فهرست مطالب

اخلاق پژوهی - پیاپی 2 (تابستان 1396)
  • پیاپی 2 (تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صفحات 5-7
  • مقاله پژوهشی
  • امیر دیوانی * صفحات 7-25

    انسان به نیروی عقل در مقام کردار قرار می گیرد. کردار انسانی ساخته شناخت و خواست (= اراده) اوست. کردارهای عقلی تابع قانون های واقعی اند که می توانند و شایسته اند که اراده را متعین سازند. عقل این قانون ها را کشف می کند و خود را به پیروی از آن ها ملزم می بیند. نبرد عقل با خواسته های غریزه تا منضبط کردن آن ها لازم است، لیک بخش قابل توجهی از توانایی های عقل در نگهداشت غرایز از طغیان و سرکشی در برابر قانون های کرداری هزینه و صرف می شود. در کنار این شیوه از سلوک، سلوک دیگری است که تمام توانایی های عقل شناختاری و کرداری را در عالی ترین وضعیت ممکن متمرکز کرده، نیروی غرایز به تبع آن به نیکی و درستی می گراید. در نوشتار حاضر، این سلوک به ملاک نام برهان صدیقین، سلوک صدیقین نامیده شده است؛ زیرا تصدیق شناختاری نخست در آن به امری تعلق می گیرد که در واقع، بر همه چیز تقدم دارد و اراده نیز از خواست و فرمان او متعین می شود. سالک و رونده این مسیر حرکت خود را یک سره از توجه تام به خدا آغاز می کند و هرچه را در مسیر خود می بیند در حیطه توجه به خدا می یابد تا به مقصد خود که خداوند است، برسد.

    کلیدواژگان: قانون اراده، شناخت عقلی، کردار عقلی، حاق عقل، سلوک صدیقین
  • امیر غنوی * صفحات 27-48

    ادوار نخستین عرفان مسلمین با ارائه طرح های متعددی در عرصه سلوک همراه بوده است، ولی در دوره های اخیر توجه چندانی به این مقوله دیده نمی شود. علامه سید محمد حسین طباطبایی به عنوان اندیشمندی جامع و کم نظیر، توجهی ویژه به این مقوله داشته و در ضمن درس های سلوکی و مباحث تفسیری به این موضوع پرداخته که گفت وگوهای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله تلاش دارد تا طرح های علامه در تفسیر المیزان را در پرتوی گفته های دیگر ایشان در این کتاب و دیگر کتاب هایشان، تحلیل کند. پیشینه این نگاه را باید در نوشته های منسوب به بحر العلوم و پیش تر از آن، در کتاب مواقع النجوم یافت. در این بررسی تحلیل محتوای نظر علامه، به تفسیر ایشان از آیات مورد استشهاد و درس های کتاب لب اللباب توجه شده است. در ارزیابی نظرات و مستندات افزون بر بهره گیری از روایات و آیات وارده در بحث اسلام و ایمان، به چگونگی استنباط از آیات و قوت و ضعف آن توجه شده و با پرهیز از ایرادات نقضی، تلاش شده تا تحلیل های متفاوتی از آیات مورد استناد به دست داده شود. حاصل این بررسی کوتاه، ارزیابی انسجام و اتقان دو طرح علامه و مستندات آن و همچنین ترسیم برخی نقاط قوت و ضعف طرح های تودرتوی اسلام و ایمان است.

    کلیدواژگان: تحول اخلاقی، تفسیر المیزان، طرح سلوکی، اسلام، ایمان
  • مهدی غفوریان *، مالک حسینی صفحات 49-66
    رابرت آدامز در کتاب نظریه فضیلت، می کوشد تا تقریری نو از اخلاق فضیلت ارائه دهد. از نظر او، مولفه های اصلی فضیلت عبارتند از «بودن در جهت امور خوب» و «ارزشمندی». خوبی مطابق با تلقی افلاطونی-الهیاتی آدامز، این همان با خداوند مهربان به عنوان «خوب نامتناهی» است و همه امور خوب به عنوان خوب های متناهی، به میزان مشابهت با خداوند خوب و ارزشمنداند. بدین ترتیب، بودن در جهت امور خوب به شیوه های متفاوت رابطه و مواجهه با امور خوب دلالت می کند که شامل خواستن، عشق ورزیدن و احترام گذاشتن و مانند این هاست. ارزشمندی به آن نوع خوبی اشاره دارد که غیرابزاری است و چیزی را که برخوردار از آنست، درخور تحسین و ستایش، عشق و احترام و حتی شایسته پرستش می کند. آن چه در دیدگاه آدامز محل اشکال است اینست که او برای ارزشمندی «بودن در جهت خوب» معیاری ارائه نداده و آن را به عهده شهود ما نهاده است درحالی که تشخیص ارزشمندی برای تمایز فضیلت از غیرفضیلت نیازمند معیار است.
    کلیدواژگان: اخلاق فضیلت، اخلاق عمل، خوب، ارزشمندی، پیامدگرایی
  • مهدی زمانی، منا مرادی * صفحات 67-99
    اخلاق و زیبایی شناسی مهم ترین ارزش های حیات آدمی هستند که نسبت میان آن ها از دیر باز مورد پرسش اندیشمندان بوده است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین ماهیت و نحوه ارتباط این دو حوزه در فلسفه آرتور شوپنهاور می پردازیم. شوپنهاور اخلاق و زیبایی شناسی را دو راه رهایی از اراده پدیداری و خودخواهی می داند. ماهیت اخلاق، شفقت و نیکوکاری است که از طریق فرا روی از خود پدیداری حاصل می شود و با عدالت، یعنی یکسان دیدن خود و دیگران همراه است. درک زیباشناسانه و نبوغ هنری نیز با نفی خودبینی و فرا رفتن از نگاه سود گرایانه و منفعت طلبانه میسر است که به گشودگی قلب و شناخت مثال مطلق می انجامد. بدین سان، آدمی هم در هنر و هم در اخلاق به نظاره حقیقت خود و هستی نائل شده و با نفی اراده، خود درونی اش را با واقعیت فی نفسه یکی می یابد. بسیاری از صورت های هنری مانند تراژدی می توانند به نفی اراده خودخواهانه و اخلاق مدد رسانند. اخلاق نیز با فرا بردن نگرش آدمی از خود پرستی و سود جویی زمینه درک و نگرش زیباشناسانه را فراهم می کند.
    کلیدواژگان: اخلاق، زیبایی شناسی، هنر، اراده، ارزش، شفقت، شر، آرتور شوپنهاور
  • مسعود صادقی * صفحات 101-121
    در این نوشتار ضمن تبیین اجمالی سخن سالاری و شلوغی زایدالوصف حاکم بر جهان مدرن به ویژه پس از عصر دیجیتال، از به محاق رفتن سکوت و غفلت از اهمیت آن سخن رفته است. معنای سکوت و تحلیل و تعریف آن و بررسی ارتباط این پدیده با مفاهیمی چون بیان، سخن و صدا دستمایه بخش بعدی بحث است. معرفی گونه های گوناگون سکوت از قبیل سکوت معنایی، آوایی، راهبردی، ترفندی، نشانه ای و... بخش بعدی بحث را قوام بخشیده است. پس از تمهید مقدمات مذکور و بر اساس مباحث گفته شده، زیست ساکتانه یا زندگی مبتنی بر سکوت معرفی و مصادیق اخلاقی، دینی و عرفانی آن تبیین شده است. کارکردهای اخلاقی و سه گانه سکوت از منظر اخلاق اسلامی بخش دیگری از نوشتار پیش رو را به خود اختصاص داده است. در بخش پایانی، نقش محوری و مغفول سکوت در اخلاق صلح مورد تاکید قرار گرفته و از خطرات دیدگاه های کلام محور به این مقوله سخن به میان آمده است. بر اساس یافته های مقاله، «سکوت» جزئی مهم از زیست اخلاقی بوده و مشخصا مبنایی است مناسب و مستحکم برای اخلاق صلح.
    کلیدواژگان: اخلاق، فضایل اخلاقی، سکوت، زیست ساکتانه (زندگی مبتنی بر سکوت)، اخلاق صلح
  • احمد شاکرنژاد * صفحات 123-149
    معنویت جدید مدافع کسب هنجاری، معنوی و اخلاقی از درون است و خود را در مخالفت با نهاد های رسمی دینداری تعریف می کند. با توجه به این رویکرد درون گروانه، ممکن است معنویت گرایی جدید نوعی انزواطلبی معنوی به حساب آید، اما می توان نشان داد که معنویت گرایان جدید در امور اجتماعی مشارکت فعال دارند و خود را در همدلی، همدردی و همیاری اجتماعی پیش گام می دانند. در این مقاله بر آنیم تا مبانی ارزش شناختی و مدل نظری ارتباطات اجتماعی در معنویت گرایان جدید را بررسی کرده و نشان دهیم که فعالیت ها ی نوع دوستانه این جریان، برای اخلاقی خوانده شدن، با چه چالش هایی روبه روست. در این مقاله با برشمردن و تحلیل چالش های موجود بر سر اخلاقی خواندن تعاملات اجتماعی در معنویت گرایی جدید - با تاکید بر نسبی گرایی و خودگروی اخلاقی - در صدد بوده ایم تا زمینه پاسخ به این پرسش را فراهم آوریم که آیا فعالیت ها ی خیرخواهانه معنویت گرایان جدید را می توان به مثابه امری اخلاقی نگریست و آیا معنویت گرایی جدید می تواند در گسترش اخلاق اجتماعی نقش ایفا کند؟
    کلیدواژگان: معنويت گرايي جديد، نسبي گرايي اخلاقي، اخلاق پست مدرن، خودگروي اخلاقي
|
  • Pages 5-7
  • Amir Divani * Pages 7-25

    It is with the power of the intellect that one can be in a position to do an action. The human action is a result of his knowledge and want (that is, will). Rational actions obey real laws that can, and are apt to, determine the will. The intellect discovers such laws and finds itself obliged to obey them. In the nature, the intellect faces its instincts. However, a remarkable portion of the intellect’s capacities is devoted to stop the indiscipline and disobedience of instincts in the face of the laws of action. Besides such a conduct, there is another conduct in which all capacities of the cognitive and conative intellect are devoted to the best possible condition, as a result of which instinctive powers tend to goodness and rightness. In this paper, this conduct is referred to as the “conduct of Men of Truth” (sulūk al-Ṣiddiqīn), because the primary object of the cognitive affirmation of the truth (taṣdīq) is that which is prior to everything else - that by whose want and command the will is determined. The traveler of this path begins by a full attention to God, finding everything on the way to be in the domain of attention to God, until he arrives his destination, that is, God.

    Keywords: Law of will, rational knowledge, rational action, essence of the intellect, conduct of Men of Truth
  • Amir Ghanavi * Pages 27-48

    In early periods of Muslim mysticism, a number of schemes were offered as to the format of a spiritual journey, but the issue has been neglected in recent periods. As a polymath, ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī was especially concerned with the issue, talking about it in his mystical and exegetical lectures, although the latter discussions were not addressed much. This paper seeks to analyze ‘Allāma’s schemes in Tafsīr al-Mīzān in light of other remarks by him in al-Mīzān as well as other books. Such an outlook should be traced back to the writings attributed to Baḥr al-‘Ulūm, and before that, in the precious book, Mawāqi’ al-Nujūm. In my examination of ‘Allāma’s view, I will focus on his exegesis of certain verses he has appealed to and his lectures in the book, Lubb al-Lubāb. In my assessment of the views and evidence, in addition to reference to hadiths and Quranic verses concerning Islam and imān(faith), I consider how inferences were made from the verses as well as the weaknesses and strengths of such inferences, and by avoiding counterexamples, I have sought to provide different analyses of the verses appealed to. The short study yields an assessment of the coherence and cogency of two proposals by ‘Allāma and their evidence, as well as a delineation of strengths and weaknesses of the maze-like schemes of Islam and faith. Moreover, a different view of Islam and faith and their anthropological foundations can be drawn from the objections and analyses, which will be elaborated in an independent paper.

    Keywords: Ethical development, Tafs?r al M?z?n, scheme of spiritual journey, Islam, faith
  • Mahdi Ghafourian *, Malek Hosseini Pages 49-66
    In his A Theory of Virtue, Robert Adams tries to provide a new formulation of virtue ethics. For Adams, the main components of virtue consist in “being for the good” and “excellence.” The good is, according to Adams’s Platonic-theological conception, identical with the Merciful God as an infinite Good, and all good things, as the finite good with their wide extent, are excellent to the extent of their similarity to the Good and Excellent God. Thus, being for the good refers to different manners of the relationship with the good, including desire, love, respect, and the like. Excellence refers to the kind of good that is non-instrumental, which makes what possesses it be praiseworthy, worthy of love and respect, and in its highest degree, worthy of worship. Thus, virtue refers to a position with respect to the good that is excellent. What is objectionable in Adams’s view is that he has failed to offer a criterion for the excellence of “being for the good, ” leaving it to our intuitions. However, the recognition of excellence in order to distinguish the virtue from non-virtue requires a criterion.
    Keywords: Virtue ethics, morality of action, the good, excellence, consequentialism
  • Mahdi Zamani, Mona Moradi * Pages 67-99
    Ethics and aesthetics are the most important values in human life, and they have since a long time ago been subject to inquiries by intellectuals. In this paper, we will be concerned with an account of the nature and manner of the relationship between the two values in Schopenhauer’s philosophy with a descriptive-analytic method. Schopenhauer takes ethics and aesthetics to be two ways of emancipation from the phenomenal will and selfishness. The nature of ethics is compassion and beneficence, which is obtained through transcending the phenomenal self and is accompanied with justice; that is, seeing oneself and others to be equal. An aesthetic understanding and artistic ingenuity are possible if one negates selfishness and transcends the utilitarian self-interested outlook, leading to the openness of one’s heart and knowledge of the absolute example. Thus, in both art and ethics, one comes to observe the reality of himself and the being, and by negating the will, one comes to see his internal self as equal with the reality in itself. Many artistic forms, such as tragedy, can help in the negation of selfish will and ethics. And ethics paves the path for aesthetic understanding by helping one transcend selfishness and self-interestedness.
    Keywords: Ethics, aesthetics, art, will, evil, value, compassion, world, Schopenhauer
  • Masoud Sadeqi * Pages 101-121
    In this paper, I briefly point to logocracy and excessive noise in the modern word, especially after the digital period, as well as the decline of silence and ignorance of its significance. I will next deal with the meaning, analysis, and definition of silence and its relationship with notions such as expression, talk, and voice. I will next introduce varieties of silence, including semantic, vocal, strategic, tactical, symbolic, etc. After these preliminaries, I elaborate silent living, or silence-based life, as well as its moral, religious, and mystical examples. The next section is devoted to the three moral functions of silence from the standpoint of Islamic ethics. In the end, I have emphasized the central and neglected role of silence in the ethics of peace, pointing to the perils of logocentric views in this regard.
    Keywords: Ethics, silence, silent living, word, ethics of peace
  • Ahmad Shakernejad * Pages 123-149
    New Spirituality is known for its opposition to official institutions of religion and its defense of acquiring a spiritual and moral norm from the inside. Although new spiritualism might count as a sort of spiritual isolationism, it can be shown that, despite their internalism, new spiritualists partake in social affairs, taking themselves to be pioneers in sympathy, empathy, and cooperation in the society. Given this social contribution, the present paper seeks to examine axiological foundations and the model of social communications adopted by new spiritualists in order to show that challenges arise for their philanthropist and altruistic activities to be called moral. In elaborating the challenges, I have mostly drawn upon issues regarding moral relativism and moral egoism in moral philosophy. Thus, this paper will seek to consider these challenges in order to see whether altruistic activities of new spiritualists can rightly be deemed moral. Does new spiritualism lead to the spread of social ethics, despite being collective? This paper only aims to demonstrate challenges for the morality of social interactions in new spiritualism, paving the path for an answer to the above questions.
    Keywords: New spirituality, moral relativism, postmodern ethics, moral egoism