فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 30، پاییز و زمستان 1396)
  • سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 30، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/21
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مریم باروتی، قاسم کاکایی *، رضا اکبریان صفحات 1-12
    در بیشتر آثار علامه طباطبایی، نظریه معناشناختی غالب همان «دیدگاه اثبات بلاتشبیه» است. اما چنین به نظر می رسد که در این آثار، یک مدل واحد از دیدگاه اثبات بلاتشبیه ارائه نمی گردد، بلکه دست کم سه مدل متفاوت را می توان تمییز داد: (الف) مدل طولی بودن اصل معنا با قطع نظر از خصوصیات مصادیق، (ب) مدل طولی بودن اصل معنا از حیث بیان مصادیق، (ج) مدل متواطی اصل معنا از حیث غرض و کارکرد مشترک. در این مقاله سعی می شود به تبیین و تحلیل هر مدل، بر اساس نظرات خاص علامه طباطبایی بپردازیم، و برای هر مدل مصادیقی را از آثار ایشان استخراج و تحلیل کنیم. گرچه دیدگاه اثبات بلاتشبیه مزایایی دارد و زبان طبیعی و مفاهیم حاکی از این زبان را، که ناظر به قلمروی متناهی است، تعالی می بخشد و درباره خداوند به کار می گیرد، در عین حال انتقاداتی بر این دیدگاه وارد است که باید به آنها توجه کرد.
    کلیدواژگان: علامه طباطبایی، صفات الهی، اثبات بلاتشبیه
  • امیرحسین خداپرست * صفحات 23-46
    گرچه در سنت فلسفه دین استدلال اخلاقی بر وجود خدا موضوعی شناخته تر است، در دهه های اخیر فیلسوفان خداناباور به طرح استدلال اخلاقی علیه وجود خدا نیز پرداخته اند. این استدلال دست کم به پنج شکل متفاوت صورت بندی شده است: (1) استدلال از طریق مسئله شر، (2) استدلال از طریق نقد باخودبیگانگی، (3) استدلال از طریق خودآیینی، (4) استدلال از طریق نقد مصلحت اندیشی، و (5) استدلال از طریق آموزه های غیراخلاقی ادیان. برخی از این صورت بندی ها را می توان استدلال اخلاقی نظری علیه وجود خدا و برخی دیگر را استدلال اخلاقی عملی علیه وجود خدا شمرد. استدلال های اخلاقی نظری علیه وجود خدا بر شواهدی اخلاقی تمرکز دارند که نشان می دهند خدایی در کار نیست و خداباوری کاذب است، در حالی که استدلال های اخلاقی عملی نشان می دهند باور به وجود خدا مانع زندگی شکوفای اخلاقی و دستیابی به غایت آن است یا حتی موجب اعمال غیراخلاقی می شود. در پایان مقاله، نتیجه می گیرم که هیچ یک از صورت بندی های استدلال اخلاقی علیه وجود خدا به نتیجه مطلوب خود نمی رسد. با این حال، توجه به آنها حاوی درس های اخلاقی مهمی برای خداباوران است.
    کلیدواژگان: استدلال اخلاقی، وجود خدا، مسئله ی شر، باخودبیگانگی، خودآیینی
  • فاطمه سعیدی، عبدالرسول کشفی * صفحات 47-67
    التزام دینی و ربط و نسبت آن با عقلانیت از مباحث مهم فلسفه دین است. راجر تریگ از اندیشمندان معاصری است که این مسئله را محور توجه خود قرار داده است. در این مقاله ما دیدگاه او در خصوص سرشت التزام و ربط و نسبت آن با باور، معنا، توجیه و عقلانیت را از نظر گذرانده ایم. او با تعریف خاصی که از التزام ارائه می دهد، آن را مبتنی بر دو مولفه می داند: یکی باور گزاره ای و دیگری تعهد شخصی بدان. از آنجا که تریگ مولفه اول التزام را اساسی و بنیادین می داند، تمرکز مقاله نیز بر همین مولفه است. تریگ بر اساس مولفه اول، واقع گرایی و نقد نسبی انگاری را از لوازم حقیقی التزام می داند و در همین راستا به نقد ناواقع گرایی و نسبی انگاری در این حوزه می پردازد. او از جمله علل گرایش به نسبی انگاری در حوزه دین را تلاش ویتگنشتاین متاخر در واکنش به پوزیتیویسم منطقی می داند که منجر به جدایی و تمایز دین از علم شد. تریگ ضمن نقد این جریان فلسفی، می کوشد تا پیامدهای آن را نیز نشان دهد. او با تاکید بر زبان به عنوان امری که تبلور حقیقت است و ارتباط را امکان پذیر می کند و نیز تاکید بر سرشت مشترک بشر به مقابله با نسبی انگاری مفهومی می پردازد و راه را برای عقلانیت التزام می گشاید. مقاله در پایان نشان می دهد که اگرچه تریگ در نقدهایش به موفقیت هایی دست یافته است، به نظر می رسد جنبه ایجابی بحث او فاقد استحکام و دقت کافی است.
    کلیدواژگان: راجر تریگ، التزام دینی، نسبی انگاری مفهومی، واقع گرایی
  • سعیده سعیدی، موسی ملایری * صفحات 69-91
    غزالی، به عنوان یکی از اندیشمندان بزرگ جهان اسلام، نظریه های مهمی در بحث زبان دین ارائه کرده است. او با توجه به مبانی وجودشناختی و معرفت شناختی و رویکردهای کلامی و عرفانی، به مسئله زبان وحی پرداخته است. مهم ترین اثر غزالی که به طور جامع به فهم قرآن اختصاص دارد جواهر القرآن است. غزالی در این اثر، که متعلق به دوران عرفان گرایی اوست، به صورت گسترده ای به فهم باطن قرآن و گذر از ظاهر آن پرداخته است. او با اتکا بر تبیین مخصوصی از ماهیت وحی و نیز با استناد به نظریه تطابق عوالم وجود سعی می کند نشان دهد که وحی چگونه و طبق چه ضوابطی تنزل می کند و حقایق عالم ملکوت چگونه در عوالم پایین تر تمثل می یابند. در گام بعد نشان می دهد که راسخان در علم باید طبق چه میزان و معیاری به درک مقاصد آن نائل آیند. این نظریه که باید آن را نظریه زبان تمثلی وحی نامید، با هیچ یک از نظریه های فیلسوفان دین در باب زبان دین یکسان نیست.
    کلیدواژگان: وحی، تاویل، زبان تمثلی دین، غزالی
  • شهاب شهیدی * صفحات 93-107
    دی. زد. فیلیپس یکی از فیلسوفان سرشناس در حوزه ناواقع گرایی زبان دین است. او بسیار تحت تاثیر هیوم بوده و معتقد است هیوم توانسته در سه مرحله براهین خداشناسی را مخدوش کند. اگرچه او این نقدها را موفق می داند، با تمسک به هرمنوتیک تامل معتقد است که می توان از هیوم فراتر رفت و به تامل در مفاهیم دینی پرداخت. او از این طریق راه خود را از طرفداران هرمنوتیک سوءظن و احیاء جدا می کند. فیلیپس معتقد است برای فهم دین باید به تامل فلسفی درباره مفاهیم دینی پرداخت و به سبک زندگی دین داران توجه داشت. اما بر خلاف ادعای خودش، تفاسیرش از آموزه های دینی مثل وجود خدا، دعا و جاودانگی مطابق باور دین داران نیست و با نظر آنها فاصله زیادی دارد. به علاوه وی به انواع تقریرهای برهان نظم توجه ندارد و لذا بررسی های او در این زمینه ناقص است. در نهایت می توان گفت، اگرچه وی سعی کرده در برابر پوزیتیویست ها به مخالفت برخیزد، ولی نظام فلسفی او به گونه ای نیست که بتواند از معیارهای آنها فراتر رود.
    کلیدواژگان: فیلیپس، هیوم، هرمنوتیک احیاء، هرمنوتیک سوءظن، هرمنوتیک تامل
  • سیامک عبدالهی * صفحات 109-121
    با تدقیق در آثار دیوید هیوم، مشخص می شود هدف او از تبیین مسئله شر همان هدفی است که در سراسر فلسفه دینش دنبال می کند، یعنی حمله به الهیات طبیعی و معرفی کردن آن به عنوان امری فاقد وجاهت معرفتی و غیرنظام مند. بنابراین، خلاف آنچه در بیشتر تقریرها بیان شده، دایر بر این که هیوم با بیان مسئله شر قصد دارد استدلالی علیه وجود خدا بیاورد، هدف هیوم حمله به این ادعای الهیات طبیعی است که گزاره های دینی عقلا غیرقابل اثبات اند، نه آن که این گزاره ها کلا مردود باشند؛ یعنی به لحاظ معرفت شناختی آنها را بیرون از محدوده شناسایی انسان می داند، نه آن که به لحاظ وجودشناختی فاقد هستی باشند. بر همین اساس، در این جستار با پژوهشی کتابخانه ای، به دنبال آن هستیم که با نشان دادن دو گونه شاهد، که یکی اذعان صریح به امکان وجود علتی برای نظم موجود در جهان در متن آثار هیوم (پایان هر دو کتاب تاریخ طبیعی و گفتگوها) است، و دیگری راه حل هایی است که هیوم برای مسئله شر ارائه می دهد، مشخص گردد تقریر مشهور از مسئله شر او، که استدلالی علیه وجود خدا قلمداد می گردد، با در نظر گرفتن متن آثار وی چندان صحیح نیست. بنابراین لباس الحاد را از تن هیوم درمی آوریم و او را به نوع خاصی از ایمان گرایی قریب به رازوارگی ملبس می کنیم.
    کلیدواژگان: دیوید هیوم، ایمان گرایی، رازوارگی، مسئله ی شر، الهیات طبیعی
  • مرتضی فقیهی فاضل * صفحات 123-142
    الهیات طبیعی فهمی الهیاتی است که مستقل از حقایق وحیانی و تنها از طریق معارف بشری در پی ارائه دلیلی موجه برای باور به وجود خداوند است. الهیات طبیعی همواره به عنوان حلقه ارتباط همدلانه میان علم و دین مورد توجه بوده است. زیرا اگر منظور از دین حقایق وحیانی و منظور از علم مجموعه معارف بشری است، الهیات طبیعی را می توان همواره تبلور تلاش خداباوران برای برقراری گونه ای ارتباط میان دین و معارف بشری دانست. آیا چنین شیوه ای اعتبار دارد و در صورت اعتبار آیا ضرورت نیز دارد؟ پلانتینگا در این خصوص دو دیدگاه متفاوت را در حیات فکری خود برگزیده است. او در دیدگاه اول نه تنها الهیات طبیعی را غیرضروری بلکه آن را همچون الحاد طبیعی بی اعتبار می خواند، و در عین حال با تشبیه باور به وجود خدا به باور به دیگر اذهان بر عقلانیت آن تاکید می کند. اما در دیدگاه دوم، علی رغم تاکید بر نفی ضرورت الهیات طبیعی، آن را به لحاظ معرفتی معتبر می داند و کارکردهایی را برای آن برمی شمارد.
    کلیدواژگان: الهیات طبیعی، استدلال غایت شناختی، علم و دین، طبیعت گرایی فلسفی، آلوین پلانتینگا
  • جعفر فلاحی * صفحات 143-165
    اخلاق حرمت حیات پرورده آلبرت شوایستر حامی صورت های مختلف حیات اعم از بشری و غیربشری است و بر حفظ و حرمت به حیات تاکید دارد. از سوی دیگر، آرتور شوپنهاور معتقد به انکار حیات و کناره گیری از آن است. این مقاله به ربط و نسبت بین اخلاق حرمت حیات و اندیشه های شوپنهاور می پردازد. از سویی حرمت حیات مبتنی بر اراده معطوف به حیات و تاکید بر تجربه های انضمامی و جزئی است که نشان از مشابهت با و تاثیرپذیری از مبانی متافیزیکی و روشی شوپنهاور دارد. اما از سوی دیگر آلبرت شوایتسر، مبدع اخلاق حرمت حیات، با تفسیری پویا از مفاهیم شوپنهاوری «اراده معطوف به حیات» و «کنارگیری»، و تاکید بر «اراده معطوف به محبت»، بر خلاف شوپنهاور راه به تایید حیات و تاکید بر حفظ و حرمت حیات می برد. انگیزه های خاص الهیاتی او در این میان قابل مشاهده اند. بنابراین این دو اندیشمند در مبادی اخلاقی و اخلاق هنجاری و نیز در ابتنای زندگی و عمل خود بر نظریه هایشان کاملا متفاوت اند. از سویی تاثیر مبادی مسیحی شوایتسر بر اخلاق حرمت حیات و از سوی دیگر تاثیر پیشینه روانی شوپنهاور بر بدبینی او به جهان و در نتیجه انکارش در باب حیات مشهود است.
    کلیدواژگان: اخلاق حرمت حیات، آرتور شوپنهاور، مسیحیت، آلبرت شوایتسر، الهیات انسان شناختی
  • محمد محمدرضایی *، مهدی خیاط زاده صفحات 167-183
    شیخ محمدحسین غروی اصفهانی بر وجود خداوند استدلالی را اقامه کرده است که در در زمره براهین وجودی و صدیقین به شمار می رود. این برهان، در میان اندیشمندان معاصر، طرفداران و منتقدان جدی داشته و در مجموع پنج تقریر برای آن بیان گردیده است. در مقاله پیش رو، تقریرهای پنجگانه ای که برای برهان ایشان بیان گردیده است، در سه محور کلی مورد بررسی واقع شده است: محور اول، مفهوم واجب الوجود از این جهت که مفهومی ذهنی است؛ محور دوم، مفهوم واجب الوجود از این جهت که از امری ورای خود حکایت می نماید؛ و در نهایت، حقیقت واجب الوجود یا موجود بذاته در خارج. بعد از بیان هر تقریر، همخوانی آن با بیان محقق اصفهانی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت بین تقریرهای مختلف از جهت همخوانی با متن کلام ایشان داوری انجام شده است. نتیجه نهایی که در این مقاله گرفته می شود این است که تقریر برهان بر اساس محور دوم تنها تقریری است که با ابیات محقق اصفهانی همخوانی دارد.
    کلیدواژگان: محقق اصفهانی، برهان وجودی، برهان صدیقین، مفهوم واجب الوجود
  • علی اصغر مروت * صفحات 185-210
    ریچارد داوکینز در پندار خدا، به تفصیل، به نفی خدایی که ناظم منظومه های طبیعی است پرداخته است. البته او در این کتاب، به اجمال، به نفی خدایی که اجابت کنندهٔ دعا، معجزه گر و همه توان در عین همه دانی نیز پرداخته است. بحث داوکینز در نفی خدای ناظم دارای سه مفهوم اصلی است: انتخاب طبیعی، پیچیدگی و احتمال ناچیز. او به هنگام قرار دادن «انتخاب طبیعی» به جای خدای ناظم، به جای نقد علمی این نظریهٔ پرطرفدار که از انتخاب طبیعی به عنوان طریق الهی خلقت یاد می کند، صرفا با تمسخر از کنار این نظریه می گذرد. و در بحث از «پیچیدگی» خدای ناظم، دچار مغالطهٔ اشتراک لفظی می شود. همچنین او در بحث از پذیرفتنی یا قابل انکار دانستن آنچه واقعیت آن «احتمال ناچیزی» دارد نیز در کتاب خود به تناقض گویی می افتد. در این مقاله علاوه بر مطالب فوق، نشان داده خواهد شد که مهم ترین استدلال های داوکینز از مدت ها قبل از طرح آنها توسط او، در کتب اهل کلام، پاسخ های درخور تاملی یافته اند. اما داوکینز بدون انتقاد از آن پاسخ ها، در حقیقت بدون این که خود متوجه باشد، بحث خود در وجود خدا را ناتمام رها کرده است. در ضمن در مقاله حاضر قرائنی حاکی از جانبدارانه بودن پژوهش داوکینز در پندار خدا ارائه خواهد شد.
    کلیدواژگان: ریچارد داوکینز، انتخاب طبیعی، وجود خدا، پندار خدا
  • علیرضا مصدقی حقیقی، افلاطون صادقی *، محمد حسین مهدوی نژاد، اسماعیل زارع صفحات 211-232
    براهین اخلاقی اثبات وجود خدا که از مقدماتی با محتوای تجربه و اندیشه اخلاقی صورت یافته اند، به برهان اخلاقی عملی و نظری تفکیک می شوند. کانت نخستین بار از راه عقل عملی و با استناد به این که اخلاق اساسا یک تعهد عقلانی است، فرض وجود خداوند را برای تحقق خیر برین که غایت حیات اخلاقی انسان است ضروری شمرد. در نظر منتقدان، این برهان از حیث سازگاری درونی خودمتناقض و از اثبات وجود خارجی خداوند ناتوان است. از این رو، برخی شارحان کانت تلاش کرده اند از راه اثبات عینیت ارزش های اخلاقی برهانی نظری بر وجود خدا شکل دهند. ایشان مدعی اند رفتار اخلاقی انسان ها در ادوار مختلف مبتنی بر وجود پاره ای ارزش های اخلاقی عام، جهان شمول و آفاقی است که صرفا با در نظر گرفتن وجود خدایی یگانه قابل تبیین است. کسانی نیز تلاش نموده اند با اصلاح چهارچوب کلی برهان اخلاقی کانت و از راه عقلانیت عملی اخلاقی زیستن، استدلالی خداگرایانه بر مبنای اخلاق شکل دهند. در نظر ایشان، پذیرش مرجعی مقتدر و نامتناهی در راس نظام اخلاقی در مقایسه با نظریه های رقیب، به لحاظ عملی و در فرایند تصمیم سازی اخلاقی، سودمندتر است. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی ضمن تحلیل انتقادی برهان اخلاقی کانت، تلاش های صورت یافته در جهت اصلاح این برهان، که عموما به دو گونه تقریر نظری و عملی انجامیده است، بررسی و نقد می شود.
    کلیدواژگان: خداوند، برهان اخلاقی، برهان اخلاقی نظری، برهان اخلاقی عملی، کانت
  • محمود هدایت افزا * صفحات 233-256
    ایده سینوی در باب ترادف مفهومی صفات ذاتی ایزد متعال شاذترین نگاه در باب اوصاف ذات احدی محسوب می شود. طبعا این رخداد معلول برخی دلایل علمی و عوامل غیرمعرفتی است، که پژوهش پیش رو عهده دار گردآوری و تبیین آنهاست. عدم ارائه استدلال قیاسی به سود این مدعا در آثار مشهور سینوی، عدم طرح نظریه در اشارات و تنبیهات، بی توجهی شارحان آراء بوعلی به اصل نظریه، گزارش های ناقص اندک ناقدان ایده «ترادف»، خوانش کلامی از کلمات شیخ، و تقلیل نظریه وی به اتحاد مصداقی صفات، همگی عوامل مستند مهجوریت ایده سینوی در باب مفاهیم اوصاف الهی به شمار می آیند. اما نقدهای پررنگ صاحب اسفار بر ایده «ترادف» بستر مناسبی برای اطلاع اجمالی متاخران، از آن نظریه، فارغ از شناخت قائل آن فراهم ساخت. در این میان، احمد احسائی از ایده «ترادف» استقبال کرد و با تمهیدات بیشتری به تبیین دقیق تر آن نظریه و دفع انتقادات صدرایی همت گمارد. احسائی همچنین در جهت تطبیق ایده «ترادف» با آموزه های شیعی تلاش شایانی نمود، اما به دلیل مهجوریت مکتب فکری وی در محافل علمی رسمی و نیز برخی نقود تخریبی اندیشمندان متاخر بر آراء او، به فاصله اندکی، مجددا ایده مزبور به دست فراموشی سپرده شد.
    کلیدواژگان: ترادف مفهومی صفات خداوند، ذات احدی، انتزاع مفاهیم متغایر، ابن سینا، احمد احسائی
|
  • Maryam Barooti, Ghasem Kakaie *, Reza Akbarian Pages 1-12
    In the majority of his works, Tabatabaie takes the side of cataphaticism about divine attributes. But the theory is presented in his different works in different ways. There are at list 3 ways in which he has presented the theory including (1) verticality of meaning regardless of instances, (2) verticality of meaning with respect to expression of instances, and (3) ungradedness of meaning with respect to the goal and the common function. In this article, we shall try to explain and analyze the three models, and give examples of each one from his works. Notwithstanding that cataphaticism have advantages and transcends the finitude-oriented natural language and makes use of it with regard to God, it suffers from noteworthy shortcomings.
    Keywords: Allamah Tabatabaie, Cataphaticism, Divine Attributes
  • Amirhossein Khodaparast * Pages 23-46
    While the moral argument for the existence of God is a more familiar issue in philosophy of religion, recently, atheist philosophers have proposed a moral argument against the existence of God. This argument has been formulated in at least five ways: (1) from the problem of evil, (2) from the critique of alienation, (3) from autonomy, (4) from the critique of expediency, and (5) from the immoral teachings of world religions. Some of these formulations can be regarded as a theoretical moral argument against the existence of God and some of them as a practical/pragmatist moral argument against the existence of God. Theoretical moral arguments against the existence of God have concentrated on moral evidence that show there is no God and, so, theism is false, while practical moral arguments against the existence of God have concentrated on the fact that belief in God is an obstacle for fulfilled moral living and achieving the ends of moral life, or even makes our actions immoral. At the end, I conclude that none of the formulations of the moral argument against the existence of God are productive. However, there are important lessons in each of the formulations of the argument for theists if they attend to them.
    Keywords: Moral Argument, The Existence of God, The Problem of Evil, Alienation, Autonomy
  • Fatemeh Saeedi, Abdorasoul Kashfi * Pages 47-67
    Religious commitment and its relation to rationality has been always one of the important questions in philosophy of religion. Trigg is one of the contemporary philosophers who has considered this issue. In this article, we consider his view regarding the nature of commitment and its relation to belief, meaning, justification and rationality. He thinks that commitment has two elements: propositional belief and personal commitment to it. Since Trigg thinks that the first element is fundamental, this article concentrates on it. Concerning the first element, Trigg thinks that negation of “non-relativism” and “realism” are two true implications of religious commitment. So, he criticizes “non-realism” and “relativism”. He thinks that the effect of the thought of late Wittgenstein in reaction to logical positivism is prominent and it leads to separation of religion from science. Trigg criticizes this line of thought and tries to show its consequences. Emphasizing on language as showing the truth and making the relation possible and emphasizing on the common nature of human being, Trigg opposes conceptual relativism and seeks to open the way to rationality. In this article, we argue that although Trigg is successful in his criticisms, the affirmative aspect of his discussion lacks sufficient strength and precision.
    Keywords: Roger Trigg, Religious Commitment, Conceptual Relativism, Realism
  • Saeede Saeedi, Mousa Malayeri * Pages 69-91
    Al-Ghazali, as one of the greatest thinkers of the Islamic world, has proposed notable views on religious language. He has addressed the language of revelation according to ontological and epistemological bases and theological-mystical approaches. His most important work in this subject is Jawaher-al-Koran. In this book, which pertains to the period of his engagement with mysticism, al-Ghazali has comprehensively addressed the esoteric understanding of the Qur’an. Based on his notion of revelation and his theory of the conformity of different worlds, he tries to explain how and by which criteria the revelation descends, and also the way the entities of the spiritual world are represented in the mundane world. He, then, presents the way through which mystics can attain the purposes of revelation. This view which should be named the representative language of revelation theory is not similar to any of the theories of other philosophers of religion.
    Keywords: Revelation, Esoteric Understanding of the Quran, Representative Language of Religion, Al, Ghazali
  • Shahab Shahidi * Pages 93-107
    D. Z. Phillips is one of the most important philosophers who believe in non-realism about religious language. He was highly influenced by Hume and believed Hume has criticized the arguments for the existence of God in three levels. Although he considers these criticisms as successful ones, by appealing to the hermeneutics of contemplation, he maintains that we should go beyond Hume and contemplate religious concepts. He separates his way from the proponents of hermeneutics of recollection and suspicion. According to him, we should understand religion through contemplating religious concepts and taking heed of the life of believers. In contrast to his claims, his interpretations about religious propositions such as the existence of God, prayer and immortality are not consistent with the believers’ ideas. Furthermore, he has neglected different versions of design argument. That’s why his investigations are incomplete. It can also be said that even though he attempted to go beyond the criteria of logical positivism, he could not do it.
    Keywords: : D. Z. Phillips, David Hume, Hermeneutics of Recollection, Hermeneutics of Suspicion, Hermeneutics of Contemplation
  • Siamak Abdollahi * Pages 109-121
    Close examination of the works of David Hume shows that his aim to explain the problem of evil is to attack natural theology and introduce it as a situation that is non-epistemological and unsystematic. So, contrary to what the majority of interpretations which typically express that he makes an argument against the existence of God, Hume wants to show that the statements of natural theology are rationally unprovable, and he does not want to totally decline them. As a matter of fact, they ontologically exist, and are epistemologically out of human cognition. This article shows that the popular interpretation is false, and this would be done in two ways: the first is Hume's statements about the cause of the world (at the end of both Natural History and Dialogues), and the second is Hume’s solutions for the problem of evil, that have mystical streaks. Based on these fact, it will be shown that Hume is not an atheist, but he is a mystical fideist.
    Keywords: David Hume, Fideism, Mysticism, Problem of Evil, Natural Theology
  • Morteza Faghihi Fazel * Pages 123-142
    Natural theology is known to be a type of theology that seeks to justify religious beliefs, particularly the belief in God, based on human knowledge unaided by revelation. Natural theology has been always seen to be a link relating science and religion. If the purpose of religion, the revealed truths and the purpose of science is a collection of human knowledge, then natural theology can always be cemented by the efforts of theologians to establish a relationship between religion and human knowledge. Is such a way valid and if it is valid, is it necessary? Plantinga in this regard has chosen two different perspectives in his intellectual life. In the first view, he did not only consider natural theology as unnecessary, but it has discredited as natural atheism. At the same time, it was emphasizing its rationality by resembling the belief in the existence of God in the belief in other minds. In the second view, however, despite the emphasis on the negation of the necessity of natural theology, he considers it epistemically valid and mentions some functions for it.
    Keywords: Natural Theology, Teleological Argument, Science, Religion, Philosophical Naturalism, Alvin Plantinga
  • Jaafar Fallahi * Pages 143-165
    Ethics of reverence for life – presented by Albert Schweitzer - advocates any kind of life be it human or not. Arthur Schopenhauer believes that one has to deny life and resign from him. In this essay the relation between ethics of reverence for life and Schopenhauer’s thoughts is investigated. Reverence for life is based on the will to live and methodologically on particular and concrete experiences, which shows the similarity between its metaphysical bases of the ethics and that of Schopenhauer’s thoughts. Albert Schweitzer, However, by rereading Schopenhauer’s notions of the will to live and resignation and by emphasis on will to love, unlike Schopenhauer, leads to life affirmation and reverence for life. Schweitzer’s special kind of theological motivations could be seen here. The two thinkers are different in normative ethics. On one hand, the effect of Schweitzer’s Christian ground on his ethics of reverence for life is visible, and on the other hand, the effect of Schopenhauer’s psychological background with his mother on his pessimistic worldview and consequently on life denial is undeniable.
    Keywords: Ethics of Reverence for Life, Arthur Schopenhauer, Christianity, Albert Schweitzer, Anthropological Theology
  • Mohammad Mohammadrezai *, Mahdi Khayatzadeh Pages 167-183
    Ayatollah Muhammad Hussein Gharawi Isfahani (Muhaqqiq Isfahani) presented an argument for the existence of God which is classified among ontological arguments. Among contemporary thinkers in Iran, this argument has attracted serious supporters and critics alike. Overall, five readings have been put forth for this argument. In the present study, these five readings have been analyzed in three main frameworks including (1) the concept of the Necessary Being as a mental concept, (2) the concept of Necessary Being as representing something out of itself and finally, (3) the reality of the Necessary Being or the objectivity of the Being by Itself. After presenting each reading, its compatibility with Isfahani’s argument will be analyzed. It will be shown that Isfahani's argument should be regarded as an argument in the second framework.
    Keywords: Muhaqqiq Isfahani, Ontological Argument, Proof of the Righteous (Burhan, e Seddiqin), the Concept of Necessary Being
  • Aliasghar Morovvat * Pages 185-210
    In The God delusion, in detail, Richard dawkins denies the God who gives order to the natural system; of course, in this book, in brief, he rejects God who hears prayer, does miracle and is aware of everything's and is omnipotent. dawkins’ Discussion on orderer God has three main concepts: natural selection, complexity and a low probability. When he substitutes orderer God with the natural selection, thus dosn’t criticise this popular theory that know divine way of creation as natural selection, but ridicules it and his discussion on complexity of the orderer God, use verbal share paralogism. In addition to, his discussion about to accepting or denying what its truth has a low probability have paradoxes in his book. In this article, in addition to above, I argue that in the books of theologians, the most important Dawkins arguments have been answered long before that he debate them. However, dawkins without criticism of responses and without being aware of it, give unfinished Discuss about God. Also in this paper, I indicate that dawkins’s investigation in the god delusion is biased.
    Keywords: Richard Dawkins, Natural Selection, The Existence of God, The God Delusion
  • Ali Reza Mosadeghi Haghighi, Aflatun Sadeghi *, Mohammad Hosein Mahdavinejad, Ismaail Zare Pages 211-232
    The moral arguments for the existence of God which are formed by appealing to moral thought and experience can be categorized into theoretical and practical arguments. Kant was the first thinker who introduced the argument based on the fact that morality is an intellectual commitment. He asserted that it is necessary to assume the existence of God in order to realize goodness that is the ultimate goal of human moral life. His argument, from the critics’ point of view, is self-contradictory for its internal inconsistency and its being unable to prove the external existence of God. Thus, some Kant’s commentators have attempted to provide a theoretical argument for the existence of God by appealing to the objectivity of moral values. They claim that humans’ moral behavior in different periods is based on some universal, and popular moral values which can be explained only by taking God for granted. Some have tried, also, by correcting the general framework of Kant’s moral argument and through practical rationality of moral life, to provide a theistic argument based on morality. In their view, in the process of moral decision making and, it is practically more beneficial to accept a powerful and infinite reference at the top of a moral system, in comparison to the rival theories. In this article, while critically analyzing Kant's moral argument, we shall assess the efforts made to correct the argument resulted in both theoretical and practical expressions.
    Keywords: God, Moral Argument, Theoretical Moral Argument, Practical Moral Argument, Kant
  • Mahmud Hedayatafza * Pages 233-256
    The Avicennian idea about the conceptual synonymy of the divine characteristics of the omnipotent God is considered as the rarest viewpoint having something to do with the characteristics attributed to the One God. Naturally, such an incident has been caused both by some epistemic and non-epistemic factors. The present study compiles and elaborates these factors. There are several causes which have resulted in abandonment of Avicennian theory of divine attributes including (1) he absence of deductive reasoning in favor of such a claim in Avicennian popular works, (2) the absence of the theory from Avicenna’s major work, al-Isharat wa al-Tanbihat, (3) negligence of Avicenna’s commentators with respect to the theory, (4) scarcity of reports by the critics of the idea of “synonymy”, (5) theological perceptions of the Avicennian discourse and (6) reducing his theory to an referential unification of the divine characteristics. But, the highly accentuated criticisms by Mulla Sadra of the idea of “synonymy” brought about an appropriate grounding for the late-comers’ awareness of the theory, free from having a clear recognition of the person who proposed it. In between, Ahmad al-Ahsa’ie welcomed the idea of “synonymy” and endeavored to come up with a more precise elucidation of the aforementioned idea as well as the refutation of the criticisms put forth by Mulla Sadra. Also, al-Ahsa’ie made considerable efforts in line with adjusting the idea of “synonymy” with the Shiite teachings, but in virtue of his being refuted by the mainstream Shiite thinkers, the theory made ignored after a short time.
    Keywords: Conceptual Synonymy Theory, Essence of the One, Conflicting Concept's Abstraction, Avicenna, Ahmad al Ahsaie