فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 36 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 36 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • رضا غفوری * صفحات 9-32
    آذربرزین پسر فرامرز، یکی از یلان نامدار منظومه های حماسی پس از شاهنامه است. برای نخستین بار در بهمن نامه است که آذربرزین بدون هیچ مقدمه ای وارد داستان می شود و پس از کین خواهی از بهمن، دیگر سخنی از او به میان نمی آید. در منظومه های دیگری مانند فرامرزنامه بزرگ و شهریارنامه، روایت هایی درباره چگونگی آشنایی فرامرز با مادر آذربرزین آمده و در منظومه اخیر، حتی آینده آذربرزین نیز پیش بینی شده است. در برخی طومارهای نقالی و برخی روایات شفاهی شاهنامه روایات متعددی از سرگذشت آذربرزین نیز هست که اگرچه در ساختار داستان با روایت بهمن نامه برابری دارند، اما افزوده های دیگری نیز در این دسته روایات دیده می شود که اگر ریشه در روایات کهن نداشته باشند، بیانگر شهرت داستان های فرامرز و به تبع او فرزندش آذربرزین، در میان توده مردم بوده است.
    در این مقاله به بررسی مجموعه روایاتی که در ادب پهلوانی، درباره آذربرزین از آغاز تولد تا پایان زندگیش آمده می پردازیم؛ سپس نشان می دهیم که مهمترین خویشکاری آذربرزین در ادب پهلوانی ایران، نبرد با بهمن پادشاه کیانی است و پس از ادای این وظیفه، این پهلوان از صحنه داستان های ملی خارج می شود و به تبع آن، سیر روایات پهلوانی نیز به پایان می رسد.
    کلیدواژگان: آذربرزین، فرامرز، بهمن، شهریارنامه، فرامرزنامه بزرگ
  • نصرت الله دین محمدی کرسفی * صفحات 33-61
    کالیگرام(Calligramme)، نوعی شعر کانکریت(Concrete poetry)است که گیوم آپولینر(1918-1790)، شاعر فرانسوی، آن را برای اولین بار در ادبیات فرانسه مطرح کرد و بنیاد نهاد. کالیگرام در زبان فرانسه، به معنای خطاطییا نقاشیخط است. در اصطلاح ادبی، نوعی جریان شعری است که از ترکیب سه هنر: نوشتار، گرافیک و خوشنویسی ایجاد می شود. نوع چینش و ترکیب واژه ها و جملات نوشتاری شعر کالیگرام، به گونه ای است که یک تصویر گرافیکی مثل تصویر پرنده، درخت، گل، شمشیر، چهره انسان و... را تشکیل می دهد. ضمنا متن شعر، با خط زیبای خوشنویسی نوشته می شود. در این مقاله، تلاش نگارنده بر این بوده که با نگرش تطبیقی، بین یکی از کالیگرام های آپولینر با عنوان «شعر ذخیره» با نمونه ای از شعرهای توشیح(مشجر) رشیدالدین وطواط با عنوان «عشق بتان» مقایسه ای انجام دهد. اهمیت و ضرورت تحقیق، کشف و شناسایی مشابهت های فرمالیستیو همانندی های گرافیکی میان این دو گونه شعری از ادبیات دو کشور متفاوت است که می تواند حکایت از روابط پنهان و پیدای هردو کشور داشته باشد. نتیجه سخن این است که دو شعر مذکور حداقل از چهار جهت با همدیگر شباهت شکلی دارند: 1- تجسمی بودن هردو شعر 2- مشابهت محتوایی و مضمونی 3- آمیختگی هر دو شعر با هنر خوشنویسی 4- توجه متوازن به بعد شنیداری و گرافیکی هر دو شعر.
    کلیدواژگان: کالیگرام(نقاشیخط)، شعر توشیح(مشجر)، شعر کانکریت(تجسمی)، گیوم آپولینر، رشید- الدین وطواط
  • جمال احمدی *، سارا زمانی صفحات 63-87
    حکیم سنایی غزنوی(529- 467 ه) بدون تردید از استادان مسلم شعر فارسی در قرن های گذشته است. او اولین شاعری است که به صورت جدی مباحث کلامی، حکمی و عرفانی را وارد شعر فارسی کرد. هم محتوای مثنوی را دگرگون کرد، هم محتوای قصیده و غزل را. شاید این گفته اغراق نباشد که در تاریخ شعر فارسی تا به امروز شاعران اندکی چون او توفیق این تغییر سبک را داشته اند. همین مسئله باعث شد که آثار او، بویژه: حدیقه الحقیقه، قصاید و غزلیاتش، هم از لحاظ زبانی و هم از لحاظ فکری و محتوایی مورد استقبال و پیروی بسیاری از شاعران مطرح ادب فارسی، چون: نظامی، خاقانی، سعدی، عطار و مولوی قرار بگیرد. با وجود پژوهش های فراوانی که بر روی آثار سنایی صورت گرفته، هنوز ابهاماتی در زندگی، آثار و حوادث تاریخی حیات او وجود دارد. آثاری به او نسبت داده شده که در صحت آنها تردیدهای جدی مطرح است. یکی از آثار منتسب به سنایی، مثنوی طریق التحقیق است. فرضیه نگارندگان مقاله این است که این منظومه از آن سنایی نیست. با توجه به دلایل گوناگون، از جمله منابع کتابخانه ای و دلایل سبک شناسی، دلایل کلامی، وجود تناقض در ابیات آخر منظومه، چون مطرح شدن سال سرودن منظومه به صراحت براساس حساب جمل، مجرد بودن سنایی و تاهل صاحب طریق التحقیق، نتیجه ای که از این پژوهش حاصل آمده گویای این نکته است که مثنوی طریق التحقیق به هیچ وجه نمی تواند از آن سنایی باشد. و البته بدیهی است که نویسندگان این مقاله هیچ اظهار نظری درباره سراینده اصلی مثنوی طریق التحقیق نمی کنند؛ زیرا این کار، مستلزم پژوهش مستقل دیگری است.
    کلیدواژگان: حکیم سنایی، طریق التحقیق، حدیقه الحقیقه، انتساب آثار، نقد تاریخی
  • یوسف اصغری بایقوت * صفحات 89-111
    بخشی از دیوان خاقانی را اشعار عربی وی به خود اختصاص داده؛ این بخش به سبب فقدان تصحیح موفق همچنان آشفته و غامض است. از مطالعه نسخه های خطی و چاپی دیوان خاقانی بدین نتیجه می رسیم که ناسخان و مصححان در ضبط و گزینش مصاریع، عبارات و واژگان به قرینه های همسان آن که اغلب به شیوه های مختلفی در بیتی یا ابیاتی و یا در دیگر آثار شاعر تکرار و نمود یافته است؛ توجه و عنایتی نداشته و از این روی ضبط های نامعتبر و گزینش های غلط را در تصحیحات خود وارد کرده اند. مراد از قرینه های همسان هرگونه قرینه ای است که بتواند ذهن ما را به سوی قرینه دیگر سوق بدهد. این قرینه از ساختار های یکسان نحوی و صرفی گرفته تا صناعات ادبی نظیر: ترصیع، موازنه، انواع جناس، طباق، مراعات النظیر و لف و نشر و... قابل تعمیم است. پژوهش حاضر با عنایت به این قرینه ها، ابیاتی را که دقیق نقل نشده اند، نقد و بررسی می کند و صورت صحیح آنها را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: خاقانی، اشعار عربی، تصحیح انتقادی، قرینه های همسان
  • فتانه صادقیان *، محمد شفیع صفاری، سیدعلی قاسم زاده صفحات 113-142
    یکی از مولفه های مشترک متون دینی و عرفانی «مکاشفه» یا «آپوکالیپس» است. بازتاب آپوکالیپس در خلال متون دینی، حماسی، عرفانی و اساطیری ملل مختلف نشانه حضور ژرف و نقش کم نظیر عناصر ماورای طبیعی در ایجاد پیوندهای ناگسستنی میان آثار کهن دینی و عرفانی و اسطوره ای است. مشابهت های کتب مقدس جهان؛ از جمله کتاب مقدس(عهد قدیم و عهد جدید)، آثار خلاق صوفیانه و عرفانی مثل مثنوی مولانا، اشعار شاه نعمت الله ولی و حتی اشعار سهراب سپهری، همچنین کتاب های دینی- اسطوره ای زرتشتیان و متون حماسی از جمله شاهنامه و ایلیاد و... در پرداخت یکسان و مشابه به حوادث آینده و گاه گذشته محور، گواه این همبستگی یا مشابهت ساختاری است. نظر به نقش حیاتی این عنصر در ایجاد پویایی و ماندگاری آثار خلاق، این جستار توصیفی- تحلیلی تلاش می کند به فرایند گذار آپوکالیپس از اسطوره به حماسه بپردازد. هدف از این پژوهش، کشف بن مایه های آپوکالیپسی در متون اسطوره ای حماسی ویافتن وجوه شباهت و تفاوت در نوع عملکرد این عنصردر متن است که می تواند کلیدی برای فهم پیچیدگی ها و گشایش گره های درون متون اساطیری و حماسی باشد. از نتایج تحقیق برمی آید که توجه به وجوه آپوکالیپسی متون حماسی، آبشخور اسطوره ای متون حماسی را بیش از پیش برملا می سازد. با این حال، هرچه از عصر اسطوره ای به عصر حماسی نزدیک می شویم، عناصر متافیزیکی، چون مکاشفات پیشگویانه، صورتی عقلانی تر و انتزاعی تر می یابند. وجود جنبه های اساطیری به شکل کم رنگ تر و محدودتر در حماسه آشکار می گردد. همچنین عنصر آپوکالیپس در شاهنامه و گرشاسب نامه قوی تر و متنوع تر نمود می یابد؛ ولی در کتب اساطیری و حماسی غرب چون انه اید، ایلیاد و ادیسه ابزار و اسباب کارکردهای آپوکالیپسی در دست خدایان و الهگان است و در بهشت گمشده با فضایی کاملا متفاوت موارد پیش گویی و پس گویی بیشتر رویکردی آخرالزمانی و شهودی دارند.
    کلیدواژگان: اسطوره، حماسه، آپوکالیپس، پیش گویی، پس گویی، مکاشفه
  • بتول واعظ *، محمدرضا حاجی آقا بابایی صفحات 143-203
    تفسیر و تحلیل شعر، فرآیندی است که تنها با بررسی زبانی و بلاغی و یا در چارچوب یک نظریه ادبی به صورت مجزا نمی توان به فهم جامع و حداکثری از آن دست یافت. تفسیر و تحلیل شعر، زمانی دشوارتر می شود که با شعری ناب و هنرمندانه روبه رو می شویم. در مواجهه با چنین شعری، ابهام هنری موجود در نظام معنایی- ساختاری شعر، افق فهم خواننده مفسر را با دشواری خوانش و ارائه تحلیلی منسجم رو به رو می کند. برای تحلیل دقیق چنین متونی به روشی نیاز است که بتواند از تمام ابعاد متن پرسش کند و پاسخ را در بافت زبانی و موقعیتی متن بیابد و تحلیلی منسجم و قانع کننده از متن ارائه دهد. در این مقاله، شعر «هنوز در فکر آن کلاغم» احمد شاملو بر اساس چنین شیوه ای مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است در این شعر، شاعر با بهره گیری هنرمندانه و دقیق از عناصری چون واژه ها، ترکیبات، ابهام های شاعرانه، نمادها و ایجاد تقابل های مفهومی در پی بیان این اندیشه است که صداها و اندیشه های تازه در جوامع ایستا از سوی متحجران و خشک مغزان همچون بانگ شوم کلاغان، ناخوش و گوش خراش است. این شعر به گونه ای بیانگر تقابل سنت و حامیان آن با نوآوری و پیروان آن است.
    کلیدواژگان: تحلیل متن، الگوی پرسش محور، احمد شاملو، شعر کلاغ
  • عبدالمجید محققی*، فاطمه حیات داودی، میترا اکبرزاده صفحات 205-171
    سخن کاوی و تحلیل گفتمان به تجزیه و تحلیل پیوندهای درونی متن که ساختار آن را تشکیل می دهد، می پردازد. در درک این پیوندهای درونی، تحلیل ساختار و هماهنگی معنایی اجزا و عناصر متن ضروری است؛ زیرا منجر به خوانش عمیق اثر ادبی می شود. برای رسیدن به این هدف نگارندگان به بررسی ساخت متنی مصباح الهدایه که از جمله متن های ادبی گفتمان مدار برجسته قرن هشتم ه.ق و نثر آن آراسته به گفتمان عرفانی است، در دو مقوله ساخت مبتدا- خبری و انسجام پرداخته اند. در مبحث ساخت مبتدا- خبری نشان داده اند که ساختار به کارگیری اطلاعات در این کتاب دارای انعطاف پذیری زیادی نیست؛ اما فضای حاکم بر آن فضای حرکت و سلوک است. پیام اصلی نویسنده کتاب نیز این است که دینداری–یعنی همان اصل اساسی- ای که برای سلامت جامعه قرن هشتم -که دچار انحطاط اخلاقی و فساد شده و از دین فاصله گرفته- از ضروریات است. در مبحث انسجام نیز به بررسی متن در سه بخش دستوری، واژگانی و پیوندی پرداخته شده؛ در بخش دستوری کارکردهای انسجام عبارتند از ارجاع، جانشینی و حذف که کاربرد فراون آن در متن باعث جلوگیری از ملالت و دلزدگی در خواننده و همچنین ترغیب وی برای خواندن متن شده است. در بخش انسجام واژگانی نیز تکرار و هم آیی که نقش مهمی در القای معانی، زیبایی آفرینی، تاثیرپذیری بیشتر و همچنین یکپارچگی معنای متن و زنجیره انسجامی آن دارند، تبیین گشته اند. در مبحث عناصر پیوندی ادوات پیوندی بین جملات متن در عوامل ربط افزایشی، سببی، تقابلی و زمانی تشریح شده است و در نهایت این نتایج به دست آمده که بسامد مولفه های افزایشی و سببی بیشتر از سایر عوامل پیوندی کاربرد دارد که این خود می تواند به دلیل تاثیرپذیری از موضوع مورد بحث و همچنین اقناع مخاطبان باشد. روش کار در این مقاله دستور کار مایکل هالیدی و رقیه حسن است.
    کلیدواژگان: گفتمان عرفانی، ساخت و معنا، متون ادبی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، انسجام دستوری
  • فرنگیس شاهرخی*، اسماعیل صادقی، محمدرضا سنگری صفحات 207-231
    بررسی تاثیرپذیری شاعران از متون دیگر، از جذاب ترین مقوله های نقد ادبی است. شعر عزیزی از رهگذر تاثیرپذیری از قرآن و سرشار بودن از پشتوانه های قرآنی از عناصر و مناسبات بینامتنی فراوانی برخوردار است که با توجه به رویکرد بینامتنیت قابل مطالعه است. در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تطبیقی در صدد بوده ایم تا به بررسی وجوه همسانی و تاثیرپذیری عزیزی از قرآن کریم و چگونگی بازتاب واژه ها، تعبیرات، ترکیبات، مفاهیم و مضامین قرآن کریم در شعر او بپردازیم و سرانجام به این نتیجه دست یافته ایم که از میان انواع روابط میان متنی، رابطه اشعار وی با قرآن کریم از نوع درون نشانه ای، درون- فرهنگی، بینامتنی قوی و درزمانی است و از حیث فنی و هنری دارای رابطه کامل متنی، کامل تعدیلی، جزئی، واژگانی، مفهومی و تلمیحی است. از این میان، رابطه واژگانی و تلمیحی بارزترین نوع هم حضوری دو متن مورد بررسی است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، احمد عزیزی، بینامتنیت، شعر انقلاب اسلامی
|
  • Reza Ghafouri * Pages 9-32
    Azar Burzin, the son of Faramarz, is one of the famous heroes in epic texts after Shahname. In Bahman Name for the first time he appears without any introduction in the story and then after taking revenge on Bahman he disappears. In other epics like great Faramarz nameh and Shahriyar Name, stories about how Faramarz got familiar with Azar Burzin’s mother and even in Shahriyar Name, Azar Burzin future is predicted. Furthermore, in some narrations carried out by narrators of Shahnameh and some of folklores, various points about his life have been stated. Although in all these narrations about Azar Burzin one can find a structure similar to the story structure of Bahman Nameh, some additions have been made which have no realities in old narrations. However, these indicate that Faramarz and his son Azur Barzin have been famous among the people.
    In this article, the author has tried to study the narrations of Azur Barzin from his birth to his death and paid particular attention to his war with Bahman Shah.
    After this accomplishment done by Azar Burzin, the author has concluded how Azar Burzin as a hero disappears from the national stories and in turn the stories about heroic events got finished.
    Keywords: Azar Burzin, Faramarz, Bahman, Shahryar Name, Faramarz Name
  • Nosratollah Dinmohammadi Karasfi * Pages 33-61
    Calligramme is a kind of concrete poetry that Guillaume Apollinaire (1918-1790), French poet, raised it for the first time in French literature. Calligramme in French, means calligraphy or painting of a line. In literary terms it is a poem that flows from the combination of the three kinds of arts: text, graphics and calligraphy. The arrangement of the written words and sentences in calligramme poetry is in such a way that it can create graphic image such as the image of the bird, tree, flower, sword, human face. In this article, the author has made an effort to compare a calligramme by Apollinaire called "Save" with one which is called Eshge Botan by Rashid Aldin Vatvat. The significance of the research is due to the fact that it can lead to the discovery and identification of the similarities between the two species of poetry in terms of formalism and graphics in two different countries. The results of the study indicate that the two forms of calligrammes in two countries have four formalistic common grounds: 1. the visual aspect of both poetry. 2. the content and thematic similarities. 3. a mixture of poetry and calligraphy. 4. a balanced attention to both audio and graphic aspect of the poetry.
    Keywords: Calligramme, concrete poetry, Guillaume Apollinaire, Rashid Aldin Vatvat
  • Jamal Ahmadi *, Sara Zamani Pages 63-87
    Hakim Sanaei Ghaznavi is undoubtedly the undisputed masters of Persian poetry in the past. He is the first who seriously inserted theological and mystical discussion into Persian poetry. He has changed the content of not only ode but Masnavi and sonnet. It is not an exaggeration to date in the history of Persian poetry that a few poets like him had a change of style. Therefore, his works, especially, Hadighatol Haghighah, his sonnets and odes, have been followed in terms of both intellectual language acceptance and adherence by so many great poets of Persian literature, such as Nezami, Khaghani, Saadi, Attar and Molavi. Despite much research has been conducted on his works, there are some uncertainties about his life, historical events and works. There are some works which have been attributed to him but with serious doubts. For example, Masnavi Tariq al Tahghigh is one of those works attributed to be anonymous. The authors believe that the Masnavi does not belong to Sanaei. The results taken from the present study show that the Masnavi Tariq al Tahghigh by no means could it be anonymous. It should be noted however, that the authors have no comment on the author of the Masnavi and it needs independently work and research
    Keywords: Hakim Sanai, Tariq al Tahghigh, Hadighatol Haghighah, stylistically
  • Yousof Asqari * Pages 89-111
    A section of the complete works of Khaqani contains his Arabic poems. This section is still disorderly and obscure. Studying the manuscripts and published copies of Khaqnani's complete works reveals that the scribes and those involved in the emendation have not paid attention to the identical contextual factors in determining the precise spelling of words, hemistiches, phrases and words which are recurrent in various ways in the other hemistiches, or they are repeated and manifested in the other works of the poet. Therefore, they have interpolated corrupt records and wrong choices into the text in their emendation. The identical contexts are any indications that can lead our minds towards other coherent contextual indications. These indicators comprise similar syntactic and semantic structures, figures of speech and thought such as interlaced rhymes, equilibrium, puns and plays on words, antithesis, parallelism, folding and unfolding, etc. The present research critically examines and analyzes some verses relying on these identical contexts and revealing their correct forms.
    Keywords: Khaqani, Arabic poems, emendation, contextual factors
  • Fataneh Sadeghian *, Mohamma Shafie Safari, Ali Ghasemzadeh Pages 113-142
    One of the common grounds of religious and gnostic texts is the presence of “apocalypse or revelation”. The presence of apocalypse in the course of religious, gnostic, epic and myth of various nations’ texts is an indication of the profound presence and unique role of supernatural elements in creating the inseparable unions among old religious, gnostic and mythological works. The similarities of world’s saint texts such as; the Old and New testaments, the creative mystical and gnostic works (like Masnavi by Molana, the poems of Shah Nemat-Allah Vali and even in Sohrab Sepehri’s poems, and also in Zoroastrian’s religious-mythological books, the epic texts of Shahname, Iliad and Odyssey etc.) in paying the similar attention to future events and sometimes past-based events is the sign of these commonalities or structural similarities. Due to the vital role of this element in creating the dynamism and stability of creative works, the authors of this descriptive-analytic research aim to carry out apocalypse from myth to epic meticulously. The research results indicate that attention paid to various kinds of apocalyptic epic texts reveals the mythological ranks of epic texts more than before. With this in mind, the more we get closer from mythological era to epic myth, the metaphysical elements such as fateful revelation get a more logical and abstract tinge.
    Keywords: epic, myth, apocalypse, prediction, post-diction
  • Batul Vaez *, Mohammad Reza Hajiagha Babaei Pages 143-203
    A comprehensive and integrated understanding of poetry could not be obtained through, either linguistic and rhetorical interpretation and analysis of poetry, or a study of poetry in a literal theory framework, as separate fields of study. The difficulty and complexity of interpretation and analysis of a poetry is amplified when we are dealing with a pure, creative and artistic poem. In such dealing, ambiguity of the semantic and structural order of the poetry put difficulty through the horizon of understanding of the commentator reader, and presentation of a comprehended analyses by him. To overcome these difficulties and present an accurate analyses of such texts, the authors need a method that can inquire in all levels, various dimensions of the text, such as linguistic, aesthetic, intellectual, semantic, stylistic, discourse and etc. And with consideration of the relation between the whole and parts, and with a context-based approach, the authors try to find answers to these inquiries in linguistic and situational context of the text, and present an integrated and compelling analyses through regulation and codification of these answers. In this article they also review “I’m still thinking of that crow” by Ahmad Shamlou with an inquiry-based approach and try to determine the semantic dimensions of this poem as much as possible.
    Keywords: text analyses, inquiry-based paradigm, Ahmad Shamlou, Crow poetry
  • Abdolmajid Mohagheghi *, Fatemeh Hayatdavoodi, Mitra Akbarzadeh Pages 205-171
    Discourse and conversational analysis pay attention to the analysis of the text. Literary text like any other work for the reproduction and dissemination of specific conversation can be analyzed. Mesbaholhedayeh as an example of literary text with its conversational structure belongs to 8th century (A. H.). It has a mystical discourse and includes a prose focusing on religious orientation toward human life which was deteriorated in 8th century (A.H.). The main aim of the study has been to see how the discourse elements in three areas of grammatical, lexical and textual components have come together to create a coherent mystical text. In grammatical part of the study the cohesion elements like ellipses and references and substitutions have been reviewed. In lexical part of the work, the authors have treated the repetition and homophones in the text.
    In the textual part of the study the authors have been concerned with relationship of the points in the text through causal, additional and contrastive transitional markers.
    The findings of the study show that the relational markers like additive and causal markers which help to improve the cohesion of the text have been more used than the other markers. These markers have more effect to convince the readers of the text. The theory of texture by Michael Halliday and Roughieh Hassan is used to underlie the study.
    Keywords: Mystical Conversation, Making, Meaning, Literary Texts, Mesbaholhedayeh
  • Farangis Shahrokhi *, Ismaeil Sadeghi, Mohammad Reza Sangari Pages 207-231
    One of the most attractive literary critical categories is to survey the poet's impression from the other texts. Azizi's poems are full of different intertextual elements and relations because of their impression from the Holy Quran. The profuse application of Quranic themes has made his poems to be studied with reference to the aspect of intertextuality.
    The present research has employed a comparative method to survey the Azizi's impression from the holy Quran and the effect of thematic issues of the Holy Quran on the words, phrases, syntaxes used in Azizi's poems. The study also focuses on the quality of their application with respect to the kinds of intertextual relations. The study findings point out that among the kinds of intertextual relationships, the relation of his poems with the Holy Quran is the kind of cultural and intertextual one based on time. His poems are under the effect of lexical and syntactical significance of the Holy Quran sentences (talmih) from technical and literary points of view. From among these, the relationship of syntax and talmih is the most sensible kind of the intertextuality in two texts which are surveyed in the present study.
    Keywords: intertextuality, poem, Ahmad Azizi, Holy Quran