فهرست مطالب

  • Volume:7 Issue:3, 2018
  • تاریخ انتشار: 1397/07/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید سعید مظلومی محمودآباد ، مرضیه تفتیان ، حسن مظفری خسروی ، معصومه گودرزی خویگانی، نوشین یوشنی * صفحات 134-139
    مقدمه
    بارداری یکی از مهم ترین مراحل زندگی مادر و جنین میباشد که نیاز مادر به انرژی و مواد غذایی در این دوران به دلیل تغییرات فیزیولوژیک افزایش یافته و در نتیجه وضعیت تغذیه ای مادر تاثیر چشمگیری بر سلامت او ، جنین ، پیامدهای بارداری و نهایتا جامعه دارد. مطالعات انجام شده حاکی از آن است که آگاهی و نگرش تغذیه ای بر وضع تغذیه موثر میباشند ، لذا بررسی حاضر به منظور تعیین آگاهی،نگرش و عملکرد (KAP) زنان باردار شهر یزد در خصوص تغذیه دوران بارداری انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه یک پژوهش توصیفی- مقطعی است که بر روی 120 نفر از زنان باردار شهر یزد انجام گردید. پرسشنامه های مورد بررسی در این پژوهش محقق ساخته بوده و شامل متغیر های دموگرافیک، آگاهی، نگرش و عملکرد زنان باردار می باشد. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه18) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آگاهی در3/33% زنان باردار ضعیف،2/64 % متوسط و 5/2 % خوب بود. نگرش اغلب افراد (2/98 %) در خصوص تغذیه مناسب دوران بارداری مثبت بود. عملکرد 70% از افراد در خصوص تغذیه مناسب دوران بارداری در محدوده متوسط قرار داشت.
    نتیجه گیری
    مطابق با نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر ، آگاهی و عملکرد اکثر افراد در زمینه تغذیه دوران بارداری در محدوده متوسط قرار داشت همچنین نگرش اکثر افراد نسبت به تغذیه دوران بارداری مثبت بود. لذا باید برنامه های آموزشی جهت بهبود آگاهی و عملکرد زنان باردار توسط مراقبین دوران بارداری اجرا گردد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، بارداری، وضعیت تغذیه ای
  • زهره کریمیان کاکولکی ، سید سعید مظلومی محمودآباد ، سکینه گرایلو ، بهاره متقی ، فیروزه شریفی، فاطمه حیدری * صفحات 140-146
    زمینه و هدف
    رضایت زناشویی به عنوان ارزیابی ذهنی افراد از کیفیت ازدواج آنها تعریف شده است. کیفیت زندگی (QOL) یک مفهوم چند بعدی است و شامل تمام جنبه های زندگی افراد است. سندرم پیش از قاعدگی (PMS) با طیف گسترده ای از علائم عاطفی و جسمی و تغییرات رفتاری مشخص می شود. هدف از این مطالعه تعیین نقش نارضایتی زناشویی و سندرم پیش از قاعدگی در ابعاد عاطفی کیفیت زندگی است.
    روش
    این مطالعه مقطعی بود. 246 زن مراجعه کننده به مراکز بهداشتی حاشیه شهر یزد، به طور داوطلبانه و تصادفی به مطالعه دعوت شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه کیفیت زندگی SF36، ابزار غربالگری سندرم پیش از قاعدگی و شاخص رضایت زناشویی (QOL & PSST & IMS) بود. داده ها جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS18 و با آزمون آنالیز مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نارضایتی زناشویی (021/0p=) و سندرم قبل از قاعدگی (001/0p=) به طور مستقیم تاثیر منفی بر بعد عاطفی کیفیت زندگی دارند و در این بین شدت سندرم قبل از قاعدگی تاثیر قوی تری دارد. همچنین نارضایتی زناشویی با تاثیر بر شدت سندرم قبل از قاعدگی (001/0p=) به طور غیر مستقیم بر بعد عاطفی کیفیت زندگی موثر است.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه تاکید دارد که زنان مبتلا به سندرم قبل از قاعدگی و نارضایتی زناشویی در بعد عاطفی کیفیت زندگی خود دچار مشکل هستند، در نتیجه باید به زنان آموزش داد که برای اینکه از نظر روانی زندگی بهتری داشته باشند، با فائق آمدن بر ناملایمات زندگی زناشویی و شناخت علایم سندرم قبل از قاعدگی و راهکارهای بهبود آن، کنترل بیشتری بر این عوامل داشته و کیفیت زندگی خود را افزایش دهند.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، رضایت زناشویی، سندرم قبل از قاعدگی
  • سیده فاطمه حسینی حسین آباد، باقر غباری بناب ، شیدا سوداگر، نورعلی فرخی، مریم مشایخ * صفحات 147-154
    مقدمه
    ارقام فعلی نشان می دهد که بسیاری از ازدواج ها در ایران در 20 سال اخیر با جدایی و طلاق پایان می یابد. با توجه به اثرات مخرب روحی و جسمی بر زوجین و همچنین فرزندانشان، برای محققان و متخصصان تلاش درجهت درک این پدیده مضر و اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با این فاجعه مدرن، بسیار مهم است. سازگاری زناشویی یک هدف عالی در تحقق یک خانواده مطلوب است و به عنوان یک عامل اساسی در سلامت و توسعه اعضای خانواده عمل می کند. یکی از مهم ترین عوامل موثر بر سازگاری زناشویی، سبک دلبستگی است. این مطالعه با هدف تعیین رابطه سبک دلبستگی و سازگاری زناشویی در زنان انجام شد.
    روش
    این مطالعه مقطعی بر روی 220 زن مراجعه کننده به مشاوره یزد در سال 1396انجام شد. شرکت کنندگان از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های سازگاری زناشویی و سبک های دلبستگی بزرگسالان است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 19) با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    سبک دلبستگی پیش بینی کننده سازگاری زناشویی بود. همبستگی منفی معناداری بین سازگاری زناشویی و سبک دلبستگی اضطرابی و اجتنابی وجود داشت، همچنین همبستگی سازگاری زناشویی و سبک دلبستگی ایمن به طور معناداری مثبت بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه سبک های دلبستگی با سازگاری زناشویی ارتباط دارند، مشاوران می توانند با رویکرد زوج درمانی در اصلاح سبک های دلبستگی تاثیرگذار باشند تا بتوانند به حل اختلافات آنها قبل و بعد از ازدواج بپردازند.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، سازگاری زناشویی، زنان
  • محسن میدانی ، محمدرضا یزدانی ، علی نظری ندوشن ، آوات فیضی ، مرتضی پوراحمد * صفحات 164-172
    مقدمه
    آنفلوآنزا یک بیماری ویروسی است که در افراد با ایمنی سالم معمولا خود محدود شونده است اما در بیماران با نقص ایمنی می تواند خطرناک باشد و باعث عفونت های شدید با خود ویروس یا بصورت ثانویه با باکتریها بشود. اغلب این عفونت ها در ریه متمرکز می شود و در بعضی مواقع میتواند باعث مرگ بیمار بشود. لذا جلوگیری از سرایت این بیماری به این گونه بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است و در این راستا رفتار مراقبان این بیماران اهمیت خود را داراست. این مطالعه در جهت بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان، پرستاران و سایر کارکنان مراقبت های بهداشتی شاغل در بخش های انکولوژی ، همودیالیز و پیوند بیمارستانهای اصفهان در سال 1396 انجام پذیرفت.
    روش
    در این مطالعه ی توصیفی، مقطعی پرسشنامه ای شامل بخش اطلاعات دموگرافیک و 34 سوال تنظیم شده برای ارزیابی آگاهی، نگرش وعملکرد بود، که روایی و پایایی آن در حد مطلوب تعیین شد. سپس این پرسشنامه، به 110 نفر از کارکنان بهداشتی تحویل داده شد و از آنان خواسته شد که آن را تکمیل کنند و پس از تکمیل مورد بررسی قرار گرفت و آگاهی ،نگرش و عملکرد کارکنان برآورد شد و با کمک نرم افزار SPSS اطلاعات دسته بندی و تحلیل گردید.
    نتایج
    از بین 110 نفر شرکت کننده در مطالعه 72 نفر (5/65 %) زن و 38 نفر (5/34 %) مرد بودند
    میانگین سنی افراد مطالعه شده 7 7/32 سال برآورد گردید و میانگین سابقه کار آنها 8/6 49/8 سال بود.
    از این تعداد بیشترین افراد یعنی 74 نفر (3/67 %) پرستار بودند. میانگین نمره آگاهی افراد 55/4 ± 75/14 محاسبه گردید و نگرش افراد در خصوص واکسن آنفلوآنزا خوب بود. بر اساس بررسی انجام شده فقط 58 نفر از کل 110 نفر مطالعه شده (7/52 %) واکسن را تلقیح کرده اند
    نتیجه گیری
    با توجه به آگاهی مطلوب شرکت کنندگان و نگرش نسبتا مثبت شرکت کنندگان و نسبت پایین واکسیناسیون در آنها به نظر می رسد که با الگو برداری از کشورها و مناطقی که نسبت واکسیناسیون بهتری دارند اقدامات لازم درخصوص بهبود نگرش و در نهایت عملکرد پرسنل بهداشتی انجام شود.
    کلیدواژگان: آنفلوآنزا، واکسیناسیون، کارکنان بهداشتی، آگاهی، نگرش
  • منصوره نصیریان، علیرضا بخشایش، مرجان خسروی اصل * صفحات 173-182
    مقدمه
    زن سرپرست خانوار، یک واقعیت اجتماعی است که امروز در تمام جوامع به چشم می خورد و به دلایل مختلف به وجود می آید. این زنان، از آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند و از آنجا که این قشر درجاتی از پریشانی هیجانی، نشانه های عمومی اضطراب و افسردگی را تجربه می کنند، این مطالعه با هدف اثربخشی درمان هیجان مدار بر اضطراب و افسردگی زنان سرپرست خانوار انجام شد.
    روش تحقیق: این مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه آزمایش و کنترل است که بر روی 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد شهرستان یزد بصورت تصادفی در سال 1395 انجام گردید. پرسشنامه های مورد بررسی در این پژوهش شامل اضطراب و افسردگی بک می باشد. در نهایت، داده های جمع اوری شده با استفاده از نرم افزار spss (نسخه 20) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که روش درمان هیجان مدار توانسته است میزان اضطراب زنان سرپرست خانوار را کاهش دهد. همچنین اندازه اثر برابر با 522/0 گزارش شده که نشان می دهد 52 درصد از تغییرات واریانس ناشی از متغیر مستقل می باشد. همچنین روش درمان هیجان مدار توانسته است میزان افسردگی زنان سرپرست خانوار را کاهش دهد. همچنین اندازه اثر برابر با 734/0 گزارش شده که نشان می دهد 73 درصد از تغییرات واریانس ناشی از متغیر مستقل می باشد. بنابراین می توان نشان داد که روش درمانی هیجان مدار بر اضطراب و افسردگی زنان سرپرست اثر معناداری دارد. (001/0>p)
    نتیجه گیری
    مطابق با نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر، مدل چند متغیری تحلیل کوواریانس پژوهش حاضر بیانگر آن است که تغییرات ایجاد شده در گروه ها می تواند در اثر مداخله ی ایجاد شده باشد. از این رو می توان نتیجه گرفت که روش درمانی هیجان مدار بر اضطراب و افسردگی زنان سرپرست موثر بود. بنابراین روش درمانی هیجان مدار می تواند بر کاهش اضطراب و افسردگی زن سرپرست خانوار مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درمان هیجان مدار، اضطراب، افسردگی، خصوصیات خانوادگی
  • بهنام کریمی، احمد کریمی * صفحات 183-191
    مقدمه
    بروسلوزیس یکی از شایعترین بیماریهای زئونوز می باشد که در بسیاری از نقاط جهان، بهداشت و سلامت عمومی و اقتصاد دامی را با مشکلاتی مواجه کرده است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت اپیدمیولوژیک بیماری تب مالت در شهرستان آباده فارس انجام شده است.
    روش
    در این مطالعه مقطعی، اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک 985 فرد مبتلا به تب مالت که در فاصله سالهای 1390 تا 1396 به مراکز بهداشتی درمانی و مطب های شهرستان آباده مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل از مدل های آماری توزیع فراوانی، کای دو و تی مستقل با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. میزان معنی داری آزمون ها 0. 05 در نظر گرفته شد.
    نتایج
    میزان بروز بیماری در فاصله سالهای 90-96 ، 128. 78 در صدهزار نفر جمعیت بود. بیشترین موارد بیماری در بهار و تابستان گزارش شده بود. بیشترین تعداد مبتلایان به ترتیب زنان خانه دار (28. 7%) ، دامداران (25. 4%) و دانش آموزان و دانشجویان (17. 8%) بودند. 56 % مبتلایان روستایی بودند. 62. 6% مبتلایان سابقه تماس با دام داشتند و پنیر غیرپاستوریزه در 50. 2 % مبتلایان، منبع انتقال عفونت به انسان بود. میانگین سنی مبتلایان (19. 35) +34. 3 سال بود وگروه سنی 34-25 سال، بیشترین تعداد مبتلایان (20. 9%) را به خود اختصاص داده است. نسبت ابتلای مردان به زنان یک ونیم برابر بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به شیوع بالای بیماری تب مالت در شهرستان آباده باید به گروههای مختلف جمعیت بخصوص افراد در معرض خطر در مورد راههای انتقال بیماری آموزش لازم داده شود.
    کلیدواژگان: بروسلوز، اپیدمیولوژی، بهداشت عمومی، بروز، آباده
  • سحر جعفرزاده راستین ، سیدمحمود میرزمانی بافقی، الهه خوشنویس * صفحات 192-199
    مقدمه
    ناهنجاری ها و اختلالات ژنتیکی در جنین از مهمترین رویداد های آسیب زا برای مادران می باشد که موجب ناراحتی و استرس بسیار زیادی می گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مقابله مسئله مدار بر کیفیت زندگی زنان باردار دارای ریسک ناهنجاریهای ژنتیکی در جنین صورت گرفته است.
    روش
    تحقیق حاضر از لحاظ روش ، آزمایشی از نوع کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. بعد از انتخاب تصادفی 30 نفر از زنان باردار دارای ریسک ناهنجاری های ژنتیکی جنین و اجراء پیش آزمون کیفیت زندگی،این افراد به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند، سپس گروه آزمایش، طی دوازده جلسه (هفته ای یکبار،به مدت 60 دقیقه) تحت آموزش مقابله مسئله مدار قرار گرفت و پس از اتمام آموزش، از هردوگروه، پس آزمون کیفیت زندگی به عمل آمد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن بود که نمرات کیفیت زندگی مادران در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش داشته و به طور معنی داری متفاوت است. بعد از مداخله، افزایش معنی داری در ابعاد مختلف کیفیت زندگی شامل عملکرد جسمانی، محدودیت جسمانی، کارکرد اجتماعی، تحمل درد، سرزندگی و نشاط، محدودیت عاطفی و هیجانی، سلامت عمومی و سلامت روان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بوده است (F=67. 48, P<0. 01).
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که آموزش مقابله مسئله مدار بر کیفیت زندگی زنان باردار دارای ریسک ناهنجاری های ژنتیکی جنین از لحاظ آماری موثر است. علاوه بر این، می توان نتیجه گرفت که آموزش مقابله مسئله مدار می تواند به عنوان یک رویکرد آموزشی موثر برای جلوگیری از خطرات استرس در زنان باردار دارای ریسک ناهنجاریهای ژنتیکی در جنین به کار رود.
    کلیدواژگان: مقابله مسئله مدار، کیفیت زندگی، زنان باردار، ناهنجاری های ژنتیکی
|
  • Seyed Saeed Mazloomy Mahmoodabad , Marziye Taftiyan , Hassan Mozaffari, Khosravi , Masoomeh Goodarzi, Khoigani, Nooshin Yoshany * Pages 134-139
    Introduction
    Pregnancy is one of the most important stages in maternal and fetal life, in which mother's need for energy and food during this period increases due to physiological changes. As a result, mother's nutritional status has a significant impact on her health, her fetus, pregnancy outcomes and ultimately the community. Studies have shown that nutritional knowledge and attitudes affect nutrition effectively. Therefore, this study was conducted with the aim of determining the knowledge, attitude and practice (KAP) of pregnant women regarding nutrition during pregnancy in Yazd.
    Methods
    This cross-sectional descriptive study was performed on 120 pregnant women in Yazd health center during summer 1396. The questionnaires in this study were researcher-made including demographic variables, knowledge, attitude and practice of pregnant women. Finally, data were analyzed using descriptive statistics and coloration in SPSS version 18.
    Results
    The results showed that knowledge in 33.3% of pregnant women was poor, 64.2% moderate and 2.5% good. The attitude of most people (98.2%) was positive towards proper nutrition during pregnancy. The performance of 70% of people was moderate about nutrition during pregnancy.
    Conclusion
    According to the results of this study, the knowledge and practice of most people in the field of nutrition during pregnancy was in the medium range. Furthermore, the attitude of most people was positive towards nutrition. Therefore, educational programs to improve the knowledge and practice of pregnant women should be implemented by pregnant care providers.
    Keywords: Health Knowledge, Attitudes, Practice [MeSH], Pregnancy [MeSH], Nutritional Status [MeSH]
  • Zohreh Karimian Kakolaki , Seyed saeed Mazloomy mohmoodabad , Sakineh Gerayllo , Bahareh Motaghi , Firoozeh Sharifi, Fatemeh Heidari * Pages 140-146
    Introduction
    Marital satisfaction was defined as individuals’ global subjective evaluation of the quality of their marriage. Quality of life (QOL) is a multidimensional concept and includes all aspects of individuals’ lives. Premenstrual syndrome (PMS) is characterized by a wide variety of emotional and physical symptoms and behavioral changes. The purpose of this study was to determine the role of marital dissatisfaction and premenstrual syndrome in the emotional dimension of quality of life.

    Methods
    This study was analytical cross-sectional. 246 women referred to health centers in the border Yazd city, were recruited, voluntarily or accidentally. Tools for data collection were Quality of life questionnaire SF36, Premenstrual Syndrome Screening Tool and Index of Marital Satisfaction(QOL &PSST & IMS). Data collected was coded by SPSS18, descriptive statistics were used to summarize and organize the data and analyzed with path analyze Test.
    Results
    Marital dissatisfaction (p = 0.021) and premenstrual syndrome (p = 0.001) have a direct negative effect on the quality of life's emotional dimension, and the severity of premenstrual syndrome has a stronger effect. Also, marital dissatisfaction with the effect on the severity of premenstrual syndrome (p = 0.001) indirectly affects the quality of life's emotional dimension.
    Conclusions
    The findings of this study emphasize that women with premenstrual syndrome and marital dissatisfaction have a problem in their emotional dimension, so women should be taught that, in order to have a better mental health, to overcome Complications of marital life and recognizing the symptoms of premenstrual syndrome and its improvement strategies will further control these factors and increase their quality of life.
    Keywords: Quality of Life [MeSH], Marital Satisfaction , Premenstrual Syndrome [MeSH]
  • Seyede Fateme Hoseini Hoseinabad , Bagher Ghobari Banab , Sheyda Sodagar , Noorali Farrokhi, Maryam Mashayekh * Pages 147-154
    Introduction
    Current figures indicate that many of first marriages in the Iran will end in separation or divorce and due to many problems, one of the causing this phenomenon is marital adjustment. Marital adjustment denotes emotional stability, intellectual efficiency and social effectiveness people and acts as a fundamental contributor to the health and development of family members. One of the most important factors influencing marital adjustment is attachment styles. This study aimed to determine the relationship between attachment styles and marital adjustment in women.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 220 women referring to health centers of yazd city in 2016. The participants were selected via available sampling. The data collection instruments consisted of the standardized Questionnaires include Spanier ’s marital adjustment (1976) and Collins and Read’s Adult Attachment Style Scale. The data were analyzed in SPSS software (version 19) using descriptive statistics and Pearson correlation coefficient, and stepwise regression analysis, regression equation.
    Results
    The attachment styles were predictors of marital adjustment. There was a significant negative correlation between marital adjustment and anxious and avoidant attachment styles while the correlation between marital adjustment and securate attachment style was significantly positive.
    Conclusion
    The results showed that the early relationship within the family environment supports a certain attachment style and the effects of the avoidant insecure and ambivalent insecure styles affect the interpersonal relations of the couples in adulthood. As attachment styles are contributory to marital adjustment, counselors can build on couple therapy approach to have an effective role in modifying attachment styles of the couple and solving their conflicts both before and after marriage.
    Keywords: Attachment Styles , Marital Adjustment , Women [MeSH]
  • Kanuda Mandago , Fabian P. Mghanga D * Pages 155-163
    Introduction
    To assess patient’s awareness on the risk factors, complications and prevention of complications of hypertension.
    Methods
    This cross-sectional study was carried out on a random sample of hypertensive patients attending Songea Regional Referral Hospital, Tanzania using an interview based questionnaire. Data entry and analysis was performed using SPSS v 14. Results are expressed as Mean ± SD for continuous data and proportions for categorical data. Logistic regression was performed to assess the association between variables and patients’ awareness on risk factors, complications and prevention of complications of hypertension.
    Results
    Four hundred and fifty hypertensive patients with mean age 57.00±12.60 years were enrolled in the study. Females accounted for 52.90% of the study population. More than one-third (35.60%) of patients had low level of awareness on the risk factors, complications and preventive measures of complication of hypertension. Having higher education level, duration with hypertension of more than 5 years, and a positive family history of hypertension were all associated with high level of awareness among hypertensive patients.
    Conclusions
    The findings show a considerable number of hypertensive patients are not aware of the risk factors, complications and preventive measures of hypertension. Assessing patients’ awareness of risk factors and complications of hypertension during follow-up visits may improve patients’ control of blood pressure and slow down progression to complications.
    Keywords: Awareness [MeSH], Risk Factors [MeSH], Hypertension [MeSH]
  • Mohsen Meidani , Mohammad Reza Yazdani , Ali Nazari Nodoushan , Awat Feizi , Morteza Pourahmad * Pages 164-172
    Introduction
    Influenza is a viral disease which is self-limited in immunocompetent patients but it can be dangerous in immunocompromised patients. In these patients it may lead to sever viral and/or bacterial infection that often may lead to death. Therefor prevention of influenza in immunocompromised patients is very important and thus health care workers’ belief is important too. This study is evaluation of knowledge, attitude and practices of health care workers in oncology, hemodialysis and transplantation wards in hospitals of Isfahan in 2017.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study selected health care workers filled a questionnaire which has 2 sections. In first section we asked about demographic characterization of them and in second section we asked the questions about their knowledge, attitude and practices. At the end we evaluate and analyze the data by SPSS software.
    Results
    We evaluate 110 units and they were 72 (65.5%) female and 38 (34.5%) were male. Mean age of individuals was 32.7±7 years and mean time of their working acquaintance was 8.49±6.8 years. Attitude of the health care workers was well but only 58 units from 110 (52.7%) had been vaccinated.
    Conclusion
    By attention to the knowledge and attitude of the participants and low proportion of vaccination in them it seems that we should have program for improving the vaccination in health care workers in our country. We should take modeling from the countries which have better vaccination coverage in their health care workers.
    Keywords: Influenza, Human [MeSH], Vaccination [MeSH], Health Personnel [MeSH], knowledge [MeSH], Attitude [MeSH]
  • Mansoureh Nasirian , Alireza Bakhshayesh, Marjan Khosravi Asl * Pages 173-182
    Introduction
    The female-headed householdsare the most vulnerable members of society and since this population statum experiences a degree of emotional distress, the common signs and symptoms of anxiety and depression, Emotion-focused therapy, an empirically supported, neo-humanistic approach that integrates and updates person-centered, Gestalt, and existential therapy with a focus on emotional processing processes, has received condiferable ecperimental support.
    Methods
    the aim of this study was to investigate the effect of emotion-focused therapy on the anxiety and depression of female-headed households.
    Results
    The results indicated that the emotion-focused therapy was effective on anxiety and depression among female- headed households (P <0.001). It was also observed that emotion-focused therapy can be used to reduce anxiety and depression.
    Conclusion
    research was carried out by adopting a semi-experimental method and was administered through a pre-test post-test control group design. The statistical population consisted of all female-headed households in Imam Khomeini Relief Committee of Yazd in 2016. Among women who agreed to participate in the study (ranging from 25 to 50 years old), a number of women who gained a high score in the Beck Anxiety and Depression Inventory were selected by convenient sampling method. Then, 30 subjects were selected randomly and were assigned into two experimental groups (n=15) and a control group (n=15). This study employed instrument along with sociological information of subjects. The data were analyzed using covariance analysis.
    Keywords: Emotion-Focused Ttherapy [MeSH], Anxiety [MeSH], Depression [MeSH], Family Characteristics [MeSH]
  • Behnam Karimi, Ahmad Karimi * Pages 183-191
    Introduction
    Brucellosis is one of the most common zoonotic diseases in many parts of the world, which has made problems for the public health and the livestock economics. The aim of this study was to investigate the epidemiological status of brucellosis disease in Abadeh county, Fars province, Iran.
    Methods
    In this cross-sectional study, the demographic and epidemiologic data of 985 patients with brucellosis who referred to the health centers and clinics of Abadeh county from 2011 to 2017 were evaluated. In order to analyze the data, the frequency distribution, Chi-Square and independent t-test statistical models were used through the SPSS version 25. A significant level of 0.05 was considered.
    Results
    The incidence of the disease in 2011-2017 was 128.78 per 100,000 population. Most cases of the disease were reported in the spring and summer. The highest number of people with the brucellosis consisted of housewives (28.7%), ranchers (25.4%), and students and pupil (17.8%). In addition, 56 percent of the patients were the rural inhabitants. We found that 62.6 percent of the patients had a history of contact with the livestock and non-pasteurized cheese was the source of infection transmission to humans in 50.2 percent of the cases. The mean age of the patients was 34.3 ± (19.35) years and the age group of 25-34 years had the highest number of patients (20.9). which is the prevalence of the disease in men was one and a half times higher than this rate in women.
    Conclusion
    Regarding the high prevalence of brucellosis disease in Abadeh city, training about the ways of disease transmission should be provided to various population groups, especially the individuals who are at risk.
    Keywords: Brucellosis [MeSH], Epidemiology [MeSH], Public Health [MeSH], Incidence [MeSH], Abadeh
  • Sahar Jafarzadeh Rastin , Seyed Mahmood Mirzamani Bafghi, Elaheh Khoshnevis * Pages 192-199
    Introduction
    Abnormalities and genetic disorders in the fetus are one of the most important traumatic events for mothers, which can cause discomfort and stress. This study aimed to determine the effectiveness of training based on problem-focused coping strategies on quality of life (QOL) in pregnant women with genetic risk of fetal abnormality.
    Methods
    The current study is a semi-experimental method with a pretest-posttest design with a control group. After randomly selected of 30 pregnant women with genetic risk of fetal abnormalities, a pretest of the quality of life Questionnaire was done and they randomly divided into two groups (experimental and control). Then the experimental group during the 12th sessions (once a week, for 60 minutes) were trained coping strategies and after completion of training, from both groups, QOL post-test was performed and analyzing the data using the descriptive statistical index and covariance analysis test.
    Results
    Results showed that Mothers' QOL scores increased significantly in post-test compared to pre-test, and significantly different. After the intervention, there was a significant decrease in various dimensions of QOL including anxiety, depression and physical signs and an improvement of social function and mental health in the intervention group compared to the control (F=67.48, P<0.01).
    Conclusion
    It can be concluded that coping strategies training on QOL pregnant women with genetic risk of fetal abnormality is statistically significant effectiveness. In addition, it can be deduced that training of problem-focused coping strategies can serve as an effective instructive approach to prevent risks of stress among pregnant women with genetic risk of fetal abnormality.
    Keywords: Congenital Abnormalities [MeSH], Pregnant Women [MeSH], Problem-Focused Coping Strategies , Quality of Life [MeSH]