فهرست مطالب

حوزه - سال سی‌ام شماره 1 (پیاپی 167، بهار 1392)
  • سال سی‌ام شماره 1 (پیاپی 167، بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • کرامت انسانی زن
    مجتبی احمدی صفحات 3-17
  • مسوولیت حوزه در تعالی و تعلیم آموزه های دینی به زنان
    علی اکبر نورایی صفحات 18-35
    گرایش به تعالی، فارغ از جنسیت انسانی، حسی تبلور یافته و روحانی در انسان است و تابشی معنوی در قلب و روح آدمی است. و به همین جهت است که انسان، به دین، که مرامنامه تعالی و آموزه‏های بلند است، گرایش دارد. این گرایش فارغ از جنسیت است; زن و مرد به طور مساوی از آن برخوردارند. وجود این گرایش متعالی، حاکی از حقیقتی دیگر نیز هست و آن امکان تحقق عملیاتی این حس است.
    حاملان رسالت الهی و در تداوم آن، امامان راستین، وظیفه دارند این حس عالی روحانی را مدیریت نمایند و انسان را به سمت قله‏های بلند تعالی و دانش راه نمایند.
    روحانیت اصیل و حوزه‏های علمیه، این رسالت سترگ را در دوران غیبت بردوش دارند تا راه ارتقاء فکردینی و تعالی معنوی را برای جامعه زنان رهبری کنند. از این روی موظف به انتقال معارف و آموزه‏های مربوط به خانواده سالم، معیشت سالم و آشنایی با حقوق خانوادگی می‏باشند. و نیز مدیریت دانشی در کنار رهبری فکری ضرورت می‏یابد.
    کلیدواژگان: تعالی، علم، معنویت، مدیریت دانشی، روحانیت
  • رسالت حوزه در حفظ شوون و احیای حقوق زنان
    سید عباس رضوی صفحات 36-89
    بر اساس آموزه‏های وحیانی و رسالتی که خداوند بر دوش آگاهان و علمای ربانی قرار داده است، علمای دین وظیفه دارند از حقوق و کرامت انسانی انسانها، دفاع کنند و در هر زمان و مکان، زمینه‏های به حقیقت پیوستن این رسالت بزرگ را عالمانه و خردمندانه فراهم آورند.
    آن چه در این مقال، به طور خاص روی آن انگشت گذاشته شده، دفاع از حقوق زنان و احیای آن در هر شرایط است. سخن در این است که علمای دین و روحانیت آگاه و بصیر، برای رویارویی با جریانها و کسانی که به نام سنت و تجدد، به تحقیر شخصیت زن برخاسته‏اند، چه وظیفه‏ای دارند و چه پیش زمینه‏هایی را برای انجام این رسالت دشوار باید درخود فراهم آورند؟
    کلیدواژگان: رسالت حوزه، احیای حقوق زنان
  • فعالیت اجتماعی و سیاسی زن از نگاه محمدمهدی شمس الدین
    مجید مرادی صفحات 90-120
    تحول در وضع زنان از اقتضاءات و رهاوردهای ورود به دنیای جدید است. شیخ محمد مهدی شمس الدین، می‏کوشد تا با بهره گیری از منابع شناخته شده اجتهاد از سویی و ملاحظه تحولاتی که در اوضاع و احوال بشری رخ داده، از دیگر سوی، به بازنگری در پاره‏ای از مسائل مربوط به زنان بپردازد. ویژگی روش شناختی شمس الدین در این است که نصوص دینی را یکپارچه می‏بیند و رهیافت فقهی تازه‏ای را عرضه می‏کند که بر مقاصد و غایات متکی است و نتایج را مورد توجه قرار می‏دهد و اختلال در نتایج را نشانه اختلال در فهم می‏بیند و از این‏رو، به تصحیح مبانی روی می‏آورد. از سویی به نص و از سویی دیگر به واقعیت توجه دارد. هم از این روی، که وضعیت واقعی را با وضع مطلوب نصوص بسنجد و هم از آن روی، تحولات رخ داده در عرصه واقعیت را که می‏تواند به تغییر احکام منجر شود رصد کند. وی، از حدود فهم سنتی نصوص فراتر رفته و عنصر تحول در واقعیات و مقاصد عالی شریعت را در استنباط احکام مربوط به زنان دخالت داده و در نتیجه این تحول روشی، نتیجه گرفته که هم زنان بر اثر آموزش، دانایی و توانایی یافته‏اند و می‏توانند در عرصه‏های گسترده اجتماعی و سیاسی، نقش آفرینی داشته باشند و هم دگرگونیهای رخ داده در عرصه قدرت و سازوکارهای مهار آن، چندان توسعه یافته که می‏تواند مجال مناسبی برای زمامداری زنان فراهم کند; زیرا به فرض پذیرش روایاتی که از زمامداری زنان نهی می‏کند، باز می‏توان گفت که امروزه، ماهیت حکومت و قدرت تحول یافته و نهادها اعمال قدرت می‏کنند و زمینه استبداد و خودکامگی و خودرای، نه در نظام سیاسی اسلام، که مبتنی بر شوراست، و نه در دموکراسی، فراهم نیست.
    کلیدواژگان: محمد مهدی شمس الدین، مشارکت سیاسی زن، مبانی اجتهاد، زن در اسلام
  • سخن امام علی (ع) درباره زن و بازکاوی دیدگاه ها
    عباس مخلصی صفحات 121-158
    در نهج البلاغه سخنی از امام(ع) درباره ناتمامی خرد زن آمده است. در تفسیر و شرح آن تلاشهایی صورت پذیرفته و کتابها و مقاله‏های بسیاری به نگارش درآمده است. در حقیقت، هر صاحب نظری از زاویه دید خود، به شرح سخن امام پرداخته است. در این نوشتار، پس از بیان آرای بزرگان و ارائه دیدگاه‏ها، در یک جمع بندی کلی بر دیدگاهی تکیه شده است که سخن امام علی (ع) را تفسیر و نگرشی وجود شناختی از زن می‏داند; یعنی امام(ع) نخواسته است زن را نکوهش کند; بلکه به ویژگی‏ای در طبیعت زن اشاره کرده است که لازمه جذب و انجذاب میان زن و مرد و شکل گیری زندگی لذت بخش است. اما این ویژگی اگر در پازل زندگی خانوادگی قرار نگیرد، چه بسا خسارتهای جبران ناپذیر به بار آورد.
    کلیدواژگان: امام علی (ع)، نهج البلاغه، زن، تمایز زن و مرد، روان شناسی
  • نقد و بررسی فعالیت حوزویان در رویارویی با فمی نیستها
    سید محمد عیسی نژاد صفحات 159-187
    فمی‏نیسم (Feminism) در تاریخ معاصر ایران، در شکل جریانی فرهنگی - سیاسی از دوره انقلاب مشروطیت به نوعی ظهور و بروز داشته است. از آن روزگار تا اکنون، برای این جریان، می‏توان هفت برهه تاریخی سراغ گرفت. رویکرد تبلیغی، مانند: تحریف تاریخ، تضاد افکنی میان هنجارهای اجتماعی زن و مرد، و مخالفت با ارزشهای اخلاقی دین برای زنان، مانند: حجاب، عفت، معاشرتهای غیرمعمول، با مردان و...
    بخش نخست مقاله به این مسائل اختصاص یافته است و در بخش دوم، فعالیت علمی - فرهنگی حوزویان در رویارویی با فمی‏نیسم شرح می‏شود. حوزه و روحانیت در تلاشهای فکری خود، در حوزه فرهنگ اسلامی - شیعی در رویارویی با مدرنیته، به تبیین جایگاه زن و چگونگی حضور اجتماعی و سیاسی زنان از نگاه دینی می‏پردازد. ظهور دو شخصیت: علامه طباطبایی و امام خمینی و شاگردان ایشان مانند: شهید مطهری و جوادی آملی سبب می‏شود چالشها و شبهه افکنیهای فمی‏نیستی، در جامعه ایران نافرجام بماند.
    کلیدواژگان: حوزویان، فمی نیسم، امام خمینی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، جوادی آملی، شخصیت زن
  • بررسی الزام حکومتی حجاب
    احمد رهدار صفحات 186-279
    مهم‏ترین رسالت دولت اسلامی، مهیاسازی بستری مناسب برای به حقیقت پیوستن شریعت الهی است. یکی از کاراترین شیوه‏ها برای این مطلوب، جعل قوانینی است که عمل به مقتضای آنها، طبایع انسانی را به مولفه‏های دینی نزدیک می‏کند. اجرای قوانین، مستلزم وجود داشتن ساختارها و نهادهایی است که به آنها امکان انفاذ و اجرا بدهند. از سوی دیگر، ساختارها و نهادها، همواره به تبع ادبیاتی شکل می‏گیرند که توجیه‏گر آنها هستند. پس، برای اسلامی کردن جامعه، دولت اسلامی، باید به مثلث »قانون، ساختار و ادبیات» توجه نمود. اگر این نظریه را، به طور مشخص، بخواهیم به شکل موردی و از طریق یکی از آموزه‏های اسلامی، مثل حجاب اسلامی، پی بگیریم، باید گفت که در جامعه و دانشگاه‏های ایران پس از انقلاب اسلامی، به‏رغم وجود داشتن قوانین حکومتی درباره حجاب اسلامی، بنا به دلایلی از قبیل: نفی تجربه تلخ تاریخی، نفی ایمان نفاقی، نفی اکراه در دین، نفی تکرار ممل، نفی توتالیتاریسم، نفی تربیت جحشی و... اجرایی نشده‏اند و این مساله، باعث رواج بدحجابی در جامعه و در نتیجه، عقب‏ماندگی دینی شده است. این، در حالی است که پیشرفت و تکامل حکومت اسلامی، به رعایت قوانین اسلامی به شکل نهادی آن است. به طور مشخص، دلایل اقامه شده برای نفی قانونی و اجرایی کردن حجاب اسلامی در جامعه و دانشگاه‏ها، فاقد استحکام منطقی لازم بوده و می‏توان در برابر آنها به دلایلی از قبیل: ارجحیت نفاق اجتماعی بر فشار معکوس، مهیا ساختن بستر تکوین و رشد آموزه‏های اسلامی به مثابه فلسفه و رسالت حکومت اسلامی، تاثیر قانون بر فرهنگ، رابطه پوشش و فرهنگ، عینیت شروط و مقدمات ایمان با فرایند آن، ضرورت گذار از غریزه به فطرت و... تمسک جست و همچنان بر ایده قانونی و اجرایی کردن حجاب اسلامی تاکید کرد.
    کلیدواژگان: قانون، عرف، دین، ساختار، ادبیات، فرهنگ، دولت، تربیت
  • امام جماعت زنان
    محمد صادق مزینانی صفحات 186-268
    در این مقاله، پس از اشاره به ضرورت و اهمیت بحث و بازگویی پاره‏ای از نگاه‏ها و نگرش‏های افراطی و تفریطی به حقوق زنان، محرومیت زنان از حقوق خود پیش از اسلام و تاکید بر حضور پررنگ زنان در دوران اسلامی در اجتماعات و... پرسش اصلی به این صورت مطرح شده است: آیا مرد بودن امام جماعت در همه جا شرط است و یا ممکن است در مواردی، زن هم بتواند عهده دار امامت جماعت بشود؟
    در پاسخ به پرسش یاد شده، در دو مساله، به شرح زیر، بحث شده است:1 در صورتی که مامومین مرد و یا مرد و زن باشند، آیا زن می‏تواند امام جماعت بشود یا خیر؟
    2 اگر مامومین، همه زن باشند، آیا زن می‏تواند امام جماعت شود یا خیر؟
    در پاسخ به دو پرسش یاد شده، دیدگاه‏های علمای شیعه و سنی و دلیل‏هایی که هر یک از این دو گروه برای دیدگاه خود ارائه داده‏اند، به بحث گذارده شده است.
    در پایان، این نتیجه به دست آمده که امامت زن، برای زنان در نمازهای روزانه واجب، جایز است و در روزگار پیامبر اسلام(ص) نیز، این کار، انجام پذیرفته است.
    کلیدواژگان: امامت جماعت زنان، نمازهای واجب، نماز جمعه، نمازهای مستحب