و تحلیه فضایل به درستی صورت گیرد منجر به سعادت انسان خواهد شد. منظور امام از سعادت دستیابی به توحید است که غایت القصوای سیر انسانی و منتهی النهایه سلوک عرفانی است.
    کلیدواژگان: امام خمینی، اخلاق اسلامی، اخلاق عرفانی، نفس، فضیلت، سعادت
  • سید صادق موسوی*، مهدی ملایی صفحه 137
    تاثیر متقابل اخلاق و حقوق بر یکدیگر از مباحث مهمی است که از دیرباز محل اختلاف علمای حقوق و اخلاق بوده است. در این میان بررسی سیره نظری و عملی امام خمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا ایشان به عنوان یک فقیه و عارف بزرگ، صاحب آرای ارزشمندی در زمینه حقوق و اخلاق هستند.
    با مطالعه سیر تحول مکاتب حقوقی و اخلاقی چند سوال مهم مطرح می شود. مهم ترین مسئله روش شناسی تحلیل موضوع است. این روش بسان نقشه ای است که ما را جهت یافتن پاسخ صحیح یاری می دهد. مطابق فرضیه مقاله حاضر، نخست باید با توجه به دیدگاه و روش امام درخصوص تقسیم علوم، به فهم دقیق و مشترکی از اخلاق و حقوق و جایگاه آنها دست یافته و تحلیل مناسبی از سیره بنیانگذار نظام حقوقی مربوطه ارائه دهیم. در وهله دوم ضروری است با توسل به علم منطق و ارتباطات چهارگانه، صور مختلف ارتباطی را ترسیم نموده و بر اساس آن حکم حالات تعارض را بیابیم. در پایان نیز برای ملموس شدن موضوع، به مثال هایی از حقوق ایران بسنده می شود.
    کلیدواژگان: حقوق، اخلاق، فقه، تعارض، ارتباط حقوق و اخلاق، سیره امام خمینی، قانون
|
  • Hamid Ansari*, Seyed Hamed Hossein Hashemi Page 1
    This paper studies “obscenity of purpose violation” as a jurisprudential principle. The most important presuppositions and results as well as the jurisprudential background and the scope of applicability of the issue among the jurists have been also covered. The permission and legitimization of such rules such as using legal devices to avoid usury requires an in-depth research work into the possibility of legitimization of rules going counter to the other goals of this rule. The search into the first sources of jurisprudence and the works authored by the ulema in this field, as well as the study of single elements and determining the rule’s presuppositions have constituted the backbone of this study. The existence of examples of the commitment of the past jurists on the obscenity of purpose violation, especially Imam Khomeini (who has resorted to this principle to support the prohibition of applying legal devices to avoid usury), tell about the wide acceptability of this principle irrespective of its limited use in the process of reasoning. Also the belief in the existence of rational decency and indecency, purposefulness of the Almighty God in legitimization of the religious orders, distinctiveness of purposes and the assurance over their violation are among the cases obscenity of purpose violation needs to be functional.
    Keywords: obscenity of purpose violation, wisdom, Imam Khomeini, legal device, usury
  • Seyed Mohammad Mousavi Bojnourdi*, Seyedeh Shahnaz Hosseini Page 27
    The constituting philosophy of marriage according to the Holy Quran is creating a calm and peaceful atmosphere in marital life; but sometimes for some reasons differences occur between the marriage parties or husband and wife, as the core constituents of this Divine union. When either party avoids meeting the rights of the other party already agreed upon in the marriage contract, disobedience takes place. Sometimes this disobedience is committed by the wife and it is called disobedience of wife. In this paper, we intend to closely study this issue and clarify some unspecified issues such as the duties of wife vis-à-vis her husband, the scope of these duties, examples of disobedience, Quranic verse in disobedience, as well as misunderstandings on this verse in order to clear the realm of Islam off some unfair interpretations on disobedience by wife. To that end, we have used the opinions of the great thinker and jurist Imam Khomeini and his views on the impact of time and place in religious leadership.
    Keywords: disobedience, general obedience, specific obedience, sanction, duties of wife
  • Maryam Hosseini Ahaq*, Zohreh Khani Page 47
    The gradual growth in liability proportionate to the degree of understanding based on age criterion, is among the worldly accepted approaches for realization of justice, hence a sign of social equity. In the majority of Muslim countries, there are minimum and maximum age requirements or incomplete criminal responsibility for a person to be subject to criminal liability. The ongoing approach in Muslim nations is to keep the children and young adults away from the judiciary system as far as possible. The laws chiefly consider emotional, intellectual and mental maturity irrespective of gender in determining the age for full criminal responsibility. The majority of them, however, have insisted on prohibition of exercising heavy punishments such as capital punishment and life imprisonment for under-eighteen youth. With respect to Imam Khomeini’s religious decrees, where he rules by virtue of the principle of dar’ (prohibition of enforcement of an order due to doubt) we can claim his view is in the same direction with this approach.
    Keywords: criminal responsibility, age of puberty, intellectual growth, age of punishment, penal codes
  • Nafiseh Sate'*, Maryam Rafia Page 67
    Imam Khomeini and Mulla Sadra used the three principles of the authenticity of intellectual existence, union of the intellect and the intelligible, and the proof of corporeal resurrection to prove the impressionability of religious beliefs in a rational way. Mulla Sadra, as the founder of the school of Transcendent Theosophy, and Imam Khomeini as a supporter of this school, believe that human beliefs and thoughts find a mental nature and are then stored in the imaginative faculty and consequently in the faculty of speech. This stored form also shows its effectiveness in the material world in the form of union with what belongs to it. As in the afterlife, it can create heaven and hell in the other world by personification and externalization of carnal imaginations and based on the quality to restore objectivity and to personify soul. Contemplation on the fundamentals of Imam Khomeini’s philosophy and the principle of the union of the intellect and the intelligible will make it clear that the manner of impressionability of beliefs and human intellectual forms are determined by the belief criterion. On this basis, if personal belief in its real sense, turns into a religious belief and pure monotheistic belief, it can establish a union with what it belongs to, i.e. the realm of the Almighty God.
    Keywords: Imam Khomeini, Mulla Sadra, philosophical fundamentals, religious belief, intellectual existence, union of the intellect, the intelligible, corporeal resurrection
  • Zabih Motahhari, Khah* Page 89
    In simple language, money laundering is the concealment of the origins of illegally obtained money such as drug trafficking, rubbery, embezzlement, and the like to make them apparently legitimate. According to the Law on Fighting Money Laundering, it is a crime in domestic law. Money laundering is also an illegitimate practice by virtue of various verses and traditions and the conducts of the Infallible Imams, as well as some jurisprudential principles, and the offender shall be subject to punishment. In view of Imam Khomeini, purging illegal money is illegitimate and void, i.e. it has both religious prohibition and situational prohibition. In this paper, we have tried to study the fundamentals of the prohibition of money laundering and its punishment in view of Imam Khomeini.
    Keywords: money laundering, jurisprudence, illegal confiscation of property, jurisprudential principles, Tazir (punishment for offenses at the discretion of the judge or ruler of the state)
  • Majid Molla Yousefi, Safura Chegini* Page 113
    Mystical virtues are among the long-lasting areas of study for the Muslim thinkers. This approach comes from religious ethics, from the Holy Quran in particular, that specifically focuses on the relationship between God and man. In this study, we have reviewed three important pillars of soul, virtues, and salvation in addition to introducing various approaches toward Islamic ethics, especially theosophical ethics in view of Imam Khomeini. Following his predecessors, Imam Khomeini analyzes soul philosophically and finally comes up with a theosophical analysis of soul and its stages. This ethical approach rests on the pillar of virtues. In view of Imam Khomeini, purification of the soul and gaining virtues are mid-stage spiritual perfections, the attaining of which is an introduction to guidance toward spiritual path. Inspired by religious sources, Imam Khomeini accepts philosophical virtues in his presentation of religious virtues. It is through contemplation on religious virtues that theosophical virtues become meaningful. If the procedure of purification of soul takes place effectively through removing vices and attaining virtues, the result shall be human salvation. By Salvation, Imam Khomeini refers to monotheism that is the ultimate goal of human spiritual and theosophical journey.
    Keywords: Imam Khomeini, Islamic ethics, mystical ethics, soul, virtues, salvation
  • Seyed Sadeq Mousavi*, Mehdi Molaei Page 137
    The influence of ethics and law on each other has been among important issues and source of dispute among the ulema of ethics and law. In the meantime, studying the theoretical and practical conduct of Imam Khomeini is of special significance since he has valuable opinions on both ethics and law as a great jurist and theosophist.
    The study of the evolution of legal and ethical schools of thought puts forward a few questions to answer. The most important issue, in the meantime, is the methodology of subject analysis. This method is like a roadmap that leads us toward finding the right answer. According to the hypothesis of this paper, the first thing to do is to get an accurate and joint understanding of ethics and law with respect to Imam Khomeini’s views on division of sciences in order to present the conduct of the founder of the pertinent legal system. In the second stage, it is necessary to stick to the logics and four forms of communication to picture these diversified forms of communication to find the contradictory forms accordingly. In the end, examples have been included from Iranian law to make the subject matter more palpable.
    Keywords: Law, ethics, jurisprudence, contradiction, relationship between law, ethics, Imam Khomeini's conduct, law