فهرست مطالب

Archives of Razi Institute - Volume:71 Issue: 3, 2016
  • Volume:71 Issue: 3, 2016
  • تاریخ انتشار: 1395/07/08
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقالات پژوهشی
  • محمد خضری *، غلامرضا حبیبی، کسری اسماعیل نیا، اصغر افشاری صفحات 145-152
    کنه ها و بیماری های منتقله توسط آنها از جمله تیلریوز، از عوامل تاثیر گذار بر تولید در صنعت دامپروری کشور است .
    گونه های تیلریا اوویس و تیلریا لستوکاردی عوامل بیماری تیلریوز گوسفندی در ایران می باشند و همه گیری شناسی این بیماری در کشور به طور کامل شناسایی نشده است. در مطالعه انجام شده به روش واکنش زنجیره ای پلیمراز، میزان شیوع تیلریوز گوسفندی 27/47 درصد گزارش شده است. از 52 نمونه مثبت، فقط گونه تیلریا اوویس جدا گردید و گونه تیلریا لستوکاردی تشخیص داده نشد. با استفاده از ژن 18 s rRNA تیلریا اویس ایران، تحت تیپ جدیدی از نمونه های مثبت استان کردستان جداسازی و در بانک جهانی ژن با شماره PK019206 به ثبت رسید. این تحقیق اولین گزارش در خصوص بررسی وضعیت بیماری تیلریوز گوسفندی، جدا سازی تیلریا اوویس و تحت تیپ PK019206 با استفاده از تکنیک شناسایی مولکولی در استان کردستان می باشد.
    کلیدواژگان: شناسایی مولکولی، تیلریوز گوسفندی، تیلریا اوویس، تیلریا لستوکاردی، ایران
  • ایرج خلیلی*، رحیم قدیم پور، رایناک قادری، غلامرضا شکری، احمدرضا جباری، ناصر رزم آرایی، محمد ابراهیمی صفحات 153-160
    هدف از این تحقیق جدا سازی، شناسایی و بررسی حساسیت آنتی بیوتیکی پاستورلا مولتوسیدا و مانهمیا همولیتیکا جدا شده از ریه گوسفندان استان آذربایجان شرقی می باشد. در بررسی و معاینات اولیه انجام یافته در کشتارگاه های هدف تعداد 320 گوسفند با علائم پنومونی جدا شده و نشاندار گردید. در خط کشتار با علامتگذاری قبلی، ریه گوسفندان هدف مورد بررسی ثانویه قرار گرفت و سپس با شرایط استاندارد اقدام به اخذ نمونه از بافت ریه گردید. از 320 نمونه اخذ شده 1.87% با بهره گیری از آزمایشات کشت میکروبی و بیوشیمی و هم چنین آزمون واکنش زنجیره ای، پاستورلا مولتوسیدا جدا سازی و تائید شد. هیچ نونه مثبتی از باکتری مانهمیا همولیتیکا در این بررسی جدا نگردید.
    آزمایش حساسیت آنتی بیوتیکی برای نمونه های پاستورلا مولتوسیدا به روش میکرودایلوشن براث انجام گرفت. حداقل غلظت ممانعتی برای 8 آنتی بیوتیک در برابر نمونه های مثبت جدا شده انجام و تمامی موارد مثبت نسبت به آموکسی سیلین مقاوم بوده و نسبت به سفتی فور حساسیت داشتند. پاستورلا مولتوسیدا عامل اصلی پنومونی گوسفندان در فصول مختلف سال می باشد.
    کلیدواژگان: پاستورلا مولتوسیدا، مانهمیا همولیتیکا، واکنش زنجیره ای پلیمراز، گوسفند، مقاومت آنتی بیوتیکی، ایران
  • فاطمه اینانلو، پژواک خاکی*، ناصر محمد پور دونیقی، حسین ذوالفقاریان صفحات 161-168
    لپتوسپیروز یک بیماری زئونوز با انتشار جهانی است که عامل آن گونه بیماری زای اسپیروکتی به نام لپتوسپیرا می باشد. اگر چه واکسن های سلول کامل لپتوسپیرای متداول می توانند تا حدودی نسبت به بیماری لپتوسپیروز حفاظت ایجاد کنند اما مطالعه جهت ساخت واکسن های جدیدی که قادر باشند پاسخ ایمنی طولانی مدت القا کنند، ضروری به نظر می رسد. میکروسفرهای زیست تخریب پذیر به عنوان سیستم های آنتی ژن رسانی برای چندین دهه به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته اند. در این میان میکرو ذراتی که بر پایه پلیمرهای هیدروفیل همچون آلژینات و کیتوزان می باشند به دلیل غیر سمی و زیست تجزیه پذیر بودن و برخورداری از سازگاری زیستی مناسب، بیشتر مورد توجه بوده اند. هدف از این تحقیق تهیه و بررسی خصوصیات میکروسفرهای آلژینات به عنوان یک سیستم آنتی ژن رسانی جهت ایمن سازی بر علیه بیماری لپتوسپیروز می باشد. میکرسفرهای آلژینات حاوی آنتی ژن لپتوسپیرا به روش امولسیونه کردن تهیه شدند. اثرات برخی پارامترها همچون غلظت آلژینات، غلظت امولسیفایرها، سرعت هموژنایزر بر روی خصوصیات میکروسفرها مورد بررسی قرار گرفت، بعلاوه میکروسفرها از نظر مورفولوژی، توزیع اندازه ذرات، کارایی احتباس و نحوه آزاد سازی آنتی ژن ارزیابی شدند و شرایط اپتیمم جهت تهیه میکرسفرهای آلژینات حاوی آنتی ژن لپتوسپیرا بدست آمد. غلظت های بهینه برای آلژینات و امولسیفایرها عبارت بودند از: (%3/85 w/v Tween ) و (%0/24 w/v)( %3/65 Span 80 w/v) آلژینات. هچنین مناسبترین سرعت جهت هموژن شدن امولسیون 500 rpm تخمین زده شد. نتایج نشان داد که قطر متوسط میکروسفرهای بدست آمده، μm 200، کارآیی احتباس 97.41% و ظرفیت احتباس 8 % می باشد. در مطالعه نحوه آزاد سازی آنتی ژن از میکروسفرها در شرایط in vitro در دوره زمانی گسترده (216 ساعت) نمودار آزاد سازی مناسبی مشاهده شد. نتایج بدست آمده ، میکروسفرهای آلژینات را به عنوان سیستم آنتی ژن رسانی جهت ایمن سازی بر علیه بیماری لپتوسپیروز بسیار مطلوب نشان می دهند.
    کلیدواژگان: لپتوسپیرا، آلژینات، میکروسفر، آنتی ژن های لپتوسپیرا، سیستم آنتی ژن رسانی، ایمن سازی
  • سمیه بهرامی*، محمدرضا تابنده، علی نیک بین، علیرضا البرزی، علیرضا قدردان صفحات 169-175
    با توجه به اهمیت عفونت تیلریا اکویی در صنعت تولید و صادرات اسب، هدف از مطالعه حاضر بررسی حضور تیلریا اکویی در شترهای مرکز ایران، مکانی که در آن جا جمعیت قابل توجهی از شتر و اسب وجود دارد و نیز تیلریوز اسبی شایع است بوده است. در مجموع نمونه خون 161 شتر به روش انگل شناسی و مولکولی برای بررسی حضور انگل تیلریا اکوئی بررسی گردید. برای جستجوی تیلریا اکوئی، پرایمرهایی که هدف آن ها ژن 18s rRNA بود انتخاب گردید. مطالعه ی میکروسکوپیک نشان داد که 6/0 درصد شترها برای مرحله درون گلبول قرمزی انگل تیلریا مثبت بوده اند در حالی که از 161 نمونه، 7 نمونه (3/4%) با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز، آلوده به تیلریا اکویی تشخیص داده شد. توالی ژن 18s rRNA تمام جدایه ها، بیش از 99 درصد شباهت با یکدیگر و تیلریا اکوییجدا شده از اسب ها و شترهای مطالعات دیگر داشته است. بر اساس جایگزینی تک نوکلئوتیدی در ژن 18s rRNA از شترهای مورد مطالعه، 3 ژنوتیپ مختلف شناسایی و به بانک ژن ارائه شد. بر اساس همولوژی های بین توالی 18s rRNA تیلریا اکویی به دست آمده از شترها و اسب های مطالعه و ارائه شده به بانک ژن، درخت فیلوژنی 3 شاخه بسیار مرتبط مجزا تشکیل داد. سن، جنس و محل جغرافیایی به عنوان عوامل خطر آلودگی به تیلریا اکویی در شترهای این مطالعه مشخص نشد. در پایان، این مطالعه نشان داد که در حال حاضر شترهای ایران به تیلریا اکویی آلوده هستند
    کلیدواژگان: تیلریا اکوئی، واکنش زنجیره ای پلیمراز، آنالیز فیلوژنیک، یزد
  • هدیه جعفری، محمدحسین راضی جلالی*، مسعود صیفی آباد شاپوری، محمد رحیم حاجی حاجی کلایی صفحات 177-181
    ژیاردیا دئودنالیس تک یاخته روده ای مشترک بین انسان و دام بوده که شیوع جهانی دارد. تاکنون 8 اسمبلاژ از این تک یاخته شناخته شده و با حروف A تا H نامگذاری شده اند. اسمبلاژهای A و E پتانسیل ایجاد آلودگی در انسان را دارند و در دام های اهلی نیز مشاهده شده اند. در این مطالعه ژنوتیپ های واقع در جنوب غربی ایران با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمرازRFLP و تعیین توالی ژن ssu-rRNA تعیین گردیدند. نتایج نشان داد که اسمبلاژهای AI و E در اسب های آلوده مورد مطالعه وجود داشتند. همچنین شیوع تک یاخته ژیاردیا دئودنالیس در اسب ها مورد مطالعه 7/35 درصد تعیین گردید. مطالعه فعلی نشان داد که ژیاردیا دئودنالیسشیوع بالایی در اسب های عرب داشته و نیز دارای خطر انتقال به انسان می باشد.
    کلیدواژگان: ژیاردیا دئودنالیس، ژنوتیپ، ssu، rRNA، گلوتامیت دهیدروژناز، اسب عرب، ایران
  • فرنوش عطار*، سارا خاوری نژاد صفحات 183-194
    علم پزشکی در آینده ای نه چندان دور نیاز به طراحی نسل جدیدی از داروهایی که پروتیئن ها را مورد هدف قرار می دهند، دارد. در کمپلکس شکل گرفته بین دارو و پروتئین، ساختار و پایداری پروتئین هدف باید در نظر گرفته شود. امروزه، بسیاری از مطالعات آزمایشگاهی برای پیش بینی میانکنش های بین دارو و محیط های بیولوژیکی انجام شده است. یکی از این مطالعات موثر، استفاده از روش های طیف سنجی مانند: جذب الکترونیکی، فلوئورسانس، و دورنگ نمایی دورانی است که به طور خلاصه در این مقاله مروری آورده شده است. با استفاده از روش های مذکور که امکان بررسی واکنش های سیستم های بیولوژیکی را در غلظت کم و در شرایط فیزیولوژیکی فراهم می آورند، تمایل اتصال دارو(ها) به پروتئین( ها) و مکانیسم(های) اتصالی آنها به وضوح مشخص می گردد. طیف سنجی مرئی-ماوراء بنفش می تواند به عنوان یک ابزار مهم در اندازه گیری تغییرات ظریف در ساختار پروتئین ها استفاده شود. طیف سنجی دورنگ نمایی دورانی نیز در منطقه دور ماورای بنفش (180-260 نانومتر) اطلاعات مناسبی را مورد اشکال مختلف ساختار دوم پروتئین و نهایتا، طیف سنجی فلوئورسانس اطلاعات ساختار سوم پروتئین فراهم می کند. از آنجاییکه که تغییرات کنفورماسیون پروتئین ها به دلیل هرگونه تغییر از جمله شرایط فیزیکوشیمیایی، مدیفیکاسیون ها، و اتصالات دارو، می تواند بر طیف های مرئی-ماوراء بنفش، دورنگ نمایی دورانی، و فلوئورسانس تاثیر بگذارد، مطالعه طیف های تغییر یافته می تواند رابطه ساختار-فعالیت مواد دارویی و پروتئین های هدف را شرح دهد. در بررسی اجمالی حال حاضر، شرح کوتاهی از روش های ذکر شده همراه با برخی از معادلات مربوط به آنها که معمولا در تجزیه و تحلیل داده ها بکار می روند، آورده شده است. در مجموع، نتایج این مقاله می تواند پایه و اساسی برای توسعه داروهای بالقوه بیولوژیکی در آینده باشد.
    کلیدواژگان: مطالعه آزمایشگاهی، میانکنش دارو، پروتئین، ساختار پروتئین، طیف سنجی جذب الکترونی، طیف سنجی فلوئورسانس، طیف سنجی دورنگ نمایی دورانی
  • مقالات کوتاه
  • محمدرضا سلیمی بجستانی*، عماد چنگیزی، محمد مهدی درویشی صفحات 195-198
    هیالوما درومداری یکی از کنه های شایع در شتر است که تقریبا دارای گسترش جهانی است. این کنه به خوبی خود را با زیستگاه های بسیار خشک که شتر زندگی می کند، تطبیق داده است. در بررسی صورت گرفته از محل نگهداری شترهای یک کوهانه در یکی از روستاهای جنوب شرق سمنان ( بیابانک) در مجموع 163 کنه (94 کنه بالغ و 67 نوچه) از روی بدن 2 شتر جمع آوری گردید. تمامی نمونه های جدا شده مراحل نوچه و بالغ کنه هیالوما درومداری بودند. تقریبا تمامی کنه های بالغ خون نخورده و به صورت آزاد در میان پشم شتر در حرکت بودند. رنگ بدن کنه ها از قهوه ایی روشن تا تیره متغیر بود. مراحل نوچگی مشغول خونخواری بوده، یا خون خورده و پایان یافته بود و برخی در حال پوست اندازی بودند. نتایج حاکی از آن است که این کنه بر روی شتر در منطقه بیابانک به صورت تک میزبانه زندگی می کند. این یافته ها احتمالا توضیح می دهد که به چه صورت هیالوما درومداری برای بقاء در شرایط نامطلوب از سیر تکاملی به صورت یک میزبانه استفاده می کند.
    کلیدواژگان: کنه، شتر، هیالوما درومداری، یک میزبانه، سمنان
  • نوروز دلیرژ، رضا نوریان*، عباس آزاد مهر صفحات 199-207
    IL-17 منحصرا توسط سلول های T کمکی +CD4 تولید و اغلب به عنوان یک سیتوکین پیش التهابی، با تحریک تولید کموکین ها و سیتوکین های دخیل در التهاب نظیرIL-6 ،IL- 8 ، TNF- α و GM- CSF باعث پیشبرد روند التهاب می شود. در این مطالعه علاوه بر بررسی پاسخ سلول های تک هسته ای خون محیطی به آنتی ژن اختصاصی و میتوژن ها در تولید IL-17، به مقایسه نقش IL- 17 در تولید سایتوکاین های پیش التهابی نظیرIL-2 ، IL-6 و IFN-γ و سایتوکاینهای ضد التهابی نظیر IL-4,IL-5 و IL-10 نیز پرداخته شده است. بدین منظور از ویروس کشته شده تب برفکی (FMD) به عنوان آنتی ژن اختصاصی برای تحریک کلونال و از میتوژن های PHA ، PWM و Con A برای تحریک پلی کلونال PBMCs استفاده شد و پس از بررسی بلاستوژنز سلول ها، مایع رویی کشت سلول برداشته و میزان سایتوکاین های تولیدی اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد میتوژن ها نقش مهمی در افزایش تولید IL- 17 داشته و این افزایش در میتوژن های PHA و Con A که محرک تکثیر سلولهای T هستند در سطوح بالاتر و در میتوژن PWM در سطوح پایینتری بود. در مقابل، تولیدIL-17 در پاسخ به آنتی ژن اختصاصی نیز پایینترین سطح را نشان داد. این مطالعه نشان داد که آنتی ژن های ویروسی و میتوژن ها به طور معنی داری باعث افزایش تولید IL- 17 می شوند، اما این تولید، ارتباط معنی داری را با پروفایل سایتوکاین های تیپ یک(IFN- γ و IL-2) و تیپ دو (IL-4 و IL- 5 و IL-10 ) را نشان نداد در حالیکه ارتباط معنی داری با تولید IL-6 داشت.
    کلیدواژگان: واکسن، تب برفکی، IL، 17، PBMCs
|
  • M. Khezri*, G. Habibi, K. Esmaeil, Nia, A. Afshari Pages 145-152
    Hyalomma dromedarii (H. dromedarii) est une tique cosmopolite très caractéristique et répandue chez les dromadaires. Ce parasite est particulièrement bien adapté aux conditions extrêmement arides et au milieu particulier des Camélidés. Dans cette étude nous avons étudié un élevage de dromadaires situé au Sud Ouest de Semnan (Biabanak). Un total de 163 tiques (94 adultes et 67 nymphes) ont été détectées sur tout le corps de deux dromadaires par palpation. Toutes les tiques collectées appartenaient à l’espèce H. dromedarii. Presque toutes les tiques se trouvaient en surface, se déplaçant librement à travers les poils des deux dromadaires. Elles n’étaient pas engorgées de sang et leurs couleurs déclinées du marron clair au marron foncé. Par contre, les nymphes étaient totalement ou partiellement engorgées, arrivant pour certaines au stade de la mue. Il en a été conclu que ces tiques utilisées la même hôte lors des différents stades de leur cycle de vie (one-host ticks ou tique à hôte unique). Ces résultats expliquent probablement la particularité des différents types de cycle de vie d’ H. dromedarii, lui permettant de survivre dans des conditions non favorables.
    Keywords: Dromadaire, Hyalomma dromedarii, Hôte Unique, Semnan, Tique
  • I. Khalili *, R. Ghadimipour, R. Ghaderi, Gh. Shokri, A.R. Jabbari, N. Razmaraii, M. Ebrahimi Pages 153-160
    L’objectif de cette étude était d’isoler, d’identifier et d’évaluer la susceptibilité antimicrobienne des agents responsables de la pasteurellose pneumonique chez les moutons de l’Est Azerbaïdjan, situé au nord ouest de l’Iran. Trois cent vingt (320) cas de pneumonie ont été détectés et le prélèvement des poumons affectés a été mené dans un abattoir. Tous les échantillons ont été ensuite soumis à des analyses bactériologiques et l’incidence de deux microorganismes spécifiques appartenant à la famille Pasteurellaceae a été étudiée. Selon nos analyses, six prélèvements pulmonaires étaient contaminés par Pasteurella multocida (1,87%), alors qu’aucun échantillon positif à la souche Mannheimia haemolytica n’a été détecté. Après l’isolation et la détection des microorganismes par des testes de culture et d’observation morphologiques, les souches bactériennes ont été identifiées grâce à leurs propriétés biochimiques et la méthode de réaction en chaîne par polymérase (PCR). La susceptibilité antimicrobienne de tous les isolats de P. multocida a été évaluée par la méthode de microdilution du bouillon de culture. L’évaluation de la concentration inhibitrice minimum (MIC) de 8 agents antimicrobiens vis-à-vis des isolats identifiés a révélé une résistance à l’ amoxicilline et une susceptibilité relative au ceftiofur. En conclusion, P. multocida se présente comme la cause majeure de pasteurellose pneumonique ovine dans la province de l’Est Azerbaïdjan et la fréquence cette épidémie varie de façon significative d’une saison à l’autre (P
    Keywords: Isolation, Pasteurella multocida, Mannheimia haemolytica, Mouton, PCR, Résistance antimicrobienne, Iran
  • F. Inanlou, N. Khaki*, N. Mohammadpour, H. Zolfagharian Pages 161-168
    La leptospirose est l’une des zoonoses les plus courantes à travers le monde. Actuellement, la protection contre la leptospirose peut être induite par un vaccin constitué de germes leptospiraux entiers. De ce fait, la préparation et la formulation d’une nouvelle génération de vaccins capable de favoriser une immunité à long terme sont essentielles pour le contrôle de cette maladie. L’objectif de cette étude était de préparer et caractériser un nouveau système de délivrance composé de microsphères d’alginate pour l’immunisation contre la leptospirose. Pour la préparation des antigènes, 5 sérotypes de Leptospira interrogans à savoir Icterohaemorrhagiae, Grippotyphosa, Serjo harjo, Pomona, et Canicola on été utilisés. Les microsphères d’alginate contenant les antigènes leptospiraux (AL) ont été préparées par émulsification et ensuite analysées en termes de morphologie, granulométrie, efficacité de chargement (EC), capacité de chargement (CC) et profil de libération. De plus, l’influence des concentrations en alginate et en émulsifiant a également été étudiée. Enfin, les conditions optimales de préparation pour les microsphères d’alginate chargées d’AL ont été déterminées. Selon nos résultats, les concentrations optimales de préparation étaient respectivement de 3,65% p/v (pourcentage de poids par volume) d’alginate dans l’émulsifiant, 0,24% v/v de Span 80 et 3,85% v/v de Tween 80. De plus, le taux d’homogénéisation approprié a été obtenu à 500 rpm. La taille moyenne des particules générées était de 200 nm avec un EC de 97,41% et un CC de 8%. Les testes de libération des AL à partir des microsphères d’alginate montrent un profil de libération étendu sur une période prolongée de 216 heures. Pa conséquent, sur le plan technique, les microsphères d’alginate semblent représenter un système de délivrance prometteur pour le vaccin leptospiral.
    Keywords: Leptospira spp, Antigène leptospiral, Alginate, Microsphères, Délivrance dantigène, Immunisation
  • S. Bahrami*, M.R. Tabandeh, A. Nikbin, A.R. Alborzi, A.R. Ghadrdan Pages 169-175
    Etant donnée l’importance des infections causées par Theileria equi dans l’industrie et le marché des chevaux d’élevages, l’objectif de cette étude était de déterminer la prévalence de T. equi chez les dromadaires du centre de l’Iran. Cette région, où les élevages de camélidés et de chevaux sont abondants, est aujourd’hui particulièrement touchée par la theilériose équine. Dans cette étude, la présence d’infection au T. equi a été examinée sur un total de 161 prélèvements sanguins de dromadaires un utilisant des méthodes de parasitologie et moléculaires. Pour la détection moléculaire de T. equi, des amorces visant la séquence du gène 18S de l’ARNr ont été sélectionnées. Alors que nos observations microscopiques indiquaient une contamination au Theileria spp. en phase intraérythrocytaire pour 0.6% des dromadaires, nos analyses moléculaires par PCR nous ont permis de détecter 7 cas (4,3%) d’infection à T. equi sur les 161 échantillons testés. Les séquences du gène 18S de l’ARNr de tous les isolats détectés et celles des isolats de T. equi répertoriées dans GenBank étaient homologues à plus de 99%. Trois génotypes différents ont été identifiés et annotés dans GenBank selon leurs substituions nucléotidiques uniques sur la séquence 18S de l’ARNr. Etant donnée la forte homologie entre les séquences 18S de l’ARNr des isolats de T. equi identifiés dans nos échantillons et celles disponibles dans GenBank, ces génotypes constituent trois groupes distincts, mais étroitement liés dans l’arbre phylogénétique. De plus, cette étude montre que l’âge, le sexe et la localité des dromadaires n’influent pas sur le risque d’infection au T. equi. En conclusion, nos analyses ont révélé la présence d’infections au T. equi chez les dromadaires iraniens.
    Keywords: Theileria equi, Dromadaire, Réaction en chaîne de la polymérase, Analyse phylogénétique, Yazd
  • H. Jafari, M.H. Razi Jalali *, M. Seyfi Abad Shapouri, M.R. Haji Hajikolaii Pages 177-181
    Giardia duodenalis est reconnu mondialement comme un parasite intestinal protozoaire zoonotique. Jusqu’alors, huit assemblages (A-H) ont été identifies pour l’espèce G. duodenalis. Des preuves substantielles laissent supposer un potentiel zoonotique chez les animaux d’élevages pour les assemblages A, B et E. Dans cette étude, les génotypes des isolats de Giardia duodenalis ont été génétiquement identifiés. Pour ceci, la séquence ssu-ARNr a été déterminée par polymorphisme de longueur des fragments de restriction (PCR-RFLP) sur le gène du glutamate déshydrogénase des parasites isolés à partir des chevaux arabes (Ahvaz, sud-ouest de l’Iran). Nos résultats révèlent que les assemblages AI et E (G. duodenalis associé à l’élevage) étaient présents dans les isolats des chevaux analysés. De plus, la prévalence de cette infection a été estimée à 35,7%. Ces données reflètent la forte prévalence du parasite G. duodenalis parmi les chevaux arabes, constituant de ce fait un risque zoonotique majeur de giardiase dans la région d’Ahvaz en Iran.
    Keywords: Giardia duodenalis, Génotypage, ssu, ARNr, gdh, Cheval arabe, Iran
  • F. Attar*, S. Khavari, Nejad Pages 183-194
    Dans un futur proche, la conception d’une nouvelle génération de médicaments ciblant des protéines sera nécessaire. Etant donnée la complexité des liaisons entre médicaments et protéines, la structure et la stabilité de la protéine cible doivent également être prises en compte. Jusqu’alors, une série d’études in vitro ont été menées dans le but de prédire les interactions potentielles entre médicament et milieu biologique. Dans cette étude, plusieurs méthodes spectroscopiques comme l’absorption électronique, la fluorescence et le dichroïsme circulaire ont été utilisées dans ce sens. Ces méthodes sont capables de révéler, dans des conditions physiologiques et dans de faibles concentrations, l’affinité des liaisons médicaments-protéines survenant dans des systèmes biologiques variés. De plus, la spectroscopie à l’ultraviolet visible représente une technique accessible pour mesurer de légers changements structurels dans les protéines d’intérêts. Des données concernant les structures secondaires et tertiaires des protéines ont été respectivement obtenues par spectroscopie à ultraviolet lointain (180–260 nm) et spectroscopie à fluorescence. Notre étude montre que les changements de conformation des protéines induites par des altérations physicochimiques, des modifications chimiques in vitro ou des liaisons avec des composés médicamenteux peuvent avoir un impact sur les spectres obtenus par absorption à ultraviolet-visible, par dichroïsme circulaire ou par fluorescence. Par conséquent, l’étude des spectres modifiés peut révéler la relation structure-activité entre composés médicamenteux et protéines cibles. Les différentes méthodes de spectrométries utilisées ont été brièvement décrites et les équations habituellement utilisées pour analyser et développer les résultats préliminaires sont présentées. Dans leur globalité, les résultats obtenus peuvent à l’avenir faciliter le développement de produits biologiques et pharmaceutiques.
    Keywords: Etude in vitro, Interaction médicament, protéine, Structure des protéines, Spectroscopie, Absorption électronique, Fluorescence, Dichroïsme circulaire
  • M.R. Salimi Bejestani*, E. Changizi, M.M. Darvishi Pages 195-198
    Hyalomma dromedarii (H. dromedarii) est une tique cosmopolite très caractéristique et répandue chez les dromadaires. Ce parasite est particulièrement bien adapté aux conditions extrêmement arides et au milieu particulier des Camélidés. Dans cette étude nous avons étudié un élevage de dromadaires situé au Sud Ouest de Semnan (Biabanak). Un total de 163 tiques (94 adultes et 67 nymphes) ont été détectées sur tout le corps de deux dromadaires par palpation. Toutes les tiques collectées appartenaient à l’espèce H. dromedarii. Presque toutes les tiques se trouvaient en surface, se déplaçant librement à travers les poils des deux dromadaires. Elles n’étaient pas engorgées de sang et leurs couleurs déclinées du marron clair au marron foncé. Par contre, les nymphes étaient totalement ou partiellement engorgées, arrivant pour certaines au stade de la mue. Il en a été conclu que ces tiques utilisées la même hôte lors des différents stades de leur cycle de vie (one-host ticks ou tique à hôte unique). Ces résultats expliquent probablement la particularité des différents types de cycle de vie d’ H. dromedarii, lui permettant de survivre dans des conditions non favorables.
    Keywords: Dromadaire, Hyalomma dromedarii, Hôte Unique, Semnan, Tique
  • N. Delirezh, R. Norian*, A. Azadmehr Pages 199-207
    L’interleukine (IL) -17 est exclusivement produite par les cellules T auxiliaires CD4 après activation. L’IL-17 agit le plus souvent comme une cytokine pro-inflammatoire capable de stimuler la libération d’autres cytokines pro-inflammatoires (IL-6, IL-8, TNF-α) ainsi que les facteurs de stimulation des colonies de granulocytes-macrophage (GM-CSF). Dans cette étude, nous avons étudié la réponse in vitro IL-17 vis-à-vis d’antigènes spécifiques et d’une série de substances mitogènes. La réponse IL-17 a été ensuite comparée à celles d’autres cytokines, en l’occurrence l’IL-2, IL-4, IL-5, IL-6, IL-10, et l’IFN-γ. Dans ce but, les antigènes spécifiques du vaccin de la fièvre aphteuse (foot and mouth disease vaccine, FMDV) et des substances mitogènes comme la phytohémagglutinine (PHA), l’agent mitogène de la phytolaque (pokeweed mitogen, PWM) ainsi que la concanavaline A (Con A) ont été utilisés dans le but de stimuler les cellules mononucléées du sang périphérique (PBMC) des veaux vaccinés. Le surnageant des cultures cellulaires a été prélevé et son contenu en cytokines analysé en utilisant des kits ELISA bovins commerciaux. Selon nos résultats, les agents mitogènes induisent une hausse significative de la libération d’IL-17. Des taux élevés de cette cytokine sont effectivement produits à la suite d’une stimulation des cellules T par la PHA et la Con A alors que la réponse au mitogène PWM semble moins importante. En revanche, letaux d’IL-17 généré en réponse des antigènes spécifiques du FMDV est bien inférieur comparé à ceux induits par les mitogènes. Les antigènes FMDV et les substances mitogènes testées augmentent donc de façon significative la production IL-17. Il n’y a cependant pas de corrélation entre la libération d’IL-17 et la concentration des cytokines de type 1 «IFN-γ, et IL-2», contrairement au cas des cytokines de type 2 «IL-4 et IL-5» dont la production par les PBMC est stimulée par les antigènes FMDV. De plus, un lien direct a été établi entre les taux des cytokines IL-17 et IL-6 libérés lors des différentes stimulations.
    Keywords: Interleukine, 17, Vaccin, Fièvre aphteuse, Cellules mononucléées du sang périphériques