فهرست مطالب

  • پیاپی 23 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/15
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عبدالهادی فقهی زاده* ، محمدتقی قادری رهقی صفحات 7-38
    محمد عابد الجابری، متفکر نوپرداز مراکشی در حوزه مطالعات اسلامی، با گرایشی خاص به تفسیر قرآن کریم پرداخته است. از آراء و نظریات او می توان احیای تفکر اعتزالی را برداشت کرد. در مقدمه تفسیر خود با نام مدخل الی القرآن الکریم فی التعریف بالقرآن و تفسیر خود با نام فهم القرآن الحکیم به طرح مبانی و روش تفسیری خود مبادرت ورزیده است. از مبانی تفسیری جابری می توان به رعایت ترتیب نزول سوره ها همگام با فرودآمدن آن ها بر پیامبر اکرم (ص) اشاره داشت. با امعان نظر به این مبنا، روش تفسیری جابری را می توان در زمره روش تفسیری اجتهادی در نظر گرفت. جابری در این مسیر از روش هایی در تفسیر قرآن استفاده کرده است که عبارتند از: جداسازی متن از حاشیه، توجه به سیاق، ضرورت مرحله بندی آیات در فهم صحیح آن ها، بهره گیری از قصص در چارچوب سیاق، تعیین جایگاه سوره در ترتیب نزول، توجه به سیر دعوت محمدی در تفسیر آیات، تعبیر آیات قصص و امثال با هدف حجت و بیان و خدمت به اهداف دعوت، استفاده مشروط از روایات شان نزول.
    کلیدواژگان: روش تفسیری، محمدعابد الجابری، سیاق آیات، جایگاه سور، قصص قرآن، مدخل الی القرآن الکریم، فهم القرآن الحکیم
  • مجید معارف* ، ربابه ناظمی صفحات 39-73
    تنها تفسیر مکتوب، چاپ شده و در دسترس، منسوب به امامان معصوم علیهم السلام، کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع) است. این تفسیر به املای امام بوده و دو نفر به نامهای ابوالحسن و ابویعقوب آن را نوشته اند و با وسایطی به ما رسیده است. شناخت تفسیر مذکور می تواند، در فهم کلام امام حسن عسکری (ع) و نیز به فرآیند انتساب آن کمک کند. تاکنون در معرفی این اثر منسوب به معصوم (ع) ، تلاشهای جدی صورت نگرفته است. لذا شناخت ساختار و نحوه طراحی تفسیر العسکری، بر بهره مندی ما می افزاید. در تقسیم بندی روایات تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع) به روایات کوتاه، متوسط و بلند و طولانی، بررسی ها نشان می دهد که روایات کوتاه، بیشترین شواهد و متابعات، روایات متوسط به نسبت کمتر و روایات بلند و طولانی اکثرا فاقد مستندات قرآنی و شواهد و متابعات و غالبا جزو متفردات می باشند. شناخت روایات تفسیر العسکری و نوع طبقه بندی آن مانند: روایات کوتاه، روایات متوسط و روایات طولانی و مفصل، افزون بر آن که جهت انتساب تفسیر العسکری به امام (ع) یاری رسان است، از طرفی دیگر ما را به وجود مطالبی نادرست که بتوان بر اشتباه راویان و نساخ یا نفوذ جعل جاعلان حمل کرد واقف می سازد. در نهایت پژوهش حاضر، می تواند تاثیر مناسبی بر اعتبار سنجی تفسیر العسکری داشته باشد.
    کلیدواژگان: تفسیر العسکری، روایات کوتاه، روایات متوسط، روایات بلند و مفصل
  • سید رضامودب* ، علیرضا شایق صفحات 75-96
    از مهمترین مبانی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم باور به استقلال قرآن در حجیت، دلالت و تفسیر است. آنها معتقدند قرآن کریم که خود را روشنگر همه چیز معرفی می نماید، هم در حجیت و هم در بیان مدلول و مقصود آیات، مستقل است و به غیر خود وابسته نیست. البته هر دو مفسر از دیگر منابع تفسیری مانند روایات و شواهد تاریخی در تفسیر استفاده نموده اند که به نظر می رسد با مبنای استقلال قرآن، تعارض دارد. اما تعارض یاد شده با تبیین آیت الله جوادی آملی مبنی بر عدم انحصار قرآن در حجیت و دلالت، در روش تفسیری خود و استادش علامه طباطبایی، رفع می گردد. از جمله موارد موید این تبیین، کاربرد و تاثیر روایات اسباب نزول و روایات تطبیقی در فهم و تفسیر این دو مفسر است. در مقاله سعی شده، ضمن تبیین نوع و کارکرد روایات در فرایند تفسیری دو مفسر، به بررسی انتقادی مبنای «استقلال قرآن» و تاثیر روایات در فهم تفسیری علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی پرداخته شود.
    کلیدواژگان: استقلال قرآن، تفسیر قرآن به قرآن، روایات تفسیری، علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی
  • محسن اسماعیلی، سید محمد میرلوحی* صفحات 97-117
    حکومت اسلامی موظف است نسبت به اجرای دستورات اجتماعی شریعت در جامعه نهایت توان خود را به کار گیرد و اساسا حکومت اسلامی، به مثابه ی ابزاری جهت اجرای احکام اسلام است. اصل بر این است که اجرای دستورات شریعت باید به صورت کامل و فوری انجام گیرد اما گاهی اجرای کامل و فوری برخی از آن ها ممکن نیست و در این صورت باز هم بنا به دستور شارع مقدس، باید این اصل را تخصیص زد. حال، مسئله اینجاست که مبانی و ادله ی اصل فوریت اجرای شریعت در حکومت اسلامی چیست و چه استثنائاتی بر این اصل، وارد است. مقاله ی حاضر با روش توصیفی تحلیلی در مقام تبیین پاسخ این مسئله، پس از اثبات وظیفه ی حاکمان در زمینه ی اجرای شریعت، به بیان مبانی اصل مذکور با تکیه بر مبانی فقهی و ذکر استثنائات آن می پردازد و درنهایت به این نتیجه رهنمون خواهد شد که در خصوص نحوه ی اجرای شریعت توسط حکومت اسلامی، اصل بر اجرای فوری احکام الاهی است و دست کشیدن از این اصل، نیاز به احراز دلیل قطعی دارد و تنها در موارد خاص مد نظر شارع مقدس، امکان پذیر خواهد بود. بنابراین اجرای تدریجی شریعت بدون ضابطه ی مشخص که منجر به تعطیلی احکام الاهی گرچه به صورت موقت گردد را نمی توان جایز دانست.
    کلیدواژگان: شریعت، حکومت اسلامی، حاکمان، اصل فوریت اجرای شریعت، اجرای تدریجی شریعت
  • سیدمهدی سیدخاموشی* صفحات 119-146
    یکی از خدمات درخشان فلسفه ملاصدرا آن است که در این فلسفه، خداشناسی به اوج قله های تعالی رسیده است. بی شک یکی از مهم ترین اجزاء نوین و قابل توجه این خداشناسی، قاعده بسیط الحقیقه است. در این مقاله ارتباط این قاعده با بحث بساطت واجب تعالی تقریر شده و بیان می شود که به واسطه قاعده مذکور، مفهوم بساطت واجب تعالی در حکمت صدرا به تطوری قابل ملاحظه دست یافته است و این حقیقت مبرهن می شود که اقتضای بساطت ذات واجب آن است که حق تعالی در عین غیریت با هویات مخصوصه و متناهی اشیاء، به نحو لا بشرط و به حمل حقیقه و رقیقه واجد جمیع کمالات آنها باشد.
    کلیدواژگان: بساطت حق تعالی، نفی ترکیب از ذات، بسیط الحقیقه، صفات سلبیه، اجزاء مقداری، انواع حمل
  • محمد شعبان پور ، حسین کلباسی اشتری، رضا سلیمان حشمت، حمیدرضا مناقبی* صفحات 147-168
    از جمله مباحث کلامی در میان مفسران، تفسیر آیاتی از قرآن کریم است که از طریق بیان اسماء و صفات الهی به معرفی خداوند می پردازد. قرآن کریم از یک سو با بی مانند دانستن خداوند، او را برتر از وهم و گمان دانسته و از سوی دیگر برخی از آیات موهم صفات انسان گونه برای خداوند است. در سالهای اخیر الهیات سلبی با تکیه بر ناتوانی عقل در شناخت خداوند، و همچنین عدم امکان سخن گفتن توجه متالهین بسیاری را جلب نموده است. در حالیکه رسالت اصلی انبیاء الهی معرفی پروردگار به افراد بشر است و این معرفی باید از طریق ساز و کارهای متداول ذهن بشری و تکلم او صورت گیرد.
    مرحوم علامه طباطبایی با اتخاذ دیدگاه سلب در عین ایجاب، که دربرگیرنده راه اعتدال میان ایجاب محض و غلتیدن در ورطه شرک و تشبیه، سلب محض، تعطیل عقل از شناخت خداوند، و لاادری گری است به تفسیر آیاتی پرداخته که در برگیرنده اسماء و صفات الهی است. این دیدگاه تطابق زیادی با استعاره مفهومی دارد که در دو دهه گذشته اقبال زیادی در میان زبانشناسان شناختی پیدا کرده است. این مقاله پس از تبیین استعاره در دیدگاه ادبی و دیدگاه زبان شناختی به بررسی نظر علامه طباطبایی، مفسر بزرگ معاصر امامیه در خصوص تنزیه خداوند از صفات انسان گونه پرداخته و آن را با دیدگاه معاصر استعاره مفهومی مقایسه نموده و نشان می دهد که چگونه می توان در پرتو این دیدگاه قائل به شناخت نسبی نسبت به پروردگار بود.
    کلیدواژگان: اسماء و صفات الهی، علامه طباطبایی، زبان قرآن، استعاره مفهومی، زبان شناسی شناختی
|
  • Abdolhadi Feq, hizadeh* , Mohammad Taqi Qaderi Rahqi Pages 7-38
    Muhammad Abed al-Jaberi, a Moroccan modernist and thinker in the field of Islamic studies, has adopted a special attitude in interpreting the holy Quran. The revival of Mu’tazilism can be considered one of his beliefs and observations. In the preface to his commentaries entitled ‘Madkhal ila al-Quran al-Karim fi al-Ta’rif bil-Quran’ and ‘Fahm al-Quran al-Hakim’, he has introduced his interpretation principles and method. Consideration of the order of the descending of the Quranic surahs along with their revelation to the Prophet (p.b.u.h) is one of al-Jaberi's interpretation principles. Given this issue, al-Jaberi's interpretation method can be considered as an ijtihadi interpretation method. In adopting this method, al-Jaberi has utilized several techniques in the interpretation of the Quran: the separation of the text from glosses, the consideration of the context, the necessity of arranging the verses in chronological order to ease their correct understanding, the use of the verses within the framework of the context, the determination of the surahs' positions in their order of descent, paying attention to the course of Mohammedan invitation in the interpretation of the verses, the interpretation of the verses of the Quranic stories and parables with the aim of giving proof and expressing and supporting the goals of the invitation, and making conditional use of the narrations related to the occasion of the revelation of the Quranic verses.
    Keywords: interpretation method, Mohammad Abed al-Jaberi, the context of Quranic verses, the position of Quranic surahs, Quranic stories, ‘Madkhal ila al-Quran al-Karim’, ‘Fahm al-Quran al-Hakim
  • Majid Ma'aref*, Robabeh Nazemi Pages 39-73
    The only written, printed, and accessible work of interpretation attributed to the infallible Imams (a.s.) is the commentary attributed to Imam Hasan Askari (a.s.). This commentary was dictated by him, written by two people named Abu al-Hasan and Abu Yaghub, and has come to us through different people. Having an understanding of this commentary can help us appreciate the words of Imam Hasan Askari (a.s.) and how it is attributed to him. So far, no serious effort has been made to introduce this work attributed to the infallible Imam (a.s.). Therefore, knowing the structure and arrangement of Tafsir al-Askari will help us make better use of it. Research studies reveal that, among the short, medium-size, and long interpretational narrations attributed to Imam Hasan Askari (a.s.), the short narrations have the most evidence and correspondence with other narrations, the average ones have relatively less evidence and correspondence, and most of the long ones often lack Quranic evidence and correspondence with other narrations, and they are often among the isolated narrations. Having cognizance of the narrations of Tafsir al-Askari and their classification into short, average, and long, voluminous narrations not only help us with attributing Tafsir al-Askari to the Imam (a.s.), but it makes us mindful of the existence of erroneous material that may be taken for the mistakes of narrators, copiers, or the infiltration of the forgery of forgers. Finally, the present study can have a significant impact on the authentication of Tafsir al-Askari.
    Keywords: Tafsir al-Askari, short narrations, medium-size narrations, long, voluminous narrations.
  • Seyyed Reza Mo’adab *, Alireza Shayeq Pages 75-96
    One of the most fundamental ideas of Allameh Tabataba’i in Tafsir al-Mizan and that of Ayatollah Javadi Amoli in Tafsir-e Tasnim is belief in the independence of the Quran in authority, indication, and interpretation. They believe that the holy Quran, which claims to be enlightener of everything, is independent in both authority and in stating the signification and connotation of the verses. Of course, both interpreters have employed other interpretational sources such as narrations and historical evidence in their interpretation, which seems to be in conflict with the belief in the independence of the Quran. However, this conflict is resolved by Ayatollah Javadi Amoli’s explanation referring to the non-monopoly of the Quran in authority and indication in his interpretive method and in that of his master, Allameh Tabataba’i. One of the instances confirming this explanation is the use and impact of the narrations related to the occasions of revelation and comparative narrations contributing to the understanding and interpretation of these two commentators. Making an attempt to explain the types and function of narrations in the interpretation process of these two commentators, this article deals with a critical examination of the basis of the independence of the Quran and the impact of narrations on the understanding and the interpretation of Allameh Tabataba’i and Ayatollah Javadi Amoli.
    Keywords: the independence of the Quran, the Quran through the Quran interpretation, interpretational narrations, Allameh Tabataba’i, Ayatollah Javadi Amoli
  • Mohsen Esmaeili , Seyyed Mohammad Mirlohi* Pages 97-117
    The Islamic government is charged with using its outmost power to implement the social orders of Shari’ah in society, and essentially the Islamic state is an instrument for the implementation of the Islamic rules. The norm is that the Shari’ah orders must be implemented in full and without delay, but sometimes it is not possible to implement some of them promptly, and, according to the order of the Sacred Legislator, only the rules which are impossible to implement can be suspended under such conditions. But what are the basic principles and arguments endorsing the principle of the urgency of the implementation of Shari’ah in the Islamic state, and what are the exceptions to this principle? Using the descriptive-analytical method, the present paper seeks to answer these questions, and after demonstrating the duty of the rulers in implementing Shari’ah, it addresses the basic ideas related to this principle, stressing its jurisprudential foundations and exceptions. Finally, it is concluded that essentially the Divine commandments must be implemented without delay, and the abandonment of this principle requires a definite reason and is only possible in certain cases specified by the Sacred Legislator. Therefore, the gradual implementation of Shari’ah without a specific standard which leads to the cessation of Divine ordinances, although temporarily, cannot be accepted.
    Keywords: Shari’ah, Islamic government, rulers, the principle of the urgency of the implementation of Shari’ah, gradual implementation of Shari’ah.
  • Seyyed Mehdi Seyyed Khamoushi* Pages 119-146
    One of the magnificent outcomes of Mulla Sadra's philosophy is that theology has reached the summit of excellence in this philosophy. Undoubtedly, one of the most important and remarkable components of this theology is the basit al-haqiqah rule. In this article, the relationship between this rule and ‘the obligatory indivisibility’ is explored, and it is stated that, by virtue of this rule, the concept of ‘the sublime obligatory indivisibility’ has been considerably developed in Sadraian Philosophy. In the article, it is further elucidated that ‘the indivisibility of the obligatory essence’ requires that the Exalted Truth, being different from the specific and finite identities of objects, is unconditionally, truthfully, and unerringly in possession of all their perfections.
    Keywords: ‘the indivisibility of the sublime truth’, ‘considering the essence free from divisibility’, basit al-haqiqah (truly indivisible), the negative attributes, the quantity components, types of identification
  • Mohammad Sh’abanpur , Hossein Kalbasi Ashtari , Reza Soleyman Heshmat , Hamid, Reza Manaqebi* Pages 147-168

    One of the theological issues among the commentators is the interpretation of the Quranic verses which introduce God by mentioning Divine names and attributes. On the one hand, the holy Quran considers God matchless and beyond fantasy and delusion and, on the other hand, some delusory verses attribute human-like qualities to God. In recent years, negative theology has drawn the attention of a lot of theologians by stressing the inability of human intellect to know God, as well as the impossibility of God’s speaking. Nonetheless, the main mission of Divine prophets is the introduction of the Lord to human beings, and this introduction must be carried out using the common mechanisms of human mind and speech.
    The late Allameh Tabataba'i has dealt with the interpretation of some of the Quranic verses which include Divine names and attributes adopting a negative, at the same time affirmative, view which embraces the path of moderation between pure affirmation and being put in jeopardy of polytheism and simulation, and pure negation, inhibiting intellect from knowing God, and agnosticism. There is a lot of correspondence between this view and conceptual metaphor which has attracted various cognitive linguists in the last two decades. After offering an explanation of metaphor considering the literary and linguistic perspectives, this paper examines the view of Allameh Tabataba'i, the great contemporary Twelver commentator, on purifying God from human-like attributes, compares it with the contemporary view on conceptual metaphor, and demonstrates how to relatively know God in the light of this view
    Keywords: Divine names, attributes, Allameh Tabataba'i, the language of the Quran, conceptual metaphor, cognitive linguist