فهرست مطالب

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی - سال دوازدهم شماره 43 (تابستان 1395)
  • سال دوازدهم شماره 43 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • همایون جمشیدیان، لیلا نوروزپور، مطهره چوبینه صفحات 11-41
    ویلیام جیمز تجربه های عرفانی را دارای چهار ویژگی می داند: توصیف ناپذیری، کیفیت معرفتی، زودگذری و حالت انفعالی و معتقد است آثاری که مبتنی بر تجربه های عرفانی هستند کمابیش این ویژگی ها در آنها مشاهده می شود. در این پژوهش، آن دسته از غزلیات عطار که حاکی از تجربه عرفانی بودند، استخراج و با توجه به این چهار ویژگی دسته بندی و تحلیل شدند.نگارندگان به اقتضای شعرهای عرفانی عطار، تقسیم بندی های دیگری، از جمله تصورات ناهمگون از مشهود و گم شدن صاحب مکاشفه نیز یافته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نشانه هایی از چهار ویژگی مدعای جیمز و تقسیم بندی های نگارندگان، در شعر عطار دیده می شود؛ امر قدسی که راوی تجربه عرفانی در مکاشفه با آن مواجه می شود، قابل وصف نیست؛ هرکس او را به گونه ای درک می کند؛ صاحب مکاشفه در جریان کشف و شهود و حتی پس از آن، خود را گم می کند؛ صاحب مکاشفه پس از مواجهه با امر قدسی مدعی می شود خود را بیش از پیش می شناسد؛ گاه مدعی می شود که به ادراک و معرفتی از جهان پیرامون دست یافته است؛ گزارش هایی که از این معرفت ارائه شده است، مانند ارتباط جزء با کل و اینکه جزء حاوی تمام کل است، با موضوعات مطرح در هولوگرافی شباهت های بسیاری دارد. صاحب مکاشفه به شیوه های مختلف از زودگذری مواجهه با امر قدسی نالان است. عارف در رویارویی با امر قدسی منفعل است و گاه بی چون و چرا خود را در برابر آن وامی نهد.
    کلیدواژگان: تجربه دینی، غزلیات عطار، ویلیام جیمز
  • عظیم حمزئیان، سمیه خادمی صفحات 43-84
    آینه در میان آثار عارفان مسلمان نمودی فراوان داشته است. براساس مستندات تاریخی، سابقه استفاده نمادین از آینه، در تبیین مساله توحید عرفانی، به حضرت علی بن موسی الرضا(ع) می رسد. این واژه درآراء و متون منظوم و منثور عرفای اسلامی، برای بیان تجلی و ظهور حضرت حق و توضیح مساله مهم وحدت وجود به کار رفته است. آینه به عنوان یک نماد عرفانی، در آثار عین القضات همدانی و مولوی نیز بسیار مورد توجه واقع شده است. به طور کلی می توان کاربرد آینه در آثار این دو عارف را، در سه بخش وجود شناسی عرفانی، جهان شناسی عرفانی و انسان شناسی عرفانی، تحلیل و بررسی کرد. توجه عین القضات به آینه، بیشتر برای بیان ناتوانی عقل درشناخت حق، وابستگی اشیاء به حق، جایگاه انسان کامل و صفت آینگی انسان است؛ اما مولوی به نحو بسیار گسترده تری از این مفهوم، بهره برده و نحوه بیان متفاوتی نیز نسبت به عین القضات داشته است. او علاوه بر تاکید بر نقش انسان کامل و آینگی او، به مباحثی درحوزه عرفان نظری از اسماء و صفات حق، وحدت وجود و تجلی حق در اشیاء، به عوالم وجود نیز اشاره کرده است و از نور و رنگ نیز سخن گفته است که مرتبط با نماد آینه است.
    کلیدواژگان: وجود شناسی عرفانی، جهان شناسی عرفانی، انسان شناسی عرفانی، آینه، عین القضات همدانی، مولوی
  • علی حیدری، قاسم صحرایی صفحات 85-114
    گشتاسب در متون دینی زرتشتی شخصیتی موجه و حتی مقدس دارد، اما در شاهنامه فردوسی و بیشتر کتاب های تاریخی بعد از اسلام، پادشاه منفور و تبه کاری است که پسر دلاور خود اسفندیار را آگاهانه به کام مرگ می فرستد. اغلب منتقدان معاصر نیز در تحلیل شخصیت گشتاسب، نظر فردوسی را پذیرفته و تکرار کرده اند. در این مقاله ضمن نگاهی گذرا به شخصیت گشتاسب و اسفندیار در متون دینی قبل از اسلام و شاهنامه و دیگر متون تاریخی بعد از اسلام و همچنین تحلیل نظر منتقدان معاصر، سعی شده است از منظر قصه که با اسطوره ارتباطی تنگاتنگ و ناگسستنی دارد، شخصیت دوگانه گشتاسب در ارتباط با اسفندیار تحلیل و توجیه شود. در یکی از مناسک و سنت های قصه که در سراسر جهان نمونه های فراوانی دارد، قربانی شدن پسر ارشد برای حفظ و بقای تخت و تاج پدر است. در این آیین پسر با طیب خاطر خود را قربانی پدر و تخت و تاج او می کند و به افتخاری بس بزرگ نائل می شود و پدر نیز مستوجب هیچ سرزنش و نکوهشی نمی شود.
    کلیدواژگان: گشتاسب، اسفندیار، قربانی، شاهنامه، نخست زاده
  • مهدی رضایی، سید هاشم خاتمی صفحات 115-151
    خرد و خردگرایی از مفاهیم و بن مایه های کلیدی و بنیادین شاهنامه است. مسلماشاهنامه به واسطه اخذ روایات تاریخی از متون ایرانی قبل از اسلام و شاهنامه ابومنصوری و دیگر خداینامه ها و روایات شفاهی مقتبس از موبدان و دیگر مورخان آگاه به علوم زرتشتی، تا حدی از اندیشه های اوستایی و زرتشتی اثر پذیرفته است و مسلمافردوسی نیز متاثر از عقاید دینی خویش بوده است؛ هرچند تاثیر دیگر نحله های فکری و اجتماعی بر وی نیز نمی تواند دور از انتظار باشد. در این مقاله با شیوه زبانشناسی متنبه مقایسه ابیات شاهنامه با متون ایرانی پیش از اسلام بر مبنای ارتباط اجزای کلام با یکدیگر در محور همنشینی پرداخته ایم. پس از بررسی مشخص شد که بخش عمده ای از جنبه های خرد در شاهنامه هماهنگ با و متاثر از متون ایرانی قبل از اسلام است و بخش های دیگری در شاهنامه دیده می شود که در منابع ایرانی وجود ندارد که مسلما از نبوغ فردوسی یا متاثر از فرهنگ های دیگر است و همچنین جنبه هایی از خرد در متون ایرانی پیش از اسلام قابل مشاهده است که در شاهنامه ذکر نشده است. این موضوع تا حدی نشان از خردگرایی منحصر به فرد فردوسی است که مشخص می کند خردگرایی در شاهنامه تقلید صرف از یک منبع و ماخذ نیست.
    کلیدواژگان: خرد، شاهنامه، اوستا، فردوسی، زبانشناسی متن
  • غلامرضا سالمیان، خلیل کهریزی صفحات 153-183
    توتمیسم که اعتقاد به تقدس حیوان یا گاه گیاهی خاص است، یکی از باورهای اقوام ابتدایی است که می توان رگه هایی از آن را در بین ایرانیان نیز یافت. در این میان یکی از منابع کهن و معتبر ایرانی که می توان با کمک آن اطلاعات بسیاری درباره فرهنگ، دین، آداب و رسوم، اعتقادات، باورها و بسیاری از ویژگی های دیگر ایرانیان و سایر اقوام در آن یافت، شاهنامه فردوسی است. برای به دست آوردن این اطلاعات باید پوسته و روساخت شاهنامه را شکافت و ژرفای آن را کاوید و بازنمود. ما در این جستار، پس از بررسی ریشه شناسانه نام آرش، تیرانداز معروف ایرانی و پیشنهاد معنای خرس برای این نام و همچنین با بررسی نژاد کسانی که در شاهنامه نام آنها آرش است، پی بردیم که این نام در اصل پارتی است و بخش دوم واژه سیاوش نیز با آن در ارتباط است. سپس برپایه نظریات اسمی در توتمیسم به این انگاره رسیدیم که خرسمی توانسته است توتم پارت ها باشد و ریشه پنداشتنخرس در بندهش به عنوان یکی از بیست و پنج گونه مردمان را باید در این باور پارتی جست وجو کرد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، توتم، خرس، آرش، پارت
  • مهتاب مبینی، امین شاهوردی صفحات 185-210
    در این پژوهش به بررسی بنیاد یکی از قواعد مشهور فلسفه اسلامی در منظومهثئوگونی هسیودس پرداخته شده است؛ برای پیگیری این امر، نخست چارچوب های ممکنی که به بررسی چنین امری اختصاص دارند، مورد پژوهش قرار گرفته اند و از میان آنها دیدگاهی که نه بر انفکاک قطعی و تاریخی اندیشه اسطوره ای از اندیشه فلسفی، بلکه بر تداوم و تطور آنها رای داده است، به عنوان منظری متناسب تر انتخاب شده است. در بخش دوم این پژوهش بر اساس چنین رویکردی به توضیح اجمالی قاعده «الواحد» پرداخته شده و با استفاده از این قاعده به بررسی منظومهثئوگونی اقدام شده است. درک ابتدایی قاعده علیت، سنخیت میان علت و معلول، فروکاهش کثرت به وحدت در این منظومه را می توان در تبارشناسی خدایان، رابطه والد و فرزند و شباهت های آنها و بکرزایی بازشناخت. از این منظر مفاهیم فلسفی مذکور و مشابه های آنها در اسطوره ثئوگونی را می توان در پرتو قاعده الواحد چونان غایتی متحد کننده، مورد بازخوانی قرار داد و بساطت و نامتعین بودن علت نخستین را به خوبی مشاهده کرد.
    کلیدواژگان: اسطوره، فلسفه، هسیودس، ثئوگونی، قاعده الواحد
  • مجید منصوری، حمید غلامی صفحات 211-243
    نامیرایی و سیالیت اسطوره ها باعث شده است که آنها همواره در ناخودآگاه انسان ها در طول اعصار تداوم یابند ویکی از اجزای جدایی ناپذیر زندگی آدمی محسوب شوند؛ به گونه ای که تداوم زندگی بشر از لحاظ معناشناختی بدون حضور اسطوره ها غیرممکن به نظر می رسد؛ زیرا اسطوره ها همواره پاسخی شگرف، برای یکی از بنیادی ترین بحران های انسان در تمام ادوار، یعنی میل به جاودانگی بوده اند. این پژوهش مضامین اصلی پدیدآورنده میل به جاودانگی و دلیل تقارن و استفاده از ساختارهای یکسان در آیین ها و اقوام مختلف، برای رهایی از زمان و مکان و نیل به جاودانگی را با روشی تحلیلی- استنادی بررسی می کند. اسطوره هایی همچون بازگشت ازلی، اسطوره باروری، رستاخیز، بازگشت به دوران کودکی، بازگشت به وحدت و اسطوره نویسنده شدن، از جمله بن مایه های اسطوره ای هستند که گریزگاهی به جاودانگی در بطن آنها وجود دارد و به دلیل کارکرد مشترک ذهن اسطوره ای (ناخودآگاه جمعی) ساختار شکل گیری مضامین نام برده تقریبا یکسان است.
    کلیدواژگان: جاودانگی، رستاخیز، باروری، وحدت اسطوره ای، اسطوره های جاودانگی
  • سیدجلال موسوی صفحات 245-278
    خوارق عادات و کرامات از اصطلاحات و مفاهیم رایج در گستره عرفان و تصوف است که در بسیاری از متون عرفانی و منابع اهل تصوف از گذشته دور درباره آن مباحثی مطرح بوده است. این مفاهیم همچنین در ادبیات فارسی بسیار به کار رفته است. از این رو شناخت مباحث مرتبط با آنها ضروری است. تحقق این شناخت منوط به مقدماتی است که منبع شناسی یکی از آنها است. در این مقاله با نظر به انواع متون عرفانی در دوران های مختلف، منابع حاوی خرق عادات و کرامات صوفیه در قالب سه گروه تقسیم بندی و بررسی شده است: گروه اول منابعی هستند که عمدتا «مباحث نظری» خوارق عادت، در آنها مطرح شده است؛ گروه دوم اغلب مصادیق کرامات «عده ای» از بزرگان صوفیه را در خود دارند؛ و گروه سوم فقط حاوی انواع خوارق عادات «یکی» از مشایخ و سران صوفیه هستند.
    کلیدواژگان: خوارق عادات صوفیه، منابع خوارق، انواع خوارق
  • لیلا میرزایی، عبدالحسین فرزاد، محمود طاووسی، امیرحسین ماحوزی صفحات 279-314
    گفت وگوهای متعدد میان جهد و توکل در مثنوی معنوی اهمیت این مفاهیم را در نزد مولانا نشان می دهد. نظریه چندصدایی باختین نیز بر پایه گفت گو استوار است. وی طرح اندیشه های موافق و مخالف را در گونه های زبانی مناسب در صورت غالب نبودن یک صدا یا صدای راوی چندصدایی می نامد. این نظریه می تواند معیاری مناسب برای رسیدن به رویکرد مولانا به جهد و توکل باشد. در پژوهش حاضر، ایدئولوژی، جهان بینی و گونه زبانی شخصیت های دو داستان از دفتر نخست و پنجم مثنوی معنوی بر پایه نظریه چندصدایی باختین بررسی شده است. نتایج نشان می دهد در گفت وگوهای حاوی جهان بینی و ایدئولوژی، چندزبان گونگی بی فروغ است، ولی در گفت وگوهایی که جهان بینی حضور و نقش ندارد، چندزبان گونگی پررنگ است. راوی در گفت وگوها دخالت آشکار دارد و از دو داستان نتیجه یکسان می گیرد. در پی فاصله گرفتن داستان از چندصدایی، صدای راوی غلبه می یابد: وی معتقد است، در صورت نداشتن ثبات قدم و تقلیدی بودن توکل، بازگشت کننده به مقام فرودین (جهد) درخور نابودی است.
    کلیدواژگان: مولانا، باختین، جهد و توکل، چندصدایی، چندزبان گونگی
  • شهناز ولی پور هفشجانی صفحات 315-343
    در این مقاله اسطوره فریدون و تغییر و تحولات آن در گذر زمان و زمینه های مختلف دینی با توجه به منابع قبل و بعد از اسلام بررسی شده استوضمن مقایسه فریدونو کارهای او با بعضی از شخصیت های اسطوره ای ودایی و آیین میترا و ارتباط آنها با نمادهای باروری، نشان داده می شود کهکار ویژه اینپهلوان اژدهاکش اوستا، کار ویژه خدایان باروری و بارندگی است.در متون بعد ازاسلام گرچه فریدون کار ویژه و چهره خدایی خود را تا حد زیادی از دست داده است و به پادشاهی با قوای فوق طبیعی تنزل یافته است، همچنان بن مایه های اساطیریو قوای فوق طبیعی جایگاه خود را در این اسطوره تحریف شده، حفظ کرده اند و نشان دهنده ارتباط پنهانیآن با جهان پر رمز و راز اساطیری اند که از جمله آنها است: رازآموزی، گذر از آزمون های دشوار برای اثبات قابلیت ها، ارتباط رازآمیز اسم با ذات هر فرد، بهره داشتن از سحر و جادو و وضع جشن ها و آیین هایی که غالبا با دربرداشتن عناصر نمادینی چون گاو به زایندگی و حاصل خیزی مربوط می شوند.
    کلیدواژگان: فریدون، اژدهاکشی، بن مایه های اسطوره ای، نمادهای باروری
|
  • Homayon Jamshidyan, Leila Norozpor, Motahare Chobine Pages 11-41
    According to William James, mystical experiences have four characteristics: ineffability, noetic quality, transiency and passivity; these marks can be found in almost all texts that narrates mystical experiences. In the present article, those ghazals of Āttār that indicate mystical experiences have been extracted, categorized and analyzed. Also, in these poems, some other marks such as heterogeneous imaginations of mystical intuition and missing the mystic have been found. The results of the research show that after coming face to face with the Holy, the mystic is unable to explain Him; for everyone comprehends Him by his/her own way. The mystic misses himself/herself in the process of revelation; after facing the Holy, also, he claims that he/she knows himself/herself much better, and sometimes he/she claims that has obtained knowledge of the outer world. The reports about this knowledge, like the relation of part to whole and the fact that the part contains all of components of the whole, show that there are a lot of similarities between them and the subjects of holography. The mystic complains that facing with the Holy is transient. During the experience, he is passive and there is a profound sense of being taken over.
    Keywords: William James, Mystical Experiences, Religious Experience, The Ghazals of Attar
  • Azim Hamzeiyan, Somaye Khademi Pages 43-84
    In the works of Muslim mystics, mirror has a wide presence. According to historical documents, mirror has been used symbolically by Imam Alī ibn Mūsā al-Rezā, for first time to explain mystical monotheism. In prose and verse works of Muslim mystics, it is used for explanation of manifestation and presence of God and pantheism. As a mystical symbol, mirror is highly noticed in the works of Mawlavi (Rumi) and Ayn al-Quzat Hamadani. The application of mirror in these works can be analyzed in three stages: mystical ontology, mystical cosmology and mystical anthropology. Ayn al-Quzat uses the metaphor of mirror to express the inability of human reason in understanding God, the role of perfect man and being mirror-like in reflecting the reality, but Rumi uses the metaphor widely and has a different expression. He emphasizes on the role of perfect man and being mirror-like, refers to the mystical issues such as Divine names and attributes, pantheism and manifestation of God, and speaks about light and color which are related to symbol of mirror.
    Keywords: Mawlavi (Rumi), Ayn al Quzat Hamadani, Mirror, Mystical Ontology, Mystical Cosmology, Mystical Anthropology
  • Ali Heydari, Ghasem Sahraei Pages 85-114
    In Zoroastrian texts, Goshtasb has a good and even holy character, but in Shahnameh and many other historical books, belonging to Islamic period, he is an abominable one who knowingly sends his brave son, Esfandyar, on a mission in which Esfandyar is destined to die. Most contemporary critics have accepted and repeated Ferdowsi's vision of the story. In the present article, first, we consider the personalities of Goshtasb and Esfandyar in Shahnameh and pre-Islamic religious books and also Islamic period historical books; and analyze the views of contemporary critics. Then, we try to examine the dual personality of Goshtasb and his relationship with Esfandyar from the fictional and mythical point of view. In some tales according to rites, the older son is sacrificed for protecting the crown and the throne of the father. The son sacrifices himself willingly and reaches great honor and the father isnt blamed.
    Keywords: Shanameh, Esfandyar, Goshtasb, older son
  • Mahdi Rezaee, Seyed Hashem Khatami Pages 115-151
    In Shahnameh, one of the basic concepts and motifs is rationality. Undoubtedly, Shahnameh is influenced by Zoroastrian and Avestan ideas through pre-Islamic resources, Abu-Mansuri's Shahnameh, Khodāy-Nāme-hā (Books of Kings) and Mobads’ (Zoroastrian clerics) oral reports. Also, one should not forget the role of contemporary social and intellectual trends in Ferdowsi’s time. In the present article, by using text linguistics, we try to compare Shahnameh and pre-Islamic Iranian texts based on the relationship of parts of a speech with one another in syntagmatic chains. The results show that the main parts of rationality discussed in Shahnameh are influenced by pre-Islamic Iranian texts but some parts are results of Ferdowsi’s genius. Also, there are some aspects of rationality that have not been expressed in Shahnameh but are in the center of attention of pre-Islamic Iranian texts.This case somehow shows the specialty of Ferdowsi's rationalism anddetermines that it isn’t imitated from a source or reference.
    Keywords: Reason, Avesta, Shahnameh, Ferdowsi, Text Linguistics
  • Gholamreza Salemiyan, Khalil Kahrizi Pages 153-183
    Totemism, belief to sacredness of an animal or plant, is one of the beliefs of primitive peoples that can also be found among Iranians. Shahnameh, as one of the old and valid Iranian resources, can give much information about culture, religion, rites and beliefs of Iranians and other ethnic groups. For gaining access to this information, we need to search the book very profoundly. In the present article, we study the name of Arash, a famous Iranian archer, from etymological point of view, and suggest that Arash means “bear”. After examining the race of people who have the name of Arash, we think that this name is originally a Parthian word, and there is a connection between it and the second part of the name of Siyavash, both ending with sound of "-ash". Also, based on nominal theories, bear can be a Parthian totem, for in Bundahishn bear is introduced as one of twenty five types of human species.
    Keywords: Shahnameh, Totem, Bear, Arash, Parthia
  • Mahtab Mobini, Amin Shahrodi Pages 185-210
    In the present article, one of the most famous rules of Islamic philosophy in Theogony written by Hesiodis considered. We assume that there is a historical connection between mythical and philosophical thoughts, and mythical concepts have been developed in passage of time. Then and after a cursory examination of the rule of Al-Wahid (exuno non fit nisi unum, only one can come from one), we examine Theogony based on the mentioned rule. In that book with regards to genealogy of gods and the relationship of parents and children,a primary understanding of the principle of “same cause, same effect” and “reduction of plurality to unity”can be recognized. Also, simplicity and undeterminateness of the first cause can be re-examined and re-recognizedin Hesiod’s book.
    Keywords: myth, Philosophy, The Rule of Al Wahid, Theogony, Hesiod
  • Majid Mansoori, Hamid Gholami Pages 211-243
    Immortality and undeterminity of myths cause them to have continuity in human unconsciousnessthrough the passage of time, and to be considered as one of the inseparable parts of human life. Indeed, it seems that, semantically, continuity of human life is not possible without myths because myths provide a deep response to one of the great challenges of man, that is, immortality instinct. By using the analytic-documental method, the present article tries to study the main themes giving rise to the immortality instinct and reasons of using the same structures in the different cults and ethnic groups. The theme of immortality can be found in mythical motifs like eternal return, myth of fertility, resurrection, the days of childhood, return to unity and myth of becoming a writer. The processes of formation of these motifs are the same, because the mythical mind (collective unconscious) has common function.
    Keywords: Immortality, Resurrection, Fertility, Mythical Unity, Myths of Immortality
  • Seid Jalal Mousavi Pages 245-278
    In Islamic mysticism, karamat (supernatural deeds) is one of the common terms which has been put forward in many of mystical texts since the far past. Also, this term is discussed in Persian literature, hence it is necessary to consider the issues concerning it. To do this, we need some basic elements such as studying the sources. In the present article, after considering the kinds of mystical texts belonging to different periods, we categorize them in three groups. The first group is the texts that discuss mainly about ‘theoretical issues’ of karamat. The second group belongs to texts that speak about karamat (supernatural deeds) of ‘some’ major mystics. And finally, the third group is speaking about the karamat of ‘only one’ major mystic.
    Keywords: Karamat (Supernatural Deeds), The Sources of Karamat, The Kinds of Karamat
  • Leila Mirzaee, Abodolhosein Farzad, Mahmod Tavoosi, Amirhosein Mahozi Pages 279-314
    Numerous dialogues between quietism and effort in Masnavi show the importance of these concepts in (Mawlavi) Rumi's thoughts. Bakhtin's theory of polyglossia is based on dialogue. According to him, polyglossiais examination of pro and con ideas in various linguistics types where one voice is not predominate one. This can be a proper theory for considering Rumi’s view about quietism and effort. Based on Bakhtin’s theory of polyglossia, in the present article, ideology, outlook and kind of language of characters in two stories of Masnavi are analyzed. The results show that heteroglossia is prominent in the dialogues referring to the ideology and outlook, but in the dialogues where ideology is lacking it is not so prominent. Yet the narrator gets involved in the dialogues and obtains same results for both kinds of narrations. When the story gains distance from heteroglossia, the narrator is the prevailing voice.
    Keywords: Mawlavi (Rumi), Bakhtin, Quietism, Effort, Polyglossia, Heteroglossia
  • Shahnaz Valipour Hafshejani Pages 315-343
    In the present article with regards to pre-Islamic period resources and different religious backgrounds, the myth of Freidun and its development are examined in passage of time. After comparing him with some Vedic and Mithraic characters, it is shown that the unique task of this hero, who is the killer of dragon, is fertility and precipitation. In resources belonging to Islamic period, Freidun loses his divine image and transforms to a king with super natural powers, but has some mythical motifs such as: learning the secrets, passing the hard exams, mystique relationship of the person with his/her own name, magic and sorcery, relationship with fertility and establishing the feasts and rites that contain symbolic elements like cow.
    Keywords: Freidun, Killing Dragon, Mythical Motifs, The Symbols of Fertility