فهرست مطالب

  • پیاپی 61 (زمستان 1397)
  • 208 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1398/01/15
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحه 5
  • سیدمحسن موسوی، حجت علی نژاد صفحات 11-22
    یکی از منابع مهم در معناشناسی واژه های قرآن کریم، احادیث معصومین: است که داناترین افراد به معانی قرآن کریم بوده اند، لذا احادیث تفسیری آنان برای ما جایگاه استواری دارد و در تفسیر قرآن یکی از منابع اصلی به شمار می رود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، احادیث شریف در معناشناسی واژه های قرآن می تواند نقش های مختلفی از جمله، عبور از معنای ظاهری لفظ، تعیین معنای مراد و مقصود از واژه در قرآن، انتخاب یکی از دو معنای واژه، ایجاد معانی جدید برای واژه و تعیین مصداق برای واژه را ایفا کند. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادین است که با روش توصیفی تحلیلی به این موضوع می پردازد.  
    کلیدواژگان: معناشناسی، حدیث، معصومین، واژه، قرآن کریم
  • مهدی خوشدونی، سید محمد موسوی مقدم صفحات 23-46
    بخشی از کتاب الکافی به عنوان یکی از منابع متقدم و چهارگانه حدیثی شیعه مرتبط با مباحث فرامتنی قرآن یا همان روایات قرآن شناسی است که در مقاله پیش رو بررسی و تحلیل شده و مورد اعتبار سنجی محتوایی قرار گرفته اند. نتیجه آنکه کلینی به نحو مقتضی به این روایات عنایت داشته و روایات خاصی را در این باره برگزیده است. هر بخش از آن مباحث مهم و کاربردی در بردارد که در مقاله بیان شده است. ایشان در یک نگاه کلی اطلاعات حدیثی مهم و مورد اعتماد و قابل توجهی را در باره قرآن کریم به متاخرین و حتی هم عصران ارائه کرده است.
    کلیدواژگان: احادیث اهل بیت، روایات تفسیری، قرآن شناسی، کلینی، اصول الکافی
  • سمیه خلیلی آشتیانی، مسعود باقری صفحات 47-65
    شاخصه عمومی جریان فکری «اهل الذکر یا اهل القرآن» و بویژه قرآن گرایان ایرانی ، اتکاء به قرآن کریم و بی اعتنائی به روایات ، حداقل در مقام تبیین کتاب خدا می باشد. از این رو در تفسیر آیات الهی از روایات بهره نمی گیرند . از نگاه این نحله فکری حروف مقطعه نیز همچون آیات قرآن قابل فهم است و نیازمند روایاتی که به تفسیر این آیات پرداخته و همچنین دیدگاه هایی را که مفسران درباره این حروف بر اساس روایات ارائه کرده اند، نمی باشد. اما قادر نیستند تفسیری مدلل و همسان از این آیات ارائه نمایند و حتی گاهی تفسیر روائی از این حروف را به نام فهم خویش مصادره کرده اند. وجود حروف مقطعه در قرآن کریم ناقض اصول این دیدگاه است زیرا در فهم مراد از آیات مذکور نمی توان به تفسیر قرآن به قرآن تمسک جست.  
    کلیدواژگان: حروف مقطعه، قرآنیان، روایات تفسیری، شریعت سنگلجی، یوسف شعار، ابوالفضل برقعی، مصطفی حسینی طباطبایی
  • محمد حسین صلاح صفحات 66-109
    نگارنده، تذکرات گفتاری حاملان علوم قرآن یعنی پیامبر و ائمه معصومین: را در راهیابی انسانها به دانایی های فطری موثر می داند و این تاثیر را در چند محور توضیح می دهد. ابتدا مبانی الفاظ و دلالت آنها را بر اساس علوم بشری و مبانی الهی می آورد و با هم مقایسه می کند. آنگاه حقیقت تذکر از طریق الفاظ در علوم الهی را توضیح می دهد، به جهات تذکاری قرآن به عنوان کلام الله اشاره دارد؛ با این مبنا که نصوص وحیانی، کلام الهی را ذکر، پیامبر را مذکر و حاملان علوم قرآن را اهل الذکر شناسانده اند. این همه در جهت تذکر انسانها به معرفت فطری به کار می آید. نگارنده توحید را فطری می داند و آن را با توصیف «بینونت خدا از خلق» می شناساند و تنزیه را در آن اصل می گیرد. دوازده پیوست مقاله نیز برای تبیین و توضیح مطالب متن، نکاتی در بر دارد. در این مقاله از آثار میرزا مهدی اصفهانی بسیار استفاده شده است.  
    کلیدواژگان: قرآن، کلام الله، حاملان علوم قرآن، فطرت، الفاظ، تذکر، اهل الذکر، معرفت فطری، تنزیه، اصفهانی، میرزا مهدی
  • احسان خامس پناه، سید محمدتقی نبوی رضوی روحانی صفحات 110-142
    در شماره اخیر نشریه سفینه، مقاله ای در موضوع حجیت جمعیه قرآن کریم و تاثیر اصل نفی تشبیه در مورد آن منتشر گردید که مبانی ذکر شده را منتسب به مرحوم میرزا مهدی اصفهانی (ره) دانسته است. با بررسی آن مقاله چنین به نظر رسید که تبیین ارائه شده از سازگاری درونی برخوردار نیست از این رو در نسبت دادن آن به بزرگی موسس باید اندکی درنگ کرد. آنچه در این مقاله به آن خواهیم پرداخت تاملاتی است در تبیین مذکور. در این راستا، نشان داده شده است که قاعده نفی تشبیه میان خالق و مخلوق به روشی که در تبیین مذکور توضیح داده شده تامل انگیزاست و پشتوانه عقلی و روایی ندارد بلکه خلاف آن قابل اثبات است. همچنین به روایتی از امیرالمومنین7 که مبنای تبیین مذکور است توجهی دوباره شده تا نشان داده شود مدعای مذکور از روایت امام7 قابل دست یابی نیست.

    کلیدواژگان: میرزا مهدی اصفهانی (ره)، حجیت جمعیه، اصل نفی تشبیه، شباهت قرآن با کلام بشر
  • نوروز امینی صفحات 143-169
    از دانش های اختصاصی اسلام است که توسط مسلمانان ابداع شد و سامان یافت. نقش ائمه شیعه، به ویژه صادقین، در بالندگی آن، بسیار مهم است. این نوشتار، تلاش های امام باقر را در این حوزه بررسی کرده است که با فعالیت های فرهنگی ایشان، تحولی عظیم در فرهنگ شیعه به وجود آمد؛ شاگردان ائمه و احادیث منقول از ایشان فزونی و فرهنگ پرسشگری و مراجعه به اهل بیت رواج یافت و اصحاب ائمه از نظر علمی و فرهنگی ارتقا یافتند. اقدامات میدانی امام باقر در حوزه حدیث چشمگیر و زمینه ساز جهش عظیم حدیث در دوران امام صادق شد؛ اقداماتی نظیر نشر حدیث پیامبر، عرضه حدیث، ترغیب به حدیث پژوهی، تربیت محدثان زبده ای چون گروه اول اصحاب اجماع، تاثیرگذاری بر محدثان اهل سنت و معرفی غالیان از مهم ترین آن هاست. ایشان با تبیین مسائلی چون حجیت کلام اهل بیت، لزوم دقت در سماع، پرهیز از اعتماد به روات ضعیف و لزوم مراجعه به ثقات، ابداع مشیخه نویسی، تبیین اصول نقد متن حدیث و پرهیز از انکار شتاب زده حدیث، زمینه مساعدی را برای برجای نهادن میراث حدیثی بی نظیر در حوزه های تفسیر، عقاید، فقه، اصول، اخلاق و سیره فراهم ساختند.
    کلیدواژگان: امام باقر، حدیث شیعه، علوم حدیث، قواعد حدیث، راویان حدیث
  • قیس بهجت عطار، رضا عرب البافرانی، قاسم شهری صفحات 170-197
    دانشوران علم نحو و لغت، از دیر زمان در برابر محدثان صف آراسته بودند. لذا شماری از لغویون و نحویون قدیم مانند سیبویه (متوفی 180 قمری) در کتاب خود «الکتاب» فقط به تعدادی انگشت شمار از احادیث نبوی استناد کرده بودند. در حالی که در قرن چهارم، ابن جنی ( 392 ق.) و ابن فارس (395) و جوهری (398) از احادیث نبوی برای یافتن معانی واژه ها بهره می بردند. در قرن هفتم و هشتم، دانشورانی همچون ابن ضائع اندلسی (680) و ابوحیان توحیدی (745) ادعا کردند که پیشوایان علم لغت از بصره و کوفه، به حدیث نبوی استاد نکرده اند. اما در همان زمان، ابن مالک (672) در برابر آنها ایستاد و حدیث نبوی را یکی از خاستگاه های لغت و نحو قرار داد. در این میان، کلام اهل بیت علیهم السلام از سوی تمام اینان مورد غفلت مطلق قرار گرفته بود. تمام آنها این حقیقت روشن را فراموش کرده یا خود را به فراموشی زده بودند که اهل بیت در قله فصاحت و در اوج بلاغت جای دارند و امیرالمومنین علیه السلام نخستین سنگ بنای علم نحو را بنا نهاده است. رضی استرآبادی (686) در قرن هفتم هجری، پیشتاز استفاده از کلام اهل بیت در نحو و لغت شد و در این راه، استوار گام نهاد. پس از آن باز هم این غفلت نسبت به کلام اهل بیت تکرار شد تا این که فخر الدین طریحی (1085) و سید علی خان مدنی (1120) و میرزا محمد علی بن صادق شیرازی (قرن 14) بار دیگر به کلام اهل بیت در پژوهش های ادبی خود استناد کردند. هدف این پژوهش اشاره به واژه هایی است که اهل بیت در احادیث خود به روشنی و دقت معنا کرده اند، اما صاحبان معجم های لغت، از آن احادیث بهره نگرفته اند، گرچه به آن نیاز داشته اند. نیز معانی ای که از احادیث بر می آید و معجم نگاریان ذیل ماده مورد نظر به آن معانی اشاره نکرده اند. این پژوهش کاملا ابتکاری است و تا کنون کسی به آن نپرداخته است. در این مقاله، نمونه های متعدد از هر دو گروه بیان شده است. این نمونه ها در سه بخش (نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، کلمات دیگر معصومان) ارائه می شود. در مقاله «استشهاد به حدیث در نحو عربی» نوشته علیرضا فزاری (مجله ادب عرب، سال 4 شماره 3 پاییز 1391) تحلیلی درباره رویکردهای مختلف به این مطلب آمده است. اما مقاله حاضر، مطلب را از زائیه دیگر پی گرفته است. در اینجا شواهدی از احادیث ذکر شده که باید در موضع خود از کتابهای لغت نقل و بدانها استناد می شد ولی نشده است.
  • صفحات 198-202
|
  • Page 5
  • Seyyid Mohsen Mosavi, Hojjat Ali, Nejad Pages 11-22
    one of the significant sources in Quran’s words’ semantics is Hadiths of infallibles who were and are the most wise and knowledgeable ones regarding holy Quran. Therefore, their Tafsiri Hadiths have special importance for us and are considered as one of the main sources in interpreting Quran. The result of the present study shows that the hadiths in semantics of the words of Quran can play various roles like “ going above the literal meaning of words, determining the intended meaning of the words, choosing one meaning out of two meanings of the word, creating a new meaning for the words, and determining examples for words. This article is of fundamental researches which has done the research by descriptive-analytic method.
  • Mahdi Khoshdouni, Seyyid Mohammad Mosavi Moghaddam Pages 23-46
    A part of the book “Alkafi” – one of the early books and one of the four books on Shia Hadith – deals with the Quran’s hypertext issues which are studied, analyzed and evaluated in terms of content authentication in the present article. The result reveals Koleini paid necessary attention to these narrations and chose specific narrations in this regard. Each part includes practical and significant discussions which are mentioned in this article. The author of Usul Kafi , in a general look, has offered very important, validated and worthy information on Hadiths about Quran to his contemporary and even his next generations.
  • Somayyeh Khalili Ashtiyani, Masoud Baqeri Pages 47-65
    the common feature of adherents to the thought movement “Ahl al-Zikr” or “ Ahl Al-Quran” specifically Iranian adherents is to rely on Quran and put aside narrations – at least in terms of explanation of the book of God. Therefore, they do not use narrations in interpretation of holy verses of Quran. In their opinion, horof Moghatta’e similar to other verses of Quran are understandable and do not need narrations which interpret them or opinions of commentators in this regard. But they could not prepare a reasonable and compatible interpretation from these verses and even sometimes they attributed narration-based interpretations of these verses done by others to themselves. Horof Moghatta’e in Quran reject their opinion regarding being needless of narrations to interpret them because to understand these verses, interpreting Quran by Quran can not be applied.
  • Mohammad Husein Salah Pages 66-109
    the author regards the oral advice of Quran science holders who are the holy Prophet and infallibles effective in guiding people to Fitribased wisdom and explains this effect in several axis. First brings up the foundation of the words and their implications based on human science and divine rules and compares them. Then explains the truth of them in divine science and points to the aspects of advice-orientation of Quran as Words of God. The foundation of his claim is the Quran knows itself Zikr, the Prophet Mozzakkir and carriers of Quranic sciences as Ahlul Zikr. All these are to remind human beings of their Fitri knowledge. The author knows Tawhid a fitri issue. He regards “Tanzih” a principle. The twelve attachments of the article include points to explain the article more. In this article, the work of Mirza Mahi Isfahani is used to great extent. method such as Jary and Tatbiq, explanations of Mojmalat, reasons of descending verses, and so on.
  • Ihsan Khames, Panah, Seyyid Mohammad Taghi Nabavi Razavi Rouhani Pages 110-142
    in the last issue of Safinah an article was published about the Hojjiyat of Holy Quran and the effect of the principle of nafye Tashbih on it which attributed the mentioned fundamentals to late Mirza Mahdi Isfahani; it seemed that it lacks the internal consistency. Therefore, one should doubt to attribute it to such a great person. What we are suggesting in the present article is to reflect on this issue. This article clarifies that the principle of nafye Tashbih between Creator and creature as it had been explained before raises doubts and lacks logical and traditional support; and even the opposite of it can be proved. In addition a narration from Imam Ali (a.s) in this regard has been mentioned to reveal the alleged conclusion can not be inferred from Imam’s narration.
  • Norouz Amini Pages 143-169
    hadith is of the specific sciences of Islam which is started and organized by Muslims. The role of Shia imams especially Imam Baqir and imam Sadiq is very important in its development. The present article studies the attempts of Imam Baqir in this realm who could make a revolution in Shia culture by his cultural activities. The increase has happened in the number of their students and hadiths and also the culture of asking questions and referring to Ahlul Bayt were spread. And also the companions of Imam could reach higher levels of academic and cultural knowledge. Field activities of imam Baqir in the realm of Hadith was attention-worthy and paved the way for a great revolution at the time of Imam Sadiq; activities like spreading Hadith of Prophet, encouraging to do research about hadiths, training hadith narrators like the first group “ Ashab Ijma’” , influencing hadith narrators of Sunni school of thought, and introducing exaggerators ( Ghaliyan). By their attempt to explain issues like Hujjiyat of the words of Ahlul Bayt, essentiality of attention to Sama’ , avoiding trust in weak hadith narrators, and referring to authentic narrators, outlining the principles of evaluation of hadith and avoiding rejection of hadiths hastily could leave a good heritage of Tafsir, Aghaid, Fighh, Usul, Akhlaq and Sirah for next generations.
  • Gheis Behjat ‘Attar, Reza ‘Arab al, Bferani, Ghasem Shahri Pages 170-197
    scholars of ‘ilm of Nahv and Loghat has been confronting scholars of ‘Ilm al-Hadith for a long time. Therefore, a number of old men of Loghat and Nahv like Sibouyeh (d.180 AH) in his book“al-Kitab” included only a few Hadith from the holy Prophet. While in the fourth century, Ibn Jenni (392 A.H.), Ibn Fares ( 395) and Johari (398) benefited from Hadiths of the holy Prophet to find out the meaning of the words and terms. In seven and eight century, some elites like Ibn Za’eh Andulusi (680) and Abu-Hayyan Tudidi (745 A.H.) claimed that the leaders of “ilm of Loghat from Basra and Kufa did not use Prophet’s Hadiths. But at the very same time, Ibn Malik (672) stood up against them and set Prophet’s Hadith as one of the origins of Loghat and Nahv. In the meantime, the words of Ahlul Bayt had been the subject of absolute negligence by all of them. They all forgot or assumed to forget that Ahlul Bayt are standing in the summit of eloquence and the height of rhetoric and Imam Ali (a.s.) has established the first stone of the foundation of ‘Ilm of Nahv.
    Razi Istar-Abadi (686 A.H.) in the seven century was the leader of using Ahlul-Bayt Hadiths in Nahv and Loghat and was steadfast in this path.
    After him, hadith of Alul-Bayt were overcome by negligence again until Fakhr al-Din Tarihi (1085) and Seyyid Ali Khan Madani (1120) and Mirza Mohammad ibn Sadiq Shirazi ( 14th century) were documented their literary researches by the hadith of Ahlul-Bayt.
    The present study aims at focusing on the words that Ahlul-Bayt had clearly explained but the Mu’jam compilers did not benefit from them though they need them. In addition, the meanings which are comprehended from Hadiths but Mu’jam compilers did not mention them in the related entries. This research is completely innovative and unprecedented. In this research, various examples from both groups have been cited. These examples are offered in three parts ( Naqhjul-Balaghe, Sahifeh Sajjadiyeh, other words of infallibles). In the article “attesting to Hadith in Arabic Nahv” by Ali-Reza Farazi (Adab Arab Magazine, vol.4. no. 3. Fall 1391) an analysis regarding various approaches of this topic have been given. But the present article is looking through another aspect. Here are mentioned evidence from Hadiths which in their places should have been referred to and quoted from Loghat book but they would not.