فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 2 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • الهه پنجه باشی *، فرنیا فرهد صفحات 7-16
    مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران، محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهن ترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران به حساب می آید. این کاخ دارای مجموعه ای از بناهای گوناگون است که در محوطه ای بزرگ در کنار هم قرار گرفته اند. محوطه باستانی کاخ گلستان پوشیده شده از تزیینات فراوان کاشیکاری است. کاشی ها، مجموعه ای تصویری از نقش های متنوع با مضامین ملی و تاریخی می باشند که همگی ویژگی ها و شرایط اجتماعی، سیاسی در دوره قاجاریان را به نمایش درآورده اند. تلاش نگارندگان در مقاله حاضر بر آن بوده تا ویژگی نقوش کاشی های محوطه باستانی کاخ گلستان را بررسی نمایند. آن چه در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است، حضور نقش انسان به عنوان یکی از نقوش اصلی قاجار در این بنا می باشد. بر این اساس، پرسش های این مقاله به این ترتیب است: در کاشیکاری محوطه باستانی کاخ گلستان از چه نقوشی استفاده شده است؟ نقوش انسانی در کاشی های محوطه کاخ گلستان چگونه تصویر شده است؟ روش تحقیق صورت گرفته تاریخی _ تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات، اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی می باشد. نتیجه بررسی ها نشان می دهد که از جمله نقوش قابل توجه در این بنا، نقوش انسانی زن و مرد است که در قالب های مختلف واقع گرایانه و انتزاعی به نمایش درآمده اند. نقش مرد بیش از نقش زن دیده می شود و شیوه ترسیم نقوش انسانی و پوشش شخصیت ها با تاثیرپذیری از شیوه های غربی شکل گرفته است. علاوه بر غرب گرایی، نقوش در قالب موضوعی، اصالت فکری ایرانی را حفظ کرده اند. از این رو شاهد پیوند هنر ایران و اروپا در نقوش انسانی محوطه باستانی کاخ گلستان می باشیم.
    کلیدواژگان: قاجار، کاخ گلستان، کاشی، انسان، نقش
  • اعظم حکیم *، فاطمه کاتب صفحات 17-26
    جودیت شخصیت زنی در کتاب مقدس عهد عتیق است که با قتل هولوفرنس فرمانده آشوری، توانست شهر تصرف شده خود را آزاد سازد. این روایت، موضوع آثار بی شماری در طول تاریخ هنر بوده است. یکی از مهم ترین و بحث برانگیزترین نمونه های این مجموعه، آثاری از آرتمیزیا جنتیلسکی، زن نقاش دوره باروک می باشد. این نقاش چهار نسخه تایید شده با این موضوع را در کارنامه خود دارد، که نسخه فلورانسی بیش از بقیه در این مقاله، مد نظر است. پژوهش حاضر قصد دارد، چگونگی روایت پردازی تصویری این مضمون را در چند اثر متفاوت از چند نقاش، و همین طور در آثار آرتمیزیا، بر اساس بافت تاریخیشان تحلیل و با یکدیگر مقایسه کند. یکی از این نقاشان، کاراوادجو است که آرتمیزیا، از پیروان او محسوب می شود. سوالی که مطرح می شود، این است که: جنسیت آرتمیزیا و حوادث زندگی او چگونه در انتخاب و بیان این موضوع نسبت به دیگر نقاش ها موثر بوده است؟ نتایج نشان داد، با وجود ثابت بودن داستان، عوامل دیگری به غیر از شرایط تاریخی و سبکی، همچون جنسیت و سرگذشت مولف نیز در شکل گیری متفاوت نسخه فلورانسی آرتمیزیا، موثر بوده است؛ به ویژه که موضوع این اثر، در گروه موضوعات قدرت و قهرمانان زن قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: جودیت و هولوفرنس، آرتمیزیا جنتیلسکی، کاراوادجو، باروک، جنسیت
  • ابوالقاسم دادور، آمنه مافی تبار * صفحات 27-44
    ایران در دوره فرمانروایی «نادرشاه افشار» ، جنگ های داخلی و خارجی را سپری می کند که اوضاع هنر، به ویژه نقاشی را متاثر می سازد. حدود نیم سده پس از این جریان، فرانسه درگیر انقلاب بزرگی می شود که تمام اروپا را تحت الشعاع قرار می دهد و به فرمانروایی کوتاه مدت «ناپلئون» می انجامد که با کشورگشایی های گسترده وی همراه می شود. نظر به تشابه سیاسی مذکور در بازه تاریخی تقریبا یکسان و با تایید آن که محتوای هنرها، آینه جریان های فکری موجود در جامعه عصر خویش هستند، می بایست به رغم تفاوت های سبکی، شباهت هایی در هنر این دو سرزمین وجود داشته باشد. با این حساب، این پژوهش درپی آن است که دریابد: نظامی گری و سیاست های تقریبا مشابه نادرشاه و ناپلئون، باعث بروز چه شباهت هایی در ساختار صوری پیکره نگاری آنان شده است؟ آنچه به دنبال می آید، با نظر به رویکرد بازتاب در جامعه شناسی به تحلیل تفسیری مولفه های ساختار صوری هشت مورد از پیکره نگاری های نادر و ناپلئون می پردازد. هدف اصلی نگارندگان این مقاله، تاکید بر وجوه تشابه این آثار است. یکی از ضرورت های این پژوهش، مغفول واقع شدن ابعاد هنری دوره افشاریه است. درحالی که، سنت تطبیقی می تواند از قرابت فرهنگی حکایت کند که در تایید ارزش های احتمالی آن، راهگشاست. این پژوهش به روش تحلیلی نشان می دهد در دوره افشار، نقاشان دربار ایران، با تمسک به اصول هنر سنتی چون نورپردازی پراکنده، پیکربندی رسمی و زینت نگاری به خلق فضاهای میان دوبعدی و سه بعدی اقدام کردند. در غرب هم ناپلئون، هنر نئوکلاسیک را به رسمیت شناخت و بر ارجاع به ارزش های رم باستان تاکید ورزید؛ اما قدرت و ثروت بستری فراهم آورد تا در هر دو سرزمین، پیکره نگاری های پادشاه با تجسم آرایه های مرصع، تمکن وی را به مخاطب القا نماید. نتیجه آن که، ایران و فرانسه رویکردهای متفاوت را به لحاظ طبیعت نگاری از سر گذراندند؛ اما در این برهه تاریخی خاص، به دلیل اهمیت فوق العاده تجسم ابهت ملوکانه در ارجاع به سابقه هنری خود و التفات به زینت گرایی هم سو هستند.
    کلیدواژگان: رویکرد بازتاب، نقاشی، پیکره نگاری، نئوکلاسی سیسم، نادرشاه، ناپلئون
  • سحر ذکاوت *، سونیا نوری صفحات 45-54
    نقوش به کار رفته در تزیینات معماری ایرانی از جمله مباحث مطالعاتی مورد توجه هنرمندان آثار تاریخی در ایران بوده است. نقوش به کار رفته در قره کلیسا، کلیسای سنت استپانوس، با الهام و تاثیر از نقوش معماری آیین مهری ایران باستان می باشد. در این پژوهش، به تجزیه و تحلیل نقش مایه های خورشید، چلیپا، نیلوفر و درخت سرو در تزیینات معماری کلیسای ارامنه و هنر ایران پرداخته شده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی، و از نوع تحقیقات کیفی با رویکردی تطبیقی است. بخش اصلی این پژوهش، بر اساس مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. بیش ترین عناصر تزیینی به کار رفته در کلیسای ارامنه و معماری بناهای ایران باستان شامل نقوش خورشید، نیلوفر و درخت سرو بوده است. هدف این پژوهش، بررسی نقش مایه های خورشید، چلیپا، نیلوفر و درخت سرو در آیین های مسیحیت و مهری بوده است، تا از این طریق به شباهت ها و تفاوت های موجود در هنر کهن ایرانی و هنر مسیحیت در ایران دست یابد. پرسش پژوهش این است که: تا چه اندازه نقش مایه های کلیسای ارامنه از آیین مهری ایران باستان الهام گرفته است و آیا این نقوش تزیینی به یکدیگر شباهت دارند؟ نتایج حاکی از آنست که: هنر ایرانی آیین مهری، حدود 900 میلادی، در نتیجه آمیزش با آیین مسیحیت دچار دگردیسی مفهومی و دینی شده و به حیات خود ادامه داده است. تاثیر پذیری و نفوذ نقش مایه های مهری در تزیینات معماری کلیسای ارامنه مشهود می باشد، این نقوش به لحاظ طرح و فرم به یکدیگر شباهت دارند و تا حدودی به هم نزدیک هستند.
    کلیدواژگان: کلیسای ارامنه، هنر ایران، نقش مایه
  • پریسا علی خانی *، فاطمه اکبری، احد نژاد ابراهیمی صفحات 55-66
    در داستان ها، اسطوره ها و افسانه های ملل مختلف می توان نقاط مشترک و مولفه های یکسانی را جستجو نمود، این اسطوره های مشترک، به تشابه در نقش مایه ها نیز منتهی می شود، از این رو می توان با بررسی این مولفه ها به بن مایه ی مشترک و اصلی آنها دست یافت. در تحقیق پیش رو به بررسی اسطوره ی سیمرغ در ایران و پرندگان اسطوره ای مشابه در تمدن های همجوار براساس نقش مایه ی آنها در آثار فلزی، سفالی، نقاشی، کاشی کاری و مجسمه پرداختیم؛ تا به شناخت جامعی درباره ی افسانه های پیرامون آنها و نقش مایه هایشان دست یابیم. در این نوشتار ابتدا به مبانی نظری این اسطوره ها با تکیه بر منابع تاریخی، ادبی و آثار هنری باقی مانده پرداخته شد؛ روایات مربوط به تولد، زندگی و مرگ آنان استخراج و سپس مشهورترین نقش مایه ی آنان بررسی شد. تا به ردیابی این فرضیه پرداخته شود که میان این اساطیر چه نقاط مشترک مهمی وجود دارد. بنابر یافته های حاصل از مطالعات و مقایسه ها که به شیوه ی تحلیلی و توصیفی انجام شده است، این اسطوره ها در برخی از ویژگی ها نقاط اشتراک بارزی دارند که می توان به نامیرایی، عمر جاویدان، دشمن بدی، تولد دوباره، خودکشی، نداشتن جفت و کمک رسانی اشاره نمود؛ همچنین در نقش مایه ها داشتن هیبت قوی، بال های پرندگان، پنجه های قوی و زیبایی از ویژگی های مشترک آنهاست.
    کلیدواژگان: پرنده ی اسطوره ای، سیمرغ، ققنوس، فونیکس، گارودا، عنقا
  • فتانه محمودی *، نیلوفر مرندی صفحات 67-78
    نقوش مهرهای ساسانی، در قالب نقوش جانوری، گیاهی، انسانی و… ارائه شده اند و حاکی از تاثیر نقوش از نمادهای اساطیری و باورهای مذهبی می باشند که بخش عمده ای از این نگاره ها به نماد فره ایزدی و ایزدان دین مزدیسنا و بخشی نیز از سایر فرهنگ ها و تمدن ها اقتباس گشته است. هدف از ارائه این مقاله، توضیح و تفسیری برای نقوش مهرهای ساسانی و همچنین علت استفاده و کارکرد این مهرهاست. سوال اصلی تحقیق این است که: مضامین و مفاهیم نقوش بکار رفته در مهر ها چه بوده و چه ارتباطی با باورهای دینی و اساطیر دوره ساسانی داشته است؟. نگارنده برای پاسخ به این پرسش، در ابتدا توضیحی در مورد کارکرد مهرها و فیزیک مهرهای ساسانی خواهد داشت و سپس به شرحی در مورد نماد و اسطوره می-پردازد و در نهایت با ارائه تعدادی از نقوش مهرهای ساسانی به تفسیر نقوش این مهرها خواهد پرداخت. نتیجه حاصل از این پژوهش این است که: اعتقادات مذهبی و اسطوره ای فرد، بیشترین تاثیر را در انتخاب نقش مهر داشته است؛ و در مورد کارکرد این مهرها باید گفت که علاوه بر استفاده به عنوان سند مالکیت، نقش طلسمی نیز داشته اند و این نکته در انتخاب نقش مهرها بسیار حائز اهمیت می باشد.
    کلیدواژگان: مهرهای ساسانی، نقوش نمادین، اسطور
  • کورش مومنی *، کورش عطاریان، محمد دیده بان، مریم وصال صفحات 79-92

    معماری ساختمان ها برای پاسخ به نیازهای فرهنگی و محیطی افراد طراحی شده است، هر بخشی از جامعه در طرح این معماری تاثیر می گذارد. تاکید اسلام بر محرمیت و حجاب سبب شده که این مشخصه بر تمامی ابعاد اجتماعی و فرهنگی که یکی از نمودهای آن معماری است اثر گذارد. محرمیت نه تنها ضوابطی را علاوه بر ضوابط دیگر بر مسکن سنتی اعمال کند، بلکه به عنوان مهمترین معیارهای ساخت قلمداد شود.
    هدف اصلی این پژوهش شناخت میزان و اهمیت محرمیت در معماری خانه های دوره قاجاریه است که خانه های سنتی شهر دزفول به عنوان نمونه انتخاب شده است. دزفول از گذشته به عنوان شهری دارای مردمی مذهبی و پایبند به اصول اسلامی شناخته شده است. محرمیت یکی از ویژگی اصلی خانه های این شهر است که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: "عوامل و عناصر موثر در شکل گیری محرمیت در خانه های سنتی دزفول در دوره قاجار کدامند؟ روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- تحلیلی می باشد که با مطالعات کتابخانه ای در زمینه محرمیت، معماری شهر دزفول و دوره قاجار و همچنین با مطالعات میدانی به صورت حضور مستقیم محقق در خانه های سنتی دزفول انجام گرفته است. در این پژوهش هشت خانه سنتی شاخص که به روش نمونه گیری غیراحتمالی وضعی انتخاب شده اند؛ مورد مطالعه، تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
    نتایج تحقیق نشان می دهد که تفکیک و تقسیم فضاها در خانه های سنتی دزفول به دو بخش اندرونی و بیرونی بوده و نحوه عرصه بندی عمومی و خصوصی فضاهای خانه، بکارگیری و استفاده از ایوان سرپوشیده، راهروهای میانی و واسط میان فضاها، فضای پیش ورودی اتاق ها، پنجره های کنترل شده و آستانه ی کوتاه در و تمهیدات مشابه، سبب ایجاد محرمیت در خانه های سنتی دزفول شده است. همچنین معماران، با ایجاد سلسله مراتب حرکتی، ایجاد فضاهای واسط جهت عدم دسترسی مستقیم به فضاهای خانه و تمهیدات مختلف معماری، باعث شکل گیری و رعایت قلمرو محرم بودن، شده اند.
    کلیدواژگان: فرهنگ، محرمیت، معماری دزفول، خانه های سنتی دزفول، دوران قاجاریه
|
  • E. Panjehbashi*, Farnia Farhad Pages 7-16
    The Golestan Palace complex, residence of Qajar dynasty monarchs, is considered one of the most beautiful and oldest buildings of Iran. This palace consists of a variety of buildings placed beside each other at a large area. The ancient area of Golestan Palace is covered by a lot of tile works decorations. These tiles are a visual set of diverse motifs of national and historical concepts; all portraying and illustrating social and political characteristics and circumstances of Qajar era. The authors of present papar made attempts to investigate the feature of tiles motifs in ancient area of Golestan Palace. What has been studied in present research is the presence of human motif as one of the main Qajar motifs in this building. Accordingly, the following research questions were addressed: Which motifs have been used in the tile works of the ancient area of Golestan Palace? How have been the human motifs depicted in Golestan Palace area? The required data were collected by means of documentary (library) and field surveying approaches and a historical - analytical method was used. The results indicate that human motifs of men and women are amongst the significant motifs which have been depicted in different realistic and abstract formats. Motifs of men are more regular than woman’s, and the wester methods had a great effect on depicting human motifs depicting and characters’ clothing. Aside from westernization, motifs have kept Iranian intellectual originality in thematic format. Therefore, we can see a linkage between Iranian and European art in human motifs of Golestan Palace area.
    Keywords: Qajar, Golestan Palace, Tile, Human, Motif
  • azam hakim, fatemeh kateb Pages 17-26
    Judith is a female character in the Bible, the Old Testament who was able to free her occupied city by killing Holofernes, the Assyrian general. This narration has been the subject of numerous works of art throughout history. One of the most important and most controversial example of this collection are the works by Artemisia Gentileschi, female painter of the Baroque era. The painter has four approved versions of it in her repertoire, and the Florentines version is the main focus point in present paper. Present study aims to analysis and compare visual narrations of such theme in various works of several painters and works of Artemisia based on their historical context. One of this painters is Caravaggio whom Artemisia is his fallower. The question that arises is: in comparison to other painters, how Artemisia`s gender and her life`s events affected her choice and expression of such subject? Despite the solidarity of the story, the results indicated that besides stylistic and historical circumstances, other factors including gender and author`s biography have been effective in formation of her Florentine version; Especially considering the fact that this subject is considered among the power and heroines subject`s category.
    Keywords: Judith, Holofernes, Artemisia Gentileschi, Caravaggio, Baroque, Gender
  • A. Dadvar, A. Mafitabar* Pages 27-44
    During Nader Shah sovereignty, civil and foreign wars happened, which affected the status of art, especially painting. About half a century after these wars, France deals with a great revolution which influences all Europe and leads to short kingdom of "Napoleon" which is accompanied by great territorial expansion. According to mentioned political similarities during almost identical periods of time and by confirmation of the fact that art contents resembling the flows of thoughts of the current time, there must be similarities in arts of both territories despite stylistic differences. Thereafter, this research is supposed to find an answer to the question "What similarities in formal structure of their figurative paintings are the result of similar militarism and policies of "Nader Shah" and Napoleon"? In following, we willanalyzes formal structural components of eight figurative paintings of Nader Shah and Napoleon in expository manner by using reflection approach in sociology. The main purpose of authors of this article is to focus on similarities of these artworks. One of the necessities of this research is neglecting of art in Afsharid era. While comparative tradition can suggest cultural proximity which can confirm possible values. By using analytic method, this research indicates that Afsharid erapainters of Iran government created 2D and 3D spaces by using traditional art principles including distributed lightening, formal configuration and ornamenting. In west, Napoleon gave recognition to Neoclassical Art and emphasized on referring to ancient Rome values. However, power and wealth led to portrayal of kings in both territories with depiction of carbuncled arrays in order to induce their wealth. As a result, Iran and France had different approaches in nature drawing. Nevertheless, in this era they are similar in their artistic background and their emphasis on ornamentation due to extreme emphasis on portrayal of royal glory.
    Keywords: Reflection Approach, Figurative Painting, Neo-Classicism, Nader Shah, Napoléon
  • sahar zekavat*, soniya noori Pages 45-54

    Motifs used in Iranian architecture decorations are among interesting research topics of historical monuments artists in Iran.motifs used in Gharakelisa, Saint Stephanos church are inspired by the architectural motifs used of Mithraism religion in ancient Iran. Present research will analyze motifs of sun, cross, lotus flower and cedar in architectural decorations of Armenian churches and IranianArt. Research method of present study is descriptive- analytical and its of qualitative type research with comparative approach. The main parts of present research have been conducted based on library and field studies. Most decorative elements used in Armenian churches and architectural of ancient Iran monuments are motifs of the sun, lotus flower and cedar.
    Present research aims to study motifs of sun, cross, lotus flower and cedar in Christian and Mithraism religions, to find the similarities and differences in Iranian ancient art and Iranian Christian art. Research questions are as fallow:what is the extend of motifs inspiration of Armenian churches from Mithraism religion in ancient Iran, and if these motifs are similar to each other?
    Results indicate that the Iranian art of Mithraism religion went through a conceptual and religious transformation in the 900s, as a result of its association with Christianity, and thus survived to continue its life cycle. The influences of Mithraism motifs are evident in architectural decorations of these Armenian churches. These Motifs are very similar to each other and partly close togetherin terms of design and form.
    Keywords: Armenian Church, Iran Art, Motif
  • F. Mahmoudi*, N. Marandi Pages 67-78
    Sassanid Seals’ Motifs presented in bestial, vegetative and human forms, indicate the effect and influence of mythical beliefs symbols and religious beliefs. The main part of these illustrations are based on khvarenah and gods of Zoroastrian religion and also partly from other cultures and civilizations. The present paper aims to study Sassanid seals’ motifs and find out their function and the reason they were used. The research questions are: 1- what was the aim of using these seals during Sassanid era? 2- what concepts are used in these seals’ motif and what is their connection with religious and mythical beliefs of Sassanid era? To answers these questions, the author first presents an explanation about how these seals work and what is their physical shape; then an explanation about symbol and myth is presented and finally, the motif of these seals are interpreted by presenting a number of Sassanid seals. The study concludes that religious and mythical beliefs of an individual had the greatest effect on choosing a seal. On the function of these seals, one must add that, beside the usage as a kind of ownership document, they also worked as a talisman and such point played a very important role in selecting a seal.
    Keywords: Sassanid Seals, Symbolic Motifs, Myth
  • k Momeni*, K. Attarian, Mohammad Didehban, Maryam Vesal Pages 79-92


    Architecture is designed to answer people's cultural and environmental needs. every part of society affects this architectural design. Islam's emphasis on privacy and veil causes has led to domination and great effect of these two factors on all social and cultural dimensions - architecture being one of its manifestations. Privacy not only exerts other criteria to traditional housing, but is also considered as the most important factor of housing construction.
    The main objective of present study is to understand the level and importance of privacy in the Qajar period housing architecture and traditional houses of Dezful city were chosen as a case study. Dezful is known as an era with religious people and very bonded to Islamic principles from the very past. Privacy is one of the main features in traditional houses of this city, the issue examined in this article. The main research question is: "what are the essential factors and elements of forming privacy in traditional houses of Dezful city in Qajar era? The research method is descriptive-analytical which applied was delivered based on library studies in the field and regard to privacy, urban architecture of Dezful and Qajar era and accompanied by field studies with direct observation of traditional houses of Dezful. Eight indexed traditional houses – which were chosen by Non Probability Sampling method - were studied and analyzed in this study.
    The results indicate that space is divided and separated in two “indoor and “outdoor” spaces in traditional houses of Dezful; and the division of private and public spaces of the hos, using loggia, central and connecting and interface corridors, room portals and waiting rooms, controlled openings and low height thresholds and similar solutions have led to forming and creating privacy in Dezful traditional houses. What’s more, architects have formed and created the private territory by creating various movement levels to circulate in spaces, creating interface spaces to prevent any direct access to the household’s environment and various architectural solutions and arrangements.
    Keywords: Culture, Privacy, Dezful Architecture, Dezful Traditional Houses, Qajar