فهرست مطالب

  • سال سی و چهارم شماره 4 (پیاپی 136، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مائده مالکی، هاشم فردانش* ، ابراهیم طلایی، جواد حاتمی صفحات 11-34
    فرایند ساخت نمونه از سوی یادگیرنده رویکردی تلفیقی به منظور درک مهارتهای علمی، اجتماعی، معرفت شناختی و شناختی در آموزش علوم است. هدف این پژوهش طراحی و اجرای الگوی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی در درس علوم است. در طراحی این الگو از اصول طراحی محیطهای یادگیری نمونه سازی و فناورانه و سایر اصولی بهره گرفته شده است که به منظور افزایش یادگیری مفهومی و کنشهای نمونه سازی در دانش آموزان مدنظر است. به همین منظور الگوی مورد نظر با بررسی پژوهشها و منابع موجود در زمینه یادگیری مبتنی بر نمونه سازی، به ویژه چگونگی آن در یادگیری مفاهیم و کنشهای نمونه سازی در درس علوم به شیوه طراحی پژوهی و با بهره گیری از مشورت متخصصان تعلیم و تربیت و شماری از معلمان طراحی شده و مورد بازبینی قرار گرفته است تا امکان اجرای آن در کلاس فراهم شود. به منظور اجرای الگوی طراحی شده، روش شبه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به کار رفته است. نمونه پژوهش شامل 50 دانش آموز دختر پایه هشتم شهر تهران بوده و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره بهره گیری شده است. براساس یافته های پژوهش، میزان یادگیری مفهومی دانش آموزانی که با الگوی طراحی آموزشی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی آموزش دیده اند، بیشتر از دانش آموزانی است که به شیوه متداول آموزش دریافت کرده اند. میزان یادگیری کنشهای نمونه سازی دانش آموزانی که با الگوی یادگیری مبتنی بر نمونه سازی آموزش دیده اند، بیشتر از دانش آموزانی است که با شیوه متداول آموزش دیده اند.
    کلیدواژگان: نمونه سازی، علوم، یادگیری مفهومی، کنشهای نمونه سازی، یادگیری مبتنی بر نمونه سازی
  • مژگان جعفری، علیرضا کیامنش*، عبدالعظیم کریمی صفحات 35-64
    برای بررسی روند تغییرات و نقش متغیرهای خودپنداره، نگرش و علاقه به ریاضی بر عملکرد 21082 دانش‎آموز پایه هشتم که در چهار مطالعه ادواری تیمز (2003، 2007، 2011 و 2015) شرکت داشتند از تحلیل عاملی تاییدی، اندازه‎های اثر و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ‏ها نشان داد که تغییرات هر سه متغیر با تغییرات عملکرد ریاضی ناهمسوست. به طوری که در فاصله سالهای 2003 تا 2007 متوسط نمره ریاضی کاهش یافته، ولی متوسط خودپنداره و نگرش نسبت به ریاضی افزایش یافته است. در فاصله سالهای 2007 تا 2011 متوسط نمره ریاضی افزایش یافته، ولی متوسط خودپنداره و علاقه نسبت به ریاضی کاهش یافته است. در فاصله سالهای 2011 تا 2015 با وجود افزایش متوسط نمره ریاضی، متوسط خودپنداره، نگرش و علاقه به ریاضی کاهش یافته است. تغییرات نگرش در این مدت بسیار جزئی است. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خودپنداره ریاضی به صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد ریاضی دانش‏ آموزان را پیش ‏بینی می‏کند. پس از آن به ترتیب، علاقه و نگرش به ریاضی در تبیین عملکرد ریاضی دانش‏ آموزان سهم دارند. براساس یافته ‏ها، نگرش و علاقه به ریاضی اثر منفی بر عملکرد ریاضی دارند. بررسی دلایل اثر منفی نگرش و علاقه به ریاضی بر عملکرد ریاضی نیاز به مطالعات چندجانبه روان‎شناختی و جامعه شناختی دارد. از سویی نیز، به دلیل اهمیت نقش نگرش در یادگیری، علل کاهش نگرش به ریاضی و سهم ناچیز آن در عملکرد ریاضی دانش ‏آموزان باید مورد توجه و شناسایی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روند، تیمز، خودپنداره ریاضی، نگرش و علاقه نسبت به ریاضی، معادلات ساختاری
  • انسیه محمدیاری، سیمین حسینیان* صفحات 65-80
    در دهه اخیر، متخصصان به بررسی اثربخشی مشاوره گروهی راه حل- محور در بهبود متغیرهای مختلف مانند خودکارآمدی، سازگاری اجتماعی و انگیزش تحصیلی در حوزه مدرسه پرداخته اند. بسیاری از این مداخلات تغییراتی معنادار را نسبت به گروه کنترل گزارش کرده اند. بااین حال، میزان تاثیر دقیق آنها مشخص نیست. ازاین رو، در پژوهش حاضر به گرد آوری و یکپارچه سازی نتایج حاصل از این مداخلات و محاسبه میزان اثر آنها با به کارگیری الگوی پژوهشی فراتحلیل پرداخته شده است. به این منظور 24 پژوهش اجرا شده در فاصله سالهای 96-1386 در مدارس دوره متوسطه دوم که از لحاظ روش شناسی مورد قبول بوده اند، انتخاب شده و روی آنها فراتحلیل انجام گرفته است. ابزار این پژوهش، نمون برگ فرا تحلیل بود. نتایج این پژوهش نشان داد که میزان اثربخشی مشاوره گروهی بر مبنای نظریه راه حل- محور 0/8= است که با توجه به جدول کوهن، بالا ارزیابی می شود؛ یعنی شرکت کنندگان در جلسات مشاوره گروهی راه حل- محور (گروه آزمایش) 47% بهبود یافته اند، در حالی که در گروه کنترل تغییری حاصل نشده است. همچنین اندازه اثر مشاوره گروهی راه حل- محور برای مشکلات فردی، میان- فردی و تحصیلی دانش آموزان به ترتیب 0/23، 0/57 و 1/57 محاسبه شده که معادل بهبودی 16/7، 36/6 و 57/5 درصدی نسبت به گروه کنترل است. این یافته ها نشان داد که مشاوره گروهی راه حل- محور در بهبود مشکلات نوجوانان، به ویژه مشکلات تحصیلی آنان از اثربخشی بالایی برخوردار است. بنابراین پیشنهاد می شود این نظریه در برنامه های آموزشی مشاوران مدارس برای حل مسائل روان شناختی و بهبود روابط میان-فردی، به ویژه مسائل تحصیلی دانش آموزان مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فراتحلیل، مشاوره گروهی راه حل- محور، دانش آموزان
  • علی صحبت لو، محمدرضا آهن چیان* ، بختیار شعبانی ورکی، علیرضا صادق زاده قمصری صفحات 81-107
    اینکه انسان فرهیخته چگونه انسانی است و با چه معیارها و ویژگیهایی می توان چنین انسانی را به منزله محصول تعلیم و تربیت محک زد، همواره سوال اساسی فیلسوفان بوده است. در پژوهش حاضر هدف این است که با رجوع به مبانی فلسفی و اندیشه های تربیتی ابن سینا، تصویر انسان فرهیخته را از نگاه وی شناسایی کرده و به تبیین آن بپردازیم. برای تحقق بخشیدن به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، تمام آثار ابن سینا و آثار اصیلی که درباره اندیشه های فلسفی او به زبان فارسی نگاشته شده بود، مورد مطالعه قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان دادند که در حوزه هستی شناسی، وی مفهوم انسان فرهیخته را با مفاهیمی چون خداوند در حکم مبدا خالق هستی، حاکمیت نظام علیت بر جهان هستی و غایتمندی در نظام هستی در یک مجموعه می نگرد. در قلمرو معرفت شناسی ابن سینا، انسان فرهیخته را در گستره هستی می نگرد. ابن سینا در حوزه ارزش شناسی، تصویری که از انسان فرهیخته ارائه می دهد شامل موجودی دارای اراده و اخلاق تغییرپذیر است. سرانجام در قلمرو انسان شناسی وی انسان فرهیخته را به منزله موجودی واجد اصالت روح، اجتماعی و متفاوت ازنظر برخورداری از عقل به تصویر می کشد. درنتیجه، نگاه ویژه ابن سینا به انسان فرهیخته وی را از سایر فلاسفه متمایز می کند. ریشه اصلی این تفاوت به نوع نگاه ابن سینا به هستی، ماهیت انسان و رابطه انسان با خدا بازمی گردد. درمجموع انسان فرهیخته سینوی با ویژگیهایی مانند داشتن ایمان به خدا، عقل ورزی، برخوردار از اخلاق نیکو، طالب دانش، تندرست، باسواد و صاحب شغل معرفی شده است.
    کلیدواژگان: مبانی فلسفی تربیت، انسان فرهیخته، ابن سینا
  • محمد ابویی اردکان، شهرزاد نیری، ندا یگانلی، وحید محمودی * صفحات 109-135
    رویکرد قابلیت که از سوی اقتصاددان شهیر و برنده جایزه نوبل، آمارتیا سن، ارائه شده، روش ها و پایه های اطلاعاتی سنجش رفاه فردی و اجتماعی را دگرگون کرده است. از بدو معرفی این رویکرد تاکنون بسیاری از شاخه های علمی- مانند اقتصاد رفاه، فلسفه اخلاق، علوم سیاسی و توسعه- به منظور گسترده تر کردن چارچوبهای سنجشی خود از این رویکرد بهره گرفته اند. در این مقاله، ابتدا با بهره گیری از یک مرور ادبیات جامع و گسترده در زمینه قابلیتهایی که در رویکرد قابلیت آمارتیا سن برای نظامهای آموزش عمومی توصیه شده، فهرستی از قابلیتهای پایه برای نظام آموزش عمومی ابتدایی احصاء شده است. به منظور بومی سازی فهرست و انطباق آن با شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران، این فهرست مورد پیمایش خبرگان قرار گرفته است. این پیمایش با به کارگیری تکنیک دلفی انجام گرفته و هدف آن تعیین میزان اهمیت هر یک از قابلیتهای فهرست بوده است. افزون بر این در طول پیمایش از خبرگان خواسته شده تا قابلیتهایی را ارائه کنند که برای نظام آموزش ابتدایی ایران ضروری اند، اما در فهرست اشاره ای به آنها نشده است. قابلیتهای مورد اجماع خبرگان در فهرست نهایی شامل این موارد است: ارتباطات اجتماعی، توانایی انتخاب، صبر و مدارا، قانون مداری، یادگیری، تفکر انتقادی، توانایی مباحثه، خردورزی جمعی، خلاق بودن، احترام، یکپارچگی عاطفی، سواد فناورانه، تصور روایتی، سواد خواندن و نوشتن، توجه به و صیانت از دیگر گونه های حیات، بازی/فعالیتهای تفریحی و ورزشی، امید و آرزو، شناخت مواریث هویتی و ملی و تعادل میان نگرش ملی و جهانی.
    کلیدواژگان: توسعه، رویکرد قابلیت آمارتیا سن، آموزش ابتدایی در ایران، فهرست قابلیتها، پیمایش دلفی
  • شهرام نظری*، محسن حلاجی ، علیرضا زرین پر صفحات 137-151
    هدف این تحقیق مقایسه اثربخشی معلمان تربیت بدنی جذب شده از طریق آزمونهای استخدامی و معلمان تعهد دبیری در جنوب تهران (مناطق 15 تا 19) از دیدگاه مدیران بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر گردآوری داده ها علی- مقایسه ای و از نظر روش اجرا پیمایشی بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 100 معلم زن و مرد تربیت بدنی در پنج منطقه آموزش و پرورش جنوب شهر تهران بود که این مناطق به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از مقیاس استاندارد اثربخشی معلمان جیرامان با پایایی کل 0/81 = α استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و روش های آمار استنباطی مانند آزمون کولموگروف اسمیرنف، آزمون دوجمله ای و آزمون یومن ویتنی استفاده شده است. میانگین اثربخشی معلمان تربیت بدنی جذب شده از طریق آزمونهای استخدامی برابر 4/32 و معلمان تعهد دبیری 4/38 بوده که نشان می دهد اثربخشی هر دو گروه بالاتر از متوسط است. همچنین میان اثربخشی معلمان تربیت بدنی جذب شده از طریق آزمونهای استخدامی و معلمان تعهد دبیری در خرده مقیاسهای جنبه های شخصی، جنبه های حرفه ای و شغلی، جنبه های ذهنی، جنبه های راهبردهای آموزشی و جنبه های اجتماعی تفاوت معنادار وجود ندارد. این یافته ها منعکس کننده دیدگاه مدیران/معاونان مدارس نسبت به اثربخشی دو گروه معلمان تربیت بدنی با توجه به نوع استخدام است و گویای آن است که نوع استخدام ارتباطی با اثربخشی معلمان تربیت بدنی ندارد.
    کلیدواژگان: اثربخشی معلمان تربیت بدنی، معلمان تربیت بدنی جذب شده از طریق آزمونهای استخدامی و تعهد دبیری
  • ناهید نادری بنی *، حسین خنیفر، عاطفه غفرانی صفحات 153-174
    اهمیت آموزش و پرورش در شکل گیری آینده جامعه، ضرورت آسیب شناسی مستمر مدارس به ویژه مدارس نوظهور هوشمند را ایجاب می کند. هدف این پژوهش آسیب شناسی مدارس ابتدایی هوشمند دخترانه شهر قم براساس مدل سیستم فنی– اجتماعی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 210 آموزگار مدارس ابتدایی هوشمند دخترانه شهر قم است. حجم نمونه براساس جدول مورگان 132 نفر به دست آمده، سپس با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد آموزگاران هر ناحیه تعیین شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. برای روایی پرسشنامه از شاخص نسبت روایی محتوایی، آزمون واریانس متوسط استخراج شده و تحلیل عاملی تاییدی (با استفاده از AMOS نسخه 22) و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. میزان آلفای کرونباخ 0/982 به دست آمده است. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمونهای تی تک نمونه و تی زوجی با استفاده از SPSS نسخه 16 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه آموزگاران، وضعیت این مدارس در مولفه های فنی و ساختار کمتر از پنج (متوسط) و در مولفه های مدیریت، فرهنگ و اهداف در حد متوسط است و در هر پنج مولفه دچار آسیب هستند. از دیدگاه آموزگاران میان وضعیت موجود این مدارس و وضعیت مطلوب، فاصله معنادار وجود دارد و میانگین وضع موجود از میانگین وضع مطلوب کمتر است. افزایش ابزارهای فاوا، روزآمدسازی مستمر آنها، افزایش آگاهی معلمان و والدین درباره مزایا و اهمیت توسعه مدارس هوشمند و افزایش توانمندی معلمان و مدیران در بهره برداری موثر از فاوا در مدارس توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، مدرسه هوشمند، سیستم فنی- اجتماعی، مدیریت
|
  • Talaa’ee, Haatami, FarDaanesh* Pages 11-34

    Model construction is an integrated approach aimed at a better understanding and acquisition of scientific/epistemological concepts and skills. To try this approach, a special learning environment was designed and constructed for the 8th grade science course. A number of experts and science teachers were consulted and related research literature was reviewed. Then a set of 50 female 8th graders were selected and divided into two groups, one of which participated in the course activities within the designed setting using the provided technologies. Data analyses show that the experimental group learned the concepts much better than the control group, just as they did in regard to the modeling practices.
    Keywords: model construction, science, conceptual learning, modeling practices, modeling-based learning
  • M. Ja’fari , A.R. Kiamanesh*, A. Karimi Pages 35-64
    To determine the effects of self-concept, attitude, and interest on the math performance of 21082 eight graders participating in four TIMSS studies from 2003-2015, and the trend of these effects, factor analysis, effect size, and structural modeling were utilized. Findings indicate that self-concept can predict math performance, both directly and indirectly, followed by interest and attitude. However, the latter two have a negative impact on performance which calls for further studies to determine the reasons. As for the trends of these effects, data analyses show that the changes in performance, and in the three variables, are not unidirectional. From 2003 to 2007, despite an increase in self-concept and attitude scores, the average performance score has decreased. Within the 2007-2011 period the performance score has increased while the scores on self-concept and interest in math have decreased. Within the third interval, in spite of increase in performance score, the scores on all three other variables show a decrease.
    Keywords: trend, TIMSS, math self-concept, attitude toward, interest in math, structural equations
  • E. Mohammadyaari, Hosseyniyaan* Pages 65-80

    During the past decade many researchers have studied the effectiveness of solution-based group counseling in improving characteristics such as self-efficacy, social adaptation, and academic motivation among school age children. Many of these studies have reported significant improvements, yet the exact impact is not known. To estimate this impact, a set of 24 studies meeting the methodological requirements of this study and conducted in high schools from 2007-2017 was selected to be meta-analyzed. The results of this analysis show that the impact is high (0.8) as the treated groups show an improvement of %47. Furthermore, the effect size on solving personal, inter-personal, and academic problems was estimated to be 0.23, 0.57, and 1.57 respectively corresponding to 16.7, 36.6, and 57.5% improvement. It is, therefore, suggested that this approach be utilized more extensively across schools.
    Keywords: meta-analysis, solution-based group counseling, students
  • A. Sohbatloo , Aahanchiyaan*, B. Sha’bani Varaki, Saadeghzaadeh Ghamsari Pages 81-107
    A basic question asked by many philosophers has been about the criteria by which a person’s sophistication is measured and the characteristics by which a sophisticated/well educated person is identified. Given the prominence of AbooAli Sinaa (Avicenna), the present paper is aimed at identifying such criteria from his perspective. To this end, all his writings in Farsi, along with all the original works written on his philosophical thoughts were content analyzed. Findings indicate that the concept of sophistication is considered by him alongside other concepts such as God as the creator of the universe, causality as the dominance system, and teleology. Epistemologically he views a sophisticated person within the realm of universe, having a will and variable ethics. Anthropologically, he thinks of a well-educated person as one who is social, wise, and possesses spiritual originality. Such descriptions set aside Avicenna from other philosophers. The root of this distinction lies in his view of the universe, the essence of human, and the relationship between God and human. Overall, a sophisticated human is one who believes in God, is healthy, rational, and moral, seeks knowledge and is knowledgeable, and has a job.
    Keywords: philosophical foundations of education, well-educated, sophisticated human, Avicenna
  • V. Mahmoodi* , . Abooyee Ardekaan, Sh. Nayyeri, N. Yegaanli Pages 109-135
    The capability approach presented by Amartya Sen, the infamous economist, has changed the very foundations and methods of measuring personal and social welfare. Many of the areas of scientific study have adapted this approach in order to expand their frameworks for measurement. Public educational systems are not an exception. Based on the review of literature on this topic, a set of basic capabilites for elementary school students was extracted and then put to the perusal of a number of Iranian experts in education in order to be modified and adapted to the Iranian socio-cultural norms and then ranked in terms of significance. The final set includes: social communication, ability to choose, patience and tolerance, law-oriented, learning, critical thinking, ability to debate, public reasoning, creativity, respect, emotional integrity, technological literacy, narrative imagination, reading and writing skills, attending and protecting other species, playfulness/recreational and sport activities, aspiration, acknowledging national and personal heritage, and a balance between national and global perspective.
    Keywords: development, capability approach, Amartya Sen, elementary education in Iran, delphi technique
  • Sh. Nazari*, M. Hallaaji, A.R. Zarinpar Pages 137-151
    Among teachers employed by the Ministry of Education, there are those whose university level training is funded by the ministry in exchange for their commitment to work. Another group of teachers are those selected through the national employment examination from among university graduates who go through a short training course after being employed. The effectiveness of these two groups is what has been examined herein. A sample of 100 male and female teachers in physical education from five school districts in South Tehran, along with their schools’ principals and assistant principals were given the Standard Effectiveness Scale with the overall internal consistency of 0.81. Data analyses revealed that the effectiveness of both groups is above average and with no significant difference. The opinions of school administrators also supported this finding.
    Keywords: physical education teachers’ effectiveness, teachers employed through examination for university graduates, teachers employed through scholarship
  • N. Naderi, Beni*, H. Khanifar, A. Ghofraani Pages 153-174
     The importance of schooling in shaping the future of the society requires continuous evaluation/surveys and identification of shortcomings, especially in the newly invented smart schools. To engage in such a pathology the Techno-Social Model, wherein not only the structures are considered, but socio-cultural dimensions are also reviewed, was deemed appropriate. From among 210 teachers working in smart elementary schools for girls in Qom, a categorical sample of 132 teachers was selected from all districts. A questionnaire of acceptable validity with the internal consistency of 0.98 was constructed and used to collect data. Data analyses revealed that in the respondents’ opinion, the techno-structural aspects of smart schools in Qom score below average, while the cultural-administrative dimensions score at the average level showing defect in all five constituents. According to the participating teachers, there is a significant gap between the current state and the desired one, in regard to this type of school. Increasing and updating instructional tools, as well as the awareness of both teachers and parents in this regard are recommended.
    Keywords: pathology, smart school, techno-social system, administration