فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 35 (بهار 1397)
  • پیاپی 35 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/07
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمدحسین زاده * صفحات 7-34
    وجوب سابق، از قواعد مهم و پرکاربرد فلسفه اسلامی است که به رغم اهمیتی که دارد، هنوز ساختار درونی آن با ابهام‏هایی مواجه است؛ از جمله اینکه این قاعده که اصالتا ساختاری ماهوی دارد، چگونه می تواند در معلول های وجودی جاری گردد و در مباحث وجودی حکمت متعالیه به کار گرفته شود؟ مقاله حاضر پس از تبیین مفردات قاعده، سه راه حل برای جریان قاعده وجوب سابق در معلول های وجودی ارائه کرده است. این راه حل ها عبارت‏اند از: جریان قاعده در «معنای وجود امکانی» ، استفاده از «معنای جامع بین امکان ماهوی و امکان وجودی» ، و استفاده از «لاضرورت» در معلول های وجودی. نتیجه ای که از بررسی این راه حل ها به دست آمده، این است که قاعده وجوب سابق مختص به معلول های ماهوی است و در معلول های وجودی جاری نیست. وجوب مقارن، قسمی دیگر از وجوب بالغیر است که در معلول های وجودی می توان از آن به عنوان جایگزین وجوب سابق استفاده کرد
    کلیدواژگان: وجوب سابق، وجوب مقارن، علت تامه، اصالت وجود، معلول ماهوی، معلول وجودی
  • محمدحسین رجایی* صفحات 35-58
    مسئله اصلی در این تحقیق آن است که: دیدگاه ملاصدرا درباره عقل عملی، تا چه میزان با مستفاد از آیات و روایات همخوانی دارد؟ بنابراین، این تحقیق با دو پرسش مهم روبه روست: یکی، دیدگاه ملاصدرا درباره عقل عملی چیست؟ دوم، مستفاد از قرآن و حدیث درباره شئون عملی عقل چه می‏باشد؟ آنچه از مطالعه این مقاله به دست می آید، آن است که مطابق آموزه های دینی، عقل دارای شئون علمی و ادراکی، و شان عملی و تحریکی است. در مقابل، برخی از فیلسوفان اسلامی، شان عقل عملی را ادراک امور مربوط به عمل انسان دانسته اند، و بین عقل عملی و عقل نظری در اصل شانیت ادراک تفاوتی قایل نشده اند و برخی دیگر، شان عقل عملی را از مقوله عمل و تحریک، و متفاوت از شان ادراک عقل نظری برشمرده اند. کلمات ملاصدرا درباره عقل عملی با هر دو دیدگاه همسان است؛ اما با آنچه درباره شان عملی عقل در آموزه های دینی وارد شده است، مقداری تفاوت دارد. هدف ما از این نوشتار آن است که با تحلیل کلمات ملاصدرا درباره عقل عملی و فهم آموزه های دینی در شئون عقل، به داوری دیدگاه ایشان بر اساس قرآن و حدیث بپردازیم؛ لذا روش ما در این مقاله توصیفی تحلیلی همراه با تفسیر متن آیات و روایات است
    کلیدواژگان: ملاصدرا، عقل عملی، شان ادراکی، شان عملی، قرآن و حدیث
  • احمد سعیدی* صفحات 59-84
    اعتبار فیزیک و ریاضیات، هم از اهداف و غایات اصلی فلسفة استعلایی کانت به شمار می رود و هم از مبادی و پیش فرض های اساسی آن، و این بدان معناست که فلسفة کانت در این زمینه، مبتلا به نوعی دور، مصادره یا همان گویی است؛ زیرا برای پاسخ به شبهات هیوم و بارکلی، و تبیین اعتبار یقینی و عینی فیزیک و ریاضیات، از اعتبار علوم یادشده بهره می گیرد. از سوی دیگر، تکیه بر علوم قرن هیجدهم در استنتاج های فلسفی، سبب از بین رفتن اعتبار بخش های مهمی از فلسفة کانت در اثر تحولات علوم پیش‏گفته شده است. در نوشتار حاضر، با تبیین رابطة فلسفه با دیگر علوم، به برخی از آسیب هایی اشاره کرده ایم که فلسفة کانت به دلیل تبعیت از علوم طبیعی و ریاضی متحمل شده است
    کلیدواژگان: کانت، علم، فلسفه، فیزیک، ریاضیات، اعتبار
  • مهدی شجریان * صفحات 85-106
    رفتارهای برخاسته از عمل به شریعت از روی اجتهاد باشند یا از روی تقلید همواره با احتمال خطا و عدم مطابقت با لوح محفوظ مواجه اند. در همین نقطه است که گستره شریعت رخ می‏نماید و شمول یا عدم شمول آن بر این رفتارها نمایان می شود. در این تحقیق با غایت تبیین این گستره، دیدگاه های رایج در خصوص مصالح و مفاسد واقعیه با روش تحلیلی انتقادی مورد بررسی قرار می گیرد. در همین راستا، این نوشتار تاکید دارد هرچند تصویب اشعری و معتزلی می تواند به صورت چشمگیری این گستره را فراخ نماید، این دو دیدگاه با اشکالات ثبوتی عدیده ای مواجه اند. متقابلا نظریه «مصلحت تسهیل» محقق نایینی به تضییق قلمرو شریعت می انجامد؛ از این رو در این نوشتار با تاکید بر دیدگاه شیخ انصاری مبنی بر «مصلحت سلوکیه» و ارائه تقریری نوین از آن، تلاش شده هم گستره شریعت به صورتی فراخ تصویر گردد و هم از ورود اشکالات دیدگاه تصویب جلوگیری شود
    کلیدواژگان: قلمرو شریعت، تصویب، تخطئه، مصلحت تسهیل، مصلحت سلوکیه
  • حسن محیطی اردکان، مجتبی مصباح صفحات 107-132
    عرف گرایی ثبوتی در حوزه اخلاق، اعتقاد به این است که عرف را می توان به عنوان منشا ارزش اخلاقی دانست. عرف گرایان ثبوتی به دو دسته قابل تقسیم هستند: دسته ای از ایشان بر نقش عرف فاقد پشتوانة واقعی در ثبوت ارزش اخلاقی تاکید می کنند و دسته ای دیگر بر نقش عرف واجد پشتوانة واقعی در ثبوت ارزش اخلاقی اصرار می ورزند. هر یک از ایشان بر مدعای خود دلایلی ارائه کرده اند که بررسی آنها به دلیل تاثیرات فرهنگی باورهای یادشده، ضروری به نظر می رسد. در این نوشتار سعی شده با تحلیل دیدگاه های مرتبط با دسته اول، دو دلیل از مهم ترین دلایل ایشان استخراج شود و بر اساس مبانی عقلی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. بررسی دلایل عرف گرایان ثبوتی مورد بحث نشان می دهد دو دلیل «تفاوت های فرهنگی» و «احساسات عام بشر» با مشکلات نظری و عملی مواجه بوده، برای اثبات مدعای ایشان ناکارآمد است
    کلیدواژگان: عرف، اخلاق، عرف گرایی، عرف گرایی ثبوتی، تفاوت های فرهنگی، احساسات بشر
  • اعظم جانجان، سید محمد معصومی صفحات 133-156
    مسئله نفس و بحث از آغاز و انجام آن، از مسائل مهم در حوزۀ فلسفه است. اگرچه در آرای فلاسفه باستان، بحث از نفس به صورت مبهم بیان شده است، این موضوع از جمله مباحث برجسته در آرای ارسطو و ابن سینا به شمار می‏آید. نگاه کلی به فلسفۀ ارسطو نشان می دهد او برای همۀ موجودات قایل به نفس است. وی بر مبنای نظریۀ ماده صورت، نفس و بدن را جدایی ناپذیر می داند و معتقد است نفس، حادث با حدوث بدن است و در نهایت با نابودی بدن نابود می شود و بقایی برای آن در نظر نمی گیرد؛ اما با دقیق شدن در آرای او و بررسی آثار مختلف وی، به مباحثی می رسیم که با این نگاه کلی کاملا متفاوت است و نشان دهندۀ اعتقاد او به جاودانگی دست‏کم بخشی از نفس است. ابن سینا نیز در مسئله پیدایی نفس ظاهرا نظری مشابه نظر ارسطو دارد و حتی شاید این‏گونه به نظر آید که مقلد صرف ارسطوست و به تبع ارسطو به حدوث نفس معتقد است؛ اما با دقیق شدن در آرا و آثار وی، مشخص می‏شود در بسیاری از جزئیات و اصول مهم از ارسطو فاصله می گیرد؛ به گونه‏ای که اگرچه قایل به حدوث نفس است، بر خلاف نگاه ارسطویی در باب سرنوشت نفس، وی در نهایت نفس را امری جاودانه می داند
    کلیدواژگان: نفس، بدن، حدوث، جاودانگی، عقل، ماده، صورت
  • فاطمه میرزاپور صفحات 157-179
    در میان مجموع کائنات، «انسان» ، کانون توجه اندیشمندان، فلاسفه و عرفا بوده، ایشان سعی در شناخت ابعاد وجودی او داشته‏اند و روح انسان را از نظر ذات، صفات و افعال، مظهر تجلی خداوند خوانده اند؛ تا آنجا که شناخت و معرفت نفس، مقدم بر معرفت رب و یکی از راه های شناخت خداوند قرار داده شده است. در این میان، صدرالمتالهین، انسان را نسخه عنصری جامع جمیع عوالم معرفی کرده، حقیقت او را نفس ناطقه اش می داند که قابلیت تبدیل شدن به نفس قدسی را دارد. این حکیم متاله معتقد است حقیقت این عصاره خلقت به طور کامل قابل شناسایی نیست؛ زیرا طبق حرکت جوهری، نفس، مدام در حال تغییر و اشتداد بوده، آنا فآنا در حال شدن و رسیدن به کمال مطلوب است و هر آن در حال آمد و شد در اکوان مختلف وجودی است؛ لذا ماهیت ثابت مشخصی برای او قابل لحاظ نخواهد بود. پس بدیهی است شناخت حقیقت چنین موجودی که در مرتبه ای خاص توقف ندارد و همواره در حال تحول و تکامل است، بسیار دشوار بوده، همین صعوبت، سبب ظهور دیدگاه های مختلف گردیده است. اما از آنجا که لازمه هر حرکتی غایت و جهت است، هرچند نفس انسانی ماهیت ثابتی ندارد، به سوی غایت و ثباتی رو می نهد و از نظر صدرا رسیدن به مدارج بالاتر و مقام عندیت، غایت اوست. در این نوشتار بر آنیم تا حقیقت سیال انسان را در پرتو حرکت جوهری، و مثال خدا شدن او را با توجه به نظام فلسفی صدرالمتالهین، با روش تحلیلی توصیفی بررسی کرده، نتایج مترتب بر آن را ترسیم نماییم
    کلیدواژگان: انسان، خلیف? الله ، حقیقت انسان، غایت، هویت، ملاصدرا
  • سید محمد باقر میرصانع* صفحات 179-204
    تبیین اعتباریات و لوازم آنها، از مباحثی است که با اشارات مرحوم کمپانی و تفصیلات علامه طباطبائی جانی تازه یافت. با توجه به تاثیرات مهم این بحث بر علومی چون فقه، اصول فقه، کلام و اخلاق، لازم است بدان بیش از پیش پرداخته شود. مقاله سعی دارد لوازم ادراکات اعتباری را در مبانی علم اخلاق با تاکید بر دیدگاه‏های شهید مطهری تبیین و بررسی کند. شهید مطهری بیش از هر چیز، دو موضوع از موضوعات ادراکات اعتباری مرتبط با علم اخلاق را تبیین کرده است: یکی استدلال به اخلاقیات و اعتباریات در علوم حقیقی، و دیگری بحث نسبیت اخلاق. شهید مطهری استدلال به اعتباریات را در علوم حقیقی نمی پذیرد. ایشان در رد نسبیت اخلاقی، با تبیین من علوی و من سفلی، راهکاری جدید معرفی می کند؛ اما علامه طباطبائی در تفسیر المیزان مسیر دیگری می پیماید که هم نسبیت را از اخلاق دور می سازد و هم به اشکالاتی که به شهید مطهری وارد است، دچار نمی شود
    کلیدواژگان: ادراک اعتباری، اعتباریات، شهید مطهری، علامه طباطبائی، فلسفه اخلاق
  • روح الله نادعلی*، ناصر محمدی، محمدحسین مهدوی نژاد، علیرضا پارسا صفحات 205-228
    یکی از مهم ترین ابتکارات ملاصدرا در حوزۀ هستی شناسی، دیدگاه وجود رابط معلول است. نظریة وجود رابط معلول، از یک سو بر لوازمی استوار است که بدون آنها اثبات این دیدگاه ناممکن خواهد بود و از سوی دیگر، نتایج مهمی بر آن مترتب است که پذیرش آنها، اندیشه های فلسفی مقبول پیش از خود را با تحولات بنیادین مواجه می کند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تبیین لوازم و نتایج وجودشناختی این نظریه صورت گرفته است. وحدت شخصی و کثرت شانی وجود و ناممکن بودن علم حصولی و حضوری به معلول بما هو هو، از اهم لوازم دیدگاه وجود رابط معلول است. همچنین وحدت واقعیت، تشان، تقدم بالحق، تشکیک در ظهور و وجود منبسط از مهم ترین نتایج دیدگاه وجود رابط معلول به شمار می رود
    کلیدواژگان: وجود رابط، وحدت وجود، تشان، تقدم بالحق، تشکیک در ظهور، وجود منبسط
|
  • Mohammad Hoseinzadeh * Pages 7-34
    Preceding necessity is regarded as one of the important and very applicable rule in Islamic philosophy that regardless of its importance, its internal structure is of ambiguity. As one case of it ambiguity, it is not clear that, with regard to its quiddity-based nature, how it may be applicable to existential caused beings and issues of transcendent philosophy? The present paper, after explaining the parts of the rule, has provided three solutions for it to be applicable in the cases of existential caused beings. The solutions may be referred to as its application in the meaning of possible existence, the use of comprehensive meaning including possibility of quiddity and existence and the use of lack of necessity, la zarurat, in existential caused beings. The result of such a consideration lies in the fact that the rule is specific to the caused quiddities. The coincident necessity is another type of the necessity to the other, wujub-I bi-lgheir, which can be used as an alternative for preceding necessity usable in existential caused beings
    Keywords: Preceding Necessity, Coincident Necessity, Complete Cause, Essentiality of Existence, Quiddity-Based Caused, Essential Caused
  • Mohammadhosein Raja`i* Pages 35-58
    Main issue of this study may presented as: How much does Mulla Sadra's perspective on practical reason match with the Quranic verses and narratives? Therefore, this research studies two important questions: the what of Mulla Sadra's perspective on practical reason and what understandable from the Qur'an and hadith in the field. As made clear in the paper, according to religious teachings, reason has a scientific and perceptual function, and a practical and provocative function. On the contrary, some Islamic philosophers have considered the function of practical reason as perceiving affairs related to human action, and have not viewed any distinction between practical reason and theoretical reason with regard to perception, while others have viewed the function of practical reason as action and motivation different from that of the theoretical reason. Mulla Sadra's words in the field agree with both views, but somewhat different from what said of practical function of reason in religious teachings. The purpose in the paper lies in analyzing the words of Mulla Sadra in comparison to religious teachings of the field; therefore, the method of the study is analytical descriptive along with commenting the text of the verses and narrations
    Keywords: Mulla Sadra, Practical Reason, Function of Perception, Practical Function, The Quran, Hadith
  • Ahmad Sa`idi * Pages 59-84
    The validity of physics and mathematics is from the ultimate goals and purposes and, at the same time, from presuppositions of Kant's transcendental philosophy. This fact means that Kant's philosophy in this field is subject to a vicious circle or begging a question, because Kant, when opposing Hume and Barclay's objects and explaining the certainty and objectivity of physics and mathematics, relies on the validity of these sciences. On the other hand, reliance on eighteenth-century sciences in philosophical deductions has destroyed the validity of important parts of Kant's philosophy as a result of developments in the sciences. In the present paper, by explaining the relationship between philosophy and other sciences, we have pointed out some of the damage that Kant's philosophy has suffered as a result of adherence to natural and mathematical sciences
    Keywords: : Kant, Science, Philosophy, Physics, Mathematics, Validity
  • Mahdi Shajarian * Pages 85-106
    Behaviors arising from following shari'ah are always subject to the possibility of not being in correspondence with the fixed tablet, lawhi mahfuz. It is at this point that the realm of Shari'at shows itself and its inclusion or exclusion to behaviors becomes clear. In this research, intended to explain this realm, current views on interests and evils are analytically and critically examined. In this regard, this paper emphasizes that although the adoption of Ash'arites and Mu'tazilites may considerably expand this realm, the two views are subject to numerous significant flaws. On the cntrary, Na`ini`s theory of expediency of facilitation limits the realm of Shari'at. In this paper, therefore, with an emphasis on Sheikh Ansari`s theory of behavioral expediency, maslahati sulukiyah, and presenting a version of it, it has been tried to expand the realm of Shari'at without meeting such flaws
    Keywords: Realm of Shari'at, Taswib, Charging with Error, Expediency of Facilitation, Maslahati Sulukiyah
  • Hasan Mohiti Ardakani, Mojtaba Mesbah Pages 107-132
    Positive conventionalism in the field of ethics is based on the belief that convention, orf, may be regarded as as a source of moral value. Positive conventionalists may be divided into two groups: some emphasize the role of custom without any true support in establishing moral value, and others emphasize the role of the custom on the basis of true support in establishing of it. Each of them has presented some reasons for their claims, regarding their cultural effects, whose study seems to be necessary. In this paper, an attempt has been made to analyze the perspectives related to the first group and study two of their most notable reasons critically. As shown in the paper, the two reasons of cultural differences and public emotins are exposed to theoretical and practical objections.
    Keywords: Convention, Ethics, Conventionalism, Positive Conventionalism, Cultural Differences, Human Emotions
  • A`zam Janjan, Seyyed Mohammad Ma`sumi Pages 133-156
    The issue of human soul as well as its origin and its end is one of the important issues in philosophy. Although the issue has been described ambiguously by ancient philosophers, it is among considerable issues in Aristotle and Avicenna's thoughts. An overview of Aristotle's philosophy shows that he viewed all beings to be of soul. On the basis of the theory of matter and form, he considers the body and the soul as inseparable, and believes that the soul comes into existence at the same time as the body and ultimately it destroys along with the body and does not continue to life. With a careful consideration in his opinions and different works, however, one may view completely different on which human soul or at least a part of it would be everlasting. At first look, Avicenna also appears to have a theoretical view similar to Aristotle's point of view on the appearance of the soul, and he may even seem as a pure follower of Aristotle, however, studying his opinions and works carefully, one finds him different from Aristotle in both partials and important principles so that though he believes in appearance of the soul, on its end differs from what said by Aristotle and views it as eternal
    Keywords: Soul, Body, Appearance, Intellect, Matter, Form
  • Fatemeh Mirzapoor * Pages 157-179
    Among all creatures, human being has been the focus of scholar, philosophers and mystics` attention and they have sought to understand human existential dimensions and have described the human spirit as God`s manifestation of essence, attributes and actions; on this basis, one`s knowledge of human soul has been known as a necessary ground for one`s knowledge of God and one of the ways for knowing God. Meanwhile, Sadr al-Muta'llihin has introduced man as a comprehensive elemental version of all the worlds, and viewed man`s rational soul to be his/her reality and capable of becoming a holy soul. This theist philosopher believes that the essence of this creature is not fully recognizable because, according to the theory of substantial movement, the soul is constantly changing and transforming, and this becoming and turning is in process instance to instance toward its final end. One, therefore, cannot consider a stable and fixed essence for it. So obviously, it is very difficult to recognize the true essence of such a creature that does not stop in a particular order and is constantly evolving and developing; it is the fact leading to different perspectives. Since, however, it is necessary for each movement to have an end and a direction, human soul, regardless of its being of no fixed essence, has its own end as high degree and indiyat. In this paper, with an analytical and descriptive method, we examine the dynamic reality of human being in the light of substantial movement and its being an example for God as understood in philosophical system of Mulla Sadra
    Keywords: Human Being, Khalifatullah, Human Essence, End, Identity, Mulla Sadra
  • Mohammad Baqer Mirsane`* Pages 179-204
    Explanation of i`tibariat, conventional issues, and their consequences are of the subjects referred to and studied in detail by the late Kompani and Allameh Tabataba`I respectively. With regard to the notable effects of the subject in such fields as fiqh, usuli fiqh, kalam and ethics, it is necessary for it to be studid. In the paper, it has been intended to study the effects of i`tibariat in ethical foundations with an emphasis on Shahid Motahhari`s view. Shahid Motahhari has studied two problems of the field more: one, basing proofs on ethical and conventional concepts and statements in true sciences, olume haqiqi, and the other, relativity of ethics. He does not agree with the former and, explaining the elwi I and the sefli I, argues against the latter and introduces a new solution. While, Allameh Tabataba`i in Amizan has taken another solution against ethical relativity; he does not meet the objections that Motahhri meets
    Keywords: I`tibari Perception, I`tibariat, Shahid Motahhari, Allameh Tabataba`I, Ethics
  • Rohollah Nadali *, Naser Mohammadi, Mohammadhosein Mahdavinejad, Alireza Parsa Pages 205-228
    One of Mulla Sadra's most important ontological innovations is the theory of pure conjunction of contingent existence. On the one hand, the theory is based on some prerequisites without which it would be impossible to be argued for, and on the other hand, there may be found some notable conclusions that on their basis preceding philosophical thoughts are subject to fundamental changes. In the present study, it is intended to study and explain the ontological prerequisite and conclusions of this theory. Personal unity and functional plurality of the existence and impossibility of acquired and intuitive knowledge of the caused being as such may be regarded as the most notable prerequisite, and unity of reality, tasha`un, precedence by truth, gradation in appearance and extended existence as the most notable consequences of the theory
    Keywords: Wujudi Rabit, Unity of Existence, Tash`un, Precedence by truth, Gradation in Appearance, Extended Existence