فهرست مطالب

تدریس پژوهی - سال چهارم شماره 1 (تابستان 1395)
  • سال چهارم شماره 1 (تابستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/07/26
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تقی زوار، امید ویسی صفحات 1-26
    هدف
    این پژوهش، بررسی تفاوت انگیزش شغلی، سبکهای مدیریت کلاس و سبکهای تدریس معلمان مرد و زن شاغل در مقاطع راهنمایی و متوسطه است.
    روش
    جامعه آماری پژوهش، کلیه معلمان شاغل در دو شهرستان پاوه و جوانرود بود؛ که از میان آنها تعداد 300 نفر (210 مرد، 90 زن) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پژوهش، توصیفی بوده و داده ها به کمک سه پرسشنامه انگیزش شغلی هرزبرگ (1960)، سبکهای مدیریت کلاس درس مبتنی بر نظریه فرنچ و راون (1960) و سبک تدریس پراشینگ (2002) جمع آوری گردید. در تجزیه و تحلیل دادهها، از روشهای آمار توصیفی و روشهای آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس تک متغیری و چندمتغیری و آزمون t برای گروههای مستقل استفاده گردید.
    یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که بین معلمان در متغیرهای اقتدار تشویقی و سبک تدریس براساس جنسیت تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین مولفههای موفقیت، قدردانی، ماهیت، پیشرفت، روابط، امنیت، حقوق و سبک تدریس سنتی معلمان، در دو مقطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه تفاوت معناداری وجود دارد. در بعد دیگری از نتایج، در متغیرهای اقتدار قانونی، اقتدار تشویقی، اقتدار تنبیهی و اقتدار مرجع در معلمان دارای سوابق کاری مختلف، و در میانگین نمرات قدردانی، سرپرست، اقتدار تنبیهی و سبک انعطاف پذیربراساس مدارک تحصیلی معلمان، تفاوتهای معنی دار وجود دارد. همچنین مشخص گردید که میان مولفههای قدردانی، حقوق و اقتدار تنبیهی براساس محل خدمت معلمان نیز تفاوتهای معنی داری وجود دارد.
    کلیدواژگان: انگیزش شغلی، سبکهای مدیریت کلاس، سبکهای تدریس، ویژگیهای جمعیت شناختی و شغلی
  • کویستان محمدیان شریف، حسن غریبی، رامین حبیبی کلیبر صفحات 28-46
    هدف
    پژوهش حاضر باهدف مطالعه نیمرخ شخصیتی، صلاحیت های حرفه ای و اثربخشی معلمان دوره اول و دوم متوسطه شهرستان مریوان صورت گرفت.
    روش
    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره اول و دوم متوسطه تحصیلی آموزش وپرورش شهرستان مریوان (دوره اول 310 و دوره دوم 315 نفر معلم) در سال تحصیلی 93-1392 بود؛ که 235 نفر از معلمان با توجه به نسبت طبقه دوره اول و دوم و زن و مرد با روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شد. ابزار پژوهش حاضر، سه پرسشنامه صلاحیت های حرفه ای معلمان، عامل شخصیت وظیفه شناسی نئو و یک پرسشنامه محقق ساخته اثربخشی معلمان بود که پرسشنامه اثربخشی معلمان پس از تحلیل عاملی مولفه های اصلی آن به 5 دسته تقسیم شدند و نام گذاری مجدد با توجه به زیر مولفه ها صورت گرفت. جهت بررسی پایایی پرسشنامه ها، از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه صلاحیت های حرفه ای 94/0 و عامل شخصیتی وظیفه شناسی 82/0 و اثربخشی معلمان 88/0 محاسبه گردید. نتایج تحلیل خوشه ای(کلاستر) نشان داد که معلمان را ازنظر صلاحیت حرفه ای و اثربخشی و عامل شخصیتی وظیفه شناسی آن ها می توان به دو گروه تفکیک کرد که تحت عنوان عملکرد شغلی بالا و پایین نام گذاری شد.
    کلیدواژگان: صلاحیت های حرفه ای، اثربخشی، نیمرخ شخصیتی، وظیفه شناسی، تحلیل مبتنی بر شخص
  • غلام رضا یادگارزاده، کوروش فتحی واچارگاه، محمود مهرمحمدی، محبوبه عارفی صفحات 47-64
    هدف
    سوال اساسی که مقاله حاضر تلاش کرده به آن پاسخ دهد این است که با توجه به روند تحولات آموزش عالی در بعد ملی و بین المللی آیا زمان آن نرسیده که بازنگری دقیقی از اهداف، راهبردها و برنامه های درسی دوره های دکتری تخصصیصورت گیرد؟
    روش
    پژوهش حاضر تحلیلی تفسیری می باشد. که با بررسی اسناد و مدارک پژوهشی تلاش کرده تا ضمن ارائه تصویری از مطالعات انجام شده در این مورد ضرورت بازاندیشی و بازنگری در دوره های دکتری تخصصی تحلیل شود.
    یافته ها
    دوره دکتری تخصصی یکی از راه های تربیت نیروی متخصص در حوزه های مختلف دانش بشری است. راه اندازی دوره های دکتری با اهداف مختلفی صورت می گیرد که مهم ترین آنها تربیت مدرس و پژوهشگر است. در چند دهه گذشته تنوع زیادی در اهداف، راهبردها، روش اجرا، برنامه های درسی و نحوه ورود به دوره های دکتری به وجود آمده است که عمدتا با توجه به نیازهای جامعه و تغییر ماهیت آموزش عالی بوده است. از راه اندازی اولین دوره دکتری تخصصی در کشورمان حدود 80 سال می گذرد و در این زمان طولانی اجرای این دوره ها تغییر زیادی را تجربه نکرده اند و آن چه رخ داده عمدتا متمرکز بر اصلاح سرفصل ها و محتوا بوده است. در واقع دوره های دکتری در کشورمان همچنان با نگاه سنتی به تحصیلات آکادمیک و با هدف تربیت مدرس اجرا می شوند و با تغییرات سریع علم و فناوری سازگار نیست. بنابراین بازاندیشی و بازنگری در دوره های دکتری ضرورتی انکارناپذیر است که از نوع نگاه به دوره دکتری تا اجرا و ارزشیابی آن را شامل می شود.
    کلیدواژگان: دکتری تخصصی، آموزش عالی، برنامه درسی، پژوهشگر، مدرس
  • شیرکوه محمدی، سیدعلی نقی کمال خرازی، محمد کاظمی فرد، جواد پورکریم صفحات 65-91
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگویی برای آموزش چند فرهنگی در نظام آموزش عالی ایران بود. به منظور نیل به این هدف از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمامی متخصصان و صاحبنظران آموزش چندفرهنگی در ایران بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای اشباع نظری یافته ها، تعداد 15 نفر از آن ها، به عنوان نمونه، انتخاب شدند.
    روش
    روش پژوهش در این مطالعه، پدیدارشناسی است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه بدون ساختار و روش تحلیل آن نیز روش تحلیل موضوعی کیفی بود.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که برای حاکم کردن رویکرد چندفرهنگی در نظام آموزش عالی کشورمان ابتدا لازم است که زیرساخت ها و پیش شرط های لازم که شامل سیاست گذاری چندفرهنگی و نیروی انسانی چندفرهنگی است فراهم شود و سپس با تکیه بر استراتژی های آموزشی کلان (در سطح دانشگاه و وزارتخانه) و استراتژی های خرد (در سطح کلاس درس) به نیازهای متنوع فرهنگی دانشجویان از اقلیت های فرهنگی پاسخ داد. استراتژی های کلان شامل طراحی رشته های خاص برای اقلیت های فرهنگی، ارائه دروس اختیاری و عمومی برای دانشجویان هر خرده فرهنگ، طراحی دروسی برای آشنایی فرهنگ ها با یکدیگر و مجهز کردن منابع و مراجع کتابخانه ای و اطلاعاتی دانشگاهی به منابعی از فرهنگ ها و زبان های مختلف می باشد. استراتژی های خرد نیز شامل ارائه نمونه ها و مصادیق فرهنگی، تعریف پروژه ها و تحقیقات کلاسی یا پایان نامه در قالب مساله های خاص فرهنگی و در نهایت استفاده از راهبردهای یاددهی- یادگیری مشارکتی می باشد.
    کلیدواژگان: آموزش چندفرهنگی، برنامه درسی چندفرهنگی، کثرت گرایی فرهنگی
  • نورالدین سیفی، سامان عبادی، محمد احمدنژاد صفحه 90
    به منظور واکاوی «انگیزه معلم»، و با بهره گرفتن از روش های تحقیق کیفی، پژوهش اخیر به بررسی انگیزه ورود به حرفه ، و عوامل موثر بر انگیزه معلمان زبان انگلیسی ایرانی می پردازد. یافته های به دست آمده از تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه های نیمه ساختمند و پرسشنامه های کیفی نشان می دهد که دلایل بیرونی شامل: فقر اقتصادی خانواده، ترس از بیکاری، انتخاب از سر ناچاری، اجبار خانواده، معافیت از خدمت سربازی، مناسب بودن برای بانوان و تعطیلات زیاد، به ترتیب، مهم ترین دلایل پیوستن معلمان به این حرفه می باشد. علاقه به تدریس و علاقه به زبان انگلیسی مهم ترین دلایل درونی، و خدمت به جامعه تنها دلیل نوع دوستانه برای انتخاب حرفه گزارش شده است. میزان بالای تمایل به تغییر شغل (19/74 درصد)، ترک حرفه (58 درصد)، و بازنشستگی زود هنگام (58/72 درصد) در معلمان، حاکی از نارضایتی شغلی معلمان است. همچنین، براساس یافته های پژوهش، حقوق و مزایا، احترام و جایگاه اجتماعی، سیاست های اداری/ آموزشی، شرایط و محیط کاری، دانش آموزان، خود کارآمدی و توسعه حرفه ای، منابع و امکانات آموزشی، بازخورد مدیران، والدین، و همکاران، زبان انگلیسی، استقلال معلم، نقش معلم در سیاست گذاری، و کمک به جامعه و دانش آموزان از مهم ترین عوامل موثر بر انگیزه (شامل شش درون مایه بیرونی، پنج درون مایه درونی و یک درون مایه نوع دوستانه) در معلمان است. در پایان راهبردهایی برای به کارگیری و ایجاد انگیزه در معلمان زبان انگلیسی ارائه شده است. نتایج این تحقیق دربردارنده موارد ارزشمندی برای سیاست گذاران در حوزه تربیت معلم و آموزش و پرورش در سطوح مختلف می باشد.
    کلیدواژگان: انگیزه معلم، انتخاب حرفه، رضایت شغلی، معلمان زبان انگلیسی ایرانی
  • رضا نوروز زاده، زینب عظیمی صفحات 122-145
    هدف
    پژوهش حاضر، بررسی شیوه های درست و کارآمد آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی به دانشجویان در راستای کاهش آسیب های زندگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دوره های کاردانی و کارشناسی دانشکده فنی شریعتی که در سال تحصیلی1391-1390 در کلاس های آموزش مهارت های زندگی شرکت داشتند (تعداد 500 نفر) را شامل می شود. تعداد 217 نفر براساس جدول مورگان به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.
    روش
    پژوهش حاضر به لحاظ روشی توصیفی پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و روایی و محتوایی آن به تایید صاحب نظران رسید و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 89% به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (درصد، فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد و رتبه درصدی) آزمون های t مستقل و t وابسته استفاده گردید.
    یافته ها
    یافته های پژوهش بیانگر آن است که از میان روش های آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی به دانشجویان، روش تلفیقی در اولویت اول و پس از آن روش های الگوی ایفای نقش، بحث گروهی و حل مساله قرار دارند. روش سخنرانی از پایین ترین رتبه در میان دانشجویان برخوردار است. همچنین نتایج اولویت بندی نوع ارائه آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی در میان دانشجویان بیانگر آن است که ارائه آموزش از طریق برگزاری کارگاه های آموزشی در دانشگاه ها و استفاده از فیلم و تئاتر به ترتیب با بالاترین اولویت و در مقابل ارائه آموزش مهارت ها از طریق انتشار جزوات و بروشورها در پایین ترین اولویت قرار گرفته است. بر این اساس برای آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی دانشجویان بایستی شیوه و نوع ارائه آموزش های مهارت زندگی و اجتماعی مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روش های آموزش مهارت های زندگی، مهارت های زندگی، مهارت های اجتماعی، آسیب های زندگی، دانشکده فنی شریعتی
  • صابر منصوری، محمدرضا نیلی احمدآبادی، هاشم فردانش، علی دلاور، محمدحسین امیرتیموری صفحات 147-174
    هدف
    گفت وشنود عمیق ترین روش ارتباطی است که منجر درک و فهم مشترک و یادگیری می شود. رویکردهای یادگیری سازنده گرایی و ارتباط گرایی سهم عمده ای در توجه به گفت وشنود به عنوان یک شیوه ارتباطی و آموزشی داشته اند. هدف این پژوهش تدوین و اعتباریابی الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر گفت وشنود است.
    روش
    روش پژوهش نظریه زمینه ای یا نظریه برخاسته از داده هاست. جامعه آماری پژوهش شامل اسناد و مدارکی که از 1980 تا 2016 در زمینه گفت وشنود در پایگاه های اطلاعاتی منتشر شده است. که از 183 منبع اعم از مقاله، کتاب و پایان نامه 74 منبع به شیوه نمونه گیری نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده به شیوه تحلیل تماتیک به منظور استخراج مولفه های اصلی الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر گفت وشنود صورت گرفت.
    یافته ها: بنابر یافته ها الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر گفت وشنود شامل چهار چهار مولفه اصلی 1- حلقه های گفت وشنود 2- محتوا/ زمینه 2- هدف 3- ارزشیابی است. اعتبار یابی الگو توسط 15 نفر از اساتید و افراد صاحب نظر در زمینه طراحی آموزشی در دو مرحله از طریق اخذ و اعمال نظرات آن ها صورت گرفت.
    کلیدواژگان: الگوی طراحی آموزشی، گفت و شنود