فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 1 (پیاپی 5، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی صفایی سنگری ، سمیه قربانپور دلیوند صفحات 7-29
    فعل به عنوان اصلی ترین عنصر هر پیام، نشان دهنده جهت گیری ذهنی گوینده در ایجاد پیام است. شیوه های گوناگون حضور، غیاب، ساختار، نمود، وجه و… یک فعل می تواند در بردارنده اغراض مشخص گفتمانی در هر پاره گفتار باشد. در میان ویژگی های فعل در نحو زبان فارسی، زبان شناسی نقش گرا و تحلیل گفتمان انتقادی، وجه و وجهیت فعل را که مرتبط با تلقی گوینده از وقوع یا عدم وقوع فعل همراه با احتمال، شرط، آرزو، امر یا جز آن است، باید حامل معانی اصلی گفتمانی دانست. در این پژوهش با تمرکز بر برخی مجموعه غزل های پست مدرن، وجه فعل از بعد معنایی (وجهیت توانمندی، وجهیت درخواستی و وجهیت برداشتی) و همچنین علت ها و شیوه های گزینش هر یک از وجوه اخباری، التزامی و امری بررسی شده و سعی گردیده است تا ارتباط یا تعارض این وجوه، با گفتمان غالب مشخص گردد. یافته ها حاکی از نقش محوری وجه فعل در شفافیت اغراض گفتمانی غزل پست مدرن و تاثیر آن بر سایر عناصر هم نشین در محور کلام است و اینکه چگونه گزینش پربسامد برخی وجوه، نظیر وجه التزامی به یکی از مختصات سبکی در غزل پست مدرن بدل شده است.
    کلیدواژگان: غزل پست مدرن، گفتمان، وجهیت، وجه اخباری، وجه التزامی، وجه امری
  • مهری روحی، بلقیس روشن ، محمد راسخ مهند صفحات 31-56
    در پژوهش میدانی و توصیفی- تحلیلی حاضر، به بررسی ساختار مفهومی خشم در سه زبان فارسی، کردی و گیلکی پرداخته ایم. روش مطالعه، تحلیل الگوی استعاری است که استفانوییچ (2006) پیشنهاد نموده است. چهارچوب نظری در بررسی استعاره، مدل انطباقی لیکاف و جانسون (1980) و در بررسی استعاره احساسات و نقش فرهنگ در شکل گیری آن، رویکرد کووچش (2005) است. عبارات استعاری مبین خشم، در سه زبان با مصاحبه و گفت وگو با گویشوران گردآوری شد و پس از تحلیل و استخراج نگاشت ها، شباهت ها و تفاوت ها مشخص گردید. نتایج نشان می دهد شباهت ها ریشه در تجربیات یکسان انسان ها از این حس، و تفاوت ها ریشه در نگاه متفاوت فرهنگی و انتظارات متفاوت هر زبان از اعضای خود دارد.
    کلیدواژگان: معنی شناسی شناختی، استعاره مفهومی، خشم، فارسی، کردی، گیلکی
  • علی صفری صفحات 57-73
    گروه اسمی متمم ساز به لحاظ معنایی متمم و به لحاظ نحوی ادات محسوب می شود و در زبان شناسی زایشی جایگاه های متفاوتی برای ادات و متمم در ساخت جمله مفروض است و راهی برای حل این تضاد وجود ندارد. مساله دیگر مربوط به جایگاه های متفاوت گروه متمم ساز در جمله است. گروه متمم ساز می تواند از درون گروه اسمی خارج و در جایگاه پس از فعل ظاهر شود. زبان شناسان در چارچوب دستور زایشی، یک ساخت را پایه و ساخت دیگر را ساخت مشتق می دانند که در اثر حرکت گروه متمم ساز به وجود می آید. در این مقاله نشان می دهیم که تحلیل مبتنی بر حرکت نمی تواند رفتار این عناصر را به خوبی توضیح دهد. نگارنده به پیروی از نظریه دستور ساختمدار (گلدبرگ، 2006) ، هر یک از ساخت های مذکور را یک ساخت مستقل در نظر می گیرد که هیچ رابطه اشتقاقی بین آنها مفروض نیست. در ساختار نحوی به پیروی از فرضیه نحو ساده (کالیکاور و جکندوف، 2005) ، از پیکربندی مسطح برای ساخت های نحوی استفاده می شود که در آن ادات و متمم به عنوان خواهر هسته، در ساخت جمله درج می شوند.
    کلیدواژگان: گروه اسمی مرکب، گروه متمم ساز، دستور ساختمدار، فرضیه نحو ساده، ساخت
  • مرتضی دستلان صفحات 75-91
    در این مقاله، ابتدا با تعیین دقیق مفهوم نمود تکرار و متمایز ساختن آن از سایر نمودهای موقعیتی و با بررسی دوگان ساخت های فعلی در زبان فارسی، به فعل های دوگان ساخته نسبتا جدیدی مانند «قیمه قیمه کردن» ، «میومیو کردن» ، «بپربپر کردن» و… برخوردیم که دقیقا مفهوم نمود تکرار را به ذهن متبادر می سازند. سپس به بررسی مولفه های نمودی این گونه فعل ها پرداختیم و دیدیم اگرچه آنها دارای ساختار داخلی و الگوی درونی متغیرند و ادامه یافتن آنها محتاج صرف انرژی است و از این نظر شبیه نمود فعالیت اند اما به دلیل داشتن ویژگی های غایی و تکراری بودن نمی توان آنها را زیرمجموعه نمود فعالیت قرار داد. بنابراین با افزودن مولفه جدید «تکریری/ غیرتکریری» بودن به مجموعه مولفه های نمودی، نمود تکرار از نمودهای موقعیتی دیگر، نظیر نمود حالت، فعالیت و عادت متمایز شد و با مولفه های پویا، تداومی، غایی و تکریری بودن مفهوم سازی گردید. ارائه تعریفی دقیق از نمود تکرار و متمایز ساختن آن از سایر نمودهای موقعیتی، یافتن نمونه هایی از فعل های دوگان ساخته در زبان فارسی که مصداق کامل این نمودند و تعیین مولفه های آن، از دستاوردهای این مقاله است.
    کلیدواژگان: نمود، نمود تکرار، دوگان سازی، دوگان ساخت های فعلی، زبان فارسی
  • فاطمه جعفری ، ابوالقاسم غیاثی زارچ صفحات 93-112
    این مقاله با بهره گیری از جامعه شناسی صوری زیمل و نظریه کنش گفتار آستین در زبان شناسی به بررسی جایگاه «تعارف ایرانی» در آموزش زبان فارسی و پیچیدگی های کلامی آن می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد تعارف های کلامی و غیرکلامی ایرانیان در آموزش زبان فارسی به عنوان زبان دوم، علاوه بر پیچیدگی های بیانی، ازنظر صوری نیز برای زبان آموزان خارجی دشوار و گاه غیرقابل رمزگشایی است. این مشکل به دلیل آشنا نبودن زبان آموزان غیرفارسی زبان با ساختارهای اجتماعی تعارف و کنش های گفتاری آنها پیش می آید. همچنین یافته ها نشان می دهد که مدیریت و برنامه ریزی هدفمند، تربیت مدرسان کارآمد و تدوین منابع آموزشی که ظرافت های فرهنگی تعارف را بیشتر در نظر می گیرند دشواری های مواجهه با تعارف را از طرف زبان آموزان غیرفارسی زبان کمتر می کند. علاوه براین، آشنایی با سازوکار فرهنگی تعارف، موجب دریافت بهتر پیام های تعارف توسط زبان آموزان می شود به طوریکه در تقویت ارتباطات اجتماعی می توانند آگاهانه از آن استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تعارف، کنش گفتار، تحلیل صوری، زبان فارسی، زبان دوم
  • سپهر صدیقی نژاد، محمد مطلبی صفحات 113-131
    در جنوب استان کرمان، گونه های متعددی از رودباری به عنوان زیرشاخه گروه گویش های بشکردی و گویش های جدید ایرانی غربی جنوبی رواج دارند. سه جفت آوای خاص شامل جفت واکه مرکب فرودین [ʊə] - [ɪə] ، جفت همخوان لبی شده [gw] - [xw] و جفت همخوان لرزشی [ɾ] - [r] در واجگان رودباری به کار می روند. پژوهش حاضر به تعیین ارزش واجی آنها در واجگان رودباری امروز، و نیز بررسی تحولات آنها از ایرانی باستان تا رودباری امروز می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد این سه جفت آوای منحصربه فرد در واجگان رودباری امروز دارای ارزش واجی اند و تحولات تاریخی آنها روندی کاملا متمایز از زبان فارسی امروز ایران را پشت سر گذاشته است. به علاوه، در پاره ای موارد باید به زبان فرضی رودباری میانه اشاره و به بازسازی واژه های موردنظر در آن پرداخت؛ وگرنه امکان پیگیری روند تحولات تاریخی برخی از آواهای مزبور میسر نیست. همچنین نتایج پژوهش حاضر آشکار می سازد جفت واکه مرکب فرودین [ʊə] - [ɪə] فقط مختص چند گونه از بلوچی رایج در ایران نیست، بلکه واجگان گویش رودباری نیز بهره مند از آنهاست.
    کلیدواژگان: گویش رودباری، واج شناسی تاریخی، واکه مرکب، همخوان لبی شده، همخوان لرزشی
  • سیدطیب رزاقی صفحات 133-155
    پی بست ها و پیش بست های ضمیری، صرف نظر از جایگاه، نقش های مختلف نحوی دارند. در گویش ابوزیدآبادی سه ضمیر پی بستی و یک ضمیر پیش بستی وجود دارند. پی بست های فاعلی، مانند فارسی، در پایان اغلب نمودهای فعلی، به جز ماضی متعدی ظاهر می شوند ولی برخلاف فارسی در ماضی متعدی نقش پی بست مفعولی و متممی دارند. افزون براین می توانند بیانگر شمار مفرد و جمع، و به ویژه در سوم شخص مفرد، بیانگر جنس دستوری مفعول نیز باشند. گروه دیگر پی بست های شخصی اند که به جز ملکیت در فعل های ماضی متعدی، به غیر از استمراری، عامل اند. این پی بست ها می توانند میزبان اکثر واژه های جمله باشند. گروه چهارم پیش بست هایی هستند که در فعل ماضی استمراری متعدی، کننده کار و در مضارع اخباری و التزامی متعدی در نقش مفعولی ظاهر می شوند، درنتیجه، غالب جمله هایی که در آنها از فعل متعدی استفاده می شود دو مفعولی هستند و براساس ساختار ارگتیو، مفعول در شمار و جنس با فعل مطابقت دارد. پی بست ها نقش عمده ای در آشکار ساختن واکه یا همخوان پایانی حذف شده دارند.
    کلیدواژگان: پی بست ها و پیش بست های ضمیری، گویش ابوزیدآبادی، ناحیه مرکزی ایران