فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 92، خرداد 1396)
  • سال پانزدهم شماره 3 (پیاپی 92، خرداد 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس داداش زاده، جواد دهقان نژاد، صمد شمس وحدتی، امین سهیلی*، همایون صادقی بازرگانی صفحات 159-167
    پیش زمینه و هدف
    اتخاذ تصمیمات مناسب و اعمال مداخلات درمانی در مدیریت تروما یکی از مهم ترین مفاهیم در اورژانس پیش بیمارستانی به شمار می رود. لذا مطالعه حاضر باهدف بررسی ماهیت مداخلات درمانی اعمال شده توسط پرسنل اورژانس پیش بیمارستانی در بیماران ترومایی شهر تبریز انجام گردید.
    مواد و روش کار
    در این پژوهش توصیفی تمامی پرونده های مصدومان ترومایی تماس گیرنده با اورژانس پیش بیمارستانی تبریز در سال 1393 که منجر به اعزام اورژانسی گردیده، موردبررسی قرار گرفت. برای دسترسی به اهداف پژوهش از چک لیست مشتمل بر مشخصات بیمار، مکانیسم آسیب، نوع تروما، سطح هوشیاری، مداخلات درمانی، مشاوره با پزشک و هماهنگی با بیمارستان پذیرش دهنده استفاده شد. داده های جمع آوری شده پس از واردکردن در نسخه 16 نرم افزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    از مجموع کل 37002 ماموریت ثبت شده در طول یک سال در اورژانس، 5614 مورد مربوط به مصدومان ترومایی بود. شایع ترین عامل ترومای بیماران حوادث ترافیکی (9/72 درصد) بوده و ترومای غیر نافذ (6/85 درصد) بیشترین نوع تروما بود. علی رغم اینکه 92/46 درصد تروماها، مربوط به ترومای سر و گردن و مولتی تروما بود، تنها در 11/5 درصد از مصدومان از کلار گردن استفاده شده بود. 93 درصد از ماموریت های اورژانس در بیماران ترومایی منجر به انتقال بیمار به بیمارستان ها شده است که در 43/99 درصد از این موارد، بین اورژانس پیش بیمارستانی و اورژانس بیمارستان پذیرش دهنده، هماهنگی به عمل نیامده بود.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج مشخص نمود در شهر تبریز علی رغم درصد بالای مولتی تروما و ترومای سر و گردن، تنها در تعداد کمی از مصدومان از کلار گردن و تخته پشتی استفاده شده که نیاز به بررسی، برنامه ریزی و برگزاری برنامه های آموزشی مدیریت تروما برای پرسنل را دارد. همچنین در رابطه با هماهنگی خیلی کم با پزشک مشاور مرکز پیام و بیمارستان های پذیرش دهنده، به نظر می رسد که نیاز به برنامه ریزی و اصلاح فرآیندها دارد.
    کلیدواژگان: روما، اورژانس پیش بیمارستانی، مداخلات درمانی، تبریز
  • علی محمد پور، صدیقه صادقیان*، معصومه سالاری صفحات 168-175
    پیش زمینه و هدف
    یبوست از عوارض شایع دستگاه گوارش است که تاثیر قابل توجهی بر سلامت و کیفیت زندگی افراد دارد. یکی از مداخلات پیشنهادی غیر دارویی استفاده از گرما درمانی می باشد. مطالعه حاضر نیز باهدف بررسی تاثیر گرمادرمانی موضعی روی عملکرد دفع روده ای در بیماران تحت تغذیه با سوند بینی- معده ای انجام شد.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک کار آزمایی بالینی دو سو کور است. 64 بیمار تحت تغذیه با سوند بینی-معده ای با تخصیص تصادفی در دو گروه شاهد و آزمون موردبررسی قرار گرفتند. بیماران در گروه آزمون گرما درمانی موضعی از طریق هات پک[1] استاندارد با درجه 50 درجه سانتی گراد بر روی شکم دریافت کردند. در گروه شاهد دمای هات پک برابر با دمای محیط بود. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم ثبت اطلاعات دموگرافیک و فرم ثبت عملکرد گوارش بود. داده ها با استفاده از نرم افزار 20SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    عملکرد دفع روده ای در گروه آزمون قبل و بعد مداخله ازنظر آماری تفاوت معنی داری داشت (05/0>P)، اما در گروه شاهد در وضعیت دفع روده ای در مراحل مختلف تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
    بحث و نتیجه گیری
    گرما درمانی موضعی باعث بهبود عملکرد دفع روده ای و کاهش یبوست در بیماران تحت تغذیه از راه سوند بینی- معده ای شده و کاربرد آن هم زمان با مطالعات تکمیلی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: تغذیه روده ای، دفع روده ای، گرما درمانی موضعی، یبوست
  • مهدی حیدرزاده، هدی چوکلایی، سجاد جبرئیل زاده، فرزاد کوهی صفحات 176-186
    پیش زمینه و هدف
    ارزیابی و مدیریت درد در بیماران تحت تهویه مکانیکی می تواند یک چالش بزرگ برای پرستاران بخش مراقبت ویژه باشد. مقیاس رفتاری درد یا BPS، ابزاری است که با استفاده از تغییر شاخص های رفتاری به ارزیابی درد در این بیماران می پردازد. هدف از انجام این مطالعه ترجمه و تعیین ویژگی های روان سنجی BPS می باشد.
    مواد و روش ها
    درد با استفاده از BPS توسط دو ارزیاب در 6 زمان قبل، حین و بعد از دو اقدام دردناک و غیردردناک در 60 بیمار بستری در بخش های مراقبت ویژه داخلی، جراحی بررسی شد. در آزمون مجدد 33 بیمار در فاصله 12-8 ساعت بعد مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    ضریب آلفا کرونباخ 749/0 و ضریب همبستگی بین دو ارزیاب در زمان های مختلف (94/0 - 78/0 r =) به دست آمد. ضریب همبستگی بین آزمون و آزمون مجدد نیز (78/0 - 52/0 r =) به دست آمد. اختلاف معنی دار در نمره درد حین اقدام دردناک و غیردردناک (001/0 >p) و وجود نمره درد بالاتر در افرادی که درد را تایید می کردند (001/0 >p) به ترتیب نشان دهنده روایی افتراقی و روایی ملاکی خوب برای BPS می باشد.
    بحث و نتیج ه گیری: نسخه ایرانی BPS از ویژگی های روان سنجی خوب و قابل اعتمادی برای بررسی درد در بیماران بستری در بخش های مراقبت ویژه داخلی و جراحی که توانایی برقراری ارتباط ندارند، برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: ارزیابی درد، بخش مراقبت ویژه، مقیاس رفتاری، روان سنجی
  • مهدی ترابی، معصومه همتی مسلک پاک*، مولود رادفر، وحید علی نژاد صفحات 187-198
    پیش زمینه و هدف
    با توجه به پیشرفت بیماری های مزمن ازجمله نارسایی مزمن کلیه و پیدایش مشکلات جسمی و روانی که برای آن ها در طی دوره ی بیماری و فرآیند درمان پیش می آید، نیاز به یک فرد برای مراقبت از این بیماران وجود دارد. فرد مراقب که معمولا از اعضای خانواده بیمار می باشد در روند مراقبت ممکن است با مشکلات زیادی روبه رو شده که درنهایت موجب فرسودگی در آن ها می شود. این مطالعه باهدف تعیین تاثیر بحث گروهی مراقبت محور بر فرسودگی مراقبین از بیماران تحت همودیالیز طراحی و اجرا شد.
    مواد و روش کار
    مطالعه ی حاضر یک کارآزمایی بالینی با روش نمونه گیری تصادفی بوده که بر روی 70 نفر از مراقبین بیماران تحت همودیالیز مراجعه کننده به مراکز آموزشی درمانی ارومیه در سال 1394 اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه فرسودگی مراقبین زاریت بود که در ابتدا به صورت پیش آزمون توسط نمونه ها تکمیل شد. سپس نمونه ها به طور تصادفی در دو گروه بحث گروهی و گروه کنترل قرار گرفتند. 2 هفته پس از اتمام برگزاری 6 جلسه بحث گروهی، پرسشنامه فرسودگی مراقبین زاریت مجددا تکمیل و داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS و به کمک آزمون های تی مستقل و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه بیانگر آن بود بین دو گروه بحث گروهی و گروه کنترل ازنظر میانگین نمرات فرسودگی و ابعاد آن قبل از مداخله هیچ تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (05/0P>)؛ اما پس از اجرای مداخله ازنظر میانگین نمرات فرسودگی و ابعاد آن تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه مداخله و گروه کنترل مشاهده شد (05/0P<).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه ی حاضر می توان چنین دریافت که برگزاری کلاس های آموزشی به روش بحث گروهی کاهش معنی داری در شدت فرسودگی مراقبین داشته است. لذا پیشنهاد می شود در برنامه ریزی های سیستم درمانی به نقش اعضای خانواده در درمان این بیماران توجه شده و ازاین روش آموزشی نیز بهره گیرند.
    کلیدواژگان: بحث گروهی، فرسودگی مراقبین، همودیالیز
  • مژگان برنده*، زهرا مهدی زاده تورزنی، محمد بابایی، رویا شریفیان صفحات 199-207
    پیش زمینه و هدف
    سرطان پستان و عوارض جانبی ناشی از شیمی درمانی عملکردهای جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی این بیماران را مختل کرده و تاثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت زندگی آنان دارد. آموزش خودمراقبتی می تواند کیفیت زندگی را در بیماران افزایش دهد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آموزش خودمراقبتی بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود.
    مواد و روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی روی 64 بیمار مبتلا به سرطان پستان که به تازگی ماستکتومی شده و در جلسه اول شیمی درمانی بودند، انجام شده. نمونه ها به روش تصادفی در گروه آزمون (عدد زوج) و گروه کنترل (عدد فرد) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها دارای دو قسمت بود: (1) مشخصات دموگرافیک (2) پرسشنامه استاندارد بررسی کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان پستان مربوط به مرکز پزشکی ملی و موسسه پژوهش«بک من». پرسش نامه ها یک بار در جلسه اول و سپس بعد از 4 ماه، برای هر دو گروه آزمون و تکمیل گردید. در گروه آزمون آموزش خودمراقبتی به مدت 60 دقیقه برای واحدهای موردپژوهش ارائه و کتابچه های آموزشی به آنان داده شد. آزمون های آماری کای دو، آزمون t، آزمون t زوجی و آزمون دقیق فیشر برای تجزیه و تحلیل داده ها، مورداستفاده قرار گرفت و سطح معنی داری 05/0 >P در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در گروه آزمون تفاوت آماری معنی داری بین میانگین امتیازات کلی کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله وجود داشت و کاهش یافته بود (05/0>P). در گروه کنترل نیز این چنین بود (05/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد، آموزش موردنظر در جلسه اول شیمی درمانی، نمی تواند کیفیت زندگی را در زنان مبتلا به سرطان پستان افزایش دهد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، آموزش، کیفیت زندگی، سرطان پستان، شیمی درمانی
  • یاسر مرادی، علیرضا رحمانی*، خدیجه آقاکریمی، ناصر شیخی صفحات 208-217
    پیش زمینه و هدف
    مدیریت خود مراقبتی یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده در پیش آگهی بیماری نارسایی قلبی است که می تواند منجر به بهبود علائم بیماری، عملکرد و کاهش مرگ ومیر در این بیماران گردد. مطالعه حاضر باهدف تعیین تاثیر به کارگیری مدل مراقبت پیگیر بر مدیریت خود مراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بستری در بیمارستان عباسی میاندوآب انجام پذیرفت.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 80 نفر از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بستری در بخش های قلبی به روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه 40 نفری آزمون (مدل مراقبت پیگیر) و کنترل (مراقبت معمول) تقسیم شدند. در گروه آزمون، به مدت سه ماه از ابتدای فروردین تا انتهای خردادماه سال 1395 مدل مراقبت پیگیر اجرا و میزان مدیریت خود مراقبتی بیماران نارسایی قلبی دو گروه آزمون و کنترل در زمان های قبل و بعد از مداخله مورد مقایسه قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده پرسشنامه دوبخشی مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه اختصاصی شاخص خود مراقبتی بیماران نارسایی قلبی انجام گردید. داده ها با استفاده نسخه 20 نرم افزار SPSS و آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون های کای دو؛ تی مستقل و تی زوجی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره مدیریت خود مراقبتی قبل از اجرای مدل مراقبت پیگیر در گروه آزمون 69/14 ± 52/35 و در گروه کنترل 75/14 ± 00/33 بود که ازنظر آماری بین دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد (451/0=P)؛ اما پس از اجرای مدل مراقبت پیگیر میانگین نمره مدیریت خود مراقبتی در گروه آزمون (06/15 ± 38/55) نسبت به گروه کنترل (24/10 ± 50/34) به طور معنی داری افزایش یافت (0001/0≥P).
    بحث و نتیجه گیری
    بر اساس یافته های حاصل از مطالعه حاضر چنین نتیجه گیری می گردد که اجرای این مدل مراقبتی می تواند به مدیریت موثر خود مراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مزمن منجر گردد.
    کلیدواژگان: نارسایی قلبی، خود مراقبتی، مدیریت خود مراقبتی
  • فروغ رفیعی، دریادخت مسرور، حمید حقانی، حمیده عظیمی* صفحات 218-229
    پیش زمینه و هدف
    برای کنترل و پیشگیری از عوارض دیابت، پایش گلوکز خون و مراقبت های پرستاری ضروری می باشد. استفاده از روش های غیردارویی مانند ورزش، به علت هزینه سنگین و عوارض ناشی از داروهای شیمیایی، مورد اقبال بسیاری از افراد قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر مقایسه تاثیر ورزش تای چی و پیاده روی بر قند خون ناشتای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
    مواد و روش ها
    در این طرح نیمه تجربی سه گروهی که در سال 1395 در تهران انجام شد، صد بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 به طور تصادفی به 3 گروه (تای چی، پیاده روی، کنترل) تقسیم شدند. پیاده روی و تای چی برای 30 دقیقه،3 روز در هفته به مدت 8 هفته انجام شد. قند خون ناشتا یک روز قبل و یک روز بعد از مداخله کنترل شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری توصیفی، تی زوجی، آنووا، شفه و کای دو در نسخه 16 نرم افزار SPSS در سطح معنی داری کم تر از 05/0 تحلیل شدند.
    یافته ها
    طبق آزمون تی زوجی، تفاوت میانگین قند خون قبل و بعد از مداخله در گروه تای چی همین طور در گروه پیاده روی معنی دار بود (05/0P<). اگرچه قند خون ناشتای بعد از مداخله بین دو گروه پیاده روی و کنترل کاهش بیشتری نسبت به دو گروه تای چی و کنترل داشت اما تفاوت میانگین قند خون ناشتای بعد از مداخله بین دو گروه تای چی و پیاده روی معنی دار نبود (571/0P=). تفاوت میانگین قند خون ناشتای بعد از مداخله بین دو گروه تای چی و کنترل (001/0P=) و بین دو گروه پیاده روی و کنترل معنی دار بود. (0001/0P<).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش، انجام 8 هفته ورزش (تای چی، پیاده روی) بر کاهش سطح قند خون موثر است و لذا انجام هر دو این ورزش ها به بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 توصیه می شود. بااین حال پیاده روی اثر بیشتری بر کاهش قند خون دارد.
    کلیدواژگان: طب مکمل، تای چی، پیاده روی، ورزش، دیابت
  • نجمه تهرانیان، فتانه پهلوان، فاطمه ترک تتاری، الهه اسدی صفحه 230
|
  • Abbas Dadashzadeh, Javad Dehghannejhad, Dr. Samad Shams Vahdati, Amin Soheili *, Dr. Homayoun Sadeghi Bazarghani Pages 159-167
    Background and Aims
    Appropriateness and Nature of clinical decisions and medical interventions in trauma management is one of the most important concepts in prehospital trauma care systems. Therefore, this study aimed to determine the nature of prehospital medical interventions delivered to traumatic patients in Tabriz.
    Materials and Methods
    In this descriptive study, the records of all traumatic patients activated EMS and led to a prehospital mission, investigated in 2014. A six-part checklist consisted of patients’ characteristics, mechanism of injury, type of trauma, level of consciousness, medical interventions, physician consult and coordination with the hospital were used for collecting data. Descriptive and inferential statistics were applied to the data by SPSS v.13 software.
    Results
    A total of 5614 out of 37002 registered missions during a year were related to trauma injuries. Traffic accidents (72.9%) were the most common cause of trauma and blunt trauma (85.6%) were the most common type of trauma among injured patients. Although 92/46%of traumas were related to head and neck trauma and multiple trauma, the cervical collar has been merely used for 11.5 percent of them. Also, 93% of the trauma missions led to the transfer of patients to the hospital while in 99.43% of them, no coordination was done between prehospital emergency medical services and hospitals’ A&E departments.
    Conclusion
    According to study results, despite the high percentage of trauma to the head and neck and multiple trauma, the cervical collar and long back board has been merely used for a few traumatic patients which is unacceptable and indicates the necessity of organizing prehospital trauma care courses and workshops for emergency medical technicians. Also, regarding the lack of coordination between prehospital and hospital facilities, it seems that a much more robust and organized structure is required in Iranian healthcare system.
    Keywords: Trauma, Prehospital Emergency, Medical interventions, Tabriz
  • Dr. Ali Mohammad Pour, Sadighe Sadeghian *, Dr. Maasomeh Salari Pages 168-175
    Background and Aims
    Constipation is Common complication gastrointestinal that have a significant impact on the health and quality of life. Using heat therapy is one of the proposed non-pharmaceutical interventions. The present study was conducted to determine the effect of abdominal local heat therapy on the state of defecation in patients fed through nasogastric tubes.
    Materials and Methods
    This study is a double blind clinical trial performed in 2015 to 8 months in the inner part of Qaem Hospital of Mashhad - Iran. In this study, 64 patients on nutrition through a nasogastric tube were randomly studied into two groups: placebo and experimental group. The patients in experimental group of local heat therapy with standard hot pack with the temperature 50 ° C on the abdomen for 23 minutes. In the placebo group, hot pack temperature was equal to the ambient temperature. Data were collected using a demographic questionnaire and a form containing records of the patients’ digestive function. Data were analyzed in SPSS 20.
    Results
    Defecation in the experimental group statistically had a significant difference before and after the intervention (p
    Conclusion
    The findings of this study show the effect of local Hyperthermia in improves on the state defecation and reduce constipation in patients being fed through nasogastric tube and it is suggested further studies to use it at the same time.
    Keywords: Constipation, Defecation, Enteral Feeding, Local Hyperthermia
  • Mehdi Heidarzadeh, Hoda Chookalayi, Sajad Jabraeelzadeh, Farzad Kohi Pages 176-186
    Background and Aims
    Assessment and management of pain in patients undergoing mechanical ventilation can be a major challenge for intensive care nurses. Behavioral pain scale (BPS) is one of the instruments which by using the behavioral indicators, studied pain in these patients. The aim of this study is to translate and determine the psychometric properties of the BPS.
    Materials and Methods
    Pain by using BPS at 6 times of before, during, and after nociceptive and non-nociceptive procedures in 60 patients hospitalized in medical and surgical critical care units. In re-test 33 patients studied after 8-12 hours.
    Results
    Alpha coefficient, 0/749 and the correlation coefficient between two evaluators in different times were (r = 0/78 – 0/94) was obtained. The correlation coefficient between test-retest was (r = 0/52 – 0/78). Significant differences in pain score between painful and non-painful procedures (p
    Conclusion
    Iranian version of BPS has good and reliable psychometric properties, for pain assessment in patients hospitalized in medical and surgical of intensive care units which do not have able to communicate.
    Keywords: Pain assessment, intensive care unit, behavioral scale, psychometric
  • Mehdi Torabi, Masumeh Hemmati Maslak Pak *, Molud Radfar, Vahid Alinejad Pages 187-198
    Background and Aims
    According to the development of chronic diseases, including chronic renal failure and the appearance of physical and mental problems that occurs to them during the period of disease and Treatment process, they require a person to take care of them. Caregiver that he/she is a family member of a patient in the care process may be faced with many problems that eventually led to the emergence of burnout in it gets. The aim of this study is to determine the effect of care centered group discussion on the caregiver burden of patients undergoing hemodialysis.
    Materials and Methods
    This study was a randomized clinical trial. Participant of this study contain 70 caregivers of patients undergoing hemodialysis in educational therapeutic centers in Urmia. Caregivers selected and allocated randomly in two groups of intervention (group discussion) and control. Demographic and caregiver burden questionnaire completed by caregiver before the intervention. This program consists of 6 sessions of group discussion during 6 weeks. Two weeks later of intervention the caregiver burden of questionnaire will be completed by caregiver in intervention and control groups. At next the data obtained from questionnaire analysis of descriptive and analytic statistics.
    Results
    Results showed that there was no significant difference between the study and control groups before intervention in the mean scores of burnout and its dimensions (p>0.05.). But after the intervention there was significant difference in the mean scores of burnout and its dimensions between intervention and control groups (p
    Conclusion
    The results of this study can be found that training classes such as group discussion had a significant reduction in the severity of caregiver burnout. Therefore it is recommended that in the Health system planning attend to the role of family members in the treatment of these patients also benefit from this training method.
    Keywords: Group Discussion, Caregivers Burden, Hemodialysis
  • Mozhgan Barandeh *, Zahra Mehdizadeh Toorzani, Mohammad Babaei, Roya Sharifian Pages 199-207
    Background and Aims
    Breast cancer and adverse effects of chemotherapy disorder physical, psychosocial, social and spiritual proceeds and reduce the quality of life in patients. So, Self-care education should be improved to sense of well-being in patients. The aim of this study was to determine the effects of self-care education on quality of life (QOL) in women with breast cancer, undergoing chemotherapy.
    Materials and Methods
    A quasi-experimental study was conducted on 64 women with breast cancer, undergoing recently mastectomy and were in the first session chemotherapy program. The patients were randomly divided in two groups of case and control. The questionnaire has two parts: 1) demographic characteristics, 2) the quality of life, standard questionnaire of National Medical Center and Beckman Research Institute related to breast cancer. In the first session of chemotherapy program the questionnaires were completed for two groups and the self –care was educated to study group for 60 minutes and booklets were given them to study. Again, after four months the questionnaires were completed and compared for two groups. Chi –square test, t-test and fisher test was used for analysis of data.
    Results
    There was no significant difference between quality of life mean scores of study group, before and after intervention (P>0/05).
    Conclusion
    This research shows that aforementioned education in the first session of chemotherapy program did not improve quality of life of women with breast cancer.
    Keywords: self – care_education_quality of life_breast cancer_chemotherapy
  • Yaser Moradi, Alireza Rahmani *, Khadijheh Aghakarimi, Naser Sheikhy Pages 208-217
    Background and Aims
    Self-care management is one of the most important determinants in the prognosis of heart failure, which can improve the symptoms of disease, function and reduce mortality in these patients. The aim of this study was to determine the effect of applying follow-up care model on self-care management in heart failure patients admitted to Abbasi Hospital in Miandoab.
    Materials and Methods
    In this clinical trial study, 80 patients with heart failure hospitalized in cardiac units were randomly divided into two groups of 40 patients (follow-up care model) and control (routine care). In the intervention group, a follow-up care model was implemented for three months from the beginning of April to the end of June 2016 and self-care management rate in heart failure patients in the two groups before and after the appalling of follow-up care model were analyzed. Data collection tools included two parts: Demographic characteristics and specific questionnaire of self-care heart failure index. The data were analyzed by SPSS v. 20, chi-square, independent t, and paired t-test.
    Results
    The mean score of self-care management before appalling of follow-up care model in intervention group was 35.52 ± 14.69 and in control group 33.00 ± 14.75 that there was no statistically significant difference between the two groups (P-value= 0.451). But after appalling of follow-up care model, the mean of self-care management score in the intervention group (55/38 ± 15/6) was significantly higher than the control group (34/50 ± 24/10), (P
    Conclusion
    According to the findings of this study, it follows that the appalling of follow-up care model can lead to effective self-care management in patients with chronic heart failure.
    Keywords: Heart failure, Self-care, Self-care management
  • Forough Rafii, Daryadokht Masroor, Hamid Haghani, Hamideh Azimi * Pages 218-229
    Background and Aims
    to prevent and control diabetes as a complex chronic disease, monitoring of blood glucose and professional nursing care are necessary. Due to side effects and heavy expense of chemical drugs, using of no pharmaceutical methods such as exercise, has become advocated. The aim of this study was to comparison the effect regular tai chi and walking exercise on fasting blood glucose levels in patients with type2diabetes.
    Materials and Methods
    It was a semi-experimental three group trial that was done in Tehran in1395, 100 patients with type 2 diabetes were randomly assigned into three groups (Taichi, walking, control). Taichi and Walking groups practiced for30minutes, 3days a week for8consecutive weeks.Fasting blood glucose was measured one day before and one day after the study.Data was analyzed by descriptive statistics, paired T, ANOVA, Sheaffe and Chi-square tests using SPSS (v.16). Level of significance was considered as less than0.05.
    Results
    according to paired t test,there was a significant difference between the mean of before and after fasting blood glucose of Tai chi exercise group and also walking exercise group(p
    Conclusion
    According to the findings, 8weeks of exercise (taichi or walking) reduces fasting blood glucose levels; therefore, both of these exercises are recommended to patients with type2diabetes.However, walking exercise is more effective on the reduction of blood glucose.
    Keywords: Complementary therapy, Tai Chi, Walking, Exercise, Diabetes