فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 29 (پاییز 1395)
  • پیاپی 29 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/09/28
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمود پاکیزه صفحات 7-32
    این پژوهش در پی آن است تا نگاهی ویژه به برخی ریشه های دین گریزی داشته باشد و آنگاه، پس از بیان هر عامل، راهکاری مناسب برای مقابله را تبیین یا بدان اشاره نماید.
    نگارنده، نخست، به مفهوم شناسی دین می پردازد و، سپس، نفوذ روشنفکری، نفوذ اندیشه خردورزی و علم گرایی صرف، القای معنویت های دروغین، و ضعف نظام آموزشی را مهم ترین عامل دین گریزی می شمارد و راهکار مقابله را، به ترتیب، تبیین دین واقعی و واقعیت دین و پاسخگویی به شبهات روشنفکری، تبیین درست رابطه عقل و وحی و نیز بیان صحیح نقش علم در پیام وحی، تبیین مبانی معنویت اصیل، و ارتقای شایستگی های آموزشی در سه سطح فردی، سازمانی و راهبردی می داند.
    کلیدواژگان: دین، روشنفکری، عقل محوری، علم گرایی، معنویت، شاخص سازی، نظام آموزشی
  • محمدحسین طالبی صفحات 33-62
    «حق» مفهومی فلسفی است که از مقایسه صاحب حق و هدف مطلوب یا مقصد متناسب انتزاع می شود؛ این مفهوم به معنای شایستگی است. انسان دارای دو نوع کرامت تکوینی و اکتسابی است، زیرا دارای کمالات تکوینی و اکتسابی است؛ به ازای مقدار کرامتی که هر انسان دارد حقوقی برای او ثابت می شود؛ ارتکاب جرم سبب از دست دادن مقداری کرامت می شود. بنابراین، مجازات انسان مجرم حتی در شدیدترین درجه (مجازات مرگ) با کرامت موجود در او منافات ندارد. بر اساس معارف اسلامی، مسئولیت تشخیص جرم و تعیین مجازات متناسب با آن بر عهده خدای متعال است.
    کلیدواژگان: حق، کرامت تکوینی، کرامت اکتسابی، جرم، مجازات
  • مهدی عزیزان، حسن سجادی پور صفحات 63-96
    نجات بخشی ادیان اصطلاحی است غالبا ناظر به معنای رستگاری اخروی؛ سخن بر سر آن است که از نظر ادیان آسمانی چه کسانی می توانند از آتش دوزخ رهیده، اجازه ورود به بهشت را کسب نمایند. آیا این ادیان تنها پیروان خود را اهل سعادت و بهشت می دانند یا برای پیروان دیگر ادیان نیز سهمی از بهشت قایل اند؟
    از گذشته های دور رویکرد پیروان هر یک از ادیان در این مسئله عموما رویکردی منحصرگرایانه بوده است؛ ارباب ادیان، هر یک، تنها پیروان خود را شایسته نجات دانسته و برای دیگران سرانجامی دوزخی ترسیم نموده اند.
    این نوشتار، نخست، نجات بخشی را از دریچه باور زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان بررسی نموده، سپس، به طور ویژه دیدگاه مکتب تشیع را در این باره به بحث گذاشته است. روش تحقیق در این نوشتار توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است.
    کلیدواژگان: آموزه نجات، جاهل قاصر و مقصر، یهود، زرتشت، مسیحیت، اسلام، مستضعفان
  • رمضان علی تبار صفحات 97-124
    مقاله حاضر سعی دارد، ضمن بیان چیستی و تعریف «فلسفه فقه»، به رابطه آن با دیگر فلسفه های مضاف مرتبط و همگن نظیر فلسفه دین و فلسفه معرفت دینی بپردازد.
    فلسفه فقه به عنوان یکی از فلسفه های مضاف به مطالعه عقلانی و فلسفی درباره دانش فقه می پردازد و از این منظر که دانش فقه یکی از ساحت ها و رشته های معرفت دینی است، فلسفه فقه ارتباط وثیقی با فلسفه معرفت دینی دارد و ذیل آن تعریف خواهد شد. توجه شود که، از طرفی، فلسفه معرفت دینی یکی از محورهای کلان در فلسفه دین قلمداد می شود و، از طرفی دیگر، نسبت و مناسبات فلسفه فقه با فلسفه دین نیز مشخص خواهد شد. ازاین رو، با نشان دادن نسبت و مناسبات فلسفه فقه با فلسفه دین و فلسفه معرفت دینی، رابطه فلسفه فقه با فلسفه مضاف به سایر معارف دینی و همچنین منزلت و جایگاه هر یک در این منظومه معلوم خواهد شد. برآیند نسبت سنجی دانش های یادشده تعیین رابطه هایی نظیر عام یا خاص بودن، زیربنا یا روبنا بودن، و تولیدی یا مصرفی بودن است. برخی از این دانش ها، ضمن اینکه نسبت به «مضاف الیه» خود نقش اساسی و مبنایی دارند، نسبت به دیگر دانش های همگن روبنا، مصرف کننده و تغذیه کننده اند و برخی فلسفه های مضاف، به دلیل پیشینی و عام بودن، نسبت به دیگر فلسفه های مضاف نقش زیرساختی دارند. با تعیین نقش و جایگاه هر یک، می توان درباره انتظارات خود از این گونه دانش ها داوری نمود. در غیر این صورت، فلسفه های مضاف، به ویژه فلسفه های یادشده، صرفا یک امر انتزاعی و غیرکارآمد بوده، هیچ گونه تحولی در مضاف الیه خود ایجاد نخواهد کرد.
    کلیدواژگان: فلسفه، فلسفه مضاف، فلسفه دین، فلسفه معرفت دینی، فلسفه فقه، فلسفه حقوق
  • محمدرضا محمدعلیزاده صفحات 125-148
    بیشتر استدلال‎های قرآن به صورت مضمر است. به همین دلیل، شناخت حدود و مقدمات و نوع آنها نیازمند تحلیل این استدلال‎ها است. برای این کار، علاوه بر ضرورت آشنایی با صورت های عقلی استدلال مانند صورت های مختلف قیاسی، آشنایی با سبک‎های بیانی استدلال در قرآن نیز ضروری است؛ آشنایی با سبک‎های بیان استدلال در قرآن برای شناسایی مواضع استدلال و شناخت نوع استدلال‎های مضمر در قرآن نقش اساسی دارد..
    بررسی استدلال از نظر سبک بیان بحثی مربوط به صورت استدلال است؛ مقصود از بررسی سبک بیان استدلال بررسی صورت استدلال از نظر قالب های لفظی برای بیان استدلال است. پس، همان گونه که بررسی صورت استدلال از نظر قالب های معنوی و عقلی را بحثی صوری می دانیم، بررسی صورت استدلال از نظر قالب های بیانی و لفظی را هم باید بحثی صوری بدانیم.
    قرآن کریم بدین سبب که در بالاترین درجه بلاغت است، الگویی کامل و برتر برای استفاده از سبک های مختلف بیانی برای دستیابی به اغراض گوناگون است و، از این رو، می تواند بهترین منبع برای بازخوانی سبک های مختلفی باشد که در مقام ارائه استدلال به کار گرفته می شوند. به همین دلیل، در پژوهش حاضر به بررسی سبک شناسی استدلال در قرآن کریم پرداخته ایم تا با رایج ترین اسلوب ها برای ارائه استدلال ها از جمله استدلال های قرآنی آشنا شویم.
    کلیدواژگان: قرآن، سبک بیان، استدلال، استیناف بیانی، تعلیق حکم بر وصف، تشابه اطراف، استفهام
  • محسن قمی، میرزاعلی کتابی صفحات 149-178
    آزادی از مهم ترین ارزش های انسانی است که همواره مورد بحث و مناقشه اندیشمندان بوده است. شهید مطهری از جمله مهم ترین متفکران مسلمان در دوره معاصر می باشد که اندیشه او نقش بسیاری در شکل گیری فرهنگ اسلامی معاصر داشته است. از سوی دیگر، ژان پل سارتر نیز از جمله متفکران اگزیستانسیالیست معاصر می باشد که آثار او در زمینه های فکری بسیار اثرگذار بوده است. با توجه به اینکه هر دو متفکر علاقه زیادی به طرح و بررسی مسائل مربوط به وجود انسانی دارند، این پرسش مطرح می گردد که آنان چه دیدگاهی درباره «آزادی» دارند؟ و در دیدگاه آنها چه وجوه اشتراک و وجوه اختلافی می توان یافت؟ در این تحقیق، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و براساس متون وآثار شهید مطهری و سارتر، به مقایسه و تطبیق نظریات آن دو پرداخته شده است.
    بر اساس یافته های تحقیق، به نظر می رسد برخی وجوه اشتراک میان دیدگاه این دو متفکر وجود دارد، مانند ارزشمند بودن آزادی و مسئولیت آوربودن آزادی. اما اختلاف مبنایی زیادی نیز میان آن دو وجود دارد. برای نمونه، به نظر ژان پل سارتر، آزادی تنها ارزش انسانی و کمال ذاتی انسان است که با وجود خداوند و وجود ارزش های دیگر در تضاد است. چنین نگرشی به آزادی انسان را از حقیقت خویش و مبدا و معاد جدا و او را، بدون اتکا به هیچ اصل و قانونی، همه کاره خود معرفی می کند. اما آزادی مطرح در کلام استاد مطهری فقط با نگاه به علت فاعلی و غایی انسان معنا می یابد. در دیدگاه وی، هر تعلقی ضد آزادی است، مگر تعلق و وابستگی به خداوند متعال، که تعلق به او عین آزادی است و جز با وابستگی و اعتقاد به خداوند آزادی حقیقی حاصل نمی شود. ایشان تمام هستی را در طول وجود خداوند می بیند و پایه و اساس ارزش هایی مانند آزادی و عدالت را خداشناسی می داند و انسانیت و ارزش های او را بدون شناخت خداوند بی معنا و بی مفهوم می داند.
    کلیدواژگان: آزادی، اخلاق، خدا، انسان، اگزیستانسیالیسم، سارتر، شهید مطهری
  • محمد مهدی گرجیان صفحات 179-198
    معاد جسمانی از مهم ترین مباحث اعتقادی و فلسفی است که ملاصدرا، ضمن توجه به ادله نقلی، آن را مبرهن به ادله عقلی نیز نمود و معتقد است معاد جسمانی او «طابق النعل بالنعل» همان معادی است که از جانب شرع انور بیان گردید و انکار آن را انکار ایمان و منکر او را کافر می انگارد.
    در مقابل، حکیم موسس آقاعلی حکیم، در آثارش، مخالفت خویش را با معاد جسمانی صدرالمتالهین ابراز نموده، کوشید تا معاد جسمانی از منظر خویش را مطابق عقل و نقل معرفی کند. وی با تمسک بر روایتی از امام صادق(ع)، منقول از احتجاج طبرسی، ادله عقلی خویش را بنا نهاد.
    این نوشتار بر آن است که با بازخوانی معاد جسمانی از منظر آقاعلی حکیم، ادله عقلی و نقلی او را مورد ارزیابی قرار دهد و به قضاوت بنشیند.
    کلیدواژگان: ودایع نفس، معاد جسمانی، سبیل الرشاد، ادله عقلی معاد جسمانی، ادله نقلی معاد جسمانی، مدرس زنوزی، صدرالمتالهین
  • سیدجابر موسوی راد صفحات 199-228
    ملاصدرا با اثبات حرکت جوهری در صدد اثبات سیلان و حرکت در ذات و جوهر تمام جواهر جسمانی برآمده است. وی بسیاری از مطالب فلسفی خود را بر مبنای این حرکت دائمی و پیوسته در جواهر جهان بنا می کند. اما به نظر می رسد که ادله حرکت جوهری بر دو قسم اند: دسته اول ادله ای هستند که وجود حرکت در تمام جواهر جسمانی را اثبات می کنند. در این مقال، به این ادله اشاره می شود و این ادله مورد نقد قرار می گیرند. دسته دوم ادله ای هستند که تنها اثبات می کنند که جوهر اشیاء ضمن حرکات عرضی با تبدلات نوعی تغییر می کنند. در این مقاله، برخی از این ادله نقد شده و برخی دیگر پذیرفته شده است و نتیجه گیری شده که حرکت جوهری تنها زمانی رخ می دهد که به دلیل عاملی خارجی تبدلی در نوع اشیاء به وجود می آید. لذا حرکت جوهری در تمام جواهر جسمانی به صورت پیوسته و دائم وجود ندارد. و نیز ضمن مباحث این مقاله واضح شده است که این نوع تبدلات نوعی اثبات کننده حرکت جدیدی به نام حرکت جوهری نیست، بلکه تنها اثبات کننده تفسیری جدید از حرکات است. پس، مطابق حرکت جوهری، تبدلات نوعی که با کون و فساد توجیه می شد باید با حرکت جوهری توجیه گردد.
    کلیدواژگان: حرکت جوهری، حرکت عرضی، ملاصدرا، کون و فساد، جواهر جسمانی
  • حمید نگارش صفحات 229-254
    سریان عشق به خدا در لایه های وجودی انسان سخنی است که آیه میثاق بر آن گواهی می دهد. این آیه نه از باب تمثیل است و نه از اقرار عقل بر یگانگی خدا خبر می دهد و نه اخباری است از آنچه در عالم ارواح رخ داده است. بلکه بیان حال درونی انسان است که عقربه وجودی اش همواره رو به خدا دارد، هرچند زنگارهای طبیعت مانع از این سلوک معنوی و فطری باشند.
    نوشتار پیش رو، پس از مفهوم شناسی فطرت و میثاق، با بیان آرای هم تراز و نقد و بررسی آنها، خواننده را با چهره واقعی آیه از دیدگاه نویسنده مواجه می کند و حقیقت فوق را تقریر می نماید.
    کلیدواژگان: فطرت، آیه میثاق، اهل حدیث، علامه طباطبایی، ملکوت
|
  • Mahmoud Pakeeza Pages 7-32
    The article is to draw close attention to some roots of impiety and then offer proper solutions for confrontation. The author attempts to give a conceptual explanation for piety and then refers to influence of intellectuality, extremist rationality and scientism, suggestion of false currents of spirituality and weakness of educational system as among the most important elements of impiety. In order to confront these threats, one should respectively explain the true piety and real image of faith by responding the doubts raised by intellectuals, explain properly the relation of reason and revelation as well as elucidate the role of science with respect to revealed message and principles of genuine spirituality, and finally promote the educational competencies in three individual, organizational and strategic levels.
    Keywords: faith, intellectuality, pure rationality, scientism, spirituality, parameterization, education system
  • Muhammad Hussein Talibi Pages 33-62
    “Right” is a philosophical concept abstracted from a relation between its possessor and desired purpose or appropriate objective. This concept means competency. Man is of two sorts of ontological and acquired dignity. The rights of a given man can be defined in accordance with the dignities he obtains. To commit a crime is to lose a degree of dignity. Therefore, punishing criminal even in the most severe way (capital punishment) is not incompatible with human dignity. According to Islamic teachings the task of ascertaining guilt and an appropriate punishment for it is solely reserved for God the Exalted.
    Keywords: right, ontological dignity, acquired dignity, guilt, punishment
  • Mahdi Azizan, Hassan Sajjadpur Pages 63-96
    The notion of salvation in faiths is mostly related to human salvation in hereafter, which deals with the question as who are to be saved from hell fire and who are to be allowed to enter Paradise. This otherworldly happiness is limited to the believers of one of these faiths or in larger scale others can also have a share in heavenly felicity. Traditionally the followers of each of revealed faiths have generally taken exclusivist approach to the question of salvation. People of these religions have each regarded the believers in their own faith as worthy of salvation and deemed believers in other faiths as doomed to be in hell.
    The present article is to review first the salvation from the perspective of Zoroastrians, Jews, Christians, and Muslims and then pay a due attention to the issue from Shiite school of thought. The method adopted is descriptive-analytic of the materials provided through searching in library books and documents.
    Keywords: doctrine of salvation, guilty ignorant, excused ignorant, Zoroastrianism, Judaism, Christianity, Islam, the Oppressed
  • Ramazan Alitabar Pages 97-124
    The present article is an attempt to define the nature of philosophy of Fiqh and its relation with other similar such metadisciplenary studies as philosophy of religion and philosophy of religious knowledge. Philosophy of Fiqh as one of these metadisciplines is a rational and philosophical study of the science of Fiqh as one of the religious sciences dealing with religious knowledge and thus it is closely connected to philosophy of religious knowledge as one aspect of general philosophy of religion. Therefore it is essential to study relations of these “philosophies of” that can shed light on the status of each of them in the whole system of religious insight.
    The comparative study can help us determine the sort of prevailing interrelations such as being general or particular, superstructure or infrastructure, productive etc. Although some of these sciences have underlying function in respect with their object of study other ones, they are dependent and based on other apparent metadisciplines. Our judgment on the expectations of these fields of study depends upon our appraisal of the role and status of each in the whole system of our knowledge. Failure to reach a right assessment of place can render metadisciplines to inadequate and abstract sciences without making any drastic change in the fields concerned.
    Keywords: philosophy, metadisciplinary fields of philosophy, philosophy of religion, religious epistemology, philosophy of Fiqh (jurisprudence), philosophy of law
  • Mohammadreza Mohammad Alizadeh Pages 125-148
    Most of the Quranic arguments are implicit. For this reason one need to analyze the arguments in order to know the premises, major and minor terms and the mode of the argument used. Familiarity with modes and forms of Quranic arguments is particularly essential in identifying the occasions of demonstration and the embedded premises in the arguments. Like the treatment of the rational and verbal frames of argument, the study of the modes and styles of the statement is also related to the verbal forms of arguments and thus it is a formal discussion. As Quran is of highest degree of eloquence and articulacy, it is a perfect and excellent pattern in the use of the various styles of articulation to achieve different purposes and so it can be used as an inspiring source of reinterpretation of a variety of styles used in the arguments. Accordingly the present article is to survey the most common Quranic styles and forms of used in favor of or against a position taken in midst of holy verses.
    Keywords: Quran, style of statement, introductory statement, qualities referred to as ground for judgment, argument, interrogation
  • Mohsen Qumi, Mirzaali Ketabi Pages 149-178
    Freedom is one of the most important human values, which has been in the center of controversies of thinkers including martyr Mutahhari whose thought has had a great influence in shaping contemporary Islamic culture. Sartre on the other hand is among contemporary existentialist thinkers whose works had great impact on many intellectual domains. Given that both thinkers have been deeply interested in human existence, it is especially important to consider their views on the question of freedom and their common and different apects of proplem. Using the descriptive-analytic method the authors attempt to review materials found in the works of both thinkers. The research led to conclusion that both them emphasize on the freedom as human value and a ground for responsibility. However, there are also many fundamental differences in their views. For instance, Sartre is the only human value and intrinsic perfection that is in conflict with the existence of God and of other values. Such view on freedom separates human from the reality of himself, of the Origin and the Return and picture human as utterly autonomous in all his affairs while he has no dependence upon any principle or law. Freedom in the eyes of Mutahhari, by contrast, makes sense only in relation to the efficient and final causes of man. According to Mutahhari any devotion to and dependence upon anything other than God, the Exalted, is in conflict with freedom. Real and true freedom comes only through dependence upon and devotion to God who is source of all existence and values. In his view, without God who is the Ground of such values as freedom and justice, humanity and related values lose their proper meanings.
    Keywords: freedom, morality, God, man, existentialism, Sartre, Martyr Mutahhari
  • Mohammad Mahdi Gorjian Pages 179-198
    Bodily resurrection is among the most prominent doctrinal and philosophical problems which was rationally demonstrated by Mulla Sadra. Having considered the revealed proofs in question Mulla Sadra his version of bodily resurrection is “literally” the same as articulated in sacred Sharia the denial of which is regarded as a ground for disbelief and excommunication. The original thinker Zenoozi, by contrast, disagrees with Sadra’s version and tries to demonstrate bodily resurrection in accordance with reason and revelation. He based his argument on a hadith from Imam Sadeq (A.S.) in Tabarsi’s Ehtejaj. The present article is an attempt to assess Zenoozi’s view and arguments and make a judgment on rival versions of bodily resurrection presented by these two great thinkers.
    Keywords: bodily resurrection, reservations of soul, Way of Guidance, rational arguments for bodily resurrection, revealed arguments for bodily resurrection, Agha Ali Hakeem Zenoozi, the foremost among Theosophers
  • Sayyed Jaber Mousavirad Pages 199-228
    Having established the theory of substantial motion Mulla Sadra attempts to argue for movements in all corporeal substances. Many of his philosophical views are based on this principle of continuous flux in world substances. Arguments for substantial movement, however, are of two divisions. The first are proofs that demonstrate the motion in all corporeal substances, which is to be briefly dealt with and criticized. The second group shows only that in addition to accidental change the substance of things is subject to some specific changes. Some of these arguments are endorsed but others fail to demonstrate the point in question. For substantial movement occurs only when external agent is involved and there is no reason for steadily essential change in the very substance of entities. This sort of change is not to be interpreted as establishing the so-called subsatantial movement. This is but a new understanding of what had already been justified as the theory of generation and corruption.
    Keywords: substantial motion, accidental motion, Mulla Sadra, generation, corruption, corporeal substances
  • Hamid Negaresh Pages 229-254
    Diffusion of Divine love in existential layers of mankind is a truth testified by the holy verse of Covenant. The verse is an analogy, nor as statement of confession of human reason to the Unity of God, nor as an account of event that took place in the realm of spirit. Rather this verse is an indication of inner state of each man whose existential needle is directed to God, though rusts of sins may prevent realization of this spiritual innate journey.
    Having provided conceptual analysis for primordial nature and explanation of rival theories, the present article is to present a new interpretation of the Covenant verse and formulation of the truth in question.
    Keywords: primordial nature, Covenant verse, people of Tradition (Literalists), Allama Tabatabae, heavenly kingdom