فهرست مطالب

زیست شناسی سلولی و ملکولی گیاهی - سال سیزدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال سیزدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • امین باقی زاده*، بهروز سعیدی گراغانی، محمدعلی وکیلی شهربابکی صفحات 1-11
    اسطوخودوس با نام علمی Lavandula officinalis گیاهی است دولپه ای، همیشه سبز، چندساله و خشبی از خانواده Lamiaceae((Labiatae که به عنوان گیاهی دارویی و زینتی شناخته شده است. این گیاهدر اطراف چمن کاری ها به عنوان گیاه حاشیه ای استفاده می شود. ارقام خوابیده بر روی زمین، پوششی بر سطح زمین ایجاد کرده و به عنوان پوشش گیاهی مناسب درمناطق خشک، شنی و صخره ای قابل استفاده می باشند. تکثیر رویشی اسطوخودوس از طریق ریشه دار کردن ساقه های سبز و جوان یا ساقه های خشبی و انتقال آنها به زمین اصلی صورت می گیرد. جهت مطالعه اثر کاربرد سطوح مختلف هورمون نفتالین استیک اسید (NAA) و محیط کشت بر میزان ریشه زایی گیاه دارویی اسطوخودوس، آزمایشی در گلخانه آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت اجرا گردید. در این پژوهش اثر مقادیر NAA در غلظت های صفر،1000، 2000،3000 و 4000ppm و محیط کشت های مختلف شامل پرلایت، ماسه، مخلوط پیت-پرلایت و ماسه-پرلایت در قالب یک آزمایش فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی و با چهار تکرار روی ریشه زایی قلمه های اسطوخودوس مورد بررسی قرارگرفت. صفات تعداد ریشه در قلمه، وزن تر و خشک ریشه، طول ریشه، طول جوانه، تعداد جوانه، تعداد قلمه ریشه زده و تعداد قلمه کالوس زا یادداشت و مورد تجزیه واریانس قرارگرفت. مقایسه میانگین تیمارها توسط آزمون چند دامنه ای دانکن انجام پذیرفت. از نرم افزارهای آماری SAS و SPSS جهت تجزیه های آماری این آزمایش استفاده گردید. نتایج حاصل نشان داد که محیط کشت و غلظت هورمون و اثرات متقابل آن ها تاثیر بسیار معنی داری بر صفات مورد مطالعه داشتند. بیشترین طول ریشه، وزن تر و وزن خشک ریشه، تعداد قلمه ریشه زده، تعداد جوانه و طول جوانه، با کاربرد غلظت 4000ppm هورمون NAA و محیط کشت پرلایت بدست آمد و بیشترین تعداد ریشه در قلمه متعلق به اثر تیمارهای، غلظت 4000ppm هورمون NAA و محیط کشت پیت- پرلایت بود.
    کلیدواژگان: اسطوخودوس، ریشه زایی، محیط کشت، نفتالین استیک اسید
  • مجید عبدلی*، عزتاللهاسفندیاری صفحات 13-29
    یکی از مشکلات کنونی کشور سوء تغذیه ناشی از دریافت کم عناصر ریزمغذی از جمله آهن و روی می باشد که دلیل اصلی آن تنوع پایین رژیم غذایی مردم این کشورها و نقش عمده غلات به خصوص گندم در تامین انرژی و ریزمغذی ها است. با توجه به نقش های فیزیولوژیک بسیار مهم عناصر آهن و روی در بدن و پایین بودن ذاتی این عناصر در دانه گندم (بین 10 تا 50 میلی گرم بر کیلوگرم) افزایش میزان این عناصر در گندم الزامی است و از طرفی، گندم دارای ترکیبات ضد تغذیه ای مانند اسید فیتیک می باشد که جذب این عناصر را در بدن کاهش می دهند. در این بین کاربرد کودهای حاوی عنصر روی به صورت محلول پاشی در مراحل رویشی و رشد دانه با اثر گذاری بر متابولیسم سلول و بهبود آن، سبب افزایش پارامترهای دخیل در عملکرد مانند تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه می گردد که برآیند این عوامل به شکل افزایش عملکرد دانه نمود می یابد. بهبود خصوصیات کیفی از جمله افزایش محتوای عناصر میکرو در دانه (روی و آهن)، اسید آسکوربیک (ویتامین C) و کاهش اسید فیتیک سبب تنزل شاخص نسبت مولی اسید فیتیک به روی در خاک های آهکی می گردد. همچنین کاربرد روی می تواند سبب بهبود کیفیت گندم های تولید شده گردد و با افزایش ارزش بیولوژیکی پروتئین به کاهش سوء تغذیه ناشی از دریافت کم پروتئین کمک نماید. لذا به نظر می رسد که تامین روی مورد نیاز گیاه با استفاده از روش های غنی سازی زیستی به زراعی می تواند به عنوان راهکار کوتاه مدت برای کاهش مشکلات تغذیه ای ناشی از کمبود روی و بهبود شاخص های کمی و کیفی امنیت غذایی پیشنهاد گردد. از طرفی در گندم تنوع ژنتیکی بالایی در تحمل به روی وجود دارد. این ویژگی سبب گردیده تا بتوان با غنی سازی زیستی ژنتیکی، به عنوان راهکار بلند مدت، برای رسیدن به ژنوتیپ ها و یا ارقام با کارایی روی بالا در راستای کاهش مصرف کودهای شیمیایی و بهبود امنیت غذایی مردم امیدوار بود.
    کلیدواژگان: اسید فیتیک، خاک آهکی، سوء تغذیه، غنی سازی زیستی، گندم، مواد معدنی
  • محسن یاری، کیوان شمس* صفحات 31-42
    به منظور بررسی اثر کاربرد کودهای زیستی و عناصر ریزمغذی بر عملکرد و اجزا عملکردذرت (Zea mays L.) رقم AS71، پژوهشی در سال زراعی 1396 در شهرستان سرپل ذهاب به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی، شامل کودهای زیستی در دو سطح فسفات بارور 2 و ازتوبارور 1 و محلول پاشی عناصر ریزمغذی در چهار سطح شاهد (محلول پاشی با آب معمولی)، روی، منگنز و محلولپاشی توام روی و منگنز بودند. نتایج نشان داد که محلولپاشی عناصر ریزمغذی بر روی طول بلال، تعداد ردیف دانه در بلال و عملکرد دانه تاثیر معنی داری داشت و کاربرد کودهای زیستی نیز تاثیر بسیار معنی داری بر روی وزن صد دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه داشت. همچنین اثر کاربرد تلفیقی کود زیستی و عناصر ریزمغذی تاثیر بسیار معنی داری بر روی ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد دانه در ردیف، عملکرد بیولوژیک داشت وتاثیر معنی داری بر روی وزن صد دانه و شاخص برداشت داشت. مقایسه میانگین صفات نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در تیمار محلولپاشی عنصر ریزمغذی روی با 15936 کیلوگرم در هکتار و بیشترین عملکرد بیولوژیک با 32246/9 کیلوگرم در هکتار در تیمارکاربرد تلفیقی کود زیستی ازتوبارور 1 و عنصر روی و بیشترین شاخص برداشت نیز با 61/53 درصد در تیمار تلفیقی کود زیستی فسفات بارور 2 و عنصر روی، بدست آمد.
    کلیدواژگان: اجزا عملکرد، ذرت، ریزمغذی، عملکرد دانه، کود زیستی
  • مژگان شهدنژاد، محمدعلی بهمنیار، وحید اکبرپور، فهیمه صالحی، علی صالحی ساردویی* صفحات 43-50
    یکی از خصوصیات گیاهان برگ زینتی تولید برگ های کافی و شاخه های جانبی برای ایجاد ظاهر متراکم است. در بعضی موارد لازم است که شاخه های مختلفی را با برخی از هورمون رشد ایجاد کنیم تا بتوانند به اندازه کافی برگ و شاخه های جانبی تولید کنند. شایع ترین عامل های درمان کننده، اسید جیبرلیک می باشد که شاخ و برگ گیاه را تولید می کنند. در پژوهش حاضر، هدف ما تعیین اثرات سربرداری تحت سطح مختلف اسید جیبرلیک بر برخی خصوصیات مورفولوژیک گل جعفری آفریقایی و همچنین تعیین بهترین زمان سربرداری تحت سطوح مختلف اسید جیبرلیک می باشد. در این مطالعه سربرداری به عنوان عامل اول در سه سطح (0، 45 و 90 روز پس از نشاءکاری) و اسید جیبرلیک به عنوان عامل دوم در چهار سطح (100، 200 و 300 میلی گرم در لیتر) استفاده شد. این تحقیق در قالب آزمایش فاکتوریل 4 × 3 شامل سه سطح سربرداری (عامل اول) و چهار سطح اسید جبیرلیک (عامل دوم) به صورت طرح کاملا تصادفی (CRD) با چهار تکرار و در هر تکرار چهار گلدان استفاده گردید. بذرها در نیمه اول شهریور کشت گردیدند و پس از شش برگچه ای شدن (ارتفاع 7 سانتی متر) به گلدان نشایی انتقال یافتند گل ها پس از اینکه در گلدان استقرار یافتند (حدودا 15 روز پس از نشاء کاری)، تحت تیمار سربرداری و محلول پاشی سطح اسید جیبرلیک قرار گرفتند محلول پاشی در طی سه مرحله با فواصل زمانی 10 روزه صورت گرفت. نتایج نشان داد کاربرد تنظیم کننده رشد اسید جیبرلیک در مقایسه با تیمار شاهد، باعث افزایش تعداد شاخه در 60،90 روز پس از محلول پاشی گردید. در بین تیمارها، تیمار سربرداری 90 روزه + 200 میلی گرم در لیتر اسید جیبرلیک بیشترین تعداد شاخه در طی 60 و 90 روز پس از محلول پاشی، در گیاه جعفری آفریقاییشد. بنابراین استفاده توام سربرداری 45 روز به همراه محلول پاشی 200 میلی گرم در لیتر تنظیم کننده رشد اسید جیبرلیک میزان رشد مورفولوژیکی را به طور قابل توجهی در گیاه جعفری آفریقایی را افزایش داد.
    کلیدواژگان: ارتفاع گیاه، اسید جیبرلیک، جعفری آفریقایی، محلول پاشی
  • مجید علیخانی کوپایی*، اعظم خسروی نژاد صفحات 51-60
    هلو یک میوه فرازگرا است ولی نسبتا رسیده برداشت شده و به این علت متحمل ضایعات فیزیولوژیکی پس از برداشت می باشد. کنترل ضایعات میوه و سبزیجات در سال های زیادی به سمت استفاده از قارچ کش ها می باشد و باقیمانده این قارچ کش ها در مواد خوراکی موجب فشار مصرف کننده و مراکز سلامت در خصوص کاهش یا عدم مصرف این گونه ترکیبات شیمیایی گردیده است. فعالیت ضدباکتریایی و ضدقارچی اسانس های گیاهی به اثبات رسیده و می تواند بعنوان ترکیبات طبیعی، جایگزین ترکیبات شیمیایی مانند قارچ کش ها گردد ولی مشکل استفاده در فراریت و تغییر طعم طبیعی میوه ناشی از استفاده مستقیم از آنها می باشد. در این پژوهش، تاثیر اسانس های میکروکپسوله گیاهان رزماری و آویشن روی طول مدت نگهداری میوه هلو رقم آلبرتا مورد مطالعه قرارگرفت. اسانس های میکروکپسوله با استفاده از بتا -سیکلودکسترین و چیتوزان به عنوان پوسته محافظتی جهت کنترل رهایش میکروکپسول و روش coacervation simple آماده گردید. چهار تیمار کاربردی شامل تیمار دو گرم اسانس میکروکپسوله رزماری، تیمار دو گرم اسانس میکروکپسوله آویشن، تیمار 1 گرم اسانس میکروکپسوله رزماری بعلاوه 1 گرم اسانس میکروکپسوله آویشن و تیمار شاهد بودند و در مدت 36 روز هر 9 روز یکبار خواص فیزکوشیمیایی میوه های هر تیمار مورد آزمایش قرارگرفت. همه تیمارها یک تاخیر معنی داری در سطح پنج درصد در تغییرات کاهش وزن، اسیدیته کل، مواد جامد محلول، درصد فساد و سفتی میوه نسبت به شاهد نشان دادند و میوه های تیمار شده با اسانس های میکروکپسوله حداقل فساد میکروبی را در طول مدت نگهداری نشان دادند، بنابراین اسانس های میکروکپسوله، پتانسیل کنترل فساد میکروبی و افزایش طول مدت نگهداری و حفظ کیفیت میوه هلو را دارند. بهترین تیمار در این آزمایش میکروکپسول ترکیبی از هر دو اسانس رزماری و آویشن بود، ولی کاربرد صنعتی از این پژوهش نیاز به آزمایشات بیشتر در خصوص نوع اسانس استفاده شده، میزان غلظت کاربردی از میکروکپسول و همچنین تغییر در ترکیب پوسته میکروکپسول به منظور کنترل بیشتر مدت رهایش اسانس های کاربردی دارد و می تواند پاسخی به نیاز مصرف کننده در خصوص کاهش یا حذف ترکیبات شیمیایی افزودنی به میوه و سبزیجات مختلف باشد.
    کلیدواژگان: آویشن، اسانس، پس از برداشت، رزماری، هلو
  • تقی برغمدی، علیرضا لادن مقدم* صفحات 61-70
    این پژوهش جهت بررسی اثر بسترهای مختلف کشت بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، رشد و گلدهی گیاه داوودی (Chrysanthemum)، به صورت طرح آماری کاملا تصادفی با هفت تیمار، سه تکرار و هر تکرار حاوی سه قلمه، در مجموع 63 قلمه، در گلخانه ای مجهز و آزمایشگاه تخصصی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل بسترهای ماسه، پرلایت، کوکوییت و ترکیب آنها با یکدیگر بود. حدود سه ماه پس از زمان کاشت قلمه ها در بستر، جوانه های گل تشکیل و نمونه برداری و ارزیابی صفات مورد نظر انجام شد. صفات فیزیکوشیمیایی و آنزیمی گیاه مانند وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، درصد شکوفایی گل ها، آنتوسیانین گلبرگ، کلروفیل کل برگ، میزان پروتئین، فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز و ماندگاری گل روی بوته ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تیمار Coco+Sand+Per بیشترین تاثیر را بهبود صفاتی مانند وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه و ماندگاری گل روی بوته و تیمار Per+Coco بیشترین تاثیر را در بهبود درصد شکوفایی گل ها، آنتوسیانین گلبرگ، کلروفیل کل برگ، میزان پروتئین و فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز داشت. تیمار Coco+Sand+Per با 8/2 روز، بیشترین و تیمار Sand با 4/8 روز، کمترین ماندگاری گل روی بوته را داشتند. همچنین بین صفات مورد ارزیابی مانند درصد شکوفایی گل ها با آنتوسیانین گلبرگ و کلروفیل کل برگ، همبستگی مثبت و معنی دار در سطح 5% دارد و بین سایر صفات مورد ارزیابی نیز همبستگی مثبت و معنی دار در سطح 1%، مشاهده شد.
    کلیدواژگان: پرلایت، داوودی، سوپراکسید دیسموتاز، کوکوپیت، ماسه
|
  • Amin Baghizadeh*, Behroz Saeidi Garaghani, Mohammadali Vakili Shahrbabaki Pages 1-11
    Lavender (Lavandula officinalis) is an evergreen, perennial and woody plant belongs to Lamiaceae family. It also has been considered as a medicinal and ornamental plant. In order to determine the effects of culture Medium and NAA hormone concentrations on rooting, an experiment was performed in the greenhouse and laboratory at Isiamic Azad University of Jiroft. In this study, the effect of NAA values at concentrations of 0, 1000, 2000, 3000 and 4000 ppm and different culture medium including perlite, sand, mixtures of peat-perlite and sand-perlite in a factorial experiment with a completely randomized design with four replications was investigated.Number of roots per cutting, fresh and dry weight of root, root length, bud length, number of buds, number of rooted cuttings and number of callus cuttings were recorded and analyzed by variance. Comparison of mean treatments was performed by Duncan's multiple range test. SPSS & SAS softwares were used for statistical analysis of this test. The results showed that the culture medium and the concentration of hormones and their interactions had a significant effect on the studied traits. The highest root length, fresh weight and root dry weight, number of rooted cuttings, number of buds and length of buds were obtained, using a concentration of 4000 ppm of NAA hormone and perlite culture medium and the highest number of roots in the cuttings belonged to the treatment effect, 4000 ppm of NAA hormone and peat-perlite culture medium.
    Keywords: Culture medium, Lavender, NAA hormone, Rooting
  • Majid Abdoli*, Ezatollah Esfandiari Pages 13-29
    One of the current problems in the country is the malnutrition caused by the low intake of micronutrients such as iron (Fe) and zinc (Zn), due to the low diversity of the diet of the people of these countries and the major role of cereals, especially wheat, in energy and micronutrient nutrition. Considering the important physiological roles of Fe and Zn in the body and the low intrinsic of these elements in wheat grain (between 10 to 50 mg/kg), it is necessary to increase these elements in wheat. On the other hand, wheat has anti-nutritional compounds, such as phytic acid, which reduce the absorption of these elements in the body. In the meanwhile, the application of Zn-containing fertilizers as soluble in vegetative and seedling stages, with effect on cell metabolism and its improvement, increased the parameters involved in yield such as number of spikes per area, number of seeds per spike and thousand grain weight which the result of these factors is the increase of grain yield. Improvement of qualitative properties such as increasing the content of micro-elements in grains (Zn and Fe), ascorbic acid (vitamin C) and reducing phytic acid causes the index of phytic acid to Zn molar ratio to degrade in calcareous soils. Also, Zn application can improve the quality of the produced wheat and by increasing the biological value of the protein, will help reduce the malnutrition caused by low protein intake. Therefore, it seems that supplying the Zn with the needs of the plant using agronomic biofortification methods can be proposed as a short-term solution to reduce the nutritional problems caused by Zn deficiency and to improve quantitative and qualitative food safety indicators. On the other hand, wheat has a high genetic diversity in Zn tolerance. This feature has made it possible to achieve genetic biofortification as a long-term solution to achieve higher-yielding genotypes or cultivars to reduce the use of chemical fertilizers and improve people's food security.
    Keywords: Biofortification, Calcareous Soil, Malnutrition, Minerals, Phytic acid, Wheat
  • Mohsen Yari, Keyvan Shams* Pages 31-42
    In order to investigate the effect of application of biofertilizers and micronutrients on yield and yield components of corn (Zea mays L.) cultivar AS71, a research was conducted in Sarpol-e-Zahab city in 2017, in a factorial arrangement and complete block design Randomization was performed in three replications. Experimental treatments including bio-fertilizers at two levels of Phosphatebarvar-2 and Azotobarvar-1 and foliar application of micronutrients in four levels of control, zinc, manganese, and zinc and manganese foliar application. The results showed that the effect biofertilizers and micronutrients had a significant effect on plant height, stem diameter, number of grains per row, biological yield at 1% level, and hundred grains weight and harvest index at 5% level. The effect of micronutrients on ear length, number of grain rows per ear and grain yield was significantly affected. Comparison of mean of traits showed that the highest grain yield was obtained in foliar application of zinc with 15936 kg ha-1 . Biological yield with 32246.9 kg ha -1 in combination treatment of Azotobarvar-1 with Zn and Harvest index with 61.53 percent in combination treatment of Phosphatebarvar-2 and Zinc element were highest.
    Keywords: Bio fertilizers, Corn, Grain Yield, Micronutrients, Yield Components
  • Moghgan Shahdad Neghad, Mohammad Ali Bahmanyar, Vahid Akbarpour, Fahima Salehi, Ali Salehi Sardoei* Pages 43-50
    One of the characteristics of ornamental leaf plants is produce enough leaves and side branches to create a dense appearance. In some cases it is necessary to treatment non-causing varieties branch with some of the growth hormones to produce enough leaves and side shoots to achieve this goal. The most common treatment-causing agents are topping the branch and gibberellic acid that produce foliage in plant. This research was conducted in order to influence the topping and application of gibberellic acid on vegetative and reproductive growth of seasonal flowers African marigold. Topping stimulate lateral buds and produced more lateral branches. In this study topping as a first factor in three levels (0, 45 and 90 days before transplanting) and Gibberellic acid as the second factor in four levels (100, 200 and 300 mg / lit) were used in pot and in the open air under a factorial experiment with a completely randomized design (CRD) in 4 replicates in 4 pots. The seeds were planted in late summer. After six leaflets in (7 cm) seedlings were transferred to pots. Flowers in vases were deployed after (15 to 20 days after transplanting) were treated with gibberellic acid and topping. Spraying was carried out in three stages at intervals of 10 days. Distilled water was used to control plants. The results showed that the use of gibberellic acid combined with a topping treatment at 120 days after spraying increases the amount of chlorophyll index, plant height, length and lateral root volume. The number of open flower, bud and stem diameter had highest performance in the 120 days after spraying the treatment of100 mg/lit of gibberellic acid, respectively. Therefore topping combined with gibberellic acid at a concentration of 200 ppm gibberellic acid increases morphological growth, flowering and chlorophyll and carotenoid synthesis to accelerate significantly the African parsley.
    Keywords: African marigold, Gibberellic acid, Plant height, Spray
  • Majid Alikhani, Koupaei*, Azam Khosravinejad Pages 51-60
    Peach is climacteric fruit but relatively ripe is picked up and because of this, it suffers from post-harvest physiological losses. Over the years, the use of fungicides has been used to control the loss of fruits and vegetables and the rest of these fungicides in food has caused consumer pressure and health centers to reduce or not use these chemical compounds. Antibacterial and antifungal activity of essential oils has been proven and can be used as a natural ingredient to replace chemical compounds such as fungicides but there are problems with the volatility and change in the natural taste of the fruit due to the direct use. In this study, effects of Rosmarinus officinalis and Thymus vulgaris microencapsulated essential oils on storage life of peach fruits was investigated. Microencapsulated essential oils were prepared using β-cyclodextrin and chitosan as a protective shell for controlling microcapsules release and method of coacervation simple. The treatments were: control (no microencapsulation), two g R. officinalis oil microencapsulated, two g T.vulgaris oil microencapsulated, one g R.officinalis oil microencapsul pluse one g T.vulgaris oil microencapsul. The effect of treatments after an interval of 9 days for 36 days of storage period on physico-chemical properties of friuts were assayed. The results showed a significant delay in the changes of weight loss, titritable acidity, total soluble solids, decaying percentage and firmness in treated peach fruits than the control. The lowest decay incidences also were found in treated fruits. Hence, it could be concluded that postharvest treatment with microencapsulated essential oils has the potential to control decaying incidence, prolong storage life and maintained internal quality of peach fruits. The best treatment in this experiment was the microencapsules of both rosemary and thyme oils. However, the industrial application of this study requires further experiments on the type of essential oil used, the concentration of microcapsules applied, as well as the change in the composition of the microcapsule shell in order to control the longer the release of essential oils and can respond to consumer needs for reducing or eliminating the chemical additive to fruits and vegetables.
    Keywords: Essentialoils, Peach, Postharvest, Rosmarinus, Thymus
  • Taghi Barghamadi, Ali Reza Ladan Moghadam* Pages 61-70
    In this study, Effect of different culture media on physicochemical characteristics, growth and flowering in Chrysanthemum, in completely randomized experimental design with 7 treatments, 3 replication and each treatment with 3 cutting, a total 63 cutting were conducted. Treatments includ cocopit, perlite, sand and in combination with each other. About three months after planting of cuttings, flower buds formed and sampled and evaluated the desired traits. Physicochemical and enzymatic traits of the plant such as air and root fresh weight, air and root dry weight, plant length, number of flower, anthocyanine of petals, total chlorophyll of leaves, proline, protein, superoxide dismutase activity and flower life on plant were evaluated. The results showed that Coco+Sand+Per treatment had the most effect on the improvement of traits such as f air and root fresh weight, air and root dry weight, plant length, proline, flower life on plant and Per+Coco treatment also had the most effect on the improvement of traits such as number of flower, anthocyanine of petals, total chlorophyll of leaves and superoxide dismutase activity. Coco+Sand+Per treatment with 8.2 days was highest and Sand treatment with 4.8 days had the least flower life on plant. Also the correlation between traits showed proline with air and root fresh weight, air and root dry weight, number of flower, protein, superoxide dismutase activity and flower life on plant, had a negaitive and significant at 1% level and with anthocyanine of petals and total chlorophyll of leaves, had a negaitive and significant at 5% level. Number of flower with plant length, anthocyanine of petals and total chlorophyll of leaves, had a positive and significant at 5% level and other traits had a positive and significant at 1% level.
    Keywords: Chrysanthemum, Superoxid dismutase, Perlite, Cocopit, Sand