فهرست مطالب

  • پیاپی 26 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/06/19
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم یزدانی، معصومه آهنگری*، احمد جهانگیری، حسن شکویی صفحات 1-22
    در منطقه نبی جان واقع در جنوب باختر شهرستان کلیبر توده های نفوذی با ترکیب گابرو و دیوریت رخنمون دارند. بر اساس مطالعات صحرایی، توده دیوریتی جوان تر بوده، به درون گابروها نفوذ کرده است. بررسی ترکیب ژئوشیمیایی این دو توده بیانگر وجود تفاوت های اساسی بین آنهاست. تغییرات اکسیدهای اصلی در برابر SiO2 و Mg# و همچنین، نسبت های عناصر کمیاب در این توده ها بیانگر تاثیر فرآیندهای تفریق و آلایش پوسته ای (AFC) بر ترکیب این سنگ هاست. با این وجود، با توجه به ویژگی های ژئوشیمیایی، خاستگاه این دو توده از یک ماگمای واحد است. تفاوت در ترکیب ژئوشیمی این دو توده ناشی از تبلور تفریقی و جدایش برخی کانی ها از ماگمای اولیه است. به گونه ای که در مراحل نخستین، کانی های الیوین، ارتوپیروکسن، کلینوپیروکسن و پلاژیوکلاز غنی از کلسیم از ترکیب ماگما جدا شده و سنگ های گابرویی را به وجود آورده است. جدایش این کانی ها ماگمای باقیمانده را از آب و عناصر ناسازگار غنی کرده است و با تبلور کانی های آمفیبول، بیوتیت، پلاژیوکلازهای غنی از سدیم همراه با مقادیر کمی کلینوپیروکسن سنگ های دیوریتی تشکیل شده اند. تفریق و جدایش این کانی ها ویژگی های توله ایتی و کالک آلکالن را به ترتیب به گابروها و دیوریت های نبی جان داده است. توده های گابرویی و دیوریتی منطقه نبی جان هم ویژگی های ژئوشیمیایی حاشیه های فعال قاره ای و هم ویژگی های ماگمای درون صفحه ای را از خود نشان می دهند. این ویژگی ها مربوط به جایگاه های پس از برخورد پوسته های قاره ای است.
    کلیدواژگان: گابرو، دیوریت، ماگماتیسم پس از برخورد، نبی جان، پهنه البرز باختری، آذربایجان
  • نجمه هدایتی، محمد بومری*، حبیب بیابانگرد صفحات 23-44
    مجموعه آذرین نخیلاب در 145 کیلومتری شمال باختر زاهدان، و از دیدگاه زمین شناسی در مرز پهنه درزه سیستان و بلوک لوت واقع شده است. در این منطقه واحدهای سنگی از کرتاسه تا کواترنری برونزد داشته، بیشتر شامل سنگ های رسوبی و آذرین هستند. سنگ های آذرین نخیلاب به صورت بیرونی و درونی تشکیل شده اند. سنگ های آذرین بیرونی به شکل گدازه و آذرآواری بوده، شامل بازالت، آندزی بازالت، آندزیت و ریولیت هستند و سنگ های آذرین درونی به شکل استوک و دایک بوده، شامل گابرو، دیوریت و گرانودیوریت هستند. بافت این سنگ ها پورفیری و گرانولار است. کانی های اصلی این سنگ ها پلاژیوکلاز، پیروکسن، هورنبلند، بیوتیت و کوارتز و کانی های فرعی آنها آپاتیت، اسفن و مگنتیت هستند. در بخش مرکزی سنگ های نفوذی که بر اثر فرآیندهای درون زاد و برون زاد دگرسان شدند، همراه با کانی زایی مس هستند. بررسی های ژئوشیمیایی در سنگ های آذرین دگرسان نشده نخیلاب نشان می دهد که آن ها جزو سری ماگمایی کالک آلکالن با ماهیت متاآلومینوس هستند. الگوی تغییرات عناصر خاکی نادر و کمیاب که به ترتیب نسبت به ترکیب مورب و کندریت به هنجار شده اند، نشان می دهد که مقادیر LREE و LILE به ترتیب از مقادیر HREE و HESE بسیار بیشتر است. مقادیر بالاتر LREE و LILE به ترتیب در مقایسه با مقادیر HREE و HESE، وجود آنومالی منفی در عناصر Zr، Ti و P و آنومالی مثبت در عناصر K، Rb و Sr بیانگر تشکیل سنگ های مورد مطالعه در محیطی مربوط به حاشیه فعال قاره ای است. به نظر می رسد این سنگ ها بر اثر فرایند هضم و تبلور تفریقی (AFC)، از یک ماگمای بازالتی که محصول ذوب بخشی یک پوسته اقیانوسی فرورونده و گوشته روی آن بوده تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: مس پورفیری، کالک آلکالن، فرورانش، مجموعه آذرین نخیلاب، زاهدان، پهنه درزه سیستان
  • مرضیه بیاتی*، داریوش اسماعیلی، سیده فاطمه فدوی، یوسف وصالی، رضا مقدور مشهور صفحات 45-64
    توده نفوذی کلاه قاضی یکی از مهم ترین توده های نفوذی ژوراسیک میانی پهنه سنندج-سیرجان است که در شیل های ژوراسیک تزریق و توسط آهک های کرتاسه پیشین به صورت آذرین پی پوشانده شده است. این توده نفوذی از سه رخنمون جداگانه تشکیل شده که بر اساس مطالعات سنگ نگاری شامل مونزوگرانیت، گرانودیوریت، سینوگرانیت و دایک های آپلیتی همراه با رگه های فراوان تورمالینی هستند. مهم ترین کانی های سنگ ساز به ترتیب شامل کوارتز، پلاژیوکلاز، بیوتیت و پتاسیم فلدسپار به عنوان کانی های اصلی، همراه با آندالوزیت، اسفن، تورمالین، گارنت، سلیمانیت، کردیریت، اسپینل و کیانیت به عنوان کانی های فرعی هستند. بر اساس مطالعات زمین شیمیایی واحدهای سنگی این توده نفوذی دارای سرشت کالک آلکالن پتاسیم بالا و پرآلومین بوده، متعلق به گرانیت های نوع S هستند. توده نفوذی کلاه قاضی در یک محیط برخوردی مرتبط با فرورانش از نوع کمان قاره ای و در ارتباط با حرکات فشارشی همزمان با فاز سیمرین میانی بوده، از ذوب سنگ های پوسته میانی (سنگ مادری گری وکی و پلیتی غنی از پلاژیوکلاز) در عمق متوسط بین 20 تا 30 کیلومتری و در فشار کم بخار آب (5/0 تا 1 کیلوبار) و دمای میانگین تبلور 750 درجه سانتیگراد تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: گرانیتویید کلاه قاضی، گرانیت نوع S، ماگماتیسم سیمرین میانی، کمان ماگمایی ژوراسیک، پهنه سنندج، سیرجان
  • محبوبه جمشیدی بدر*، صدرالدین امینی، نرگس سادات فرامرزی صفحات 65-78
    با توجه به این که تبلور زیرکن تابعی از دما، ترکیب شیمیایی و میزان آب ماگماست و شکل و اندازه آن به سرعت تبلور و میزان اشباع شدگی ماگما نسبت به عنصر زیرکنیم بستگی دارد، لذا در این مطالعه به بررسی بلورهای زیرکن ریولیت های سازند هرمز در چهار گنبد نمکی مختلف (گچین، بندر معلم، جزیره هرمز و جزیره لارک) پرداخته شده است. زیرکن درون این واحدهای سنگی از نظر ریخت شناسی اغلب در گستره های P3 و P4 و به میزان کمتر در گستره های P5، P2 و S15 قرار می گیرند. ریخت شناسی زیرکن ها، نبود برهم رشدی هیدروزیرکن و میانبارهای آپاتیت یا مونازیت در آنها گویای تبلور زیرکن های مطالعاتی از ماگماهای ریولیتی با خاستگاه نوع I است. ریخت شناسی زیرکن به ماهیت نسبتا قلیایی و خشک ماگمای مولد نیز اشاره دارد. حداقل دمای تبلور زیرکن ها بر اساس ریخت شناسی زیرکن، دماسنجی اشباع زیرکن و ژئوشیمی سنگ کل، oC 750 تا 840 محاسبه شده است. مشاهده بلورهای شکل دار و طویل زیرکن در کنار زیرکن های کوتاه نشان دهنده فوق اشباع بودن ماگمای مولد از زیرکنیم از ابتدای تبلور است و منطقه بندی باریک و نزدیک به هم این زیرکن ها آن را تایید می کند.
    کلیدواژگان: زیرکن، دماسنجی، خاستگاه، ریولیت، گنبدهای نمکی زاگرس
  • علی اصغر سپاهی گرو*، محمد امین شکوری، اشرف ترکیان، صدیقه سلامی صفحات 79-98
    توده گرانیتوییدی علی آباد دامن با وسعت تقریبی 10 کیلومتر مربع و با روند شمال باختری- جنوب خاوری در 15 کیلومتری شمال خاوری شهرستان رشتخوار قرار دارد. این توده به سن احتمالی بعد از ژوراسیک میانی در شمال گسل درونه قرار گرفته و در نتیجه بخشی از پهنه سبزوار است. ترکیب سنگ شناسی توده نفوذی آلکالی فلدسپار گرانیت، سینوگرانیت و مونزوگرانیت تعیین شده است. در نمودار های متمایز کننده ی میکا ها، بیوتیت های مورد آزمایش در محدوده سیدروفیلیت قرار گرفته و حاصل از تبلور ماگما هستند. پلاژیوکلازها در محدوده آلبیت تا الیگوکلاز و ارتوکلاز نیز ترکیبی شبیه آنورتوکلاز را نشان می دهند که احتمالا بر اثر میکروپرتیتی بودن آن است. کلریت های منطقه نیز در محدوده رپیدولیت و برنسویجیت قرار گرفته که نشان از ترکیب غنی از آهن آنها دارد. بر اساس مطالعات سنگ نگاری، ژئوشیمیایی و شیمی کانی ها، سنگ های توده نفوذی علی آباد دامن به گرانیتوییدهای نوع A2 شباهت دارند. این سنگ ها دارای ترکیب پرآلومین ضعیف هستند. آنومالی منفی عناصر Ba، Nb، Ti، Sr و P نمونه های مورد مطالعه در نمودارهای تمایز زمین ساختی بیانگر تشکیل سنگ های مورد مطالعه در محیط مرتبط با کمان حاشیه قاره ای است. ایجاد محیط کششی در درون یک کمان قاره ای شرایط تشکیل این نوع سنگ های گرانیتی را فراهم کرده است.
    کلیدواژگان: گرانیت نوع A2، ژئوشیمی، پترولوژی، علی آباد دامن، پهنه سبزوار
  • قاسم نباتیان، مجید قادری*، مریم هنرمند صفحات 99-116
    مجموعه نفوذی طارم در شمال خاور زنجان و با راستای شمال باختر- جنوب خاور در پهنه البرز- آذربایجان جای دارد. توده های نفوذی طارم با سن ائوسن بالایی شامل توده زنجان (کوارتزمونزودیوریت)، ذاکر (کوارتزمونزونیت)، مروارید (مونزوگرانیت تا سینوگرانیت) و کوه تبر (میکروکوارتزدیوریت پورفیری) هستند که به داخل واحدهای آتشفشانی و آذرآواری سازند کرج نفوذ کرده اند. تجزیه ریزکاو الکترونی کانی های پلاژیوکلاز، ارتوز، پیروکسن و کلریت بیانگر کلسیک تر بودن مرکز بلورهای پلاژیوکلاز نسبت به حاشیه آنها و منطقه بندی نرمال در این کانی ها است. در واحدهای آذرین منطقه طارم، پیروکسن ها از نوع پیروکسن های آهن- منیزیم- کلسیم دار بوده، شامل کلینوپیروکسن و به مقدار کم ارتوپیروکسن هستند. ترکیب این پیروکسن ها دیوپسید و اوژیت است. کلریت ها منیزیم دار بوده، از نوع پیکنوکلریت، دیابانتیت و تالک کلریت هستند. ترکیب شیمیایی پیروکسن ها، بیانگر تبلور آنها از یک ماگمای ساب آلکالن است که در یک محیط فرورانش تشکیل شده است. فشارسنجی کلینوپیروکسن های توده کوارتزمونزودیوریت طارم بیانگر تبلور این کانی در فشارهای کمتر از 5 کیلوبار است. دماسنجی با استفاده از ترکیب پیروکسن ها نیز بیانگر دمای تشکیل کلینوپیروکسن های توده های کوارتزمونزودیوریت در 850-700 درجه سانتیگراد، کوارتزمونزونیت در 700-600 درجه سانتیگراد، و میکروکوارتزدیوریت پورفیری در 900-800 درجه سانتیگراد است. دماسنجی پلاژیوکلازها نیز بیانگر دمای 550 تا 900 درجه سانتی گراد برای تبلور پلاژیوکلازها در توده های آذرین طارم است.
    کلیدواژگان: پیروکسن، مجموعه نفوذی طارم، پهنه البرز، آذربایجان، طارم، زنجان
  • نیلوفر نایبی، داریوش اسماعیلی، منصور قربانی*، یوسف وصالی صفحات 117-134
    توده های نیمه نفوذی (شبه آتشفشانی) کوه گورگور بخشی از مجموعه آتشفشانی- نفوذی کوه گورگور در جنوب روستای عربشاه تکاب، واقع در بخش میانی محور آتشفشانی تکاب-قره آغاج (در بخش شمالی پهنه ماگمایی ارومیه- دختر) هستند که به صورت توده های نیمه ژرف با ترکیب مونزونیت، کوارتز مونزونیت و دیوریت و به شکل گنبدی رخنمون یافته اند. بافت این سنگ ها، گرانولار تا پورفیرویید با زمینه دانه ای تا میکروگرانولار است. کانی های روشن متداول این واحد های سنگی شامل پلاژیوکلاز و پتاسیم فلدسپار، و کانی های مافیک شامل کلینوپیروکسن و هورنبلند هستند کانی کوارتز نیز به صورت فرعی در آنها رویت می شود. بر اساس مطالعات زمین شیمیایی توده نیمه نفوذی کوه گورگور دارای ماهیت کالک آلکالن و متاآلومین بوده، متعلق به گرانیت های نوع I هستند. بر اساس نمودارهای ژئوشیمیایی، خاستگاه توده های کوه گورگور در ارتباط با یک پهنه زمین ساختی از نوع کمان قاره ای حواشی فعال قاره ای است. هماهنگی توزیع REE و عناصر ناسازگار بین نمونه ها می تواند بیانگر ارتباط زایشی این سنگ ها با یکدیگر باشد. از سویی بالا بودن نسبت های LILE/HFSE و LREE/HREE و شباهت ترکیب شیمیایی این سنگ ها با ماگماهایی که در پهنه فرورانشی تشکیل می شوند، احتمال تشکیل سنگ های منطقه در یک پهنه فرورانشی را تقویت می کند. نتایج مطالعات سنگ زادی نشان می دهد که خاستگاه ماگمای مادر توده های نفوذی کوه گورگور مرتبط با ذوب بخشی گوه گوشته ای دگرنهاد (متاسوماتیسم) شده ای است که بر اثر جای گیری ماگمای مادر در پوسته زیرین سبب زایش گستره ای از سنگ های تفریق یافته تر در سطوح بالاتر شده است. به طور کلی، فرآیند پیدایش محور آتشفشانی تکاب-قره آغاج در زمان میوسن فوقانی-پلیوسن، تحت تأثیر تداوم بالاآمدگی مجموعه دگرگونی حلقوی تکاب و خیزش ماگماهای مادر و پارگدازش پوسته ای و شکل گیری توده های نیمه نفوذی غنی از پتاسیم نوع I روی داده است. در زمان میوسن پسین-پلیوسن و همزمان با ماگماتیسم گسترده میو-پلیوسن در شمال باختر ایران و جنوب خاور ترکیه، توده گنبدی کوه گورگور در محور آتشفشانی تکاب-قره آغاج جایگزین شده است.
    کلیدواژگان: گنبد کوه گورگور، ماگماتیسم پس از برخوردی، تکاب، محور آتشفشانی تکاب، قره آغاج، پهنه ارومیه، دختر
  • احمد حسینخانی، محمدحسن کریم پور*، آزاده ملکزاده شفارودی صفحات 135-152
    محدوده جنوب باختری سرخ کوه در 120 کیلومتری جنوب باختری شهر بیرجند قرار گرفته و بخشی از مجموعه آتشفشانی-آذرین درونی ترسیری در باختر بلوک لوت است. زمین شناسی منطقه شامل سنگ های آتشفشانی با ترکیب آندزیت و بازالت بوده که نفوذ توده های نفوذی در مراحل زمانی متفاوت با ترکیب هورنبلنددیوریت، هورنبلندمیکرودیوریت، هورنبلنددیوریت پورفیری، هورنبلندکوارتزدیوریت پورفیری و بیوتیت کوارتزمونزونیت در آنها موجب دگرسانی گسترده ای شده است. بافت توده های نفوذی منطقه بیشتر پورفیری، گرانولار و پویی کیلیتیک است. کانی های اصلی تشکیل دهنده این توده های نفوذی هورنبلند و پلاژیوکلاز بوده و در بیوتیت کوارتز مونزونیت کانی های بیوتیت و کوارتز نیز حضور دارند. ترکیب توده های نفوذی در محدوده متاآلومینوس تا کمی پرآلومینوس بوده، اغلب ماهیت کالک آلکالن دارند اما برخی توده های دیوریتی ماهیت تولییتی نیز دارند. توده های نفوذی منطقه در محدوده گرانیت های کمان های آتشفشانی واقع شده و متعلق به گرانیتوییدهای سری مگنتیت (یا I) هستند. در بررسی عناصر فرعی و خاکی نادر، غنی شدگی عناصر (LILE، Ba، K، Cs و Sr)، کاهیدگی عناصر (HFSE، Nb، P و Ti) و غنی شدگی عناصر LREE نسبت به HREE دیده می شود که از ویژگی های شاخص ماگمای تولید شده در پهنه فرورانش است. مقادیر بالای (Eu/Eu*) در دیوریت کالک آلکالن و تولییتی (بین 9/0-8/0) و در بیوتیت کوارتزمونزونیت (5/1) و همچنین، غنی شدگی Sr به ویژه در توده بیوتیت کوارتزمونزونیت (ppm 900) نشان دهنده نبود پلاژیوکلاز در خاستگاه این ماگماست. تهی شدگی Nb و مقدار بالای Zr/Nb آلودگی اندک ماگما با پوسته قاره ای را نشان می دهد. مقدار نسبت (LaN/YbN) نیز کم بوده، بین 9-5 متغیر است. ماگمای مولد توده های نفوذی از حدود 1 تا 5 درصد ذوب بخشی گارنت-اسپینل لرزولیت (با مقدار کم گارنت) و در عمق حدود 60 کیلومتر گوشته بالایی تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: تولییتی، کالک آلکالن، گرانیتویید، توده های نفوذی، جنوب باختری سرخ کوه، بلوک لوت
  • الهام صفرزاده، فریبرز مسعودی*، جمشید حسن زاده، سید محمد پورمعافی صفحات 153-170
    گرانیتویید های میلونیتی گل گهر، جنوب خاور سیرجان، یکی از مناطق مهم برای بررسی پیشینه پی سنگ پهنه سنندج- سیرجان و بررسی روند دگرگونی و ماگماتیسم در طی فرورانش نئوتتیس است. مطالعات صحرایی نشان می دهد که این گرانیتویید ها در زیر سنگ های دگرگونی مانند متاپلیت، کالک شیست و آمفیبولیت ها قرار گرفته اند. در این پژوهش توده های نفوذی گرانیتوییدی منطقه بر اساس سنگ شناسی و ویژگی های ژئوشیمیایی در دو گروه طبقه بندی شده اند. گروه اول از نوع گارنت- بیوتیت گرانیتویید و گروه دوم از نوع هاستینگزیت گرانیتویید است. شواهدی از فابریک میلونیتی در هر دو گروه، به ویژه در گارنت- بیوتیت گرانیتوییدها دیده می شود. هر دو توده از نوع متاآلومین بوده، از لحاظ ماهیت ماگمایی از نوع گرانیتوییدهای نوع I و کالک آلکالن پتاسیم بالا هستند. بر اساس سن سنجی اورانیم- سرب زیرکن، سن این توده های گرانیتوییدی 6/538 تا 7/580 میلیون سال پیش (پر کامبرین پسین – کامبرین پیشین) است. بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان گفت که با وجود تفاوت کانی شناسی و ژئوشیمیایی، این دو توده هم زمان در یک رویداد زمین ساختی و در طی فاز کوهزایی پان آفریکن تشکیل شده اند. تطابق نتایج سن سنجی به دست آمده با نتایج مطالعات انجام گرفته پیشین در بخش های مختلف پهنه سنندج- سیرجان می تواند بیانگر این باشد که حضور پی سنگ پر کامبرین تقریبا در همه پهنه سنندج- سیرجان دارد.
    کلیدواژگان: سن سنجی زیرکن، پی سنگ پر کامبرین، گرانیتویید های میلونیتی گل گهر، پهنه سنندج، سیرجان
  • سمیه موسوی نژادسوق، محسن نصرآبادی*، رضا نوزعیم، زینب داوودی صفحات 171-186
    پی سنگ پرکامبرین ایران مرکزی در منطقه لاخ برقشی (جنوب باختر بردسکن، خراسان رضوی)، بیشتر متاپلیت، متابازیت و گنیس میلونیتی بوده و دچار هجوم توده گرانیتی لاخ برقشی به سن ادیاکاران-کامبرین شده است. متاپلیت ها بیشتر گارنت شیست بوده، دارای کانی های همایند گارنت + بیوتیت + مسکوویت + کوارتز + فلدسپار هستند. متابازیت ها شامل گارنت آمفیبولیت و گارنت- اپیدوت آمفیبولیت بوده، کانی های همایند آنها آمفیبول + فلدسپار + گارنت ± کوارتز ± اپیدوت ± میکای سفید ± روتیل ± اسفن ± ایلمنیت هستند. برای هر دو واحد متاپلیتی و متابازیتی، شرایط دگرگونی به دست آمده با استفاده از نرم افزار ترموکالک، شبکه های سنگ زادی (پتروژنتیک) و دمافشارسنج های قراردادی با یکدیگر هم خوانی دارد. فشار و دمای به دست آمده به ترتیب 1/7 تا 3/12 کیلوبار و 482 تا 661 درجه سانتیگراد بوده، تقریبا هم ارز با رخساره های پوسته قاره ای زیرین، شامل آمفیبولیت و اپیدوت آمفیبولیت فشار بالا هستند. احتمالا توده گرانیتی گارنت و اپیدوت دار لاخ برقشی و پی سنگ متاپلیتی و متابازیتی میزبان آن، بیانگر پیدایش آنها در پهنه کمان قاره ای هستند که بر اثر فرورانش پروتوتتیس به زیر صفحه ایران ضخیم شده است.
    کلیدواژگان: دما، فشارسنجی، لاخ برقشی، جنوب باختر بردسکن، قوس قاره ای، پی سنگ پرکامبرین
|
  • Maryam Yazdani, Masoumeh Ahangari*, Ahmad Jahangiri, Hassan Shokohi Pages 1-22
    The Nabijan gabbroic and dioritic plutons outcropped at the southwest Kaleybar town. According to the field studies the diorite is younger than gabbro and crosscut the gabbroic pluton. Geochemical data reveal clear geochemical difference between the Nabijan gabbroic and dioritic compositions. Variations of major oxides versus SiO2 and Mg# and trace element ratios indicate that the composition of Nabijan intrusive bodies were modified by fractional crystallization and crustal contamination (AFC) processes. However the geochemical characteristics of the Nabijan plutons suggest a same source for them. According to mineralogical and geochemical data¡ fractionation and/ or accumulation of olivine¡ orthopyroxene¡ clinopyroxene and Ca-rich plagioclase at the first stage has formed the gabbroic body. Due to fractionation of the above mentioned minerals¡ the composition of the remained magma has enriched by fluids and incompatible elements. At the final stage the Nabijan diorites has formed by crystallization of amphibole¡ biotite¡ Na-rich plagioclase accompanied with minor amounts of clinopyroxene. The fractionation/accumulation of the mentioned mineral associations has caused to possess tholeiitic and calc-alkaline character for the Nabijan gabbroic and diorites¡ respectively. The geochemical features of the Nabijan intrusive rocks show hybrid characteristics among active continental margin and within plate tectonic settings. These features can visible in continental post-collision settings.
    Keywords: Gabbro, Diorite, Post, collision magmatism, Nabijan, Western Alborz, Azarbaijan
  • Najme Hedayati*, Mohammad Boomeri, Habib Biabangard Pages 23-44
    Nakhilab igneous complex is located in 145 km northwest of Zahedan and is geologically situated between Lut block and the Sistan-suture zone. Rock units in the area range from Cretaceous to Quaternary and consist of sedimentary and igneous types. The igneous rocks occur as intrusive and extrusive in the Nakhilab. The extrusive rocks occur as lava and pyroclastic and consist of basalt, basaltic andesite, andesite and rhyolite. The intrusive rocks occur as stock and dyke and consist of gabbro, diorite and granodiorite. These rocks are porphyry and granular in texture. In these rocks, plagioclase, pyroxene, hornblende, biotite and quartz are the main minerals and apatite, sphene and magnetite are the accessory minerals. The intrusive rocks that were altered by hypogene and supergene processes are associated with Cu mineralization in the central part. The igneous rocks in the Nakhilab are metaluminus and calcalkaline. Patterns of minor and rare earth elements normalized to MORB and Chonderit show that LREE and LILE contents are sharply higher than HREE and HFSE contents, respectively. Higher contents of LREE and LILE compared to HREE and HFSE, respectively, negative anomalies of Zr, Ti, P and positive anomalies of K, Rb, Sr, suggest that the study samples may belong to an active continental margin. The studied igneous rocks were probably solidified from a basaltic magma by AFC processes that derived from partial melting a subducting oceanic crust and it`s above mantle wedge.
    Keywords: Porphyry Cu, Calc, alkaline, Subduction, Nakhilab igneous complex, Zahedan, Sistan suture zone
  • Marzieh Bayati*, Dariush Esmaili, Seyedeh Fatemeh Fadavi, Yousef Vesali, Reza Maghdour Mashhour Pages 45-64
    The Kolah Ghazi granitoid is one of the main upper Jurassic intrusion in the Sanandaj-Sirjan zone which intruded Jurassic shale and overlaid by Lower Cretaceous strata’s. The intrusion consists of the monzogranites, granodiorites, Syenogranites, aplitic dykes associate with several tourmaline veins in three separated outcrops. Based on petrographic studies quartz, plagioclase, biotite and alkali feldspar are present as the major minerals and andalusite, sphene, tourmaline, garnet, sillimanite, spinel, kyanites constitute minor mineral phases. Geochemical results show high-K calc-alkaline and peraluminous affinities and S-type. The Kolah Ghazi granitoid belong to subduction-related volcanic arc magmatism, which related to middle Cimmerian compression movement which derived from Partial melting of metapelites in the upper crust materials and emplaced at depths (about 20-30 Km) under low water-vapor pressure (0.5-1 Kbar) and temperature range (in 750 °C).
    Keywords: Kolah Ghazi granitoides, S type granite, middle Cimmerian magmatism, Jurassic arc, Sanandaj, Sirjan zone
  • Mahboobeh Jamshidibadr*, Sadraddin Amini, Narges Sadat Faramarzi Pages 65-78
    The zircon crystallization is a function of temperature, composition and water content of magma, also its crystal shape and size depends on velocity of crystallization and Zr saturation, then we have focused on the study of zircon crystals in Hormuz rhyolites from four salt domes in different localities (Gachin, Bandare Moallem, Hormuz and Larak Islands) based on the morphology study. The most of studied zircons are plotted in the P3 and P4 areas and the less lie in the P5, P2 and S15 domains. Crystals morphology, lack of hydrozircon overgrowth and apatite or monazite inclusions in zircons indicating that they have crystallized from an I-type rhyolitic magma. Zircon morphology pointing on moderately alkaline and dry nature of parental magma. Based on morphology, zircon saturation temperature and whole-rock geochemistry calculation, the minimum temperature of zircon crystallization is ranging from 750 to 840˚C. Coexistance of euhedral elongated zircons with wide and short zircon crystals indicate the super-saturation of Zr in the responsible magma from early stage, which is also confirmed by thin zonation features.
    Keywords: Zircon, Thermometry, Source, Rhyolites, Zagros salt diapirs
  • Ali Asghar Sepahi Gerow*, Mohammad Amin Shakouri, Ashraf Torkian, Sedigheh Salami Pages 79-98
    Aliabad-Daman granitoid body with NW-SE trend is located in northeastern of the Rashtkhar city (about 15 km) with an area of approximately 10 km2. This body with probably age of middle Jurassic is located above Darouneh fault and is part of Sabzevar zone. This pluton consists of alkali feldspar granite, syenogranite and monzogranite. In the discriminant diagrams of micas, biotites plot in the field of syderophyllite and are generated from the crystallization of magma. The plagioclase is in the field of albite to oligoclase and orthoclase resemble to anortoclase due to its micro-perthitic occurrence. Chlorite located in the field of repidolite and brensovigite which indicate its iron-rich composition. Based on petrographic and geochemiscal studies Aliabad- Daman granitic pluton resemble with A2-type granites with slightly peraluminous nature. Negative Ba, Nb, Ti, Sr and P anomalies in discrimination tectonic setting diagrams indicate that they are generated in a volcanic arc setting. Extensional environment in a continental arc has provided conditions for generation of these granitic rocks.
    Keywords: A2, type granite, Geochemistry, Petrology, Ali Abad Daman, Sabzevar zone
  • Ghasem Nabatian, Majid Ghaderi*, Maryam Honarmand Pages 99-116
    Tarom plutonic complex is located in northeast of Zanjan and in the Alborz-Azerbaijan zone with northwest-southeast trending. The Eocene Tarom plutons include Zanjan (quartz monzodiorite), Zaker (quartz monzonite), Morvarid (monzogranite to syenogranite) and Kuh Tabar (porphyry microquartz diorite) which intruded within the volcanic and volcanoclastic rocks of Karaj Formation. The EPMA analyses of plagioclase, alkali feldspar, pyroxene and chlorite indicate that the core of plagioclase crystals is more calcic than their rim suggesting normal zoning in these minerals. The pyroxenes are mostly clinopyroxene with minor amount of orthopyroxene that belongs to Fe-Mg-Ca pyroxenes. The pyroxenes of these plutons show augite-diopside composition. The chlorites are Mg-bearing chlorite and classified as the picnochlorite, diabanite and talc chlorite. Based on the composition of pyroxenes, the Tarom plutonic complex crystallized from sub-alkaline magmas which formed in a subduction tectonic setting. Barometric studies exhibit that the clinopyroxenes crystallized in pressures lower than 5 Kbar. Pyroxene thermometry in these plutons indicate that the pyroxenes crystallized in temperatures ranging of 700-850 ˚C in the quartz monzodioritic, 600-700 ˚C in the quartz monzonitic pluton and 800-900 ˚C in the porphyry micro quartz dioritic pluton. Moreover, plagioclase thermometry shows that the crystallization temperatures of plagioclases in the Tarom area range from 550 to 900 ˚C.
    Keywords: Pyroxene, Tarom plutonic complex, Alborz, Azerbaijan zone, Tarom, Zanjan
  • Niloofar Nayebi, Dariush Esmaili, Mansour Ghorbani*, Yousef Vesali Pages 117-134
    The Kohe GorGor sub volcanic units in the GorGor dome is located in the south of Arabshah village between Zarshouran and Agh dare gold mines. These units are part of Kohe Gor Gor volcano-plutonic complex and composed high-level sub volcanic micro dioritic and micro monzonitic plutons. This area is part of volcanic center between Takab and Qara Aghaj cities which refereed as Takab-Qara Aghaj volcanic belt within the northern part of Urmia-Dokhtar magmatic arc. The Kohe GorGor subvolcanic units have metaluminous and calc-alkaline affinity and represent most similarity to I -type granites. The various petrogenesis diagrams indicate a subduction-metasomatized lithospheric mantle source for parent magma of Kohe Gor Gor which during its ascending to upper level and led to produces more evolved rock types that are emplaced at shallow depths. The Kohe Gor Gor subvolcanic units belong to post collision arc setting which emplaced in Takab-Qara Aghaj volcanic belt during late Miocene-early Pliocene coincide with extensive Mio-Pliocene magmatism in NW Iran and SE Turkey. The evolution processes of Takab-Qara Aghaj volcanic belt in the late Miocene-early Pliocene is dominated by Takab core complex exhumation that accompanied with Decompressional melting of metasomatized lithospheric mantle and subsequently production of primary magma and its Ascending to upper level reservoirs and its modification by crustal melting ,assimilation and fractionation processes which finally produce more evolved felsic magmas which outcropped in the form of high-K calcalkaline I-type sub volcanic intrusions in the some part of this belt.
    Keywords: Kohe Gor Gor dome, Post collision magmatism, Takab, Takab, QaraAghaj volcanic belt, Uromieh, Dokhtar zone
  • Ahmad Hosseinkhani, Mohammad Hassan Karimpour*, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi Pages 135-152
    The southwest of Sorkh-kuh area is located in 120 km SW of Birjand city and it is a portion of the Tertiary volcanic-plutonic rocks in the west of the Lut block. Geology of this area comprising andesitic and basaltic volcanic rocks, which have intruded by intrusive rocks, at different stage, such as hornblende diorite, hornblende microdiorite, hornblende diorite porphyry, hornblende quartz diorite porphyry and biotite quartz monzonite caused extensively alteration in volcanic rocks. The texture of intrusive rocks is porphyritic, granular and poikilitic. Hornblende and plagioclase are two common minerals in these intrusive rocks and biotite and quartz are common in biotite quartz monzonite. Composition of intrusive rocks show metaluminous to low peraluminous nature with calc-alkaline and sometimes tholeiitic affinities in diorites. These intrusive rocks belong to volcanic granite arc and magnetite (or I) series granitoids. Enrichment of LILE (Ba, K, Cs and Sr), depleted of HFSE (Nb, P, Ti) and enrichment of LREE versus HREE indicated that magma formed in subduction zone environment. The high ratios of Eu/Eu* (0.8-0.9 in all diorite rocks and 1.5 in biotite quartz monzonite) and also enrichment of Sr especially in biotite quartz monzonite (900 ppm) shows there were no plagioclase in the source of magma. Depletion of Nb and high amount of Zr/Nb show low contamination of crust in magma. The (LaN/YbN) is low between 5-9. The magmatic source of intrusive rocks had been generated from 1 to 5% of partial melting of garnet-spinel lherzolite (low garnet) and in 60 km asthenosphere depth.
    Keywords: Tholeiite, Calc, alkaline, Granitoid, Intrusive rocks, Southwest of Sorkh, kuh, Lut block
  • Elham Safarzadeh, Fariborz Masoudi*, Jamshid Hassanzadeh, Seyed Mohammad Pourmoafi Pages 153-170
    The mylonitic granitoids of Gole Gohar, south east of Sirjan, are located in a key area which their study is important for understanding the history of Precambrian basement of Sanandaj- Sirjan zone and its metamorphic and magmatic evolution during the subduction of Neo- Tethys. Field studies show that these granitoids are located in the basement of the metamorphic rocks such as metapelite, calc schist and amphibolite. In this Study the granitoidic intrusions are classified in two types based on lithology and their geochemistry. Type I is garnet- biotite granitoid and type II is hastingsite granitoid. Both of these granites show some evidence of mylonitic fabric, which is more clear in garnet- biotite granitoid. These plutons are Meta aluminous, I Type granitoid and have high K calc-alkaline nature. Based on U-Pb dating of zircon, the age of all granitoids is between 538.6–580.7 Ma (Late Precambrian- Early Cambrian). Based on the results of this study, despite the mineralogical and geochemical differences, all granitoidic intrusions formed in the Precambrian during the Pan African orogeny. The old age of the granitoids is similar to those introduced in other parts of Sanandaj-Sirjan zone that may indicate the presence of Precambrian basement in almost the entire Sanandaj-Sirjan zone.
    Keywords: Zircon dating, Precambrian basement, Gole Gohar mylonitic granitoids, Sanandaj, Sirjan zone
  • Somayeh Mousavi Nejadsoogh, Mohsen Nasrabady*, Reza Nozaem, Zeinab Davoodi Pages 171-186
    Precambrian basement of Central Iran in Lakh Bargheshi area from SW Bardaskan mainly consists of metapelite, metabasite and mylonitic gneiss and has been invaded by Lakh Bargheshi granitic body with the age of Ediacaran-Cambrian. Metapelites mostly are Garnet schist type and encompass mineralogical paragenesis of garnet biotite muscovite quartz feldspar. Metabasites contain of garnet amphibolite and garnet-epidote amphibolite and show mineralogical paragenesis of amphibole feldspar garnet ± quartz ± epidote± whitemica ±rutile ± sphene ±ilmenite. Metamorphic conditions that obtained by Thermocalc software, petrogenetic grids and conventional thermobarometries are compatible for both metapelitic and metabasitic units and include pressure between 7.1 until 12.3 Kb and temperature between 482 until 661°C that nearly are equivalent of high pressure amphibolite and epidote amphibolite facieses that are dominant in the lower continental crust. Epidote and garnet-bearing granitic body of Lakh Bargheshi and host metapelites and metabasites probably representing thickened continental arc induced by Prototethys subduction beneath Iran plate.
    Keywords: Thermobarometry, Lakh Bargheshi, SW Bardaskan, Continental arc, Precambrian basement