فهرست مطالب

  • پیاپی 37 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/07
  • تعداد عناوین: 6
|
  • جعفر نکونام* شهربانو حاج امیری صفحات 5-25

    نوشتار حاضر در مقام بررسی تطبیقی خاستگاه تاریخی پیدایش دو مکتب تفکیک (مکتب معارفی خراسان) و اخباری است. این نوشتار به مثابه پیش نیاز و مقدمه ای در بررسی مقارنه ای مبانی تفسیر قرآن نزد دو مکتب تفکیک و اخباری می باشد. برخی مقالات تحقیقی، در سالهای اخیر، مکتب تفکیک را نو اخباریگری نامیده و ادعا می کنند این مکتب همان اخباریگری قرن یازدهم است که دیگر بار در قرن چهاردهم در لباسی نو رخ نموده است. مقاله حاضر پیش از پرداختن به مبانی تفسیری این دو مکتب، بسترهای احتمالی پیدایش آنها را مورد تحلیل قرار می دهد تا در پرتو این شناخت صحیح، راه بررسی تطبیقی این مبانی، هموار گردد. حاصل پژوهش حاضر این است که دو مکتب تفکیک و اخباری با رویکرد حفاظت از منابع اصیل وحیانی در مقطعی از تاریخ تفکر شیعی و برای مقابله با افراط گرانی به منصه ظهور رسیدند که تقریبا کل کتاب و سنت را وا نهاده و به مباحث فلسفی و کلامی روی آورده بودند. در واقع روح حاکم بر پیدایش دو مکتب بسیار مشابه بوده؛ اما به طور ظاهری برخی عوامل موثر در بروز این دو مکتب، متفاوت بوده است.

    کلیدواژگان: مکتب تفکیک، محمدرضا حکیمی، اخباریگری، خاستگاه، اخباریان
  • محمود قاسم زاده خشک رودی ، محمدکاظم رحمان ستایش* صفحات 27-49

    عبارت «تصریف الریاح» دو بار در قرآن کریم به کار رفته و از جمله ی «آیات» برشمرده شده است. مفسران پیرامون معنای آن اقوال مختلفی را ذکر کرده اند که می توان آن ها را در سه دسته ی کلی بادهای چهارگانه، اثرات باد در طبیعت و جریان گردشی بادها تقسیم بندی کرد. به نظر می رسد نمی توان «تصریف الریاح» را تنها مربوط به یکی از این دسته ها دانست و باید معنای وسیع تری برای آن در نظر گرفت. با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی «تصریف» ، «ریاح» و «آیه» ، دانسته می شود که منظور از «تصریف الریاح» ، می تواند انواع تغییراتی باشد که بادها در ایجاد آن ها نقش داشته یا خود متحمل می شوند. هم چنین وجه این که «تصریف الریاح» از جمله ی آیات برشمرده شده آن بوده که هر یک از این تغییرات دلالت و اشاره ای بر یکی از صفات الهی دارند.

    کلیدواژگان: تصریف الریاح، بادهای چهارگانه، آیه 164 بقره، آیه 5 جاثیه
  • علی رضا طبیبی* ، فاطمه دست رنج صفحات 51-68

    آیات الاحکام، پایه و اساس استنباط های فقهی بوده و تفاوت در تفسیر این قبیل آیات، تغییر نوع حکم فقهی و به تبع آن عمل مکلفین را به دنبال دارد. در گفتمان قرآنی، مطللوبیت برخی اعمال در ساختارهایی بیان شده که حکم فقهی آن همزمان می تواند حمل بر وجوب و نیز استحباب شود. با توجه به ظرفیت هایی که تحلیل گفتمان و نظریه های این رویکرد برای تحلیل آیات الاحکام داراست مقاله حاضر، به شیوه تطبیقی و با مطالعه موردی، احکام مترتب بر تفسیرهای مختلف آیه وصیت را در قالب نظام های گفتمانی تبیین نموده و حکم وجوب آیه را منطبق بر نظام گفتمانی «هوشمند» و برنامه مدار می داند که، نظامی مبتنی بر شناخت و اهداف از پیش تعیین شده است و در این نظام، کنشگر طبق دستور، عمل می کند. حکم استحباب آیه نیز منطبق بر نظام گفتمان احساسی و گونه تنشی عاطفی است. در نظام تحلیل گفتمان «احساسی» وجه عاطفی گفتمان و چگونگی تاثیرگذاری این نظام بر مخاطب در کنار وجه معرفتی آن اهمیت بسزایی دارد.

    کلیدواژگان: نظام های تحلیل گفتمان، وجوب، استحباب، آیات الاحکام، آیه وصیت
  • افراسیاب صالحی شهرودی* ، سیدحمیدرضا میرعظیمی، عبدالهادی مسعودی صفحات 69-94

    امروزه تلاشهایی برای معناشناسی مفاهیم قرآنی به مدد روش های نوین آغاز شده است. در این مقاله سعی شده است، دستاورد ایزوتسو در معناشناسی مفهوم صدق را که براساس مکتب قوم معناشناختی انجام داده است با معناشناسی همین مفهوم که علامه طباطبایی با روش های سنتی انجام داده مقایسه کنیم تا با میزان کارامدی هر کدام از این روش ها در عمل آشنا شویم. در این جهت گفتنی است که علامه طباطبایی براساس مبانی معناشناسانه خود که می توانیم آنرا در گروه مکاتب ذات گرایانه جای دهیم صدق را در اصل به معنای خبر مطابق با واقع دانسته که با بهره گیری از عنصر مطابقت که در این واژه وجود دارد به صورت مجازی به معانی دیگری مثل مطابقت رفتار با اعتقاد یا مطابقت ظاهر با باطن هم استعمال می شود. ایزوتسو معتقد است مفهوم صدق در جهانبینی اسلام در کنار معنای راستگویی، معنای جدیدی گرفته و آن امانت داری و پای بندی به عهد و پیمان است. در بررسی نهایی مشخص شده است هر چند ایزوتسو و علامه با بهره گیری از روش های متفاوت توانسته اند تا حد قابل توجهی در معناشناسی صدق موفق باشند اما هر دو نظریه در معنایی که از مفهوم صدق ارائه داده اند حاوی نقاط مبهمی هستند و این نشان دهنده نیاز به مبانی یا روش های دقیق تر در معناشناسی مفردات قرآن است.

    کلیدواژگان: مفاهیم اخلاقی، صدق، معناشناسی، علامه طباطبایی، ایزوتسو
  • مریم فرضی ، عباس همامی* صفحات 95-124

    مدخل "آیات شیطانی" نوشته ی یکی از خاورشناسان به نام "شهاب احمد" است که در دائره المعارف قرآنی لایدن به چاپ رسیده است، نویسنده مدخل با مراجعه ای که به منابع تفسیری و گزارشهای روایی اهل سنت داشته است به بررسی تاریخ افسانه غرانیق پرداخته است "شهاب احمد" در مقاله خود پس از ذکر نامها و نامگذاران این جریان به آیات و متون تفسیری اشاره کرده است و گزارش هایی از منابعی که تحلیل هایی بر آن وارد نموده اند و نیز شمه ای از ارزیابی آنها را بیان کرده است و در نهایت نیز، انعکاس آن در دوران معاصر و در منابع مسلمانان را به تصویر کشیده است ضمن آنکه نویسنده در بخشی از سخن خود با استفاده از قرینه عصمت، در کنار نقل گسترده ای که از ماجرا ارائه می دهد چنین گزارش می کند که ماجرا نمی تواند آنگونه که نقل شده است رخ داده باشد. در مورد منابع مقاله، "شهاب احمد" به تفاسیر مفسرانی چون طبری، ابن کثیر، ابن عربی، ابوحیان فخررازی، جلالین و… مراجعه داشته است. تفاسیر ناقل و نافی شبهه در منابع وی دیده می شود و تلاش کرده هرچند به تناقض گویی روی آورده تا دیدگاههای دو گروه را منعکس نماید. این نوشتار به نقد و ارزیابی مدخل یادشده پرداخته است، با این رویکرد که بررسی دیدگاههای خاورشناسان لایدن در حوزه ی آموزه های دینی به ویژه مباحث قرآنی که مربوط به انبیای راستین بوده است، فضای فکری و انگیزه های اندیشمندان غیر مسلمان را تا اندازه ای پیش روی مسلمانان قرار می دهد؛ به علاوه تلاش می شود در ادامه ی تحلیل و بررسی دیدگاههای نویسنده، به میزان هم آوایی و هم سویی دیدگاههای مندرج در مدخل با منابع اهل سنت نیز پرداخته شود و نیز پس از بررسی سند و محتوای کلی منابع بهره برداری شده در مدخل، به قرآن، روایات و بدیهیات عقلی مراجعه و در نهایت توجیهات ناقلان گزارش ها، مورد کنکاش و تحلیل قرار خواهد گرفت.

    کلیدواژگان: خاورشناسان، شهاب احمد، مدخل، آیات شیطانی، عصمت، هم آوایی با اهل سنت
  • مریم مهدی زاده ، طیبه اکبری راد* صفحات 125-158

    در این مقاله از طریق معناشناسی توصیفی، مفهوم کرامت با توجه به بافت آیات قرآن بیان شده است. اصل در معنای واژه کریم، تفوق و عزت ذاتی است و مانند واژه عزیز در مقام مقایسه قرار نمی گیرد. هر چیزی که در حد و غایت خودش، شریف و ارجمند باشد با واژه کرم توصیف می شود. براساس واژه های همنشین کریم در قرآن مجید این واژه در اکثر موارد دارای کاربرد معنوی می باشد و در مورد خدا، و غیر خدا بکار رفته است. واژگان وجیه، عزیز، مکین، رفیع در حوزه معنایی کریم بکار رفته اند و به این دلیل در آن ها معنای مشترک شرافت، منزلت و بزرگی مشاهده می شود.

    کلیدواژگان: کرامت، کریم، رفیع، عزیز، مکین، وجیه، معناشناسی
|
  • Ja’far Nekounam* , Shahrbanou Haji Amiri Pages 5-25

    The present paper is a comparative study of the historical origins of the emergence of the two Tafkik (Khorasan School of Gnostic Knowledge) and Akhbari schools. This paper is a prerequisite and an introduction to a simultaneous examination of the principles of Quranic interpretation in these two schools. In recent years, some research papers have named the Tafkik School a neo-Akhbari school and claimed that this school is nothing but an eleventh century Akhbari school, which has once again appeared in the fourteenth century with a new covering. Prior to examining the interpretive principles of these two schools, the present paper analyzes the likely backgrounds of their emergence in order to pave the way for a comparative study of these principles in the light of correct understanding. The results of this study reveal that intending to protect the authentic and revelational sources, the Tafkik and Akhbari schools emerged during a period in the history of Shiite thought to confront extremism; they both abandoned almost the whole Quran and Sunnah and turned to philosophical and theological deliberations. In fact, the spirit governing the emergence of the two schools was very similar, but apparently some of the factors influencing the emergence of these two schools were different

    Keywords: Tafkik School, Mohammad Reza Hakimi, Akhbarism, origin, Akhbaris
  • Mahmud Qasemzadeh Khoshkrudi , Mohammad Kazem Rahman Setayesh* Pages 27-49

    The term "tasrif al-riyah" has been used twice in the holy Quran and has been regarded as one of the “ayat” (signs of God). Interpreters have offered different accounts about its meaning which can be classified into three general categories: the four winds, the effects of winds in nature, and the circulating flow of winds. It seems that "tasrif al-riyah" cannot be related merely to one of these categories, and a broader meaning should be sought for it. Considering the literal and idiomatic meanings of tasrif, riyah, and ayeh, it should be appreciated that “tasrif al-riyah” may refer to various changes that winds undergo or contribute to their creation. It can be further said that the reason why "tasrif al-riyah" is regarded as one of the signs of God is that each of these changes suggests one of the Divine attributes of God.

    Keywords: tasrif al-riyah (circulating winds), the four winds, verse 164 of al-Baqarah, verse 5 of al- Jathiyah.
  • Alireza Tabibi* , Fatemeh Dastranj Pages 51-68

    Ayat al-Ahkam are the foundation of jurisprudential inferences, and the difference in the interpretation of such verses results in the change in the type of jurisprudential ruling and, consequently, the practice of those who carry out the rulings. In the Quranic discourse, the desirability of some practices is expressed in a way that their jurisprudential rulings can be interpreted as wujub as well as istihbab at the same time. Considering the capabilities that discourse analysis and the theories of this approach have for analyzing ayat al-ahkam, within the framework of discourse systems, the present article delves into the various interpretations of the Quranic verse about making a will using comparative and case study methods. The findings reveal that the wujub ruling of the verse corresponds to the consistent, "intelligent" discourse system, which is a system based on cognition and predetermined goals, and in this system, the actor operates in accordance with orders. The istihbab ruling of the verse corresponds to the emotional discourse system and tensional-emotional type. In the "emotional" discourse analysis system, the emotional aspect of discourse and how this system influences the audience along with its epistemic aspect are of considerable importance.

    Keywords: discourse analysis systems, wujub (obligation), istihbab (recommendation), ayat al-ahkam, the Quranic verse about making a will
  • Afrasiab Salehi Sharoudi* , Seyyed Hamid, Reza Mirazimi , Abdolhadi Masoudi Pages 69-94

    Today, some efforts are made to study the meanings of the Quranic concepts using modern methods. In this article, an attempt has been made to compare Izutsu’s achievement in studying the meaning of sedq conducted on the basis of ethno-semantics with that of Allameh Tabatabai performed through traditional methods in order to appreciate the effectiveness of their methods in practice. It is worth mentioning that based on his semantic principles which are categorized in the class of nativist schools, Allameh Tabatabai refers to sedq as an idea that is in correspondence with fact, and using the element of correspondence contained in this term, it can be figuratively applied to other meanings such as correspondence between behavior and belief or correspondence between the exterior and the interior, too. Izutsu believes that the term sedq has adopted a new meaning in the Islamic worldview along with the meaning of truthfulness, which is trusteeship and commitment to one’s promise. In the final analysis, it was revealed that although Izutsu and Allameh have been considerably successful in their semantic analysis of the term sedq using various methods, both theories embrace some ambiguous points in regard to the meanings they have presented about sedq, which is indicative of the need for more precise principles or methods in the semantic analysis of the Quranic lexical items.

    Keywords: ethical concepts, sedq (truthfulness), semantics, Allameh Tabatabai, Izutsu
  • Maryam Farzi , Abbas Hemami* Pages 95-124


    The entry Satanic Verseshas been written by one of the Orientalists called Shahab Ahmad and published in Leiden’s the Encyclopedia of the Quran. Referring to Sunni works of interpretation and narrative sources, The author of this article probes into the history of the Myth of Gharaniq. Mentioning the names and namers of this current, Shahab Ahmadrefers to the Quranic verses and interpretive texts in his article and presents some reports of the analyzedsources, as well as a summary of their evaluations. He ultimately depicts its reflection in contemporary times and in Muslim sources, while using the infallibility correspondence and giving an extensive account of the issue, the author delineates that the reality ofthe Myth of Gharaniqis different from what has been reported about it. As for the sources of the article, Shahab Ahmad refers to the works of interpretations of such commentators as Tabari, Ibn Kathir, Ibn ‘Arabi, Abu HayyanFakhral-Razi, al-Jalalin, etc. Works of interpretations bearing and repudiating doubt are observed in his bibliography, and, though paradoxically,he attemptsto reflect the views of both groups.
    This article criticizes and reviews the aforementioned entry with the approach that the study of the views of Orientalists in the field of religious teachings, especially the Quranic issues related to the true prophets, to a certain extent, exposes Muslimsto the intellectual atmosphere and motives of non-Muslim scholars. This article further attempts to analyze and review the observations of the author and the rate of congruencebetween theoutlooksincluded in the entry and Sunni sources. Finally, following careful scrutiny of the document and the overall content of the resources utilized in the entry andreferring to the Quran, narrations, and rational axioms, the justifications of the narrators of the reports are scrutinized and analyzed.

    Keywords: Orientalists, Shahab Ahmad, entry, Satanic Verses, infallibility, congruence with Sunni sources.
  • Maryam Mehdizadeh , Tayyebeh Akbari Rad* Pages 125-158


    In this article, the meaning of term karim is explicated considering the context of the Quranic verses and using descriptive semantics. The core in the meaning of the word karim is intrinsic superiority and dignity, and it is not comparable like the word aziz. Whatever is extremely noble and venerable is described with the term karim. Given the words with which the word karim is collocated in the holy Quran, this term has spiritual applications in most cases and is used with respect to God and non-God. The words vajih, aziz, makin, and rafi’ have been used in the semantic field of the term karim, and for this reason the concepts nobility, dignity, and greatness are commonly associated with them

    Keywords: keramat (generosity), karim (generous), rafi’ (sublime), aziz (honored), makin (having high satus), vajih (beautiful), semantics