فهرست مطالب

رهیافت هایی در علوم قرآن و حدیث - سال پنجاهم شماره 2 (پیاپی 101، پاییز و زمستان 1397)
  • سال پنجاهم شماره 2 (پیاپی 101، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/30
  • تعداد عناوین: 9
|
  • طاهره رحیم پور ازغدی *، سید حسین سیدموسوی صفحات 9-29
    آیه پنجاه و دوم سوره یوسف از جمله آیاتی است که در تفسیر و ترجمه آن اختلافات فراوانی میان مترجمان و مفسران وجود دارد به طوری که به هشت شکل ترجمه شده است. اختلاف به ضمایر فاعلی و مفعولی فعل «لم اخنه» باز می گردد که با رمزگشایی از مراجع ضمایر فاعلی و مفعولی این فعل، تکلیف ضمیر فاعلی «لیعلم» نیز روشن می شود. برخی آن را کلام زلیخا و برخی گفتار یوسف دانسته اند. نیز ضمیر مفعولی را برخی به عزیز و بعضی به یوسف و گروهی به زلیخا برگردانده اند. سوال این مقاله این است که ضمایر فاعلی و مفعولی به چه افرادی بر می گردد؟ با توجه به آیات قبل، به نظر می رسد این آیه حکایت کلام زلیخا همسر عزیز مصر است که پس از اعتراف به خطایش نسبت به حضرت یوسف، اعلام می دارد: این اعتراف را از این جهت گفتم که همسرم عزیز بداند که من در غیابش به او خیانت نکرده ام. بنابراین بایستی در ترجمه و تفسیر آیه تجدید نظر شود و ترجمه فوق جایگزین گردد. در پایان ضمن بررسی و نقد دیدگاه علامه طباطبائی، نظر ابن کثیر را می پذیریم.
    کلیدواژگان: یوسف، عزیز مصر، خیانت زلیخا، آیه 52 یوسف، علامه طباطبائی، ابن کثیر
  • فاطمه ژیان * صفحات 31-54
    از کهن ترین کاوش های حدیثی، بررسی میزان وثاقت راویان حدیث، موسوم به «علم رجال» است. در میان معاصران محمدباقر بهبودی در کتاب «معرفه الحدیث» به ذکر راویان ضعیف پرداخته و 150 تن از راویان حدیث را تحت عنوان «ضعفاء» نام برده و سپس به بیان وجه ضعف آنان پرداخته است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی ترجمه راویان تضعیف شده در معرفه الحدیث، به مبانی و ملاک های جرح راویان در نظر مولف کتاب دست یابد. کاوش ها نشان می دهد که مواردی همچون محتوای روایات یا کتب نقل شده از راوی، ضعف راویان و مروی عنه ها، نسبت دادن کتاب روایی جعلی به راوی، از جمله عوامل تضعیف راویان حدیث در این کتاب است. از آنجا که آشنایی با ملاک ها و معیارهای رجالیان در جرح و تعدیل راویان، در فهم و تفسیر صحیح و قضاوت درست در مورد اظهارات و شیوه عملکرد آنان، ضروری است، مقاله حاضر ضمن برشمردن مبانی و ملاک های ایشان در ضعیف خواندن ناقلان حدیث، برخی از قرائن دال بر ضعف راوی در نظر ایشان را به داوری نشسته است.
    کلیدواژگان: بهبودی، معرفه الحدیث، تضعیف، راوی، رجال، جرح
  • الهه شاه پسند * صفحات 55-77
    بسیاری از دانشمندان اهل سنت، در فاصله قرون میانه تا عصر حاضر و نیز برخی از علمای شیعه در فاصله قرون میانه تا متاخر، به طرح نظریه تواتر قراءات روی آورده اند. در حالی که چنین نظری در بین علمای متقدم شیعه و اهل سنت دیده نمی شود. این نکته، به ضمیمه مساله تاثیر پذیری علم قراءات از سایر علوم اسلامی، به خصوص علوم حدیث، بررسی زمینه های تاریخی شکل گیری انگاره تواتر قراءات را ضروری می نماید.
    این پژوهش، از طریق بررسی سلسله وار جایگاه خبر واحد و متواتر در علم کلام، اصول فقه و حدیث، و در نظر گرفتن تغییر رویکردهایی که نسبت به یقین بخشی آن دو روی داده، به این نتیجه رسیده است که در پی شهرت مساله انحصار یقین بخشی به خبر متواتر و تضعیف جایگاه خبر واحد ابتدا در کلام و بعد از آن در اصول فقه، در قرن پنجم، تقسیم خبر به واحد و متواتر، به علوم حدیث نیز راه یافت. این مساله، بر قراءات که یکی از شاخه های علوم اسنادی است، تاثیر گذاشت. در نتیجه شهرت مساله انحصار یقین بخشی به خبر متواتر، قراءات می بایست برای یقین آور بودن، متواتر می بود و همین مساله موجب اصرار علمای قراءات در قرن هفتم و بعد از آن بر تواتر قراءات شد؛ حال آنکه پیش از آن، قراءات با وجود سند غیر متواتر، با ملاک شهرت، مورد پذیرش قرار می گرفت.
    کلیدواژگان: تواتر قراءات، خبر واحد، خبر متواتر، اصول فقه، کلام، علوم حديث
  • حسن شکراللهی، محمد داوودی *، سیدجواد قندیلی صفحات 79-102
    توحید در ربوبیت یکی از مراتب توحید است که در آیات فراوانی از قرآن کریم، به مخاطبان آموزش داده شده است. در آموزش توحید در ربوبیت در قرآن، روش های متعددی به کار رفته است که مهم ترین آن ها روش «استدلال» است؛ که از آن میان نیز، استدلال به خالقیت خداوند کاربرد فراوانی دارد؛ زیرا مخاطبان اولیه قرآن یعنی مشرکان و بت پرستان، خالقیت خداوند را باور داشتند و شرک آن ها عمدتا در ربوبیت و تدبیر امور عالم بود. این مقاله با استفاده از قواعد تفسیر انجام شده و هدف آن کشف، بررسی و تبیین انواع استدلال به خالقیت خداوند برای آموزش توحید ربوبی در قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه علامه، این استدلال دارای انواع سه گانه استدلال به این همانی ربوبیت و خالقیت، استدلال به تلازم ربوبیت و خالقیت، و استدلال به خلقت ممزوج با تدبیر است.
    کلیدواژگان: روش استدلال، آموزش توحید، خالقیت، ربوبیت، قرآن، علامه طباطبایی
  • محسن صوفی، علیرضا علی احمدی *، حسین علی احمدی، بهروز مینایی صفحات 103-120
    قرآن معجزه جاوید پیامبر اسلام و کتاب آسمانی مسلمانان است. این کتاب مقدس از 114 سوره تشکیل شده که هر سوره در بر دارنده موضوعات مختلفی است. بیشتر موضوعاتی که قرآن به آن ها پرداخته است در بیش از یک سوره مطرح شده اند و این موضوعات مشترک بین سوره ها، نشانه ارتباط بین آن ها است. شناخت این ارتباطات موضوع مهمی است که می تواند به فهم بهتر قرآن کمک نماید. در این مقاله با کمک یکی از تفاسیر قرآن (تفسیر راهنما) ، موضوعات مطرح شده در هر یک از سوره ها شناسایی گردیده و میزان شباهت بین سوره ها بر اساس موضوعات مشترک آن ها، با استفاده از معیاری کمی و بهره گیری از روش های داده کاوی محاسبه گردیده است. در نهایت درختواره شباهت موضوعی سوره ها بر اساس معیار کمی مورد نظر ترسیم و با استفاده از آن سوره های قرآن به خوشه هایی افراز گردیده اند.
    کلیدواژگان: فهم قرآن، فناوری اطلاعات، داده کاوی، خوشه بندی، شباهت موضوعی سوره ها
  • طیبه عمارلو، مهدی جلالی * صفحات 121-140
    مروری بر علم رجال و سیر تکامل دانش جرح و تعدیل، از ارزیابی حدیث بر سبیل نقد راویان موجود در زنجیره اسانید سخن می گوید که به همین منظور برای اعتباریابی هر یک از راویان، الفاظ و اصطلاحات ویژه ای را پدید آوردند تا با بهره گیری از آن ها، میزان اعتبار نقل راوی را تعیین کنند. لیکن نزد رجال شناسان، بر سر معنا و دلالت برخی از آن ها، اختلاف نظرهایی پدید آمده که مطالعات معنایی و بازنگری در معنا و تحلیل دلالی این اصطلاحات را با نگاهی نو به بررسی های سندی، روشی کارآمد گردانیده است. رویکرد اصلی این پژوهش، بررسی و ارزیابی مرتبه و درجه اصطلاح «شیخ» است که درباره وجوه دلالی آن بر توثیق و یا مدح در میان نظریه پردازان، دیدگاه های مختلفی ارائه شده است تا بلکه بتوانیم ضمن نزدیک کردن آراء مختلف به هم، حدود معنای دلالی آن در مراتب و درجات مختلف جرح و تعدیل تبیین و شدت و ضعف معنای آن را کشف و به ترسیم بنشینیم.
    کلیدواژگان: علم رجال، جرح و تعدیل، شیخ، دلالت، مرتبه
  • محمد جواد عنایتی راد * صفحات 141-156
    جستار پیش رو، ریشه قرآنی طواف نساء در قرآن را بر اساس روایات تفسیری مورد کندوکاو قرار داده است. در ذیل تفسیر آیه «و لیطوفوا بالبیت العتیق» از امامان معصوم (ع) روایاتی بر تفسیر و تطبیق آیه بر طواف نساء نقل شده است. ضمن بررسی این روایات و روایات دیگری در تفسیر آیه از فریقین رسیده می توان گفت که آیه اجمال دارد و از سویی دیگر با توجه به ضعف سندی روایاتی که آن را به طواف نساء تفسیر کرده اند، نمی توان به آن ها استناد نمود و در نهایت اینکه ظهور آیه و قوت روایات تفسیری که آن را به طواف زیارت تفسیر کرده اند و عدم گزارش طواف نساء در حج پیامبر (ص) و امامان پیش از صادقین (ع) ، این تفسیر رجحان دارد و طواف نساء از طریق روایات قابل اثبات است.
    کلیدواژگان: و لیطوفوا، طواف زیارت، طواف نساء، طواف وداع، حج پیامبر
  • سیدمحسن کاظمی * صفحات 157-176
    این پژوهش پاسخی است به مجموعه ای از سوال های بیرونی در باب چیستی و چگونگی قواعد التفسیر. در بحث چیستی پس از تعریف قواعد التفسیر به «مجموعه ای از بایسته های تفسیری مبتنی بر مبانی» ، از موضوع آن «زبان قرآن» سخن به میان آمده و نسبت آن با تفسیر نیز «استنباطی» دانسته شده است. در باب چگونگی نیز در ریخت شناسی و کالبدشناسی، قواعد التفسیر را قواعد دستوری معرفت بخش تلقی نموده و موضوع گزاره ها عناصر زبانی و محمول آن ها «ضرورت» دانسته شده است. سپس با بررسی اقسام این گزاره ها، در بحث سرشت شناسی، موضوع این گزاره ها را مفاهیم فلسفی و محمول آن ها را اعتباری با منشا تکوینی خوانده ایم. در بحث معیار اتصاف به صدق، پس از آنکه قاعده تفسیری را در سازه معرفتی خود شرطی (نه حملی) دانسته ایم، صدق آن به معنای انطباق نسبت شرطیه با نفس الامر قاعده تلقی شده و با ترسیم سه وضعیت متوقع یک گزاره، حالت های صدق و کذب آن بیان شده است.
    کلیدواژگان: فلسفه مضاف، قواعد التفسیر، زبان قرآن
  • روح الله محمدعلی نژاد عمران * صفحات 177-197
    قرآن، مهم ترین منبع برای شناخت احکام و معارف اسلامی است؛ اما درباره چگونگی فهم این متن میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد. چنانکه عرفا با دیدگاهی متفاوت از سایرین، در صدد فهم آن برآمده اند. حرالی اندلسی ، رهیافت و نظریه اش را در تبیین آیات قرآن نه «تفسیر» و نه «تاویل» ، بلکه با عنوان نظریه «فهم» ، مطرح می کند که مبتنی بر ارتباط وثیق بین آیات قرآن و اسماء الهی است. وی برای فهم قرآن، قواعدی در نوع خود ویژه وضع کرد و بر این باور است که تفسیر و تاویل هر دو مانع فهم صحیح قرآن هستند. حرالی قوانین تفسیر را در مقابل فهم، به مثابه مرتبه اعیان در برابر اخبار می داند. از نگاه حرالی، مراتب نفسانی و معرفتی انسان ها منطبق بر اسماء الهی بوده و بر همین اساس درجات فهم انسان ها از قرآن نیز به فراخور شان و مرتبه ایمانی و به تعبیر او سن قلبی ایشان متفاوت خواهد بود. به گونه ای که باب فهم قرآن تنها در ازاء صیرورت به اسماء الهی به روی بندگان باز می شود. در شیوه فهم حرالی، خطابات قرآن بر اساس اسماء و صفات الهی مرتب گردیده و معانی آیات با توجه به اسماء الله تبیین می شوند. مقاله پیش رو می کوشد این رهیافت را که می تواند در ساز و کار و روش فهم مفسرین موثر واقع شود، تحلیل نموده و مورد بررسی قرار دهد که هم به لحاظ نظریه پردازی و هم از لحاظ کاربردی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: حرالی، فهم قرآن، اسماء الهی، تفسیر، تاویل
|
  • Tahere Rahimpoor Azqadi *, Sayyid Husayn Sayyid Musavi Pages 9-29
    The verse 52 of Sūrat Yūsuf is among the verses about which there many discrepancies among the translators and interpreters in its translation and interpretation, to the extent that it has been translated in eight different forms. The discrepancies originate from the subjective and objective pronouns of the verb lam akhunhū. By decoding the antecedent of the subjective and objective pronouns of this verb, the subjective pronoun of li ya‘lam would be clearly settled, too. Some have considered it to be the words of Zulaikhā and others that of Yūsuf. Similarly, some have taken the objective pronoun as referring to Potiphar, some to Yūsuf, and yet some others to Zulaikhā. The question this article raises is, “To what people do the subjective and objective pronouns of this verse refer?” Given the previous verses, it seems that this verse is narrating the words of Zulaikhā, the Potiphar’s wife, who after confessing her misdeed toward Yūsuf, proclaims that she has made the confession to let her husband know that she had not betrayed him in his absence. Therefore, the translation and interpretation of the verse should be revised and substituted by the above translation. In conclusion, while studying and critiquing ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī’s viewpoint, we would approve Ibn Kathīr’s view.
    Keywords: Y?suf, Potiphar, Zulaikh?’s betray, verse 52 of S?rat Y?suf, All?ma ?ab??ab?’?, Ibn Kath?r
  • Fatemeh Zhian * Pages 31-54
    Studying the degree of authenticity of the transmitters of hadith is among the oldest hadith investigations, called ‘Ilm al-Rijāl. Among the contemporaries, Muhammad Baqir Behboudi has mentioned the weak transmitters in his Ma‘rifat al-Hadith and named 150 of hadith transmitters as ḍu‘fā (the weak) and then undertaken to state their weak aspects. This research is intended to study the transmitters who have been weakened in Ma‘rifat al-Hadith and find the principles and criteria for the invalidation of transmitters in view of the author of the book. The investigations indicate that such instances as the content of the traditions or the book quoted from the transmitter, the weakness of the narrators or the persons from whom the hadith has been narrated (marwī ‘anh), attribution of fabricated hadith to the transmitter are among the factors of weakening the transmitters of hadith in this book. Since familiarity with the criteria and standards of the rijāl experts in invalidation or declaring trustworthy (al-jarḥ wa al-ta‘dīl) of the narrators is essential for proper understanding, interpreting, judgment concerning their statements and procedure, the present article, while enumerating the author’s criteria and standards in calling the transmitters of hadith as weak, has undertaken to judge some of the evidences denoting the weakness of the transmitter in his opinion.
    Keywords: Behboudi, Ma‘rifat al-Hadith, weakening, transmitter, rij?l, invalidation
  • El?heh Sh?hpasand * Pages 55-77
    Many of the Sunni scholars of the middle centuries up to the present era as well as some Shi’a scholars of the middle centuries up to the modern time have turned to setting forth the theory of tawātur of qarā’āt (uninterrupted frequency of readings); whereas such theory has been unprecedented among the early Shi’a and Sunni scholars. This issue, as well as the issue of impressionability of the science of qarā’āt from other Islamic sciences, especially hadith sciences, would make it necessary to study the historical background for the formation of tawātur of qarā’āt supposition.
    Through successive study of the status of traditions narrated by single source (khabar-i wāḥid) and by several sources (khabar-i mutawātir) in theology, principles of jurisprudence, and hadith, and by taking into consideration the change of approaches that was made concerning the certification of those two, this research has concluded that following popularity of exclusiveness of certification to khabar-i mutawātir and the weakening of the status of khabar-i wāḥid first in theology and then in principles of jurisprudence, in fifth century, division of tradition to wāḥid and mutawātir found its way into hadith sciences as well. This issue has left an impression on qarā’āt, which is a branch of attributive (isnādī) sciences. As a result of the popularity of exclusiveness of certification to khabar-i mutawātir, qarā’āt had to be mutawātir for certification and this very issue caused the insistence of the scholars of qarā’āt in seventh century and after that on tawātur of qarā’āt; whereas, before that, qarā’āt were accepted with the criterion of popularity despite the existence of non-mutawātir chain of transmission (sanad).
    Keywords: uninterrupted frequency of readings, traditions narrated by single source, traditions narrated by several sources, principles of jurisprudence, theology, hadith sciences
  • Hasan Shokrollahi , Sayyid Jaw?d Qandili , Muhammad Davoudi * Pages 79-102
    Unity in Lordship is one of the levels of unity that is taught to the addresses in many verses of the Holy Qur’an. There are various methods used in teaching unity of Lordship in the Qur’an, the most important of which is the method of “reasoning”, among which the reasoning to the Creatorship of God has many functions because the early addressees of the Qur’an, i.e., the polytheists and idolaters, believed in God’s Creatorship and their polytheism was mainly in Lordship and management of the world affairs.
    This article has been done with the use of the rules of interpretation and is targeted at studying and elucidation of different arguments to the Creatorship of God for teaching unity of Lordship in the Qur’an from ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī’s viewpoint. The findings of the research indicates that from ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī’s viewpoint, this reasoning has three types of reasoning to the identity of Lordship and Creatorship, argument to the correlation of Lordship and Creatorship, and reasoning to creation intertwined with prudence.
    Keywords: reasoning method, teaching monotheism, Creatorship, Lordship, the Qur’an, ‘All?ma ?ab??ab?’?
  • Mohsen Soofi , Alireza Aliahmadi *, Husayn Ali Ahmadi , Behrouz Minaei Pages 103-120
    The Qur’an is the miracle of the Prophet of Islam and the Revealed Book of the Muslims. This Holy Scripture comprises of 114 chapters, each of which contains various subjects. Most of the subjects that the Qur'an has dealt with have been brought up in more than one sūra and these subjects common among sūras denote relationship between them. Getting to know these relationships is an important issue that can help better understand the Qur'an. In this article, the subjects brought up in each of the sūras are identified with the help of one of the interpretations of the Qur'an (Tafsīr Rahnamā), and the decree of the similarity among the suras are measured on the basis of the subjects common among them with the use of a quantitative criteria and employment of data mining methods. In conclusion, the tree-diagram of the thematic similarity of the sūras is drawn on the basis of quantitative criteria in question and, with its use, the sūras of the Qur’an are separately set up in clusters.
    Keywords: understanding the Qur’an, information technology, data mining, clustering, thematic similarity of the s?ras
  • Tayyibeh Ammarlou , Mahdi Jalali * Pages 121-140
    A review of the study of narrators (‘ilm al-rijāl) and the course of development of the science of adaptation (‘ilm-i jarḥ wa ta‘dīl) talks about the evaluation of hadith in terms of critiquing the narrators mentioned in the chain of transmitters. To this end, they have created special terms and phrases for authentication of each of the transmitters so that to determine the validity of the transmitter’s tradition by their employment. However, the rijāl experts were divided over the meaning and the signification of some of them which have prompted to turn the semantic study and reappraisal of the meaning and evidential analysis of these terms into an efficient procedure with a new glance at sanad studies. The main approach of this research is to study and evaluate the rank and rate of the term “shaykh”. As for the evidential aspects regarding validation or praise among theoreticians, various viewpoints have been presented concerning its evidential aspects, so that while bringing various opinions close together, we can explain the limits of its evidential meaning in various ranks and rates of adaptation and uncover and delineate the weakness of its meaning.
    Keywords: study of narrators (‘ilm al-rij?l), adaptation (jar? wa ta‘d?l), shaykh, signification, rank
  • Muhammad Jawad Enayati Rad * Pages 141-156
    The present research delves into the Qur’anic root of ṭawāf al-nisā (second circumambulation after which one’s wife becomes lawful) in the Qur’an based on the exegetical traditions. Under the interpretation of the verse, ﴾and go around the Ancient House﴿ some traditions have been related from the Infallible Imams (A.S.) concerning the interpretation of the verse and its application to ṭawāf al-nisā. While examining these traditions and another tradition that has been related from the two major sects (of Shī‘a and Sunnī), it can be said that the verse is brief in this respect and, on the other hand, given the weakness of the sanad of the traditions that have interpreted it to ṭawāf al-nisā, one cannot rely on them. The most clear implication of the verse and the strength of the exegetical traditions that have interpreted it to pilgrimage circumambulation (ṭawāf al-ziyāra) and the lack of report of ṭawāf al-nisā in the Prophet’s (S.A.W.) Hajj and the Infallible Imams (A.S.) prior to Imam Bāqir and Imam Ṣādiq (A.S.), this interpretation is preferable and ṭawāf al-nisā is provable through the traditions.
    Keywords: walya??awwaf? (and go around…), pilgrimage circumambulation, ?aw?f al-nis?, farewell circumambulation, the Prophet’s Hajj
  • Sayyid Mohsen Kazemi * Pages 157-176
    This research is an answer to a collection of external questions concerning the whatness and howness of principles of interpretation (qawā‘id al-tafsīr). As for the whatness discourser, after defining qawā‘id al-tafsīr as “a collection of the requisites of interpretation based on principles”, its subject, “the language of the Qur’an”, is touched upon and its relation to interpretation is viewed as “inferential”. Concerning the howness in terms of morphology and study of the anatomy, it has considered qawā‘id al-tafsīr as knowledge-bestowing grammatical rules and regarded the subject of the propositions as the lingual elements and their pretext as “necessity”. Then, by studying different types of these propositions, in constitution-study discourse, we have called the subject of these propositions as philosophical concepts and their pretext as nominal with an evolutionary origin. In the discourse on the criteria for possessing attribute of truthfulness (ittiṣāf bi al-ṣidq), after we considered the interpretation’s principle in its knowledge structure as conditional (rather than categorical), its truthfulness (ṣidq) is regarded as meaning conformity of the conditional relation to actual fact of principle; and by delineating three conditions expected from a proposition, its states of truthfulness and falsehood are stated.
    Keywords: co-relation philosophy, interpretation’s principles, language of the Qur’an
  • Ruhollah Muhammad Alinejad Emran * Pages 177-197
    The Qur’an is the most important source for the cognition of Islamic rulings and knowledge; but authorities are divided over how to understand this text. The mystics, in turn, seek to understand it with a different viewpoint than others. Haralli Andalusi brings up his approach and theory in explaining the verses of the Qur’an neither as tafsīr nor as ta’wīl, but as theory of “understanding”, which is based on consolidated relation between the verses of the Qur’an and Divine Names. He has devised principles special in their kind for understanding the Qur’an and believes that tafsīr and ta’wīl are both barriers to proper understanding the Qur’an. Haralli views the principles of tafsīr versus understanding as rank of essences (a‘yān) versus traditions. Form Haralli’s perspective, human beings’ psychic and epistemic levels are in accord with Divine Names and on this basis, the human beings’ levels of understanding of the Qur’an are different depending upon their rank and level of faith, or as he phrased it, upon their heart age. Accordingly, the door to understanding the Qur’an would only open up to the servants as per their assuming the traits of Divine Names. In Haralli’s procedure of understanding, the Qur’an’s commands are arranged according to Divine Names and Attributes and the meanings of the verses are expounded with respect to the Names of Allah. The present article tries to analyze and study this approach that can be effective in the mechanism and method of understanding the Qur’an, which is highly important both in theorization and application.
    Keywords: Haralli, understanding the Qur’an, Divine Names, tafs?r, ta’w?l