فهرست مطالب

  • پیاپی 28 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شهروز نعمتی*، حمید علیزاده صفحات 1-20
    اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اختلالی عصبی-تحولی است که چگونگی مدیریت و درمان آن برای والدین و نیز متخصصان حوزه نارسایی های تحولی چالش انگیز بوده است، در سال های اخیر نوروفیدبک یکی از رویکردهای به کار رفته در درمان اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است که موثر بودن آن در حوزه نارسایی های تحولی به ویژه اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی مجادله هایی را به وجود آورده است. هدف پژوهش حاضر معرفی ماهیت، ویژگی ها و شواهد پژوهشی پیرامون موثر بودن نوروفیدبک در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی است. برای این منظور، با استفاده از کلیدواژه های ADHD، Neurofeedback، QEEG-Informed Neurofeedback، Efficacy of Neurofeedback Treatment in ADHD، ADHD and Meta-Analysis، Effect size in Neurofeedback Treatment in ADHD،EEG Biofeedback و در پایگاه های اطلاعاتی شامل Pupmed، Springer، ProQuest، Scopus ،Elsevier به همراه مقالات مداخله ای موجود در ایران در ارتباط با مداخلات نوروفیدبک برای گروه اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی و تماس شخصی با برخی صاحب-نظران این حوزه، اطلاعات مورد نظر به صورت مروری بررسی شد. علی رغم گزارش موثر بودن نوروفیدبک در درمان اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در مراکز درمانی ایران مواردی مانند مسائل روش شناختی، و ویژگی هایی مانند ماهیت، همبودی و فعالیت های مبتنی بر شواهد، میزان اثربخشی نوروفیدبک را با احتیاط، شک و تردید مواجه می سازد. بر این اساس، نوروفیدبک تنها نوعی روش مداخله ای، و نه درمانی معجزه گر معرفی می کند و چالش های اخلاقی را پیش روی محققان قرار می دهد. سایر کاربردهای نظری و شواهد تجربی در ارتباط با نوروفیدبک و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی برای مطالعه بیشتر در ادامه متن آمده است
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، نوروفیدبک، مطالعه مروری
  • خدیجه شیرالی نیا*، حدیث عبدالهی موسوی، رضا خجسته مهر صفحات 21-44
    والدین دارای کودک دارای اختلال طیف اتیسم در بزرگ کردن فرزند خود با چالش های زیادی مواجه هستند. طبق پژوهش ها این والدین در مقایسه با والدین کودکانی که معلولیت های دیگر دارند استرس فرزندپروری بیشتری را تجربه می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد بر استرس فرزندپروری و انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان دارای اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون ?پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای کودک مبتلا به اتیسم شهر اهواز بودند. تعداد 44 نفر مادر به صورت نمونه گیری در دسترس از بین کسانی که به فراخوان پژوهشگر پاسخ مثبت داده بودند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در قالب هشت جلسه ی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایشی اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس فرزندپروری و پرسشنامه پذیرش و عمل- ویرایش دوم بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری استفاده شد. نتایج بیانگر تاثیر آموزش گروهی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد بر کاهش استرس فرزندپروری و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی مادران کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. لذا درمان پذیرش و تعهد می تواند در بهبود سلامت روانی این دسته از مادران نتایج مفیدی را به دنبال داشته باشد
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، استرس فرزندپروری، انعطاف پذیری روان شناختی
  • افسانه رحیمی، احمد یارمحمدیان*، احمد عابدی، سالار فرامرزی صفحات 49-69
    هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر درمان مداخلات گروهی (SS-GRIN) ، بر بهبود مهارت های اجتماعی، تحصیلی و کاهش مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم است. روش این پژوهش مورد منفرد (طرح A-B-A) بوده است و با استفاده از نمونه گیری هدفمند3دانش آموز مبتلا به اتیسم انتخاب شدند. جلسات آموزشی بر اساس برنامه آموزش مهارت های اجتماعی دی روزیر که حاوی ده درس بود به مدت 5 ماه در قالب 20 جلسه 40 دقیقه ای برگزار گردید. با استفاده از سیستم بهبود مهارت های اجتماعی (SSIS) حین و پس از هر 3 جلسه آموزشی نیز ارزیابی صورت گرفت. به منظور پیگیری نتایج آموزش یک ماه بعد این پرسشنامه توسط مربی دانش آموزان تکمیل شد. بر اساس نتایج تحلیل دیداری داده ها این برنامه در زمینه بهبود مهارت های اجتماعی و مشکلات رفتاری برای هر سه شرکت کننده موثر بوده است. در زمینه بهبود شایستگی تحصیلی این برنامه برای شرکت کننده اول موثر بوده است. بر اساس یافته های این پژوهش به نظر می رسد که ماهیت گروهی مداخلات با ایجاد فرصت بیشتر برای تعامل و افزایش انگیزه کودکان برای ارتباط نه تنها منجر به بهبود روابط و مهارت های اجتماعی می شوند، بلکه همچنین می توانند اثر مستقیم و مثبت بر مشکلات رفتاری (شامل کاهش قلدری، رفتار های برون ریزی و درون ریزی) بر جای بگذارند. در زمینه اثر بخشی این برنامه بر شایستگی تحصیلی نیاز به تحقیقات بیشتری است
    کلیدواژگان: مداخلات گروهی مهارت های اجتماعی، مشکلات رفتاری، شایستگی تحصیلی، اختلالات طیف اتیسم
  • زهرا توفیقی، اصغر آقایی*، محسن گل پرور صفحات 71-93
    پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی آموزش تاب آوری با تنظیم هیجان بر داغ اجتماعی ادراک شده و تحمل روانی مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمام مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی شهر شیراز در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس و گمارش تصادفی استفاده شد. پس از انتخاب حجم نمونه و گمارش آنها در گروه های آزمایش و گواه، گروه های آزمایش مداخلات آموزشی را طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه داغ اجتماعی و تحمل روانی بود. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تاب آوری و تنظیم هیجان بر داغ اجتماعی ادراک شده و تحمل روانی مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی موثر بوده است
    کلیدواژگان: تاب آوری، تنظیم هیجان، داغ اجتماعی، تحمل روانی، فلج مغزی
  • زهرا رضوی علوی، امید شکری*، حسین پورشهریار صفحات 95-135
    پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش واسطه ای هیجانات پیشرفت مثبت و منفی در رابطه کمال گرایی با بهزیستی تحصیلی نوجوانان تیزهوش دختر و پسر انجام شد. در مطالعه همبستگی حاضر، 326 دانش آموز تیزهوش (161 پسر و 165 دختر) به فهرست شناختارهای کمال گرایی چندبعدی (MPCI، کابوری، 2006) ، نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه هیجان های پیشرفت (AEQ-R، عبدالله پور، 1394) ، سیاهه مشغولیت تحصیلی (SEI، سالملا آرو و آپادایا، 2012) و سیاهه فرسودگی تحصیلی (SBI، سالملا آرو، کیورا، لسکینن و نورمی، 2009) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که در کل نمونه و در هر دو گروه نوجوانان تیزهوش دختر و پسر، مدل واسطه مندی نسبی هیجانات پیشرفت مثبت و منفی در رابطه کمال گرایی و بهزیستی تحصیلی با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط بین متغیرهای چندگانه نشان داد که روابط بین کمال گرایی، هیجانات پیشرفت و بهزیستی تحصیلی در دو گروه نوجوانان تیزهوش دختر و پسر هم-ارز بودند. همچنین، نتایج نشان داد که در مدل کلی و مدل های مربوط به نوجوانان تیزهوش دختر و پسر، تمامی وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند. نتایج پژوهش حاضر همسو با جهت گیری مدل های معاصر تیزهوشی، ضرورت تمرکز بر نقش ویژگی های کارکردی مفاهیم غیرشناختی مانند توانش های هیجانی/اجتماعی فراگیران تیزهوش دختر و پسر را در پیش بینی کنش وری تحصیلی آنها در مواجهه با موقعیت های چالش انگیز مورد تاکید قرار می دهد
    کلیدواژگان: تفاوت های جنسی، کمال گرایی، هیجانات پیشرفت، بهزیستی تحصیلی، مدل واسطه ای تعدیل شده
  • عباسعلی آهنگر*، مهین اسلامی شهربابکی، ستاره مجاهدی رضاییان، نیلوفر سرمست صفحات 137-157
    سندرم داون اختلال ژنتیکی است که به علت ظهور یک نسخه اضافی از کروموزوم شماره 21 در سلول های فرد مبتلا به وجودمی آید. این افراد در طول زندگی اجتماعی خود با محدودیت های بسیاری همچون اختلال در تولید و درک گفتمان روبرو می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای ابزار روابط واژگانی، به عنوان یکی از ابزارهای انسجام، شامل شمول معنایی، مجاز جز و کل و باهم-آیی در درک گفتمان روایی دانش آموزان عادی و دانش آموزان سندرم داون آموزش پذیر فارسی زبان براساس دیدگاه دولی و لوینسون (2000) بود. بدین منظور، 20 دانش آموز عادی (10دختر و 10 پسر) و 20 دانش آموز سندرم داون آموزش پذیر (10 دختر و 10 پسر) به صورت هدفمند و با روش نمونه گیری آسان یا در دسترس از مدارس عادی و مدارس کودکان استثنایی شهر کرمان در مهر ماه سال 1395 انتخاب شدند. از آنها خواسته شد تا در رابطه با موضوع «رفتن به پارک» صحبت کنند. سپس گفتمان آن ها توسط یکی از پژوهشگران ضبط و ثبت شد و داده های حاصل از آن با استفاده از نرم افزار SPSS مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که تنها در درک باهم آیی میان آزمودنی ها تفاوت معناداری وجود داشت اما این تفاوت در درک کلی انواع روابط واژگانی معنادار نبود
    کلیدواژگان: ابزارهای انسجام، روابط واژگانی، دانش آموزان عادی، دانش آموزان سندرم داون آموزش پذیر، فارسی زبان
  • فرزانه حقیقی، مقصود امین خندقی* صفحات 159-185
    هدف تبیین جهت گیری های برنامه درسی حرفه آموزی براساس نوع نگرش معلمان و کارشناسان آموزش و پرورش استثنائی دو شهر مشهد و تهران به دانش آموزان کم توان ذهنی بود. مقیاس نگرش سنج در سه مولفه نگرش های خوش بینانه، تصورات غلط رفتاری و بدبینانه با 22 گویه و پرسشنامه جهت گیری های برنامه درسی دوره متوسطه در سه مولفه جهت گیری های زندگی مستقل، شغلی و تحصیلی با 41 گویه طراحی شد و در اختیار متخصصین جهت احراز روایی محتوایی قرار گرفت. جامعه شامل دو گروه معلمان مقاطع پیش و متوسطه حرفه ای در دو شهر تهران و مشهد؛ که 126 معلم به روش نمونه گیری در دسترس و جامعه دوم شامل دست اندرکاران دوره متوسطه حرفه ای؛که 33 نفر به شیوه تمام شماری انتخاب شدند و به هر دو پرسشنامه پاسخ دادند. پایایی مقیاس از روش آلفای کرونباخ 84/0 و پرسشنامه جهت گیری برنامه درسی 94/0 احراز شد. روایی نیز از روش روایی محتوایی بدست آمد. نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد که نگرش های غالب معلمان و کارشناسان نگرش های خوش بینانه بوده است. همچنین جهت گیری غالب معلمان و کارشناسان در دوره پیش و متوسطه حرفه ای جهت گیری زندگی مستقل تعیین شد که تفاوت آماری معناداری نیز دراین دو گروه مشاهده نگردید. در رابطه با تاثیر نگرش ها بر نوع جهت گیری برنامه درسی آزمون های آماری تفاوت معناداری را در بین دو جهت گیری های تحصیلی و زندگی مستقل و سه نوع نگرش به دانش آموزان کم توان ذهنی نشان دادند
    کلیدواژگان: برنامه درسی، متوسطه حرفه ای، جهت گیری برنامه درسی
  • مریم صف آرا*، محمد بخشی زاده صفحات 187-208
    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش بخشودگی بر بهزیستی روان شناختی و شادکامی مادران دانش آموزان دارای اختلال خاص یادگیری شهر طبس انجام شد.
    کلیدواژگان: بخشش، بهزیستی روان شناختی، شادکامی، اختلال خاص یادگیری
  • مقایسه سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی و مادران کودکان عادی
    سودابه میر صادقی، فرامرز سهرابی، احمد برجعلی، حسین اسکندری، نورعلی فرخی صفحات 201-214
    هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی در مادران دارای کودکان با اختلال اضطراب جدایی و عادی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و مادران کودکان عادی شهر تهران بود که از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر (30 نفر برای هر گروه) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری (رابینسن و همکاران، 1995) و روابط موضوعی (بل، بیلینگتون و بیکر، 1985) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تی مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی و مادران کودکان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0/05>p). بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که وجود سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی می تواند زمینه ساز این اختلال باشد
    کلیدواژگان: سبک های فرزند پروری، کیفیت روابط موضوعی، مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی
  • رویکرد آدلر-گلاسر به اختلال نافرمانی مقابله ای: مطالعه مروری نظامند
    سید محمد سید محمودیان، حمید علیزاده، شهلا پزشک*، احمد برجعلی، نور علی فرخی صفحات 209-229
    یکی از اختلال های دوران کودکی و نوجوانی، اختلال نافرمانی مقابله ای است که از علل رایج ارجاع کودکان به کلینیک های روان شناسی و مشاوره است. رویکردهای درمانی مختلفی برای بهبود نشانه های این اختلال به کار گرفته شده است. یکی از مداخلاتی که در این زمینه مطرح شده، تکنیک های درمانی آدلر و گلاسر است. هدف پژوهش حاضر معرفی ماهیت، ویژگی ها، و شواهد پژوهشی، پیرامون موثر بودن رویکرد آدلر-گلاسر برای اختلال نافرمانی مقابله ای است. در پژوهش حاضر از طریق پژوهش مروری نظامند و جستجوی کلیدواژه-های تخصصی مرتبط با اختلال نافرمانی مقابله ای و رویکرد آدلر و گلاسر در پایگاه های اطلاعاتی تخصصی ایران و جهان بین سال های 2017-1985 یافته ها و اطلاعات مورد نظر جهت دستیابی به هدف پژوهش مورد واکاوی قرار گرفت. بدین منظور از پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، ERIC، Science Direct و Pub Med استخراج و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. همچنین، از برخی منابع فارسی موجود در این زمینه استفاده شد.
    مرور ادبیات پژوهش حکایت از اثربخشی رویکرد آدلر - گلاسر بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای دارند. براساس رویکرد آدلر- گلاسر افرد با اختلال نافرمانی مقابله ای بیمار نیستند، بلکه آنها دلسرد شده اند و نیازهای پنجگانه شان پاسخ داده نشده است. بنابراین با درک هدف رفتار و ارتقا علاقه اجتماعی در افراد با اختلال نافرمانی مقابله ای، نشانه های این اختلال را کاهش داد
    کلیدواژگان: رویکرد آدلر، گلاسر، اختلال نافرمانی مقابله ای، مطالعه مروری نظامند
|
  • Shahrooz Nemati*, Hamid Alizadeh Pages 1-20
    Attention Deficit/ Hyperactivity Disorder (ADHD) is a neurodevelopmental disorder that its treatment has been challenged for parents and developmental disabilities professionals. In recent years, neurofeedback is one of the interventions utilized to treat ADHD. The effectiveness of this kind of treatment has been controverted. The aim of current study was to identify the nature, characteristics and research evidence about the efficacy of neurofeedback in ADHD. In the same vein, from web of data-based information (Pupmed, Springer, ProQuest, Scopus, and Elsevier) and by using keywords including ADHD, Neurofeedback, QEEG-Informed Neurofeedback, efficacy of neurofeedback treatment in ADHD, ADHD and meta-analysis, effect size in neurofeedback treatment in ADHD, EEG and email communication with professional psychologist or psychiatrist, as well, data were gathered and systemically reviewed. Despite reporting more Iranian researches indicating effectiveness of neurofeedback in ADHD treatment, some research evidences including methodological issues, and some characteristics such as the life-span problem, comorbidity, and recent evidence-based practice, impeach the significance of neurofeedback efficacy and the related data. This method is struggling because the neurofeedback is introduced as only an interventionist method, not a miraculous approach, and bring ethical challenges for the researchers. This study stresses on more methodologically accurate investigations on neurofeedback and ADHD
    Keywords: Neurofeedback, ADHD, Effectiveness, methodology
  • Khadijeh Shiralinia*, Hadiss Abdollahi Musavi, Reza Khojastemehr Pages 21-44
    Parents of a child with autism spectrum disorder are confronted with many challenges in raising their child. Researchers report that this families experience more parenting stress than families of other disabilities.The present study aimed to investigating the effect of using group Acceptance and Commitment Therapy (ACT)-Based Training on reducing Parenting Stress and increase Psychological Flexibility in Mothers of Children with Autism Disorder in Ahvaz. The research design was quasi-experimental with pre-test and posttest and control groups The statistical population of this study included all the Mothers of Children with autism spectrum disorder in Ahvaz. 44 mothers of children with autism spectrum disorder were selected through convenience sampling method, and then they were put into two experimental and control groups . The intervention group received group Acceptance and Commitment Therapy for 8 sessions of 90 minutes. The research of the study included Parentings Stress Inventory and Acceptance and Action second revised (AAQ-II). Acceptance and Commitment Therapy (ACT)-Based Training was performed in eight sessions in the experimental group. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance. The results indicated the effectiveness of experimental treatment on the reduced scores of parenting stress and increase psychological flexibility in the mothers in the experimental group. Hence, this method is effective and useful to improve the mental health of this mothers
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Parenting Stress, Psychological Flexibility
  • Afsaneh Rahimi, Ahmad Yarmohamadian*, Ahmad Abedi, Salar Faramarzi Pages 49-69
    This study aims to evaluate the effect of group intervention treatment on the improvement of social skills, academic competence and the reduction of behavior problems in children with Autism Spectrum Disorders. The study is based on the A-B-A single-subject design. Using the purposive sampling, three students were selected. Training sessions, which were based on Derosier social skills training program, consisted of ten lessons that were held for five months in twenty 40-minute sessions. Using the Social Skills Improvement System (SSIS), during and after each 3-training session, the evaluation was carried out. In order to track the training results, the questionnaire was filled out by the trainer one month later. According to the data visual analysis results, this program succeeded to improve the social skills and behavior problems in all of the three participants. Regarding the improvement of the academic competence, this program proved to be effective only for the first participant. According to the research findings, the nature of the group interventions, which creates more opportunities for interaction and an increase in the motivation for children to relate, not only leads to social skills and relation improvement, but also has a direct and positive impact on the behavior problems( including the reduction of bullying, internalizing and externalizing symptoms). Regarding the effect of this program on academic competence, further research is needed
    Keywords: Social Skills Group Intervention, academic competence, behavior problems, Autism Spectrum Disorders
  • Zahra Tofighi, Asghar Aghaei*, Mohsen Gol Parvar Pages 71-93
    The present study was conducted to investigate the comparison of the effectiveness of resilience and emotion regulation on perceived social stigma and mental endurance in the mothers of the children with CP. The present research method was quasi-experimental with pretest-posttest and control group design. The statistical population of the current study included all the mothers of the children with CP in the city of Shiraz in 2017. Non-probable available sampling method and random replacement were used in the present study. After selecting the sample size and replacing them in the experimental and control groups, the experimental group received teaching interventions in ninety-minute sessions once a week during three months. The applied questionnaires in the present study included social stigma and mental endurance. The results from the data analysis showed that teaching resilience and emotion regulation have been effective on perceived social stigma and mental endurance of the mother of the children with CP
    Keywords: Resilience emotion regulation, mental endurance, cerebral paralysis
  • Zahra Razavi Alavi, Omid Shokri*, Hossein Pourshahriar Pages 95-135
    The present study examined the mediationg role of positive and negative achievement emotions on the relationship between perfectionism and academic well-being among boy and girl gifted adolescents. In this correlational study, 326 gifted students (161 boy and 165 girl) responded to the Multidimensional Perfectionism Cognitions Inventory (MPCI, Kobori, 2006), the Achievement Emotions Questionnaire- Revised (AEQ-R, Abdollahpour, 1394), the Schoolwork Engagement Inventory (SEI, Salmela-Aro & Upadaya, 2012) and the School Burnout Inventory (SBI, Salmela-Aro, Kiuru, Leskinen & Nurmi, 2009). Results indicated that for total sampel and for boy and girl gifted adolescents, the partially mediated model of positive and negative achievement emotions on the relationship between perfectionism and academic well-being had good fit to data. The results of the group specificity of structural relations showed that the relationship between perfectionism, achievement emotions, academic well-being were equivalent for both groups. All of the regression weights in the global model and for each of the two groups (boy and girl gifted adolescents) were statistically significant. These results consistent with contemporary models of giftedness show that noncognitive concepts such as social/emotional abilities have critical role in prediction of academic functioning of girl and boy gifted high school students
    Keywords: Sex differences, perfectionism, achievement emotions, academic well, being, moderated mediation model
  • Abbas Ali Ahangar*, Mahin Eslami Shahrbabaki, Setareh Mojahedi Rezaeian, Niloofar Sarmast Pages 137-157
    Down syndrome (DS) disease is a genetic disorder which is caused by an additional copy of chromosome 21 in patient’s cell. These individuals face with different limitations in their social life such as disorders in discourse production and comprehension. The purpose of the present study was to provide a comparative investigation of comprehension of lexical relations device as one of cohesion devices, including hyponymy, part- whole and collocation, according to Dooley and Levinsohn (2000) between normal and educable DS Persian-speaking students’ narrative discourse. To this end, 20 normal and 20 DS boys and girls were purposefully selected using convenience sampling from ordinary and exceptional schools of Kerman city in Mehr 1395. The subjects were asked to talk about the topic of “Going to the park”. Then their speech was recorded by one of the researchers. The gathered data was analyzed by SPSS software. The research results showed that only in the comprehension of collocation there was a significantly meaningful difference between the two groups of subjects but this difference was not significantly meaningful in analyzing the lexical relations as a whole
    Keywords: Cohesive devices, lexical relations, Normal students, Educable Down syndrome students, Persian language
  • Farzane Haghighi, Maghsod Amin Khandaghi* Pages 159-185
    The purpose of this study was to explain of teacher and experts curriculum orientation in pre and vocational secondary education based on attitude to mentally retarded students in Mashhad city and Tehran city. Attitude Scale designed in three main components Included optimistic, behavioral misconception, and pessimism attitudes and was 22 items. Curriculum orientations questionnaire designed in three main components and included vocational, independent living and academic orientation and 41 items. Content validity verified by experts. A sample of Teachers (n = 126) and experts (n = 33) completed attitude scales and orientations questionnaire. Attitude Scale and Curriculum Orientation questionnaire Assessed by using Cronbach's Alpha (in order, 0.84 and 0.94). Results shown that teachers and experts attitude was optimistic and their curriculum orientation was independent living orientation. There is no significant difference between two samples. Statistical tests have shown a significant difference between curriculum orientations and attitudes to mentally retarded students
    Keywords: Curriculum, vocational training secondary, curriculum orientation
  • Maryam Safara*, Mohammad Bakhshizade Pages 187-208
    this study was to investigate the effect of forgiveness education on the psychological well-being and happiness of mothers of students with special learning disorder in Tabas. The present study is a semi-experimental two-group pretest-posttest design. The statistical population of all mothers with children with special learning disorder was in Tabas city during the academic year 1396-1396. To collect data, a sample of 30 people was selected by simple random sampling. The tools used to achieve the research goals were Oxford Happiness Questionnaire (Hill and Argyle, 2002) and Reif's Psychological Well-being Scale (1989). For data analysis, descriptive statistics such as mean, standard deviation and single covariance analysis Variable and Multivariate. The findings showed that the mean of the experimental group in the components of psychological well-being and happiness increased compared to the control group. It can be said that forgiveness education has been effective on the psychological well-being and happiness of mothers of students with special learning disorder, therefore the results represent new horizons in clinical interventions and can be used as an effective intervention method
    Keywords: Forgiveness, Psychological well, being, happiness, Special learning disorder
  • Comparison of parenting styles and the quality of the relationship between the mothers of children with separation anxiety disorder and normal children's mothers
    Sodabeh Mirsadeghi, Faramarz Sohrabi, Ahmad Borjali, Hossein Skandari, Nour Ali Farrokhi Pages 201-214
    The purpose of this study was to compare parenting styles and the quality of subject relations in mothers with children with normal and anxiety disorder. The research method is descriptive of causal-comparative type. The statistical population of the study consisted of mothers of children with separation anxiety disorder referring to counseling centers and mothers of normal children in Tehran. Sixty individuals (30 people per group) were selected using available sampling method. The research tools included parenting styles questionnaire (Robinson et al., 1995) and thematic relationships (Bell, Bilington and Baker, 1985). Data were analyzed using multivariate analysis of variance and independent t-test. The results showed that there is a significant difference between parenting styles and the quality of maternal relationships between children with anxiety disorder and normal children's mothers
    Keywords: Parenting styles, Subject, matter quality, Mothers of children with separation anxiety disorder
  • Adler-Glasser approach to oppositional defiant disorder: a systematic review
    Mohhamad Mahmoodian, Hamid Alizade, Pezeshke Pezeshk*, Ahmad Borjali, Noor Ali Farrokhi Pages 209-229
    One of the disabilities in childhood and adolescence is a Oppositional Defiant Disorder that is the common cause of referring children to psychiatric clinics and counseling. Various therapeutic approaches have been used to improve the symptoms of this disorder. One of the interventions in this area is the Adler and Glasser therapies. The purpose of the present study was to introduce the nature, characteristics, and research evidence about the effectiveness of Adler-Glaser's approach to coping disordered disorder. In the present study, through systematic review of research and the search for specialized keywords related to Oppositional Defiant Disorder and Adler and Glasser's approach in specialized databases of Iran and the world between 1985 and 2017, the findings and the information sought to achieve The purpose of the research was analyzed. For this purpose, the Google Scholar, ERIC, Science Direct and Pubmed databases were extracted and analyzed. Also, some Persian sources used in this field were used.
    The review of the literature suggests the effectiveness of Adler-Glaser's approach to the symptoms of disobedience disorder. Based on Adler-Glaser's approach, they are not disorderly disordered disorder, but they are discouraged and their five needs have not been answered. Therefore, by understanding the purpose of behavior and promoting social interest in people with Oppositional Defiant Disorder, they reduced the symptoms of this disorder
    Keywords: Adler, Glaser's approach, Oppositional Defiant Disorder, systematic review study