فهرست مطالب

محیط زیست و مهندسی آب - سال سوم شماره 2 (تابستان 1396)
  • سال سوم شماره 2 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله اصلی
  • کاظم نصرتی، سعیده جلالی، محمدرضا زارع، لقمان شیرزادی صفحات 109-118
    بوم سازگان جنگل های هیرکانی به عنوان یکی از ذخیره گاه های جانوری و گیاهی در دهه های اخیر مورد تغییر کاربری غیراصولی و درنتیجه تخریب شدید واقع شده است. استفاده از رادیونوکلوئید ریزشی، به خصوص عنصر سزیم137 یکی از روش های قابل اعتماد در تعیین فرسایش خاک است. هدف از این پژوهش، برآورد نرخ فرسایش خاک در ارتفاعات جنگل های هیرکانی با استفاده از عنصر رادیواکتیو سزیم 137 در حوزه آبخیز زیارت است. به این منظور ابتدا میزان موجودی عنصر سزیم137 در سه کاربری جنگل، مرتع و کشاورزی محاسبه شد. سپس با استفاده از مدل توازن جرمی II برای مناطق کشاورزی و مدل انتقال و پخش برای مناطق غیر کشاورزی میزان فرسایش و رسوب هرکدام از کاربری ها مشخص شد. هم چنین با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس (ANOVA) تاثیر کاربری اراضی بر نرخ فرسایش و رسوب و ذخیره کربن آلی بررسی شد. بر اساس نتایج به دست آمده، میانگین موجودی سزیم 137 در کاربری های جنگل، مرتع و کشاورزی به ترتیب 575، 286 و 258 بکرل بر مترمربع است. اراضی کشاورزی با میزان 8/39 و اراضی جنگلی با 2/5 تن در هکتار در سال، به ترتیب بالاترین و پایین ترین میزان نرخ فرسایش را به خود اختصاص دادند. همچنین، همبستگی مثبت بین نرخ فرسایش و رسوب و ذخیره کربن آلی وجود دارد. نتایج این تحقیق می تواند در راستای مدیریت پایدار حوزه آبخیز زیارت مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تخریب منابع طبیعی، جنگل های هیرکانی، فرسایش و رسوب، مواد رادیواکتیو
  • بهزاد حصاری، مریم خانمحمدی صفحات 119-132
    در مدیریت رودخانه، تخصیص مقدار معینی آب، برای تداوم حیات و اکولوژی رودخانه ضروری است. در سال های اخیر، نیاز آبی محیط زیستی رودخانه، به عنوان منبع جدید مصارف حوضه در کنار بخش شرب، کشاورزی و صنعت مطرح است. در این تحقیق روش های مختلف تعیین حداقل جریان لازم برای دبی زیست محیطی با شاخص های هیدرولوژیکی در پایین دست نیروگاه برق آبی زیوکه موردبررسی قرار گرفتند. پنج روش هیدرولوژیکی شامل، احتمال وقوع 95% و 90% منحنی تداوم جریان، مونتانا، 1SD، احتمال وقوع خشک سالی ماهانه با دوره برگشت 25 سال و تجزیه وتحلیل دبی های حداقل روزانه 1، 7 و 30 روزه در دوره برگشت های مختلف مثل 1Q10، 7Q10 و 30Q5 استفاده شدند. آمار روزانه 22 ساله ایستگاه هیدرومتری سیلوه از سال آبی 1372 تا 1393 مورداستفاده قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که نیاز زیست محیطی به صورت متوسط در هر 5 روش از 48/0 تا 13/3 مترمکعب در ثانیه در ماه های مختلف متغیر است. این مقدار معادل 5/35 میلیون مترمکعب و حدود 25% آورد رودخانه است. در نظر گرفتن این حجم به عنوان نیاز زیست محیطی، با شاخص های رایج همخوانی خوبی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: تخصیص آب، جریان های کم، نیاز آبی جریان زیست محیطی، روش های هیدرولوژیکی، نیروگاه زیوکه
  • علیرضا نیکبخت شهبازی صفحات 133-143
    هدف از این تحقیق تعیین اثر تغییر اقلیم بر تغییرات بارش و دمای حوزه آبریز سد کارون 3 در دوره های آتی با استفاده از مدل آماری LARS-WG است. به این منظور از داده های اقلیمی 10 مدل گردش عمومی جو تحت سه سناریوی انتشار در حوضه سد کارون 3 استفاده شد. بارش و دمای حوزه تحت تاثیر تغییر اقلیم در دوره (2099-2011) با توجه به داده های دوره آماری 1980 تا 2007 در 6 ایستگاه هواشناسی شبیه سازی شد. با استفاده از بارش روزانه سال های آماری، میزان بارش ماهانه حوزه با روش عکس فاصله وزن دار، محاسبه شد. به منظور بررسی تغییرات بارش 6 ماهه، سالانه و دوسالانه، مجموع بارش ها در بازه 6 و 12 و 24 ماهه محاسبه شدند. جهت بررسی امکان تولید و شبیه سازی داده های هواشناسی در دوره های آتی واسنجی و صحت سنجی مدل با استفاده از مدل LRAS-WG5 برای سال پایه (2007-1980) انجام گرفت. با استفاده از مدل های گردش عمومی جو و سناریوهای تغییر اقلیم IPCC شبیه سازی و تولید داده های هواشناسی در دوره های آتی صورت گرفت. وضعیت بارش ماهانه و اختلاف دمای حداقل و حداکثر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در فصل بهار و تابستان در حوزه کارون 3، اختلاف دمای حداکثر و حداقل ماهانه تحت تاثیر تغییر اقلیم کاهش پیدا می کند. میزان بارش ها در فصل بهار افزایش یافته و در فصل تابستان و پاییز کاهش می یابد. بیشترین افزایش بارش در فصل زمستان و در دی ماه اتفاق می افتد. نتایج همچنین نشان داد که فراوانی سال های نرمال و مرطوب نسبت به میانگین درازمدت بارش منطقه در سناریو انتشار B1 و A2 بیشتر از A1B است.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، بارش، دما، سد کارون 3، مدل LARS-WG5
  • موسی عباسی بیرگانی، رضا علیزاده، ستار طهماسبی انفرادی، ستار سلطانیان صفحات 144-156
    در قرن اخیر با افزایش جمعیت و رشد صنایع، حجم بالایی از فاضلاب ایجاد شده است. به علت توانایی بالقوه ی فاضلاب ها در آلوده سازی منابع غذایی و آب ها، تاکید زیادی بر تصفیه فاضلاب ها صورت گرفته است. یکی از موثرترین روش های بیولوژیکی در تصفیه ی فاضلاب، استفاده از گیاهان می باشد. گروهی از گیاهان که اخیرا جهت تصفیه ی فاضلاب ها مورد توجه محققین قرار گرفته اند، میکروجلبک ها می باشند. میکروجلبک ها با استفاده از نور خورشید، مواد مغذی فاضلاب را مصرف کرده و این مواد را به توده های زیستی مفیدی تبدیل می کنند. در این پژوهش عملکرد میکروجلبک کلرلاولگاریس در تصفیه ی فاضلاب انسانی مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا میکروجلبک درون فتوبیورآکتور پرورش داده شد و سپس توده ی زیستی میکروجلبک تحت شرایط متغیر در محیط فاضلاب کشت داده شد. طی دوره ی پرورش میکروجلبک ها در فاضلاب، میزان BOD فاضلاب، در شرایط مختلف آزمایش و در زمان های ماند متفاوت، با استفاده از دستگاه BOD متر تعیین شد. بهترین شرایط جهت رشد میکروجلبک کلرلا ولگاریس در محیط فاضلاب دمای 35 درجه ی سانتی گراد و غلظت زیست توده ی 30 درصد تعیین شد. نتایج نشان داد که در شرایط بهینه ی رشد و در زمان ماند 72 ساعت، میکروجلبک کلرلاولگاریس قادر به حذف 82 درصد از BOD فاضلاب می باشد. نتایج به دست آمده توانایی میکروجلبک کلرلا ولگاریس در کاهش میزان BOD فاضلاب و امکان کاربرد آن جهت تصفیه ی فاضلاب را نشان داد.
    کلیدواژگان: کلرلاولگاریس، تصفیه ی فاضلاب، فتوبیورآکتور، زمان ماند
  • رامین ساریخانی، آرتیمس قاسمی دهنوی، علی مرادپور، مسلم امیری صفحات 157-169
    در دهه های اخیر چالش ناشی از آلودگی خاک با هیدروکربن های نفتی تبدیل به یکی از خطرات جدی در کشورهای نفت خیز جهان از جمله ایران شده است. در کشورهایی که دارای تاسیسات، پالایشگاه ها و منابع نفتی هستند و به طور دائم فرایندهای اکتشاف در حال انجام است، نشت و تراوش آلاینده ها و فرآورده های نفتی و نفوذ آن ها در خاک در هنگام ذخیره سازی و یا انتقال، از مهم ترین آلوده کننده های خاک به شمار می آید. در این پژوهش با هدف بررسی و اندازه گیری میزان فلزات سنگین در خاک محدوده پالایشگاه کرمانشاه سعی شده ضمن دستیابی به غلظت این فلزات و تحلیل آماری آن ها، مناطق پرخطر به لحاظ آلودگی ناشی از نشت، استخراج، پالایش و یا حمل نفت مشخص گردند. لذا تعداد 15 نمونه خاک از محوطه پالایشگاه انتخاب و از نظر میزان آلودگی به اجزاء نفتی مورد آزمایش قرارگرفته اند. بر اساس نتایج حاصل از آنالیز ICP-MS نمونه های خاک پالایشگاه کرمانشاه روند تغییرات غلظت فلزات سنگین به صورت Cr>Zn>Ni>V>Cu>Pb>Co>Sc>As>Cd است. شاخص زمین انباشت حاکی از آن است که خاک پالایشگاه در عناصر نیکل و کروم در محدوده غیر آلوده تا آلودگی متوسط قرار می گیرند. این در حالی است که نتایج حاصل از فاکتور غنی شدگی دال بر غنی شدگی خاک از کروم و سرب بوده و همچنین اثبات می کند غنی شدگی در عناصر سرب و مس ناشی از عوامل انسان زاد می باشد. شاخص بار آلودگی عناصر کروم، نیکل، روی، مس و سرب نشان می دهد که خاک موردبررسی به لحاظ این عناصر دارای آلودگی است. نقشه پهنه بندی عناصر سنگین در محدوده موردبررسی بیان کننده آن است که غلظت بالای برخی عناصر در ایستگاه های نمونه برداری ناشی از نشت آلاینده های هیدروکربنی از مخازن و تاسیسات نفتی می باشد.
    کلیدواژگان: آلودگی خاک، پالایشگاه کرمانشاه، فلزات سنگین، نقشه پهنه بندی
  • فاطمه بزی، محمدرضا رضایی، محمدحسین صیادی اناری صفحات 170-180
    زباله یکی از مهم ترین منابع آلوده سازی خاک محسوب می شود. آلاینده های شیمیایی خاک ازجمله فلزات سنگین نگرانی های عمیقی را در جهان ایجاد کرده اند. فلزات سنگین به طور طبیعی در همه خاک ها وجود دارند. حال آنکه آلودگی خاک به دلیل فعالیت های بشر روبه افزایش است. انباشت این فلزات در خاک در نهایت باعث ورود آن ها به چرخه غذایی و تهدید سلامت انسان و سایر موجودات می شود. در این تحقیق آلودگی خاک مکان دفن زباله شهر زاهدان به فلزات سنگین با استفاده از شاخص آلودگی موردبررسی قرار گرفت. تعداد 20 نمونه خاک شامل 10 نمونه خاک سطحی (تا عمق 30 سانتیمتری) و 10 نمونه خاک عمقی (از عمق 30 تا 60 سانتیمتری) از محل دفن زباله برداشت شدند. برای تعیین غلظت عناصر از دستگاه جذب اتمی استفاده و برای تجزیه وتحلیل از نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت کروم، کادمیوم، سرب و آرسنیک در خاک سطحی به ترتیب 48/152، 213/0، 499/54 و 344/0 میلی گرم در کیلوگرم و در خاک عمقی به ترتیب 14/177، 252/0، 365/49، 414/0 میلی گرم در کیلوگرم می باشد. بر اساس شاخص آلودگی بیشتر ایستگاه ها در طبقه آلودگی کم تا متوسط (1 >CF و 3>CF 15≤«> 1) قرارگرفته اند.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، دفن زباله، فاکتور آلودگی، زاهدان
  • یادداشت فنی
  • فهیمه شریفان، علی شهیدی، عباس خاشعی سیوکی صفحات 181-189
    کروم شش ظرفیتی از جمله فلزات سنگین سمی و قابل حل در آب است که هم از طریق سیستم گوارش و هم از طریق پوست در بدن انسان جذب و ذخیره می گردد. لذا هدف از این مطالعه حذف کروم شش ظرفیتی از محلول های آبی توسط پودر مخروط کاج به روش پیوسته بوده است. جاذب مورد نظر در شرایط آزمایشگاهی تهیه و با استفاده از الک استانداردASTM با اندازه مش 100 دانه بندی شد. برای تهیه محلول استوک کروم از دی کرومات پتاسیم استفاده شد و غلظت کروم در نمونه ها با استفاده از دستگاه جذب اتمی تعیین گردید. به منظور بررسی رفتار جاذب در ستون بستر ثابت، ستون شیشه ای به طول 25 سانتی متر و قطر 5/2 سانتی متر مورد استفاده قرار گرفت. اثر غلظت اولیه کروم و دبی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمایشات نشان داد ماکزیمم یون کروم شش ظرفیتی جذب شده بر روی جاذب mg/g748/38 در شرایط دبی ml/min12 و غلظت اولیهmg/l 11/0 بدست آمد. با توجه به نتایج بدست آمده، کل مقدار یون کروم جذب شده و ظرفیت جذب ستون با افزایش دبی کاهش یافته و با افزایش غلظت کروم ورودی افزایش می یابد. در دبی ml/min 4 و غلظت mg/l15/0 یون کروم شش ظرفیتی بخوبی از روی ستون با جاذب پودر مخروط کاج حذف می شود. داده ها نشان دادند که می توان از پودر مخروط کاج به عنوان یک روش موثر و ارزان قیمت در جهت حذف کروم شش ظرفیتی از پساب های آلوده استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پودر مخروط کاج، جریان پیوسته، جذب، کروم (VI)
  • بهزاد کوهی، شاهین پاست صفحات 190-199
    فرآیند انعقاد و لخته سازی یکی از روش های معمول مورد استفاده در تصفیه خانه های آب جهت تصفیه آب های سطحی می باشد. این فرآیند در صورت صحیح انجام شدن می تواند بر روی حذف فلزات سنگین نیز تاثیر گذاشته و درصد حذف فلزات را به بیشترین مقدار خود برساند. در تحقیق حاضر تاثیر مواد منعقد کننده مختلف، عناصر موجود در آب مانند یون های کلسیم و سولفات بر روی فرآیند کاهش آرسنیک در pH های مختلف موردبررسی قرارگرفت. آزمون جار نیز جهت تعیین مقدار بهینه منعقدکننده و بررسی تاثیر پارامترهایی از جمله pH، نسبت غلظت منعقد کننده، دما، سرعت هم زدن و غیره استفاده شد. درصد کاهش آرسنیک کل در حضور ماده منعقد کننده پلی آلومینیم کلراید 10 تا 15 درصد بیشتر از کلروفریک مشاهده شد. نتایج نشان داد که در صورت استفاده از مواد کمک منعقد کننده پلی الکترولیت درصد کاهش فلز بیشتر افزایش می یابد. مواد محلول موجود در آب تاثیر متفاوتی بر روی کاهش غلظت آرسنیک در کنار تغییرات pH از خود نشان دادند.
    کلیدواژگان: آرسنیک، پلی آلومینیم کلراید، پلی الکترولیت، کلروفریک، کلرید آلومینیم
|
  • Kazem Nosrati, Saeede Jalali, Mohamamd Reza Zare, Loghman Shirzadi Pages 109-118
    As one of the fauna and flora reservation sites, hyrcanian forest ecosystems have experienced sever destruction during recent decades because of the improper land uses. Use of fallout radionuclide, particularly Cs137, is one of the trusty methods in soil erosion rate. The purpose of this research was to estimate soil erosion rate in Hyrcanian forest heights in Ziarat catchment using radioactive element Cs137. Therefore, first Cs137 inventory was calculated in three land uses including forest, rangeland, and cultivate lands. After that, the erosion and sedimentation rates for each land use were determined using mass balance II model for cultivate areas and intuition and diffusion model for uncultivated area. The impact of land use on the soil erosion and sedimentation rate and organic carbon storage were investigated using ANOVA. The research found that the annual Cs137 inventory estimated was 575, 286, and 258 Bq/m2 in the forest, rangeland, and cultivate lands respectively. The maximum and minimum erosion rate had occurred in cultivated land by 39.8 and forest land by 5.2 ton/ha/y respectively. In addition, there was a positive correlation between erosion and sediment rate and organic carbon storage. The findings of this research can be used for sustainable management of Ziarat Catchment.
    Keywords: Natural Resources Destruction, Hyrcanian forests, erosion, sediment, radioactive material
  • Behzad Hessari, Maryam Khanmohammadi Pages 119-132
    For river management, it is essential to allocate a certain amount of water to sustain life and ecology of the river. In recent years, the environmental flow requirement (EFR) of river has been posed as a new competitor of basin water consumptions aside domestic, agriculture, and industry sectors. In this research, different hydrological criteria of EFR was probed in downstream of Zivakeh hydroelectric power plant. Five hydrological methods such as the probability of 95% and 90% of flow duration curve, Montana, 1SD, monthly distribution probability of drought with the return period of 25 years, and 1, 7, and 30 days with different return periods such as 1Q10, 7Q10, 30Q5 were used. For analysis 22-years daily data from the water year of 1372 to 1393 were used. The results indicated that the monthly average of the five methods varied from 0.48 to 3.13 m3/s that equals 35.5 MCM and 25% of mean annual runoff (MAR) of the river. These values for EFR show good agreement with the common indices.
    Keywords: Water Allocation, Low Flow, environmental flow requirement, hydrological methods, Zivakeh power plant
  • Alireza Nikbakht Shahbazi Pages 133-143
    This study aimed at investigating climate change impacts on precipitation and temperature variations in the watershed of Karoon 3 Dam using LARS-WG statistical model in the future. For this purpose, the climate data of 10 atmospheric general circulation models (GCM) were used under three distinict emission senarios in the watershed of Karoon 3 Dam. The precipitation and temperature parameters of the study area were simulated for 2011-2099 using the data of 1980 - 2007 in six synoptic stations. First, mean monthly precipitation was calculated using daily data by Inverse Distance Weighted interpolation method. In order to investigate six months’ precipitation variation, the summation of 6, 12, and 24 months’ precipitation were calculated.The model calibration and verification was evaluated using LRAS-WG5 model for the base year (2007-1980) in order to determine the production feasibility and simulation of meteorological data in future periods. Using atmospheric GCM and the IPCC climate change scenarios, the simulation and production of meteorological data was performed for future periods. The monthly precipitation and minimum and maximum temperature difference were analyzed. The research showed thatdifference between monthly maximum and minimum temperature decreases under climate change in spring and summer. Spring precipitations increase while summer and autumn precipitations decrease. The most increase of precipitation takes place in winter and in January. Moreover, the results showed that the frequency of normal and wet years with respect to the long-term average rainfall in the area was more in B1 and A2 emissions scenarios compared with A1B.
    Keywords: Climate change_precipitation_Temperature variation_Karoon 3 Watershed_LARS-WG5 Model
  • Mousa Abbasi Biregani, Reza Alizadeh, Sattar Tahmasebi Enferadi, Sattar Soltanian Pages 144-156
    It is highly emphasis on the wastewater treatment because of its high potential in contaminating the food and water. One of the most effective biological methods in wastewater treatment is usage of plants. A group of the plants, which has attracted the researchers’ attention is the microalgae. Microalgae consume the nutritious materials with the help of the sun light, turn these materials into useful biomass and secure the wastewater resources from contamination. In this study, the Chlorella Vulgaris microalgae performance was assessed in purifying municipal wastewater. First, the microalgae were grown inside a photobioreactor and later the biomass of microalgae was cultivated under varying conditions in the wastewater medium in order to examine their performance. During the period of growing microalgae in the wastewater, BOD of wastewater was determined in different conditions at various retention times using BOD meter. The best condition for the Chlorella Vulgaris microalgae growth was determined at 35 ˚C and biomass concentration of 30%. The results showed that under the optimal growth condition and after 72 hours of retention time, Chlorella Vulgaris was capable to remove 82% of the wastewater BOD. The results asserted Chlorella Vulgaris microalgae capability in decreasing wastewater BOD and its applicability in wastewater treatment.
    Keywords: Chlorella Vulgaris, wastewater treatment, photobioreactor, retention time
  • Ramin Sarikhani, Artimes Ghassemi Dehnavi Ghassemi Dehnavi, Ali Moradpour, Moslem Amiri Pages 157-169
    In recent decades, soil pollution with petroleum hydrocarbons in oil-rich countries (such as Iran) has been one of the most challenging issues. In these countries with petroleum industries, mines of oil exploration, refineries, etc., leakage from tanks or pipelines of oil transmission due to corrosion and damage bring about oil pollution for the soil. This study aimed at evaluating and measuring the amount of heavy metals in the soil of Kermanshah Refinery and statistical analysis in order to locate high-risk areas in terms of pollution caused by oil leaks, extraction, refining, and transportation. Therefore; 15 samples of surrounded soil of Kermanshah Refinery were analyzed to determine soil pollution with petroleum compounds. According to results of ICP-MS analysis of soil samples, the process of heavy metal changes in the soil of Kermanshah Refinery was Cr>Zn>Ni>V>Cu>Pb>Co>Sc>As>Cd. Geo accumulation index indicated that the intensity of the refinery soil is classified in the range of no pollution to average with reference to chromium and nickel. Besides, the finding from enrichment factor indicated the average enrichment of the region soil by chromium and lead. Moreover, it confirmed that enrichment in lead and copper has anthropogenic origin. Pollution load index of chromium, nickel, zinc, copper, and lead showed soil pollution to these metals. Zoning map of heavy metal density in the region soil demonstrates that high density of the elements in some stations is related to the petroleum leakage from installations and storage tank.
    Keywords: Soil Pollution, Kermanshah refinery, Heavy metal, Zonation map
  • Fatemeh Bazzi, Mohammad Reza Rezaei, Mohammad Hossein Sayadi Anari Pages 170-180
    Solid waste is one of the most important sources of soil contamination. Soil chemical contaminants such as heavy metals have created deep concern throughout the world. Heavy metals are naturally present in all soils, but soil contamination due to human activities is increasing. The accumulation of these metals in the soil eventually results in their entry into the food cycle and threaten human health and other living beings. In this study, the soil pollution of Zahedan city landfill by heavy metals was studied using contamination factor index. A total of 20 soil samples, 10 topsoil samples (up to 30 cm) and 10 depth soil samples (from a depth of 30 to 60 cm) were collected from landfill and processed for determination of element concentrations by Atomic Absorption Spectrometry and for statistical analysis, the SPSS software version 23 was used. The results showed that mean concentrations of chromium, cadmium, lead, and arsenic in topsoil were 152.48, 0.213, 54.499, and 0.344 mg/kg respectively while these concentrations for deep soil were 177.14, 0.252, 49.365, 0.414 mg/kg respectively. The contamination factor index confirmed that most of sample stations were in class of low (CF >1 and 1 15≤"> CF >3) to moderate pollution.
    Keywords: Heavy Metals, Waste disposal, Contamination Factor, Zahedan
  • Fahime Sharifan, Ali Shahidi, Abbas Khashei Siuki Pages 181-189
    The hexavalent chromium is one of the toxic and soluble heavy metals, which is absorbed and stored in human body through the digestive system and skin. Therefore, the aim of this study was to adsorb the hexavalent chromium from aqueous media using continuous flow fixed bed of pine fruit. The adsorbent was prepared in laboratory scale and pulverized by standard ASTM sieve (100 mesh). Stock solution of chromium was prepared using potassium dichromate and the unknown concentration of hexavalent chromium was determined using atomic absorption spectrometry. In order to study the behavior of the sorbent in the fixed-bed column, we used glass column with the length of 25 cm and diameter of 2.5 cm. The effect of initial concentration of chromium and flow rate were examined. Test results showed that the maximum uptake of Cr(VI) obtained was 38.748 mg/g in a flow rate of 12 ml/min and initial concentration of 0.11 mg/l. According to the obtained results, the total amount of chromium absorbed and the adsorption capacity of the column decreased by increasing the concentration of initial chromium concentration. The maximum adsorption of Cr(VI) using the pine fruit powder achieved at flowrate of 4 ml/min and initial concentration of adsorbent of 0.15 mg/l. our findings confirms the capability of pine fruit powder application as an effective and cheap method for the removal of Cr(VI) from polluted effluents.
    Keywords: Pine fruit powder, Continuous Flow, Absorption, Hexavalent Chromium
  • Behzad Kouhi, Shahin Past Pages 190-199
    Coagulation and flocculation process is one of the common methods used in water treatment plants used for treatment of surface waters. If performed correctly, this process can affect the removal of heavy metals and the removal rate will reach its maximum value. In the present study, the effect of coagulants dosage and different elements in water such as calcium and sulfate ions on the arsenic reduction process were assessed at different pH values. Jar test was used to determine the optimal dosage of coagulant and to assess the effect of parameters such as pH, coagulant dosage, temperature, stirring speed, etc. The reduction percentage of total arsenic in the presence of PAC was 10 to 15% more than Ferric Chloride. The results showed that in the case of the polyelectrolyte coagulants aid, the reduction rate was high. Soluble material in water had different impact on the reduction of arsenic concentrations with changes in pH values.
    Keywords: Arsenic, PAC, Polyelectrolyte, Ferric Chloride, Aluminum Chloride