فهرست مطالب

  • سال چهاردهم شماره 1 (بهار 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/03/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • کیهان سلطانیان، رضا اکبری، محمدحسین مهدوی نژاد، علیرضا پارسا صفحات 1-20
    رازی با تحلیل واژگان مرتبط با مفهوم معرفت از جمله شعور، ادراک، فقه، فهم و... که از متون دینی استخراج کرده است، نتایجی معرفت شناختی را در اختیار ما قرار می دهد. از جمله نتایج به دست آمده آن بوده که کسب معرفت برای انسان امری ممکن است و در عین حال انسان محدودیت های معرفتی دارد؛ معرفت امری مشکک است؛ افراد بر اساس استعداد خویش در یکی از مراتب معرفت قرار می گیرند و این گونه نیست که تمام باورهای انسان موجه باشند؛ همچنین اینکه معارفی مانند علم لدنی، علم حدسی و فراست را نمی توان توجیه عقلانی کرد. تحلیل فخر از واژگان مرتبط با معرفت نشان می دهد که معرفت با سایر ابعاد وجودی انسان دارای تاثیر متقابل است. همچنین تحلیل وی زمینه ساز استخراج نکاتی بود که امکان تعریفی دینی از معرفت را در اختیار ما قرار می دهد. در این تعریف، علاوه بر مولفه های باور و صدق، به تنوع کمی و کیفی قوای معرفتی انسان ها و نقش اعتماد به دیگران (به ویژه پیامبران) نیز توجه شده است. این تعریف، برون گرایانه است و نشان می دهد که اموری چون رفتار و عوامل ماورایی بر معرفت با محوریت باور مدخلیت دارند. بنابراین تفاوت نحوه ارتباط انسان ها با ماوراء سبب تشکیک در معرفت است. بر این اساس هدف این مقاله ارائه تعریف جدیدی از معرفت در فضای مباحث معرفت شناختی با استفاده از مطالب ارائه شده توسط فخر رازی است و برای این هدف از روش توصیفی - تحلیلی بهره برده ایم.
    کلیدواژگان: تحلیل دینی معرفت، فخر رازی، کارکرد معرفتی دین
  • سیده زهرا حسینی، احد فرامرز قراملکی صفحات 21-48
    با توجه به اینکه در پژوهش های مختلف، در اطلاق بر «برداشت های ذهنی از خدا» سه تعبیر «مفهوم خدا»، «تصور خدا» و «تصویر خدا» اغلب به یک معنا استفاده شده است، در این نوشتار درصددیم تا با بیان تمایز این تعابیر به نقش روش شناختی توجه به تمایز و پیوند آنها بپردازد. برداشت ما از خدا به اعتبارهای گوناگون نام های مختلفی به خود می گیرد. تنها یک «مفهوم خدا» وجود دارد که انسان ها آن را به گونه متفاوتی از همدیگر ادراک می کنند؛ بنابراین نمی توان ادراک های مختلف را مفهوم های خداوند نامید. اما واژه تصور، معنای عامی را دارد که در عین اینکه نقش فاعل شناسا را بیشتر نشان می دهد، از محدودیت های مترتب بر مفهوم و تصویر نیز فارغ است؛ زیرا تعبیر «تصویر خدا» نیز به طور ضمنی دال بر وجود عناصر خیال از قبیل استعاره ها و اسطوره هاست، پس پژوهش را به جهت خاصی مقید می کند. در این میان، مدل خدا تعبیر مهم اما کمتر شناخته شده ای است که با ایجاد یک شبکه زبانی، نقشی روش شناختی در تصور ما از خدا و معرفت دینی به مثابه دنیای ناشناخته تحقیق دارد. مدل های خدا استعاره های قدرتمندی هستند و رابطه ای تمثیلی با مفهوم دارند؛ از این رو به لحاظ معرفتی بر مبنای رئالیسم عین گرا ارزیابی شدنی نیستند؛ اما در آزمون انسجام و تناسب، به طور جدی مورد توجه انسجام گرایان و عمل گرایان قرار دارند.
    کلیدواژگان: استعاره، تصور خدا، تصویر خدا، مدل، مفهوم خدا
  • فاطمه زارع، جعفر شانظری صفحات 49-73
    غایت انگاری و آینده نگری به عنوان امری فطری، همواره انسان را به پژوهش در کشف اسرار و رموز پدیده های عالم، نظام هستی و وجود خود وادار کرده است. اگر پرسشگری در ساختار ذهن انسان نبود و اگر ذهن انسان، در طلب هدف و غایت نبود، گره از هیچ مشکلی در سراسر عالم انسانی گشوده نمی شد. علامه جعفری با ارائه الگوی «حیات معقول» به عنوان هدف متعالی جامعه بشری، فلسفه هستی انسان را، انتقال از حیات معمول به حیات معقول می داند. حیات معقول، حیات آگاهانه ای است که نیروها و فعالیت های جبری و جبرنمای حیات طبیعی را با برخورداری از آزادی اختیار، در مسیر اهداف تکاملی نسبی تنظیم می کند و شخصیت انسانی را که به تدریج در این گذرگاه ساخته می شود، وارد هدف اعلای حیات خواهد کرد. این هدف متعالی، شرکت در آهنگ کلی هستی وابسته به کمال برین است. جلوه عالی حقیقت رو به کمال، حیات آگاه نسبت به حقایق والای هستی، رهیدن از دام کمیت ها و ورود به آستانه ابدیت از ویژگی های حیات معقول هستند. هدف این نوشته، تحلیل هدف متعالی انسان و راه های وصول به آن در اندیشه این متفکر است.
    کلیدواژگان: انسان، تعهد برین، حیات معقول، دین، هدف متعالی
  • محسن شرفایی مرغکی، ابوالفضل محمودی صفحات 75-95
    موضوع نوشتار حاضر تبیین کیهان شناسی آیین جین است. گرچه در این آیین برای جهان خالقی متصور نیست، با وجود این، تبیینی منحصر به فرد و آکنده از مفاهیم فلسفی دارد. در تفکر جین، جهان ازلی و بدون آغاز است که علاوه بر لکه(جهان مادی و محسوس) شامل الکه (جهان نامحسوس) هم می شود. در آیین جین، موجودات جهان به دو دسته «چیتنه» یا «شعورمند» و «اچیتنه» یا «غیرشعورمند» تقسیم می شوند و موجودات گوناگونی در ذیل هر یک قرار دارند. در جهان شناسی جینی، جهان مادی سه بعد دارد و از چهار طبقه تشکیل شده است که در هر کدام از طبقات آن موجودات خاصی سکونت دارند. از مهم ترین مفاهیم جهان شناختی جینی «درویه» یا «جوهر» است که نه به طور مطلق، ثابت و نه پیوسته در حال تغییر است؛ بلکه هر دو را دربر می گیرد.
    کلیدواژگان: آیین جین، الکه، جوهر، کیهان شناسی جینی، لکه
  • مهدی فرمانیان کاشانی، محمد معینی فر صفحات 95-119
    مسئله استمداد از اولیای الهی از جمله مسائل کلامی است که بین مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است. اصل این آموزه هرچند مسلم و پذیرفتنی است، در برخی از اقسام و نحوه آن اختلافاتی بین مذاهب اسلامی وجود دارد. در یک نگاه کلی، توسل، شفاعت و استغاثه که از اقسام استمداد محسوب می شوند، سه حکم را در اسلام به دنبال می آورند. حکم اول، عدم اشکال و جایز بودن همه آنهاست؛ حکم دوم، تحریم کلی اقسام آن است و حکم سوم تفصیل دارد. یعنی برخی از این اقسام محل اشکال و برخی دیگر جایز هستند. وهابی ها از جمله کسانی هستند که در زمینه توسل، شفاعت و استغاثه، نظر بسیار تند و تکفیری دارند؛ به گونه ای که بسیاری از مسلمانان را با حربه تکفیر و تهمت شرک از دایره اسلام بیرون می دانند و قتل آنها را نیز جایز می شمارند. در پژوهش حاضر با کاویدن زوایای مختلف استمداد از اولیای الهی در قالب توسل، شفاعت و استغاثه، اقسامی شانزده گانه را برای موارد مذکور ترسیم و محل نزاع با مخالفان را تقریر می کنیم. گفتنی است که از این اقسام، پنج قسم به توسل مربوط است که در یک حالت از آن، بین شیعه و وهابیت اختلاف وجود دارد. پنج قسم دیگر به شفاعت ارتباط دارد که در یک قسمت آن اختلاف است. شش قسم دیگر هم به استغاثه مربوط است. در نهایت با این تقریر، خواننده گرامی متوجه می شود که صرفا برداشتی نادرست و غیرعلمی و نداشتن توجه کافی به اقسام مسئله، سبب برداشت نادرستی از این مبحث شده است. زیرا در بیشتر این اقسام نظر وهابیت با نظر شیعه همسان است و آنها نیز این موارد را قبول دارند.
    کلیدواژگان: ابن تیمیه، استغاثه، استمداد، توسل، شفاعت، وهابیت
  • سید عبدالرحیم حسینی صفحات 121-144
    لذت به عنوان محوری ترین کیفیت نفسانی که غالب حالت ها و ملکات درونی و تحرکات جوانحی و افعال جوارحی آدمی را متاثر می سازد و زیرساختی برای بسیاری از خواسته ها وتمایلات او به شمار می آید، فیلسوفان مسلمان را بر آن داشته تا ماهیت و عناصر شکل دهنده آن را مورد کاوش نظری و تامل عقلانی و تجربی قرار دهند، نظر به تفاوت برجسته ترین دیدگاه های ارائه شده و اهمیت موضوع در انسان شناسی فلسفی بر آن شدیم ضمن تجزیه و تحلیل آرای مطرح، به مقارنه و مقایسه آن ها بپردازیم. از میان این نظریات سه دیدگاه علمی بنیانی برای دیگر آرای مطرح شده محسوب می شوند، نظریه بازگشت انگاری به حالت طبیعی که برای نخستین بارتوسط محمدبن زکریای رازی عنوان شد؛ نظریه آسایش انگاری اخوان الصفا و نظریه سازگاری ادراکی لذت با موقعیت و شرایط نفسانی طبیعی انسان که از سوی مشهور فیلسوفان مسلمان طرح شده است. با انتقاد از دو دیدگاه نخست، نظریه سوم را نزدیک به واقعیت یافته ایم، لیکن آن را نیازمند تکمیل دیده ایم.
    کلیدواژگان: ادراک، حالت طبیعی، سازگاری، کمال، لذت
  • الله کرم کرمی پور، ولی الله نصیری صفحات 145-177
    واکاوی اندیشه های اندیشمندان ایرانی یکی از مهم ترین وظایف دانشگا هیان و حوزویان است. در این مقاله به بررسی اندیشه های ابوریحان بیرونی در حوزه های پدیدارشناسی، روش شناسی و انسان شناسی پرداخته خواهد شد. ابوریحان دانشمندی با سبک و روش ویژه در علوم بود، به نحوی که هر عملی را با روش خاص آن علم دنبال می کرد. ایشان با ورود به دیار هندوستان توانست افق جدیدی در علوم انسانی بگشاید و مسئله مردم شناسی و انسان شناسی را با سبک و شیوه امروزی دنبال کند. از نظر بیرونی برای رسیدن به هدف به لوازمی همچون دانش زبان، بازدید میدانی، مشاهده مشارکتی، زندگی در بین مردمان مورد مطالعه و غیره نیاز است. البته در گفته ها و کتاب های وی چنین بیان نشده، اما شیوه و روش ایشان بر پایه همین لوازم و اندیشه ها به بار نشسته است. ابوریحان بیرونی از هرگونه پیشداوری و ارزشگذاری در انعکاس آرا، عقاید، دین و رسوم هندوان خودداری کرده و تنها به انعکاس آنچه خود آنها بیان می کردند، بسنده کرده و عقایدش را در تحقیق دخالت نداده است. حال این مقاله به بررسی ابعاد روش شناسی، پدیدارشناسی و انسان شناسی از دیدگاه ابوریحان اختصاص یافته است.
    کلیدواژگان: ابوریحان بیرونی، انسان شناسی دین، پدیدارشناسی، روش شناسی
  • علی فضلی صفحات 179-191
    از مسائل کلیدی که باید در عرصه بسیاری از علوم انسانی به گونه عام و در عرصه دانش سلوک به گونه خاص، به آن پرداخت و از بعد انسان شناسی سلوکی آن را بررسی کرد، تاثیر متقابل باورها و کردارها بر یکدیگر است که در گستره حقیقت انسانیه رخ می دهد و در چهار ساحت امکان بررسی دارد: تاثیر علوم قلبی بر اعمال بدنی، تاثیر اعمال قلبی بر اعمال بدنی، تاثیر اعمال بدنی بر اعمال قلبی و تاثیر اعمال بدنی و قلبی بر علوم قلبی. چون تصدیقات پایه اعمال هستند، پس بر اعمال موثرند و از آن رو که اعمال بدنی از آثار ملکات قلبی هستند و ملکات قلبی از اعمال قلبی به شمار می آیند، بر اعمال قلبی موثرند و چون تکرار اعمال بدنی موجب ایجاد هیات راسخ و صورت جوهری در حقیقت انسانی می شوند و ملکات قلبی را به وجود می آورند، بر اعمال قلبی موثرند و اعمال، چه قلبی و چه بدنی نیز به تناسب، موجب فعلیت خصایص کرداری هر یک از دو قوه عقل و جهل هستند و فعلیت هر یک از آن خصایص، به ضعف و قوت هر یک از دو قوه عقل و جهل منجر می شود که این ضعف و قوت تصدیق و تکذیب معارف و علوم قلبی را در پی دارد، لذا بر این علوم تاثیرگذارند.
    کلیدواژگان: اعمال بدنی، اعمال قلبی، علوم قلبی
  • علیرضا رازقی صفحات 193-222
    تجربه دینی، تجربه منحصر به فردی در میان تجارب وجودی انسانی است و این مسئله به واسطه رابطه والایی است که از حقیقتی فرازمینی و غیرمادی سرچشمه می گیرد. مسئله اساسی در اینجا چگونگی رابطه میان تجربه دینی و تجربه زیبایی شناختی(هنری) است. زبان هنری به عنوان زبانی ملموس، عینی و قابل فهم برای هر انسانی، چگونه در درون تجربه زیبایی شناختی به کمک تجربه دینی می آید؟ حقیقت دینی، امری وجودی است و لذا زبان آن آشکارکننده وجود است. از آنجاکه حقیقت دینی به زبانی رمزی بیان می شود، برای همه انسان ها فهم شدنی نیست. فرض هرمنوتیک گادامر برآن است که حقیقت در قاب تصویر یا بر روی صحنه نمایش و دیگر نمونه های هنری به صورت عریان و فارغ از پیچیدگی های زبانی (زبان مکتوب) برای مخاطب عرضه می شود و فهم عمیقی به شکل ساده و عریانی به دست می آید. لذا،آنجا که زبان پیچیده و رمزی دین سنگین به نظر می رسد، زبان هنری (شعر و ادبیات، تئاتر، موسیقی، تصویرسازی و...) این نقیصه را جبران می کند و مسیر انتقال مفاهیم دینی را هموار خواهد کرد. حال آنکه اثر هنری نیز با محتوای دینی، غنا و عمق دیگری می گیرد و لذا تجربه دینی و زیبایی شناختی در ساحت هرمنوتیک، در هم کنشی متقابل برقرار می کنند که به بسط وجودی منجر می شود.
    کلیدواژگان: تجربه دینی، تجربه زیبایی شناختی، زبان هنری، هانس، گئورگ گادامر، هرمنوتیک فلسفی
|
  • Keyhan Soltanian, Reza Akbari, Mohammad Hussein Mahdavinejad, Alireza Parsa Pages 1-20
    By analyses of vocabulary related to the concept of knowledge, such as consciousness (shuʻ ūr), perception (ʼidrāk), understanding (fiqh), comprehension (fahm) and so on, that has been extracted from religious texts Razi provides us some epistemological consequences. Among the findings is that human knowledge is possible and yet limited; knowledge is gradated; people on the basis of their talents are in one of the levels of knowledge; it is not the case that all human beliefs are justified; knowledge by divine gift (‘ilm ladunnī), knowledge through guess (‘ilm ḥadsī), foresight (‘ilm farasah) cannot be rationally justified. Fakhr’s analysis shows that knowledge has interaction with other aspects of human existence. Furthermore, his analysis helps us to withdraw important points to have a religious definition of knowledge. This definition, in addition to belief and truth, reveals the important role of qualitative and quantitative variety of human cognitive powers and the role of trust in others, especially the prophets. This definition is externalistic and shows that issues such as behavior and supernatural factors have effects on knowledge especially on its belief part. The aim of this paper is to offer a new definition of knowledge in the epistemological debates over the use of the content offered by Razi and we used descriptive and analytical methods for this purpose.
    Keywords: Religious Analysis of Knowledge, Fakhr Razi, Epistemic Function of Religion
  • Seyyede Zahra Hosseini, Ahad Faramarz Qaramaleki Pages 21-48
    The Starting point in this article is the distinction among three main terms “Concept of God”, “Conception of God” and “Image of God” that most of researches have not paid attention to it. In addition to semantic difference, each of these phrases belongs to an aspect of “God in our mind” differs from others; however, considering to this point could be so productive in a systematic research. There is only one “concept of God” that everybody conceives it in different ways; however “Conception of God” is a comprehensive phrase which includes all kinds of perceptions, without any limitation. Whenever we employ the phrase “image of God” implies imaginative elements such as metaphors, symbols and so on. In a systematic imaginative thought, some metaphors convert to the models that have allegorical relation to the concept of God, but they suggest new ways of understanding and conceiving God. Models of God could be evaluated according to pragmatism and coherentism, but not depending on objectivism.
    Keywords: God, concept, Conception, image, Metaphor, Model
  • Fatemeh Zareh, Jafar Shanazari Pages 49-73
    As primordial human instincts, teleology and foresight have always persuaded man to investigate on the secrets of the phenomena of the world, cosmos and his own existence. If man was not a questioner by his nature and human mind was not of a teleological bent no problem would ever be solved. By proposing the pattern of intelligible life as the ideal human life, Allameh Muhammad Taqi Jafari interprets the philosophy of human existence based on a fundamental shift from the ordinary life to an intelligible life. Intelligible life is a conscious life which canalizes deterministic and pseudo-deterministic forces and activities of natural life into the course of relative evolutionary goals through the development of liberty which flourishes in human will as it would assist human self, which is gradually developed in this process, to realize the Ultimate Telos of Life, i.e. participation in general cosmic movement toward Supreme Perfection. Perfectionism, consciousness of the noble truths of existence, breaking the reign of quantity and entering the sphere of eternity are among the key characteristics of intelligible life. This article seeks to depict Jafari's view of the transcendent goal of human life and the ways leading to it.
    Keywords: human being, Transcendent Commitment, Intelligible Life, religion, Transcendent Goal
  • Mohsen Sharfaee Marghaki, Aboulfazl Mahmoudi Pages 75-95
    This research deals with the Jain cosmological ideas. According to Jainism there is no creator for cosmos, but Jain ideas consist philosophical conceptions and have exceptional character. The world is eternal and has no beginning in Jainism, which consists both "Loka" (sensible and physical world) and "Aloka" (unseen world). Jainism emphasizes there are two kinds of beings: "Cetana" or "consciousness" and "Acetana" or "unconsciousness" and each of them contain different beings. According to Jain cosmology, the physical world is three dimensional and constructed by four categories, and in each of them dwell particular beings. The "Dravya" or "substance" is fundamental idea of Jain cosmological concept which is neither mutable nor immutable but is both of them.
    Keywords: Jainism, Jain cosmology, Loka, Aloka, Dravya
  • Mahdi Farmanian Kashani, Mohammad Moeini Far Pages 95-119
    Invocation from devoted friends of Allah is of the theological issues enjoying supreme significance among Muslims. Although it is agreed upon as a certain issue, some differences exist in its forms and methods among Islamic Sects. In a general view, Tawassul, Shafaah, and Istaghathah, three forms of invocation, bring about three verdicts in Islam. According to the first verdict, three of them are permissible. The second verdict forbids all of them, while the third one requires some explanation, meaning some of them are problematic while others are allowed. Wahhabis ,applying Takfir and polytheism, hold such radical views regarding Tawassul, Shafaah, and Istaghathah that they exclude large number of Muslims from Islam and consider their murder permitted. Investigating various aspects of invocation from devoted friends of Allah as Tawassul, Shafaah, and Istaghathah, this study lists 16 types for the fore-mentioned issues and clarifies the areas of dispute with the opponents. It ought to be mentioned that, out of the 16 forms, five are related to Tawassul, upon one of which Shias and Wahhabis do not agree. Five other concern Shafaah with one of them being the area of difference. The other six forms are associated with Istaghathah. Studying this illustration, the reader with eventually figure out that the misunderstanding in this concept has been merely caused by not having accurate view towards various forms of this issue. That is because in most of the cases Wahhabis and Shias share views.
    Keywords: Invocation, Tawassul, Shafaah, Istaghathah, Ibn Taymiyyah, Wahhabism
  • Seyed Abdolrahim Hosseini Pages 121-144
    Pleasure as one of The most pivotal sensual quality that affected the inner habits and states, movements and acts of the human and is considered as the foundation for most of his desires and demands. It made Muslim philosophers for theoretical examination and Rational and empirical reflection of its nature and compound elements. According to the most eminent opinions proposed and the importance of the issue in philosophical anthropology we decided to compare them in addition to analyzing the expressed opinion. Amongst these theories, three scientific views are basic for the expressed opinions. The theory of returnism to natural state which is proposed by Mohammad Ibn Zakarya Razi for the first time, the theory of comfortism propose by Akhvan Alsafa, compatibility perception of pleasures with success and sensual conditions of human which is proposed by famous Muslim philosophers. By criticism to the first two theories, the third theory is close to reality therefore I decided to elaborate on it.
    Keywords: pleasure, natural state, perception, compatibility, perfection
  • Allahkaram Karamipur, Valiollah Nasiri Pages 145-177
    Exploring the ideas of Iranian thinkers is one of the most important tasks for the scholars of university and seminary. In this article the ideas of Al-Biruni’ in the fields of phenomenology, methodology and anthropology will be discussed. Al-Biruni’ was a scientist with especial scientific method, so that every action was followed by its own method. By going to India could open a new horizon in the humanities and follow the anthropology and anthropology with a modern method. According to Al-Biruni, to achieve the goal we need to means such as language skills, field surveys, participant observation, living among the people studied, etc. Of course, there is no mention of this in his words, but his method is based on these instruments and ideas. Al-Biruni’ has avoided any prejudice and evaluation in representing the Indian opinions, beliefs, religion, customs, etc. and only sought to reflect what they were saying, and not what was in accordance with his beliefs. Now, this article discusses the methodological phenomenological and anthropological dimensions in Al-Biruni’ perspective.
    Keywords: Al-Biruni', Phenomenology, methodology, Anthropology of Religion
  • Ali Fazli Pages 179-191
    Of the key issues in humanities and practicable mysticism must pay Mutual influence on each other's beliefs and practices that occurs in range of human truth. This effect can be studied in four aspects: the effect of Cardiac Sciences on physical actions, the effect of physical actions on the Cardiac actions, the effects of physical actions on the Cardiac actions and the effect of physical actions and Cardiac actions of Cardiac Sciences. Since the affirmations are basis of actions, thus affecting on the actions And because the physical actions of the Cardiac habits and Cardiac habits of Cardiac actions are thus affecting on the Cardiac actions And because the repeated acts of physical causes firm status in the human truth and Cardiac habits creates, thus affecting on the Cardiac actions And Cardiac actions and physical actions in proportion to the characteristics of each of the two branches of wisdom and ignorance dehiscent carry And dehiscent of each of those characteristics to the strengths and weaknesses of each of the two the wisdom and ignorance, which leads the strengths and weaknesses, affirmations and disproval Cardiac Sciences, thus affecting on the SciencesTop of Form... .
    Keywords: Cardiac Sciences, physical actions, Cardiac actions
  • Alireza Razeghi Pages 193-222
    Religious experience is the most distinctive experience among human existential experiences, and this is due to a transcendental relation which has its origin in an extraterrestrial and immaterial truth. The main problem here is how the relationship between religious experience and aesthetic experience (Artistic). Artistic language as a visible and understandable language to every human being, therefore, it how can within the aesthetic experience help to religious experience? Religious truth is an existential phenomenon; thus, its language is Revealing of Being. Since religious truth is expressed in coded language, not understandable for all human beings. Gadamer assume that truth is represented for audience in a pictorial frame or on display Scene and other artistic examples in a naked form regardless of linguistic complexities (written language) and the deepest and broadest range of understanding is achieved accordingly. So, Where complex and symbolic language of religion become heavy, artistic language (poetry, literature, theater, music, imaging, etc.) compensate that loss and paved the way for transferring religious concepts. The work of art receives richness and depth by religious content and therefor, the religious and aesthetic experience in the field of hermeneutics, establishes mutual interactivity that leads to an extension of existance.
    Keywords: artistic language, religious experience, Aesthetic Experience, philosophical hermeneutics, Hans-Georg Gadamer