فهرست مطالب

پترولوژی - پیاپی 34 (تابستان 1397)
  • پیاپی 34 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سوده صدیقیان، سارا درگاهی*، محسن آروین، کازو ناکاشیما صفحات 1-20
    مجموعه نفوذی خونرنگ، از بزرگ ترین مجموعه های رخنمون یافته در بخش جنوبی پهنه سنندج- سیرجان، در شمال‏ باختری شهرستان جیرفت (در استان کرمان) است. این مجموعه اساسا دربردارنده سنگ‏ های فلسیک اسیدی و حد واسط (مانند: دیوریت، کوارتزدیوریت، تونالیت، گرانودیوریت، گرانیت) همراه با مقدارهای اندکی اعضای مافیک‏ تر (مانند: هورنبلندگابرو و میکروگابرو) است. بافت کلی نمونه ها، گرانولار نیمه شکل‏ دار است؛ اما گاه در نمونه های فلسیک، به صورت محلی، بافت پورفیری با زمینه ریزدانه نیز دیده می‏ شود. بررسی های شیمی کانی روی کانی های آمفیبول در هر دو بخش فلسیک و مافیک مجموعه نفوذی خونرنگ نشان می‏ دهند که این بلورها ترکیب منیزیوهورنبلند دارند. این آمفیبول ها از نوع S-Amph هستند و در ارتباط با مرز فعال قاره ای و در پهنه ای کمابیش اکسیدان توسعه یافته اند. پلاژیوکلازهای بخش فلسیک و مافیک مجموعه نفوذی خونرنگ نیز به ترتیب بازه ترکیبی لابرادوریت (An50.4Ab49.0Or0.6) تا الیگوکلاز (An26.2Ab73.0Or0.9) با میانگین ترکیبی آندزین (An36.6Ab62.6Or0.8) و بیتونیت (An89.6Ab10.4Or0.0) تا آندزین (An35.8Ab56.0Or8.2) و میانگین ترکیبی لابرادوریت (An56.8Ab41.9Or1.3) دارند. برپایه بررسی های زمین دمافشار‏ سنجی روی بلورهای آمفیبول و نیز جفت کانی‏ های آمفیبول- پلاژیوکلاز، برای بخش مافیک و فلسیک مجموعه نفوذی خونرنگ به ترتیب دمای تقریبی میانگین 760-783 و 691-717 درجه سانتیگراد به دست آمده است. بازه فشار نیز برای نمونه های سنگی مافیک و فلسیک این مجموعه نفوذی، به ترتیب از کمتر از 1 تا 7/4 کیلوبار و 8/1 تا 4/3 کیلوبار به دست آمده است که معادل با شرایط نزدیک به سطح زمین تا ژرفای نزدیک به 17 کیلومتر است.
    کلیدواژگان: آمفیبول، شیمی کانی، مجموعه نفوذی، زون سنندج- سیرجان
  • محسن موید *، رباب حاجی علی اوغلی صفحات 21-38
    ریولیت‏ ‏ علمدار در بلند‏ ترین قله از رشته کوه‏ های میشو (قله علمدار) در خاور شهرستان تسوج رخنمون یافته است. این سنگ ها به صورت گدازه و دایک درون سازند کهر دیده می‏ شوند؛ ازاین رو، سن احتمالی آنها به پرکامبرین نسبت داده شده است. کوارتز، پتاسیم‏ فلدسپار و اندکی پلاژیوکلاز از کانی های سازنده‏ این سنگ ها هستند. بافت‏ های همه بلورین و یا نیمه بلورین، پورفیری با زمینه شیشه‏ ای، میکرولیتی پورفیری، پرتیتی و جریانی از بافت‏ های غالب در این سنگ ها شمرده می شوند. سری ماگمایی ریولیت ها بیشتر شوشونیتی تا کالک آلکالن پتاسیم بالا ارزیابی شده است. از دیدگاه شاخص اشباع شدگی از آلومین، ریولیت ها در محدوده ترکیبی پرآلومینوس هستند و ویژگی های ریولیت‏ های A-Type (زیرگروه 2A) را نشان می‏ دهند. بررسی نمودارهای REE، نشان دهنده غنی‏ شدگی LREE ها در برابر MREE ها و HREE ‏ هاست. نمودارهای عنکبوتی با آنومالی‏ مثبت عنصرهای K، Nd و Rb و آنومالی‏ منفی عنصرهای Ti، Nb و Ta نشان دهنده خاستگاه پوسته قاره‏ ای در پیدایش این سنگ ها هستند. برپایه نمودارهای شناسایی خاستگاه ماگما، نمونه های ریولیتی بررسی‏ شده در محدوده Post-COLG جای گرفته اند و به پهنه‏ های پسابرخوردی وابسته هستند. در هنگام رویداد فاز ادیاکاران، حاکم‏ شدن سازوکار زمین ساختی کششی پس از برخورد خشکی های شمالی با گندوانا با تحریک سنگ کره و کاهش فشار، شرایط را برای ذوب‏ بخشی پوسته قاره ای و پیدایش ریولیت های علمدار در راستای پهنه برخوردی در کوه های میشو فراهم کرده است.
    کلیدواژگان: ریولیت، ژئوشیمی، کهر، میشو، شمال غرب ایران
  • عبدالناصر فضل نیا *، امیر پهنایی صفحات 39-58
    توده نفوذی قروچاه سفلی در جنوب مهاباد (جنوب‏ خاوری استان آذربایجان غربی)، رخنمون دارد. توده اصلی بیشتر دربردارنده تونالیت و گرانودیوریت، همراه با مقدار کمتری کوارتزدیوریت، مونزوگرانیت، سینوگرانیت و آلکالی فلدسپار گرانیت است. ترکیب انکلاوهای تیره دانه‏ ریز بیشتر گابرو، دیوریت و کوارتزدیوریت است. انکلاوها به صورت بیضوی و یا گردشده در همه بخش‏ های توده نفوذی دیده می شوند. نمونه هایی که ترکیب دیوریت گابرویی، دیوریت و کوارتزدیوریت دارند بیشتر از پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن، هورنبلند، بیوتیت، کانی‏ های کدر و مقدار کمی کوارتز ساخته شده اند. نمونه های تونالیتی، گرانودیوریتی و مونزوگرانیتی بیشتر از پلاژیوکلاز، کوارتز، پتاسیم فلدسپار، هورنبلند، بیوتیت، کانی‏ های کدر، همراه با مقدار کمی کلینوپیروکسن ساخته شده اند. انکلاوها نیز بیشتر دربردارنده پلاژیوکلاز، هورنبلند، کلینوپیروکسن بیوتیت، کانی‏ های کدر، همراه با مقدار کمی کوارتز، پتاسیم فلدسپار هستند. بلورهای آپاتیت، تیتانیت و کانی های کدر در زمینه سنگ دیده می‏ شوند. این سنگ‏ ها، گرانیتوییدهای نوع- I با سرشت متاآلومینوس و کالک‏ آلکالن هستند. آنها از عنصرهای با قدرت یونی بالا یا HFSE (مانند: Nb، Ta، Hf و Zr، همراه با P) فقیر و از Sr، K، Rb و تا اندازه ای Ba غنی هستند. برپایه نسبت‏ های عنصری Lan/Ybn و Lan/Smn، مقدار عنصرهای خاکی سبک در برخی نمونه های توده اصلی بیشتر از انکلاوهای گوناگون است. پس توده اصلی از این عنصرها غنی است. توده نفوذی قروچاه سفلی در پهنه کمان آتشفشانی فعال قاره‏ ای و در پی ذوب‏ بخشی گوه گوشته‏ ای متاسوماتیسم شده در بالای پهنه فرورانشی وابسته به فرورانش به زیر پهنه سنندج- سیرجان، در زمانی پس از کرتاسه پدید آمده است. تزریق و تکامل سنگ‏ شناسی این نفوذی‏ ها در پی رفتار گسل‏ های ژرف و همچنین، جدایش بلورین در آشیانه‏ های پوسته‏ ای رخ داده است.
    کلیدواژگان: زمین شیمی، توده نفوذی قروچاه سفلی، پهنه تکتونوماگمایی، فرورانش مایل نئوتتیس، پهنه سنندج- سیرجان
  • حبیب بیابانگرد*، شراره نوری صفحات 59-80
    توده گرانیتو ییدی کوه گپدان در حاشیه شمال باختری گرانیتو ییدی زاهدان، در پهنه زمین درز سیستان برونزد دارد. ترکیب سنگ شناسی این توده از گرانیت، مونزوگرانیت، گرانودیوریت، پگماتیت و دیوریت است. کوارتز، پلاژیوکلاز، ارتوکلاز، بیوتیت و هورنبلند از کانی های سازنده این سنگ ها هستند و بیشتر این سنگ ها بافت های دانه ای و پگماتیتی دارند. این توده با دایک هایی قطع شده است که ترکیب آندزیتی و داسیتی دارند و کانی شناسی شان همانند توده است؛ اما بافت آنها میکرولیتی و میکرولیتیک پورفیری است. این بافت ها نشان دهنده پیدایش آنها در ژرفای کم و شرایط نیمه آتشفشانی اند. در گرانیتو یید گپدان، انکلاوهای متاپلیتی تیره رنگی دیده می شوند که حاشیه آنها با توده نامشخص است. بیشتر این انکلاوها سرشار از کانی های میکایی و کوارتز هستند و معمولا بافت دانه ای دارند. بررسی های زمین شیمیایی نشان دهنده سرشت کالک آلکالن تا اندکی مایل به آلکالن و متاآلومین، خاستگاه I، غنی شدگی از LREE و LILE و تهی شدگی آنها از HREE و HFSE هستند. این ویژگی های زمین شیمیایی از ویژگی های آشکار کمان های قاره ای هستند. میانگین نسبت های Nb/Ce و Nb/La با مقدارهای 27/0 و 58/0، نشان دهنده تأثیر پوسته در تکامل سنگ های گرانیتی کوه گپدان است. نمودارهای تکتونوماگمایی نشان می دهند سنگ های گرانیتو ییدی گپدان وابسته به محیط های همزمان با برخورد تا اندکی مایل به پس از برخوردند. برپایه همه ویژگی های سنگ نگاری و زمین شیمیایی سنگ های گرانیتو ییدی گپدان، پیدایش این توده احتمالا پیامد بالاآمدن مذاب های بجامانده از ذوب‏ بخشی پوسته اقیانوسی نئوتتیس هنگام برخورد بلوک لوت به بلوک سیستان (به ویژه پوسته اقیانوسی فرورفته سیستان و گوه گوشته روی آن) بوده و تأثیر پوسته قاره ای (ته نشست های فلیشی و گری وک های دگرگون شده) در آلایش ماگمای آن تأثیرگذار بوده است و این توده در رژیم های زمین ساختی پس از برخورد پدید آمده است. پس شاید بتوان گرانیت کوه گپدان را از نوع گرانیت های دورگه (هیبریدی) دانست.
    کلیدواژگان: گرانیت گپدان، زمین درز سیستان، کالک آلکالن، فلیش خاور ایران، زاهدان
  • حسین فاتحی، حمید احمدی پور *، حسام معین زاده صفحات 81-100
    در میکا شیست های کمپلکس دگرگونی گل گوهر واقع در جنوب شرق زون سنندج- سیرجان (استان کرمان)، بلور های تورمالینی دیده می شوند که مقدار کاتیون های Mg و Na در آن ها بالا است (Mg: 1.83 a.p.f.u و (Na:0.680 a.p.f.u. این تورمالین ها از نوع دراویت بوده، به سری آلکالن تعلق دارند و نیمرخ های ترکیبی از مرکز به سمت حاشیه، حاکی از منطقه بندی شیمیایی ضعیف در آنهاست. وجود ادخال های کوارتز در این تورمالین ها، مرزهای تعادلی آن ها با بیوتیت و قرارگیری برخی از این کانی ها در جهت شیستوزیته سنگ و منطقه بندی شیمیایی ضعیف در آنها، نشان دهنده تشکیل تورمالین های مورد نظر درطی اعمال نیروهای زمین ساختی و پس از آن در سنگ های منطقه است. داده های مربوط به ترکیب شیمیایی تورمالین های مورد مطالعه، که در آن ها مقدار F کمتر از 3/0 و مقدار FeO* کمتراز 8/0 درصد وزنی است و تطابق مثبت بین Mg و Fe نشان می دهدکه این کانی ها ماگمایی نبوده و محصول واکنش های دگرگونی هستند. در مورد سازوکار تشکیل این تورمالین ها به نظر می رسد که با افزایش دما و در حین دگرگونی و پس از آن ، عنصر بور از سطح کانی های رسی آزاد شده و در سیالات بین روزنه ای تجمع حاصل کرده است. سپس این سیال غنی از بور با کانی های سیلیکاته مانند بیوتیت واکنش داده و تورمالین تشکیل شده است. منطقه بندی شیمیایی ضعیف در تورمالین های مورد مطالعه نیز بر این مساله دلالت دارد.
    کلیدواژگان: تورمالین، میکاشیست، کمپلکس گل گهر، پهنه سنندج- سیرجان
  • مهرداد براتی *، لیلا کریمیان نوید، میثم قلی پور صفحات 101-122
    اندیس دوم کانسار آهن باباعلی در شمال‏ باختری استان همدان و جنوب‏ باختری روستای باباعلی، در پهنه ساختاری سنندج- سیرجان جای دارد. برپایه بررسی‏ های صحرایی و میکروسکوپی، سنگ های آذرین اسیدی تا حدواسط، شیست‏ ها و اسکارن‏ ها سنگ میزبان این کانسار هستند. مگنتیت و لیمونیت از کانه‏ های اصلی کانسار هستند. لایه‏ های لیمونیتی در کانسارهای آهن نامتداول است. در مقطع‏ های میکروسکوپی، لیمونیت به دو صورت جانشینی مگنتیت و لایه‏ ای دیده می‏ شود. اندازه‏ گیری زمین‏ شیمیایی به‏ روش ICP-MS برای نمونه های مگنتیتی و لیمونیتی انجام شد. زمین‏ شیمی کانسار با رسم نمودار‏ های همبستگی و نمودار‏ های گوناگون دیگر و به دست آوردن پارامترهای مربوط به عنصرهای REE انجام شد. داده های به دست آمده نشان می‏ دهند این ذخیره کانساری ازگونه IOCG و زیرگونه اسکارنی است. سیال های کانه‏ ساز درون سنگ میزبان تزریق و سپس با زینولیت های آهکی دارای لایه‏ بندی ترکیب شده و در دمای بالا و شرایط اکسیدی مگنتیت جانشین لایه‏ های آهکی شده است. با تزریق دوباره سیال های گرمابی، مگنتیت دگرسان شده و با لیمونیت جایگزین شده است. در این فاز، لیمونیت اولیه نیز از سیال های گرمابی در حجم وسیع و با جانشینی زینولیت های اولیه کربناتی دارای لایه‏ بندی ته‏ نشین شده است و توالی نامتداول لایه‏ های مگنتیتی-لیمونیتی را در این ذخیره پدید آورده‏ است.
    کلیدواژگان: لیمونیت، اسکارن، اندیس دوم باباعلی، مگنتیت
  • مهین منصوری اصفهانی*، محمد بخشی صفحات 123-138
    توده گرانیتوییدی سهیل پاکوه با سن الیگوسن در پهنه ارومیه– دختر دربردارنده واحد‏ های سنگی گرانودیوریت، دیوریت، گرانیت، به همراه دایک های مافیک، آپلیتی و رگه‏ های آهن و تورمالین است. برپایه ویژگی‏ های زمین شیمیایی، تورمالین‏ های توده گرانیتوییدی سهیل پاکوه ترکیب شورل مایل به دراویت دارند و از گروه آلکالی‏ ها هستند. در نمودار R3 در برابر R1+R2 و با تغییر ترکیب تورمالین از شورل به سوی دراویت، تهی شدگی از قلیایی افزایش می‏ یابد. در نمودارهای سه تایی Ca-Fe-Mg و Al-Fe-Mg، جایگاه پیدایش تورمالین‏ ها در محدوده کوارتز– تورمالین– متاپسامیت ها، متاپلیت های فقیر از Ca، متاپلیت ها و متاپسامیت های همزیست با فازی اشباع از آلومینیم جای می گیرد. منطقه‏ بندی شیمیایی نوسانی در بلورهای تورمالین با افزایش Mg، Na و Al در کناره های بلورها، تاثیر محلول‏ های گرمابی را نشان می دهد. فرایند جانشینی در ساختار تورمالین‏ های توده گرانیتوییدی سهیل پاکوه بیشتر با بردارهای جایگزینی (مانند:AlNa-1Mg-1،AlOMg-1(OH)-1 AlOR2+ -1(OH)-1، Al(NaR)-1FeAl-1،) همخوانی دارد. از آنجایی که میزان FeO/(FeO+MgO) در تورمالین‏ های توده گرانیتوییدی سهیل پاکوه برابر با 60/0 تا 79/0 است، پس چه بسا خاستگاه آنها را می‏ توان گذری از یک سیستم ماگمایی به یک محیط گرمابی دانست.
    کلیدواژگان: زمین شیمی، رگه آهن- تورمالین، سهیل پاکوه، ارومیه- دختر
  • مجید قاسمی سیانی*، بهزاد مهرابی، بهروز کریمی شهرکی صفحات 139-162
    آنومالی تیتانیوم-آهن درگز، در بخشی از کمپلکس افیولیتی کهنوج در جنوب شرق ایران واقع شده و متشکل از پنج واحد اصلی فروگابرو تا پیروکسن- هورنبلند گابروی درشت بلور، پیروکسن- هورنبلند گابروی ریزبلور، هورنبلند گابروی ریز بلور، فلدسپاتیک ورلیت و گرانیتوئید است. دایک های دیابازی، آپلیتی و پلاژیوگرانیتی، واحدهای اصلی الترامافیک-مافیک در منطقه را قطع کرده است. واحدهای مافیک متشکل از کانی های پیروکسن، پلاژیوکلاز، هورنبلند، مگنتیت و ایلمنیت هستند. الیوین و کلینوپیروکسن به عنوان کانی های اصلی در واحد الترامافیک رخ داده است. اکسیدهای آهن-تیتانیوم به صورت کانسنگ پراکنده، میان انباشتی و همچنین به صورت ادخال هایی در کانی های سیلیکاتی رخ داده است. در دیاگرام مثلثی AFM، این سنگ ها در امتداد خط MgO-FeO* قرار می گیرند و همخوان با روند تفریق تولئیتی هستند. محتوای عناصر اصلی سنگ های مافیک تغییرات کمی را نشان داده و در کومولاهای مافیک قرار می گیرند و جزء سری های کم پتاسیم هستند. الگوی پراکندگی عناصر نادر خاکی نسبت به کندریت نشان داد که سنگ های الترامافیک از عناصر نادر خاکی سنگین نسبت به عناصر نادر سبک غنی شدگی نشان داده و با افزایش مدال هورنبلند در سنگ ها مقدار عناصر نادر خاکی متوسط و سبک نیز بیشتر می شود. الگوی پراکندگی عناصر نادر خاکی و ناسازگار نشان داد که سنگ های الترامافیک و مافیک دارای سنگ مادر یکسان با ویژگی های بازالت های پشته میان اقیانوسی هستند.
    کلیدواژگان: پتروگرافی، ژئوشیمی، کانی سازی تیتان-آهن، آنومالی درگز، کمپلکس افیولیتی کهنوج
  • عادل ساکی* صفحات 163-182
    سنگ های پرکامبرین کمپلکس تکاب، در شمال غرب ایران رخنمون دارند و شامل تنوعی از سنگ های دگرگونی و آذرین از جمله شیست های رسی، گنیس ها، اولترامافیک های دگرگون شده، آمفیبولیت ها و گرانیتوئیدها می باشند. کمپلکس تکاب از لحاظ خصوصیات زمین شناسی بخشی از زون ایران مرکزی می باشد، بطوریکه از نظر چینه شناسی، سنی و شرایط دگرگونی دارای شباهت های نزدیکی با این زون است. شرایط دگرگونی سنگ های رسی و اولترامافیک های دگرگون شده ی این کمپلکس، ویژگی های نوارهای کوهزایی را دارد و از طرفی سنگ مادر گنیس ها و سنگ های رسی دگرگون شده از نظر ژئوشیمیایی مرتبط با قوس های ماگمایی است. همه این خصوصیات و وجود یک زون تصادمی قدیمی به همراه سنگ های دگرگونی درجه بالا بیانگر این است که شکل گیری پی سنگ پرکامبرین تکاب در طی یک پوسته زایی از نوع جزایر قوسی بوده است. این کمپلکس متعلق به سیستم کوهزایی بزرگ نئوپروتروزوئیک-پالئوزوئیک پیشین است که در حاشیه پروتو- تتیس ابر قاره گندوانا فعال بوده و حداقل از حاشیه سپر عربی تا حاشیه هیمالیا شبه قاره هند گسترش دارد .
    کلیدواژگان: سنگ های پرکامبرین، پوروتو- تتیس، گندوانا، کمپلکس تکاب، زون ایران مرکزی
  • سیاوش امیدیان فر، محمد رهگشای*، ایمان منصف صفحات 183-204
    سنگ های آتشفشانی پالئوژن در جنوب غرب بصیران متعلق به نوار آتشفشانی-نفوذی بلوک لوت در شرق ایران می باشند. سنگ-های مورد مطالعه دارای طیف ترکیبی از بازالت تا ریولیت (بازالت، آندزیت، داسیت و ریولیت) با فراوانی بیشتر سنگ های حدواسط می باشند. بافت غالب در این سنگ ها شامل پورفیریتیک و گلومروپورفیریتیک با زمینه میکرولیتی است. خصوصیات ژئوشیمیائی موید ماهیت کالک آلکالن، کالک آلکالن با پتاسیم بالا و شوشونیتی برای این سنگ هاست. بطور کلی غنی شدگی از LILEs (مانند Cs، K، U و Th) نسبت به HFSEsه ( Nb، P، Zr  و Ti)، آنومالی منفی Nb و Ti و میزان بالای نسبت LREEs به HREEs در این سنگ ها مشابه با ویژگی های سنگ های ماگمایی در زون های فرورانشی می باشد. آنومالی مثبت Pb مبین نقش آلایش پوسته ای در تکامل ماگمای والد است. تفاوت سنگ های اسیدی و سنگ های بازیک-حدوسط ممکن است نتیجه تکامل یافتگی بیشتر ماگمای اسیدی نسبت به ماگمای بازیک-حدواسط یا نتیجه دگرسانی بالای سنگ های اسیدی باشد. ویژگی های ژئوشیمیائی و نیز نمودارهای تعیین محیط تکتونیکی حاکی از تشکیل سنگ های آتشفشانی مورد بررسی در یک محیط تکتونیکی با ویژگی های قوسی حاشیه قاره ای نابالغ تا نرمال است. بعلاوه، ماگمای والد سنگ های بازیک-حدواسط می تواند از درجه پایین ذوب بخشی (کمتر از 5 درصد) پریدوتیت گوشته ای (گارنت لرزولیت) در عمق 90 تا 110 کیلومتری ایجاد شده باشد.
    کلیدواژگان: سنگ نگاری، ژئوشیمی، جایگاه تکتونیکی، بصیران، بلوک لوت
|
  • Soodeh Sedighian, Sara Dargahi *, Mohsen Arvin, Kazuo Nakashima Pages 1-20
    Khunrang intrusive complex (KIC), as a one of the largest complexes in the southern part of Sanandaj- Sirjan zone, is located in northwest of Jiroft in the Kerman province. The complex is mainly consists of acidic-intermediate felsic rocks of diorite, quartz diorite, tonalite, granodiorite and granite with subordinate amounts of hornblende gabbro and microgabbro as mafic members. General texture of the samples is hypidiomorphic granular; but porphyry texture with microgranular groundmass also occasionally occurs in felsic samples. Mineral chemistry studies on the amphibole crystals in both felsic and mafic parts of KIC show that they are S-Amph type and magnesio-hornblende in composition that formed in a relatively oxidized environment in an active continental margin. Plagioclases have a range of composition from labradorite (An50.4Ab49.0Or0.6) to oligoclase (An26.2Ab73.0Or0.9) with average of andesine (An36.6Ab62.6Or0.8) and bytownite (An89.6Ab10.4Or0.0) to andesine (An35.8Ab56.0Or8.2) with average of labradorite (An56.8Ab41.9Or1.3) for felsic and mafic samples, respectively. Based on geothermobarometry studies on amphiboles and also amphibole-plagioclase pairs, average temperatures of 760-783°C and 691-717 °C with pressure ranges of
    Keywords: Amphibole, Mineral chemistry, Intrusive complex, Sanandaj- Sirjan zone
  • Mohsen Moayyed *, Robab Hajialioghli Pages 21-38
    The Alamdar rhyolite has been cropped out at the highest top of Mishow Mountain Ranges (i.e. Alamdar top), east of Tasouj. Considering that the rhyolite has been intruded the Kahar Formation, its Precambrian age is more probable. The constituent minerals are quartz, K-feldspar and rare plagioclase characterizing by crystalline to hyalo-crystalline, microlitic porphyric, perthitic, hyalo porphyric and flow textures. Magmatic series of the rocks are high K calc-alkaline and shoshonite. In the view of Al-index, they are peraluminous. The investigated rocks have been classified as A-type (A2 subgroup) granitoids. REE diagrams show high enrichment of LREE relative to HREE and MREE. Spider diagrams have positive anamolies of K, Nd, Rb and negative anomalies of Ta, Nb, and Ti indicating their likely crustal source generation. On the basis of discrimination diagrams they are formed related to Post-COLG tectonic setting. Extensional regimes following to continental collision between Northern lands with Gondwanian terrains during Ediacaran has been caused decompression melting of continental crust and the Alamdar rhyolite has been originated at the Mishow collisional zone.
    Keywords: Rhyolite, Geochemistry, Kahar, Mishow, NW Iran
  • Abdolnaser Fazlnia *, Amir Pahnaei Pages 39-58
    The Gharuchah-Sofla intrusion from south Mahabad (southeast of West Azerbaijan) consist mostly of granodiorite and tonalite, interspersed with small bodies of quartz diorite, monzogranite, syenogranite, and alkali feldspar granite. Microgranular mafic enclaves, which are mainly gabbroic diorite, diorite, and quartz diorite in composition, occur as elliptical or circular throughout the intrusion. Samples with gabbroic diorite, diorite, and quartz diorite, in composition consist primarily of plagioclase, clinopyroxene, hornblende, biotite, opaque minerals, and small amount of quartz. Similar mineralogy with the occurrence of K-feldspar and only small amount of clinopyroxene, are found in tonalites, granodiorites and monzogranites. The enclaves are also characterized by the presence of clinopyroxene, biotite, opaque minerals, and small amount of quartz and alkali-feldspar. There are minor minerals such as prismatic apatite and titanite in several samples. The samples show I-type, metaluminus and calc-alkaline characteristics. The Gharuchah-Sofla dioritic gabbro-granitic intrusions are poor in high field strength elements (HFSE) such as Nb, Ta, Hf, and Zr along with P and rich in Sr, K, Rb, and somewhat Ba. Based on the element ratios of (La/Yb)n and (La/Sm)n, levels of light rare Earth elements in the samples from the main mass are more than those of the enclaves; a demonstration of the enrichment of these elements in the main mass. The intrusions resulted from the partial melting of a metasomatized mantle wedge of supra subduction zone typical of subduction-related magmas. These rocks were evolved in an active continental volcanic arc with respect to the Laramide orogeny and the Neotethys subduction under the Sanandaj-Sirjan zone at the post Cretaceous. Magmatic ages of the intrusions are post Cretaceous during the Laramide orogeny. Deep subduction-related faults and fractional crystallization in the crustal chambers helped to petrological evolve the intrusions.
    Keywords: Geochemistry, Gharuchah-Sofla intrusion, tectonomagmatic setting, oblique subduction ?of Neotethys, Sanandaj-Sirjan Zone
  • Habib Biabangard *, Shararh Noori Pages 59-80
    The Gapdan granitoid is located in the southwestern margin of Zahedan granitoid and in the Sistan suture zone. The granitoid under study is composed of granite, monzogranite, granodiorite, pegmatite and diorite. These rocks consist mainly quartz, plagioclase, orthoclase, biotite and hornblende with granular and pegmatite textures. This pluton has intersected by andesitic to dacitic dykes with similar mineralogy with those of the Gapdan granitoid, but they have microlitic and microlitic porphyry textures indicating their formation at a shallow depth and sub-volcanic conditions. The Gapdan granitoid is characterized by metapelitic enclaves with dark-colored and irregular edges with their host pluton and are often enriched in quartz and mica minerals and usually granular texture. Geochemical studies show that the study rocks have calcalkaline to low alkaline magmatic series and metaluminous, I type, LREE and LILE enrichment and depleted in HREE and HFSE. These geochemical characteristics share with those of continental arcs. The amount of Nb / Ce (ave. 0.27) and Nb / La (ave. 0.58) ratios indicate the effect of crustal on the evolution of the Gapdan granite. Tectono magmatic diagrams show the Gapdan granitoid rocks related to syncollision to low post collision environments. According to geochemical data, the study granitoid rocks possibly originated by the rising residual melts from partial melting of oceanic crust (Neo-Tethys) during the collision between the Lut and the Sistan blocks (particularly the Sistan oceanic crust and the mantle wedge overlying it). The continental crust (Flysch and greywake metamorphosed deposit) has been affected the contamination of magma and its formation in post collisional tectonic regimes. Therefore, the Gapdan granitoid may be considered as a hybrid granite type.
    Keywords: Gapdan granite, sistan suture Zone, Calcalkaline, flysch zone of East Iran, Zahaden
  • Hosein Fatehi, Hamid Ahmadipour *, Hesam Moeinzadeh Pages 81-100
    In Gol-e-Gohar micaschists from south-east Sanandaj-Sirjan zone (Kerman province), there are particular tourmaline crystals and this work, investigates their mode of formation. They enriched in Mg and Na (Mg: 1.830 a.p.f.u and Na: 0.680 a.p.f.u), and so, they are dravite in compositions and they belong to alkaline series. Delineated combinational profiles from core to rim in these tourmalines display a weak compositional zoning. Evidences such as existence of quartz inclusions in these minerals, equilibriated boundaries between the tourmalines and biotites in all cases and orientation of some tourmaline crystals along with other metapelite-forming minerals and weak chemical zoning in them indicate that they formed during or after acting tectonic forces and metamorphic events. Moreover, chemical composition 0f the studied tourmalines, such as F
    Keywords: tourmaline, micaschist, Gol-e-Gohar complex, Sanandaj-Sirjan Zone
  • Mehrdad Barati *, Laila Karimian Navid, Meisam Gholipoor Pages 101-122
    Baba Ali Index 2, iron deposit is located in the northwest of Hamedan province and the southwestern of Baba Ali village in the Sanandaj-Sirjan structural zone. According to the field and microscopic studies, host rocks are including acid to intermediate igneous rocks, schists and skarns. Magnetite-limonite layers are the main ore minerals in this deposit. Limonite layers are unusual in the iron deposits. Limonite in polished sections is found in layer shape and magnetite replacement. Geochemical measurements was performed on magnetite and limonite samples by ICP-MS methods. Correlation and classification diagrams and REE parameters were calculated for geochemistry coditions. According to drown diagrams this index is c IOCG-type and skarn sub-type deposit. Mineralized fluids has injected into host rocks, mixed with layered limestone xenoliths and magnetite has been percipitated and replaced at the high temperature in oxidized condition. Magnetite altered to limonite by Re-injecte hydrothermal fluids. Limonite has been deposited as an initial phase by hydrothermal fluids in large volumes and with the replacement of primary layerd carbonate xenoliths and unusual sequence of magnetite- limonite layers has created in this deposit.
    Keywords: limonite, skarn, second index Baba-Ali, magnetite
  • Mahin Mansouri Esfahani *, Mohammad ? Bakhshi Pages 123-138
    The Oligocene Soheyle Pakuh granitoid body is located in the Urumieh- Dokhtar zone, which composed predominately of granodiorite, diorite and granite with mafic, aplite dikes and iron-tourmaline veins. On the base of geochemical characteristics, the composition of the tourmalines is schorl-dravite series with more tendency toward schorl component. The R1 versus R3 diagram as well as by changing the tuormaline composition from Schorl to Dravite, depletion from alkali increases. Using of the Ca-Fe-Mg and Al-Fe-Mg ternary diagrams display that the The tourmalines from the Soheyle Pakuh granitoid body associated with quartz- tourmaline, meta- pelites, ca- depleted meta- psamite and meta- pelites associated with Al-phase. Oscillatory chemical zoning in the tourmaline crystals by increasing of Mg, Na and Al values in the rims than to the core, point to effect of the hydrothermal fluids. The substitution process in the structure of the tourmalines Soheyle Pakuh granitoid body mostly in accordance with the AlNa-1Mg-1,lOMg-1(OH)-1 AlOR2 -1(OH)-1, Al(NaR)-1 FeAl-1exchange vectors. Since, the FeO/FeO㈃ ratio for is limited to 0.60-0.79 values, therefore, their source may be supposed by the way from magmatic system to a hydrothermal environment.
    Keywords: Geochemistry, Iron-tourmaline vein, Soheyle Pakuh, Urumieh- Dokhtar
  • Majid Ghasemi Siani*, Behzad Mehrabi, Behrouz Karimi Shahraki Pages 139-162
    The Ti-Fe Dar Gaz anomaly, is located in part of Kahnuj ophiolitic complex, S Iran, and consists of five major units; coarse-grained ferrogabbro to pyroxene-hornblende gabbro unit, fine-grained pyroxene-hornblende gabbro unit, fine-grained hornblende gabbro unit, feldspathic wehrlite unit and granitoieds. Sheeted diabasic, aplitic and plagiogranite dykes cross cut all the ultramafic-mafic major units. Mafic rocks are composed of pyroxene, plagioclase, hornblende, magnetite and ilmenite. Olivine and clinopyroxene occur as the main cumulus minerals in the ultramafic unit. Fe-Ti oxides occur as disseminated ores, intercumulus minerals and inclusions in silicate minerals. These rocks plot along the MgO-FeO* side in AFM diagram and associate with tholeiitic differentiation trend. The major element contents of the mafic rocks show narrow variations and located in the mafic cumulate, and show low-K series. REE-chondrite normalized patterns show that ultramafic rocks enriched in HREE rather than LREE, and with increase of hornblende modal in rocks, MREE and LREE increase, also. REE-chondrite and primitive mantle normalized patterns show that ultramafic and mafic rocks have a same parental magma with characteristics of mid-ocean ridge basalts.
    Keywords: Petroghraphy, Geochemistry, Titanium-Iron mineralization, Dar Gaz anomaly, Kahnouj Ophiolite complex
  • Adel Saki* Pages 163-182
    The Takab Precambrian rocks with a variety of metamorphic and igneous rocks including pelitic schists, gneiss, meta-ultramafic, amphibolites, calc-silicate and granitoids crop out in the northwest of Iran. In the context of the structural subdivisions of Iran, the Takab Complex has been assigned to the Central Iran Zones; it seems to have more affinities to this zone from the viewpoint of stratigraphy, lithology and age data. P-T conditions of metapelitic and meta-ultramafic rocks attributed to the most orogenic belts, in the other hand geochemical studies of metapelitic and gneiss protolith is related to magmatic arc tectonic setting. All these characteristics and the presence of paleo-suture zones and ophiolitic rocks around the high grade metamorphic rocks suggest an island-arc type cratonization formed the Takab Precambrian basement. This complex belonged to a greater late Neoproterozoic-early Paleozoic orogenic system that was active along the Proto-Tethyan margin of the Gondwanaland supercontinent, extending at least from its Arabian margin to the Himalayan margin of the Indian subcontinent.
    Keywords: Precambrian rocks, Proto-Tethyan, Gondwana, Takab Complex, Central Iran Zones
  • Siavash Omidianfar, Mohammad Rahgoshay*, Iman Monsef Pages 183-204
    The Paleogene volcanic rocks in southwest of Basiran belong to the Lut Block volcanic–plutonic belt in eastern Iran. The studied rocks range from basaltic to rhyolitic compositions (basalt, andesite, dacite and rhyolite) with a peak in intermediate compositions. These rocks are dominated by porphyritic and glomeroporphyric textures with microlitic groundmass. Geochemical evidence reveals that they have typical features of calc-alkaline, high-K calc-alkaline to shoshonitic rocks. Generally, enrichment in LILEs (like Cs, K, U and Th) rather than HFSEs (like Nb, P, Zr and Ti), negative anomalies of Nb and Ti and high LREEs/HREEs ratio in these rocks are similar to magmatic rocks in subduction zones. Positive anomalies of Pb show involvement of continental crust in evolution of parental magma. However, geochemical difference of acidic and basic-intermediate rocks may be resulted from more evolved nature of acidic magma compared to basic-intermediates or alteration effects. Based on geochemical characteristics and tectonic discrimination diagrams the studied volcanic rocks presumably formed in an immature to normal continental arc setting. Furthermore, primitive magma of basic-intermediate associations could be generated by low degree partial melting (less than 5%) of mantle peridotite (garnet lherzolite) in depth of 90-110 km.
    Keywords: Mineralogy, Geochemistry, Tectonic setting, Basiran, Lut block