فهرست مطالب

فلسفه و کودک - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 17، بهار و تابستان 1397)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 17، بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهره حسینی خامنه صفحات 3-4
  • نادیا مفتونی صفحات 5-12

    رهیافتهای فلسفه و کودک از آثار حکمای مسلمان قابل اخذ و تدوین است. یکی از این منابع رساله حی بن یقظان ابن طفیل است که بعنوان اولین رمان فلسفی شهرت دارد. حی بن یقظان، طفلی است که در جزیره یی بدون سکنه، در آغوش طبیعت و در بین حیوانات بزرگ می شود و یک غزال یا آهو برای او مادری میکند و متکفل رشد جسمی اوست. علاوه بر تکامل جسمی، فرایند اندیشه ورزی حی در دامان مادر طبیعت تکامل مییابد. این اندیشه ورزی بدنبال بلوغ فکری و فلسفی، به نوعی بلوغ عرفانی نیز منتهی میشود.
    در فراز پایانی داستان، حی با انسانهایی از جزیره دیگر آشنا می شود و درمییابد آنچه از طریق تفکر در خویشتن و اندیشه ورزی در طبیعت بدست آورده با معارف دین و تعالیم وحی در هماهنگی کامل است. این رهیافت را میتوان بخشی از سلوک فکری فلسفی حی بشمار آورد. برخی رهیافتهای اندیشه ورزی حی به ترتیب زمانی یعنی از خردسالی تا بزرگسالی عبارت است از دستاوردهایی در زمینه فناوری، علوم تجربی، رهیافت فلسفی، رهیافت عرفانی. سلوک فکری حی بن یقظان در الگوی اسفار اربعه قابل تحلیل است.

    کلیدواژگان: حی بن یقظان، ابن طفیل، اسفار اربعه فکری، رهیافت فلسفی، رهیافت عرفانی
  • علیرضا امین صفحات 13-20

    بسیاری از مردم بر این باورند که خلاقیت استعدادی است که برخی مردم با آن به دنیا می آیند و بقیه میتوانند تنها حسرت آن را بخورند که این یک باور منفی و کاملا اشتباه است.
    خلاقیت یک مهارت است که هر کسی میتواند آن را یاد بگیرد، تمرین کند و بکار بندد. خلاقیت مانند اسکی کردن، تنیس بازی کردن، آشپزی یا یادگیری ریاضی، یک مهارت است. هر کسی میتواند این مهارتها را یاد بگیرد و از طریق تمرین بهتر شود؛ ولی در پایان قرار نیست که همه افراد به یک اندازه در این مهارتها خوب باشند. بر همین اساس و با توجه به اهمیت خلاقیت، اغلب جوامع مدتهاست برای پرورش خلاقیت به برنامه ریزیهای جدی پرداخته اند.
    با توجه به اینکه پرورش خلاقیت به بستر و محیط مناسب نیاز دارد، شیوه ها و متدهای گوناگونی در این راستا مطرح گردیده اند که بر مبنای مولفه های خلاقیت و بمنظور پرورش و رشد آنها طرح شده اند. در نوشتار حاضر به توضیح برخی از این مولفه ها و نحوه پرورش آنها میپردازیم و با تعریف، اهمیت و موانع خلاقیت آشنا میشویم.

    کلیدواژگان: خلاقیت، مدرسه، فلسفه و کودک
  • نواب مقربی صفحات 21-36

    کار ما در مواجهه با فیلسوفان هر مکتب و نحله یی تنها این نیست که آموزه ها و اندیشه های آنان را تقریر و تشریح کنیم، بل این است که تلاش کنیم و از خودمان بپرسیم که اگر آن فیلسوفان با همان عینک معرفتی و فلسفی که بر چشم دارند به جهان ما و مسائل و دشواریهای کنونی ما مینگریستند، این جهان و مسائل آن چگونه بر ایشان پدیدار میشد و چه راهکارهایی را برای برون رفت از دشواریها و بن بستهای آن پیش مینهادند. ازاینرو، در نوشتار پیش رو تلاش بر این است که نظریه های رشد شناختی کودک با اتکا به دیدگاه فوق در باب فلسفه و فیلسوفان استخراج و استنتاج شود. برای این منظور چهار فیلسوف که از استوانه های بنیانگذار فلسفه ایرانی بشمار میروند، برگزید شده و دیدگاه های آنان درباب نظریه رشد شناختی بررسی و بازکاوی شده است. پر پیداست که فیلسوفان متقدم ایرانی دیدگاه ویژه یی یا اثر مستقلی درباب رشد شناختی کودک ندارند. با اینهمه، اگر بناست نظریه رشد شناختی کودک استخراج شود بیش از هر چیز بایستی به سراغ شناخت شناسی برویم که در سنت فلسفه ایرانی به «نفس شناسی» موسوم است. پس از ورود برنامه «فلسفه و کودک» در ایران، بسیاری از دست اندرکاران این حوزه شتابزده به برگزاری کارگاه ها و حلقه های کندوکاو در مدارس و پژوهشگاه ها پرداختند و به بررسی و ارزیابیهای آماری و توصیفی در این زمینه روی آوردند، بی آنکه مبانی، اصول، زمینه ها و پیش زمینه های این برنامه را که اغلب با فرهنگ و فلسفه ایرانی ناسازوار بودند، بررسی و ارزیابی تحلیلی نقادانه و موشکافانه کنند. عدم آگاهی از مبانی و اصول نظری هم در میان موافقان برنامه «فلسفه و کودک» و هم در میان مخالفان آن آشکار و هویداست. در این نوشتار، برای نخستین بار نظریه های رشد شناختی کودک در بستر و زمینه فلسفه ایرانی و در اندیشه و چشم انداز چهار فیلسوف قدر و مکتب ساز ایرانی فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرای شیرازی طرح و نقد میشوند. پی ریزی و پایگذاری هر گونه دستگاه و برنامه فلسفی نوین بدون شناخت پس زمینه ها و شالوده های پیشین و نهفته در دل هر فرهنگ و فلسفه یی امری محال و دور از منطق بنظر می آید؛ چراکه حصول هرگونه معرفت و سرانجام هر عمل حاصل از آن تنها بر پایه شناخته ها و دانسته های از پیش بوده فراهم می آید.

    کلیدواژگان: رشدشناختی، شناخت شناختی، کودک، فلسفه و کودک
  • مسلم شجاعی، ابوطالب عوض زاده، صادق رضایی صفحات 37-50

    نیاز به پرستش و نیایش یکی از نیازهای اساسی است که در عمق روان بشر وجود دارد. انسان به اقتضای فطرت و سرشت خویش به خدا و پرستش او گرایش دارد. این گرایش پدیده یی خارج از وجود انسان نیست، بلکه در عمق جان و ضمیر او ریشه دارد و اگر جز این بود، اساسا مفهوم خداپرستی تحقق نمییافت. اسلام برای اینکه پیروانش را بسوی پرستش و اکمال در بعد روحی و معنوی حرکت دهد، دستوراتی را ارائه داده است. در تفکر اسلامی، انسان در مقام جانشین خدا، خلافت اللهی بر روی زمین عهده دار امور است. برای کسب این مقام، باید از دوران خردسالی، زمینه سازیها و اقدامات لازم صورت گیرد تا کودک آمادگی پذیرش تکالیف الهی را در زمان بلوغ پیدا کند. بنابرین از همان دوران کودکی لازم است فلسفه نیایش و پرستش را به کودک تعلیم داد و او را در مسیر دستورات اسلام تربیت نمود. از اینرو نوشتار حاضر با هدف بررسی نیایش و پرستش ، تعلیم و تربیت و «فلسفه و کودک» به روش توصیفی تحلیلی به بررسی موضوع میپردازد و مباحثی چون: حقیقت پرستش و تاثیر آن بر انسان، آثار نیایش و پرستش در زندگی، انگیزه پرستش، ریشه های پرستش و فواید آن، محتوای پرستش، اهمیت تربیت و تفکر فلسفی برای کودکان و نقش تعلیم و تربیت فلسفی کودکان در توجه به نیایش و پرستش را بررسی مینماید. نتیجه تحقیق نشان میدهد کودکان همانند هر انسانی، صاحب تفکر و اندیشه اند و علاوه بر این فطرتا کنجکاو هستند. با جهت دادن به حس کنجکاوی کودکان میتوان آنان را اندیشمندانی خلاق بار آورد. این خلاقیت سبب رشد عقلانی کودک می شود و با این روش است که کودک، متفکر و منتقد بار می آید و سپس می آموزد با انتقاد از اندیشه یی، ذهن خود را بسمت اندیشه یی برتر که از خلاقیت کودک سرچشمه میگیرد ، سوق دهد. اما عدم پرورش تفکر خلاقانه، تقلیدی بودن رفتار فرد را به همراه دارد که در اینصورت قدرت تفکر و انتقاد را از کودک سلب میکند.

    کلیدواژگان: پرستش، تعلیم و تربیت، «فلسفه و کودک»
  • مهدی گنجور صفحات 51-66

    کاربردی کردن فلسفه در زندگی روزمره، یکی از دغدغه های مهم فیلسوفان در عصر حاضر بشمار میرود و در این راستا اقدامات گسترده یی در محافل آموزشی و پژوهشی در این زمینه صورت پذیرفته است. در این میان، تلاش واضعان «فلسفه و کودک» در راستای تلفیق و عجین ساختن فلسفه با جامعه، قابل ملاحظه و تامل است. هرچند «فلسفه و کودک» از ابتدا گرایشی بسوی اخلاق داشته، لیکن بنظر میرسد تاثیر این برنامه آموزشی تربیتی در افزایش مهارتهای رفتاری و تعامل کودکان با همنوعان خود، برغم ضرورت و اهمیت فراوان، از دید پژوهشگران و اصحاب این فن، پوشیده و مغفول مانده است. از اینرو، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن تحلیل انتقادی هندسه معرفتی «فلسفه و کودک» به تبیین نقش و تاثیر این برنامه در تقویت مهارت ارتباطی آنان با غیرهمکیشان بپردازد. استنباط و ارائه مولفه های تاثیرگذار در مهارت افزایی کودکان بویژه در برخورد و تعامل با پیروان سایر ادیان، از مهمترین یافته های این پژوهش محسوب می شود که باختصار عبارتند از: تاکید بر رعایت حقوق همنوعان و احترام به عقیده مخالف، ایجاد روحیه آزاداندیشی (آزادی فکر و بیان) ، تقویت هوش عاطفی هیجانی (EQ) کودک؛ آموزش همزیستی مسالمت آمیز با دیگران، التزام کودکان به اخلاق باور (پرهیز از تعصب؛ تحکم و تقلید بیجا). روش پژوهش در این نوشتار، شیوه تحلیل محتوا از نوع تحلیلی استنتاجی است.

    کلیدواژگان: فلسفه و کودک، رفتار ارتباطی، دیگر ادیان، عقلانیت، همزیستی، اخلاق باور
  • خدیجه شهیدی مارانی صفحات 67-84

    «فلسفه و کودک» که بعنوان یک برنامه آموزش تفکر به کودکان وارد کشور ما شد در سرزمین محل تولدش مراحل متعددی را طی کرد تا بصورت کنونی درآمد. این مراحل همگی در چگونگی شکلگیری این برنامه نقش تعیین کننده داشتند. یکی از اولین این مراحل، احساس نیاز و لزوم آموزش تفکر صحیح به کودکان است. تربیت فکری موضوعی است که بصورت میان رشته یی همزمان وابسته به مسائل رشته تعلیم و تربیت و مطالعات فلسفه و منطقی است؛ بدین معنا که این دو رشته هر دو بطور مستقیم در این موضوع تاثیرگذارند. نوشتار حاضر سعی دارد با روش تحقیق کیفی و تفسیر و تحلیل داده های میدانی که از طریق مشاهده یی جمع آوری شده اند و به روش خوشه یی طبقه بندی و گزینش شده اند به اهمیت و ضرورت آموزش تفکر صحیح به کودک مسلمان بپردازد و این هدف را در دو بخش اصلی دنبال میکند که عبارتند از: «کودکان ما تفکر میکنند» (وحتی گاهی قادرند تفکرات دیگران را نقد کنند) برای اثبات این مطلب امکان تفکر منطقی در کودکان شواهدی از سخنان کودکان مسلمان ایرانی ارائه و تحلیل شده است؛ سخنانی که دربردارنده استدلالهای منطقی و معتبری هستند و استدلالهایی شناخته شده که در علم منطق به تعریف و بیان چارچوبهای آنها پرداخته شده است. دوم اینکه «کودکان ما گاهی در تفکرشان دچار خطا هم میشوند». برای نشان دادن این مطلب نیز از ارائه نمونه هایی از خطای منطقی کودکان و تبیین آنها استفاده شده است. این مقدمات ما را به این نتیجه میرساند که با توجه به استعداد و توانایی ذاتی کودکان «آموزش تفکر به کودکان مسلمان» در راستای افزایش مهارت تفکر منطقی در آنان لازم و ضروری است.

    کلیدواژگان: استدلال، تفکر منطقی، خطا، فلسفه و کودک
  • مریم داورنیا، مژگان پروینیان صفحات 85-102

    توجه بعد روحانی انسانی و تلاش در جهت شکوفا شدن آن مقوله یی است که با عنوان معنویت از آن یاد میگردد. رشد و پرورش معنویت انسانی بخصوص در دوران کودکی، آنهم در دنیایی که طوفان فناوری، ارتباطات، تکثر آراء و تشتت افکار از هر سو آن را تهدید میکند، شرط تحقق سلامت روانی است. روانشناسان در روند تربیت معنوی کودک، بر دو مولفه بنیادی تاکید کرده اند که عبارتند از: هوش معنوی و هوش اخلاقی (فضیلت). حضرت امام معنویت را توجه ارادی به عالم معنا دانسته که دارای مراتب است و برای نیل به مقام انسان کامل صورت میپذیرد. تربیت معنوی از منظر این دو حکیم تربیتی توحیدی است که متربی، مربی و تربیت سه ضلع آن را تشکیل میدهند. در نگاه امام، علاوه بر مربی و متربی، مولفه های اساسی دیگری نیز در تربیت معنوی کودک وجود دارد که عبارتند از فطرت، تفکر، اراده و اعتدال. ایشان تربیت معنوی کودک را توجه دادن کودک به عالم معنا در جهت به فعلیت رساندن ابعاد فطری و معنوی وجودش با هدف نیل به غایت نهایی میداند و رسیدن به این امر را هم ناشی از اراده انسان پس از تولد و هم حاصل تاثیر احوالات والدین در پیش از تولد تلقی میکند.

    کلیدواژگان: معنویت، تربیت معنوی، سلامت روانی، هوش معنوی، هوش اخلاقی، فطرت، امام خمینی
|
  • Nadia Maftouni Pages 5-12

    It is possible to find some approaches towards philosophy and children in the works of Muslim philosophers. One of these works is that of Hayy Ibn Yaqzan which is written by Ibn Tufayl which is known as the first philosophical novel. Hayy Ibn Yaqzan is the name of a boy, who lives in an uninhabited island, in the lap of nature and among the animals where a deer has undertaken to bring him up. Apart from his physical growth his intellectual growth also proceeded ahead in the lap of nature following which he attained a kind of intellectual, philosophical and mystical maturity. At the end of this story Hayy came to be acquainted with the inhabitants of other island and found that what he earned through thinking about himself and the nature is in consistent with religious teachings. This approach is considered to be a part of Hayy’s intellectual and philosophical compartment. Some of Hayy’s intellectual approaches in the course of his intellectual process since his childhood to old age led to certain achievements in the field of technology, natural science, philosophy, and gnosis. It is possible to analyze Hayy’s way of thought with reference to the four spiritual journeys.

    Keywords: Hayy Ibn Yaqzan, Ibn Tufayl, four intellectual journeys, philosophical approach, mystical approach
  • Alireza Amin Pages 13-20

    It is generally believed that creativity is an inborn talent that coexists with men since their birth, so others should only begrudge such merits. But such impression is totally wrong and unfounded belief. Creativity is a skill that everybody can learn, exercise, and apply it. Creativity is just like skiing, playing tennis, cooking or learning mathematics. So everybody can learn these skills and improve themselves through exercising them. But, at the end, all may not succeed to learn these skills equally. Accordingly, given the importance of creativity, some communities since long ago have sorted out certain strict plans to foster the creativity of their people. Since the development of creativity needs proper environment and atmosphere, it is necessary to adopt various methods. The present paper is an attempt to elaborate these points and by referring to the way of developing creativities, seeks to be familiar with the definition, importance and obstacles of creativity.

    Keywords: creativity, philosophy, children, school
  • Nawab Moqarrabi Pages 21-36

    In dealing with the philosophers of any school of thought we should not contend ourselves with explaining and unraveling their views and teachings only. Rather, we proceed to ask ourselves that had they been alive today how could they look at our present problems with their own philosophical and epistemological spectacles? How this world and its problems would loom up before them and which solutions they would sort out as the way out. Hence, the present paper is an attempt to explore various cognitive development theories of children based on the foregoing viewpoint on philosophy and philosophers. To do so, four major Iranian philosophers have been selected in this study and their views on cognitive development theory have been assessed. As a matter of fact, early Iranian philosophers had no specific view or independent work on cognitive development, but if it is supposed to explore their views on this issue we should first of all try to deal with their epistemology, which in the tradition of Iranian philosophy is called “self-knowledge”.
    Following the introduction of “Philosophy and Children” to Iranians, most of the respective people hastily sought to hold workshops and communities of inquiry in schools and research centers in order to analyze it statistically and descriptively without assessing critically its foundations, principles, and background, most of which seemed to be inconsistent with our culture and Iranian philosophy. Seemingly, both proponents and opponents of “Philosophy and Children” are unaware of its theoretical principles. In this paper, for the first time, cognitive development theories of children will be studied critically in the context of Iranian philosophy with reference to the views of four great Iranian philosophers such as Farabi, Ibn Sina, Suhrawardi, and Mulla Sadra. It is impossible and illogical to lay the foundation of any new philosophical system without tracing its background and foundations to its culture, for acquiring any knowledge based on which the end of any action is attainable is possible only through a previous knowledge.

    Keywords: cognitive knowledge, cognitive development, children, Philosophy, Children
  • Moslem Shojae, Abutaleb Awazzadeh, Sadeq Rezai Pages 37-50

    Basically, man’s need for praying and worship is rooted in his inmost being. Indeed, man by nature tends to worship God. Such inclination in man is not something alien to him, but is something internal, for had it been otherwise the concept of worshiping God would have been failed to be realized. In order to persuade its followers to worship God and attain spiritual perfection Islam prescribes certain rules. In Islamic thought man is considered to be the vicegerent of God on earth. In order to materialize such station the ground must be prepared from the childhood for assuming such assignment in the adulthood period. Accordingly, it is necessarily to teach the philosophy of praying and worship to man from the childhood and bring him up in the lap of Islamic teachings. The aim of this paper is to explore the notion of praying and worship, education, and Philosophy and Children in an analytic-descriptive manner. It also deals with certain issues such as the reality of worshiping and its impact upon man, the effects of praying and worship in life, the motive of worship, its roots and fruits, its contents, the importance of education and philosophical thought for children, and the role of philosophical education of children in attracting their attention towards praying and worship.
    Concluding that like all men, children also possess thinking power. Moreover, by nature they are curious as well. By directing their curiosity it is possible to bring them up as creative scholars. Creativity can develop their intellectual capacity. It is by means of this method that children turn up to be thinker and critic, and then learn to know how by criticizing an idea to direct their thought towards a better one in their creative nature. On the contrary, failing to foster their creative thought will bring in its wake a kind of imitative state in conduct and finally cease their critical and thinking power.

    Keywords: worship, education, Philosophy, Children
  • Mahdi Ganjvar Pages 51-66

    Nowadays one of the main concerns of philosophers is to apply philosophy to our daily life for which extensive measures have been taken up so far in certain teaching and research centers. In this regard the attempts made by the founders of Philosophy and Children to reconcile philosophy with society are remarkable. Though “Philosophy and Children” from the outset tended to ethics, it seems that the effect of such educational program on the augmentation of behavioral skills and interplay of children with their fellow men, in spite of its importance and necessity, remain unnoticed from the view of the experts and researchers. Accordingly, the present paper proceeds to give a critical analysis of the epistemological geometry of “Philosophy and Children” and also explains the role and impact of this program on the enforcement of communicative conduct of children with others. Drawing and presenting effective components for the augmentation of their skills in communicating with the followers of other religions are among the important achievements of the present work. The other achievements are: respecting the rights of fellow men and the opponents, bring about an atmosphere for free thinking (freedom of thinking and expression), enforcing the EQ of children, teaching the peaceful coexistence with others, and commitment of children to morality (avoiding bigotry and unduly imitation). The method of this work is analytic-deductive.

    Keywords: Philosophy, Children, communicative conduct, other religions, rationality, coexistence, moralist
  • Khadijeh Shahidi Marani Pages 67-84

    “Philosophy and Children” entered our country as a ready-made commodity and as a plan of teaching thinking to children, while it had crossed various stages in its birthplace in order to attain such level. All these stages had a determining role in the formation of such a plan. One of the earlier stages was the very sense of need and necessity for teaching correct thinking to the children. Intellectual education is a subject of certain interdisciplinary sciences such as education and logical and philosophical studies to the extent that both these sciences directly involve themselves in this issue. It also is an attempt to explore the data collected through observations and classified in a cluster method for analyzing and interpreting them in a qualitative way. The present paper tends to highlight the importance and necessity of teaching correct thinking to Muslim children which are pursued in two main sections as followed: first, “our children can think” (even they can criticize other’s thoughts). In order to prove this assertion, namely possibility of developing of logical thinking in children, the author refers to certain sayings of Iranian Muslim children and tries to analyze them; the sayings that contain certain logical and valid demonstrations that have clear definitions in logic. Second, “sometimes our children commit mistake in their thinking”. In order to demonstrate this issue author should refer to certain logical errors among children and try to explain them. This introduction prompts us to reach the conclusion that given the intrinsic talent and capacity of children it is necessary to augment their skill of logical thinking through “teaching thinking power to Muslim children”.

    Keywords: reasoning, logical thinking, error, philosophy, children
  • Maryam Davarniya, Mujgan Parwiniyan Pages 85-102

    Spirituality means to attend and develop the spiritual dimension of man. Bringing up and rearing human spirituality particularly in childhood is an inevitable condition for the attainment of psychic health in a world wherein the storm of technology, mass communication, and conflict of ideas threaten them from all sides. Psychologists usually prescribe two fundamental components for the spiritual training of children as follows: spiritual intelligence and moral intelligence (virtue). According to Imam Khomeini, spirituality is a willful attention to the world of meaning which consists of various levels and finally lead to the realization of the station of perfect man. From the perspective of this philosopher, spiritual training is a monotheistic upbringing which contains three angles of teacher, student, and training. Imam Khomeini is of the view that apart from the role of teacher and student, there are some other factors such as fitrah (nature), thought, will, and moderation which are effective in bringing about spiritual training. In his view, by spiritual training of children it means to draw the attention of children towards the world of meaning in order to actualize their spiritual and natural dimensions with the aim of achieving the final goal. All these depend on the human will power and the role of the parents even before the birth of their children.

    Keywords: spirituality, psychic health, spiritual training, spiritual intelligence, moral intelligence, fitrah, Imam Khomeini