فهرست مطالب

مطالعات هنر اسلامی - پیاپی 28 (زمستان 1396)
  • پیاپی 28 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • اکرم نوری، محمدرضا حسنی صفحات 1-20

    تزیینات معماری در دوره قاجار دارای ویژگیهای متمایز و بسیار مهمی است. ورود برخی نقوش جدید همراه با طیف رنگ های گرم و تجلی نوعی تصویر پردازی خاص، تزیینات بناهای این دوره را از دیگر دوره های تاریخی جدا می کند. نقش فرشته از نقوش بدیع و خاص عصر قاجار است که در تزیینات بناهای این دوره بارها و بارها مشاهده می شود، در بیشتر این موارد، نقش فرشته دارای ویژگی های بارز همراه با اصول تصویرگری مشخص مانند رنگ های مشخص و حالات یکسان می باشد.
    قرار گیری نقش فرشته بر قسمت ورودی بنا همراه با پوشش نیمه عریان، چند رنگ بودن بال فرشته و یا ارجحیت رنگ قرمز و آبی بر دیگر رنگ ها در پوشاک آن، از ویژگی های مشخص آن است. این دقت در اسلوب و قواعد طراحی نقش فرشته، نمایانگر اهمیت ویژه این نقش در تزیینات معماری است. این تحقیق از نوع تاریخی است که به شیوه ی تحلیلی- توصیفی و با جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، الکترونیکی و ثبت مشاهدات عینی انجام شده است.

    کلیدواژگان: هنر قاجار، نقش فرشته، تزینات معماری، حرم امام رضا(ع)
  • مریم مونسی سرخه، سارا حسین زاده قشلاقی صفحات 21-41

    پیکرنگاری روی پارچه‏ها از دوران گذشته تا اوایل صفوی در ایران به انحاء گوناگون رواج داشت و در زمان شاه عباس به اوج ‏رسید و در مکتب اول قاجار به شیوه صفویان ادامه یافت. نقش انسانی به صورت کالبدی رسمی یا غیررسمی روی پارچه نقش بسته و تاثیرات نقوش روی پارچه و سایر هنرها در شیوه اجرا و مضمون مشهود است. تغییرات نقش‏پردازی در نوع چهره‏پردازی به صورت آرمانی و غیرآرمانی و در شکل اندامی پیکره‏های منقوش بر پارچه‏ها با شیوه ترسیم شکل کلی اندام بنا بر زیباشناسی زمانه و نوع لباس رایج عصر و ترکیب فیگور بسته به قراردادها مشاهده می‏شود. نتایج گواه آن است که عوامل فرهنگی موثر شامل عوامل داخلی (دین و تاثیر نگارگری و ادبیات) و عوامل خارجی (حضور سیاحان، تاثیرات فلسفه غربی، تاثیر هنرمندان دیگر کشورها و حمایت‏های درباری) است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و بنابر اسناد معتبر تاریخی به ارزیابی و تطبیق داده‏ها پرداخته شده است. روش گردآوری اطلاعات، اسنادی (مکتوب و تصویری در موزه‏ها) است.

    کلیدواژگان: پارچه های ایرانی، عصر صفوی و دوره قاجار، نقش مایه های انسانی، عوامل فرهنگی
  • رضا علی پور، غلامعلی حاتم، اسماعیل بنی اردلان، ایرج داداشی صفحات 42-54

    بسیاری از اندیشمندان، هنر را وسیله ای برای ادراک حقیقت می دانند و مجرایی برای رسیدن به عالی ترین شناخت و معرفت قابل حصول بشر و نوعی از معرفت که دست یابی بدان با ابزار و وسایل دیگر محال است. کوماراسوامی از متفکرانی است که با این اندیشه هم رای است. آناندا کوماراسوامی متفکر و اندیشمند سنت گرا، مفهوم و معنای هنر را در نوشته های خود موردبحث قرار داده است. آموزه ی «هنر برای هنر»، یکی از مهم ترین مفاهیمی است که آناندا کوماراسوامی بر اساس اصول زیباشناسانه و معناگرایانه ی خویش، به بحث در خصوص آن پرداخته و غایت هنر را در نگرش سنتی تعریف نموده است. این مقاله در نظر دارد آموزه ی هنر برای هنر را از منظر آناندا کوماراسوامی تبیین نماید و با بیان مفهوم هنر از منظر کوماراسوامی وجوه افتراق معنای هنر در نگرش سنتی و مدرن را مطرح نماید. فرضیات مقاله بر این استوار است که از منظر کوماراسوامی هنر در نگرش سنتی، غایتی غیر از خودش دارد و به نفی غایت هنر برای هنر که اساس تفکر در هنر مدرن است می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است هنر برای کوماراسوامی رهنمون مخاطب برای غایتی دیگر بر مبنای فعل عقل است و به‌مثابه‌ی وسیله ا ست که این امر را تسهیل می نماید. کوماراسوامی هنر را تجسم فرم از پیش تصور شده در قالب مادی می داند و آن را در سیطره ی سنت در خدمت غایات معنایی و کارکردی می شمارد. در مقابل آن، از آثار و تبعات شعار «هنر برای هنر» در دنیای مدرن به این اشاره دارد که پرسش از موضوع و مضمون، اثر را بی معنا می‌کند؛ همچنین مذاق عموم مردم به دنبال هنر معناگرا و غایت مند است. روش تحقیق در این مقاله به شیوه ی توصیفی–تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات در این نوشتار با بهره از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است.

    کلیدواژگان: معنای هنر، هنر سنتی، هنر مدرن، کوماراسوامی، هنر برای هنر
  • روح الله مجتهدزاده، مهدی سعدوندی صفحات 55-75

    مقاله حاضر به بررسی حوزه «تاریخ هنر اسلامی» در سه مقطع زمانی اختصاص دارد. این مقاله با بررسی تحولات این حوزه، در قالبی تحلیل گفتمانی، ضمن روشن کردن ویژگی‌های بنیادین آن به تبیین ریشه برخی منازعات شکل گرفته در این حوزه، از جمله منازعه اخیر بر سر خود اصطلاح هنراسلامی، می‌پردازد. در این راستا پس از ارایه مقدماتی درباب مقوله تحلیل گفتمان که ابزار تحلیل نظری در این مقاله است، به بررسی ابعاد مختلف پیدایش، تحول و نشانه‌های چرخش در گفتمان هنر اسلامی در سه مقطع زمانی، یعنی قرن نوزدهم، قرن بیستم و دهه‌های آغازین قرن بیست‌ویکم، پرداخته شده است.
    بررسی حاضر نشان می‌دهد «هنر اسلامی»، به مثابه یک گفتمان، بیش از آنکه محصول واقعیتهایی در جهان بیرونی باشد، محصول اندیشه‌هایی است که در ادوار مختلف پیرامون این واقعیات به عمل آمده و انعکاس بیرونی خود را در قالب زبان و گفتمان یافته است. این حوزه گفتمانی در قرن نوزدهم و تحت تاثیر جریان شرق‌شناسی شکل گرفت. در قرن بیستم جابجایی آرام و درون گفتمانی را از رویکرد هویتی-مردم‌شناختی به رویکرد تاریخی-فرهنگی تجربه کرد؛ و در سالهای آغازین قرن بیست و یکم، عمدتا تحت تاثیر نظریات پسااستعاری، با نقدهای جدی‌تری مواجه شد که درنتیجه بسیاری از ابعاد تثبیت شده این گفتمان، از چارچوب شرق‌شناسانه تا رویکرد فرهنگی-تاریخی آن، به پرسش کشیده شد. از دل این پرسش‌ها رویکردهایی نو و تازه به حوزه هنر اسلامی در حال پدید آمدن است. این پژوهش به روش تاریخی-تفسیری و با رویکرد تحلیل گفتمانی انجام یافته است.

    کلیدواژگان: هنر اسلامی، تحلیل گفتمان، شرقشناسی، مطالعات پسااستعماری
  • محمد افروغ صفحات 76-97

    این مقاله، پژوهشی میدانی است که بر مطالعه و جستجو در جغرافیای نظام بافندگی اراک(سلطان آباد) استوار است و از جنبه تیوری و نظری کم تری برخوردار است. هم چنین به لحاظ محدودیت و نبود پژوهش های مربوط به این حوزه، از منابع اندک برخوردار است. از این رو که برای نخستین بار به صورت ساختارمند و سامان یافته به نگارش درآمده است. مکتب قالی بافی اراک(سلطان آباد)یکی از مهم ترین مکاتب قالی بافی ایران به ویژه از دوران قاجار به این سو می باشد و از سابقه و خاستگاهی دیرین و درخشان در این هنر بومی و ملی برخوردار است که نمود و درخشش آن را می توان قالی های ساروق و مناطق پیرامونی آن نظیر جیریا دانست که در دویست سال گذشته به طور عمده زیر نظر شرکت های خارجی هم چون زیگلر تولید و به مقصد آمریکا و اروپا صادر می شد و امروزه زینت بخش خانه ها، مجموعه ها و موزه های مشهور آمریکا و اروپاست. در این مقاله برای نخستین بار، مکتب مذکور و سپس طرح و نقشه های بومی و نخستین آن به استثنای طرح های متنوع قالی های صادراتی که طراحان شرکت های خارجی و تولیدکنندگان داخلی(تجار تبریزی) تولید می کردند، معرفی، توصیف، تحلیل و طبقه بندی می شوند. تحقیق حاضر از نوع بنیادین و روش آن توصیفی – تحلیلی است. هم چنین روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی است.

    کلیدواژگان: اراک، قالی، طرو، رنگ، بافتم
  • الهه توبیهای نجف آبادی، زهرا فنایی صفحات 98-119

    معراج نامه میرحیدر داستانی عرفانی در توصیف مراحل عروج معجزه آسای پیامبر اسلام در شبی که به بارگاه الهی راه می یابد می باشد و رایج ترین مضمون دینی در عرصه هنرهای تصویری و نگارگری اسلامی ایران می باشد که همواره بستری مناسب برای خلاقیت و نوآوری نقاشان فراهم نموده است. این کتاب در 839-840/1435-1436برای شاهرخ تیموری مصور شده است. پژوهش اخیر به بررسی نمادها و مفاهیم رنگی به کار رفته در قرآن و چگونگی تاثرات و تصمیمات هنرمند از این مفاهیم در ارایه مضامین دینی نگاره ها می باشد. نگارگر با آگاهی از اهمیت جایگاه نور و رنگ در عرفان و ابواب معرفتی توانسته با استفاده از آیه های مربوط به رنگ ها٬ علاوه بر استفاده از آثار روانی رنگ بر شخصیت انسان٬ مفاهیم مذهبی اسلامی را بسیار غنی و همسو با مبانی نظری و معارف قرآنی و اسلامی بیان کند تا جایی که در این مجموعه تسلط رنگ به جای خط کاملا مشهود است. روش گردآوری مطالب اسنادی و شیوه تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد.

    کلیدواژگان: معراج نامه میرحیدر، رنگ، قرآن، نگارگری
|
  • Akram Noori, Mohamadreza Hassani Pages 1-20

    Architectural decorations in Qaja era have distinctive and very important features. The arrival of some new designs with warm colors and epiphany of a specific imagery differentiates the monuments decorations of this era from other eras. The design of angel is of the exquisite and unique designs of this era which is repeatedly observed in building designs of Qajar era; in the majority of these cases the design of angel has outstanding (clear) characteristics with specified principles of illustrations such as colors and similar states. These designs are considered useful and important in Tile work of Qajar era which have been drawn with certain rules and features. Being inscribed with half-naked covering on the entrance of the building, greater inclining on portraying Angel's wing in multi colored, or preference of blue and red over other colors are the specific features of this design. Attention in style and rules of designing the angel represents the importance of this design in monuments decorations of that era. This research has been conducted according to descriptive-analytical method and through data collection of library resources, electronic and objective observations.

    Keywords: Qajar art, the design of Angel, architectural decoration, the holy shrine of Imam Reza (P.B.U.H)
  • Maryam Mounesi Sorkheh, Sara Hoseinzade gheshlaghi Pages 21-41

    Iconography on fabrics has spread from the early Safavi period in Iran in different ways and upgraded at the time of Shah Abbas in this time and First Qajar style continues in the tradition of Safavi period. Human role for formal or informal physical role depending on fabric and the effects of the motifs on textiles and other arts can be seen in procedure and content .Changes in the type of play portrait (ideal or non-ideal portrait) and body shape (overall shape of the body draws on contemporary aesthetics and common wear and age composition of the figure, depending on the contract) is observed. The results evidence that cultural factors influence is the internal factors (religion and the influence of painting and literature) and external factors (the presence of tourists, the effects of Western philosophy, artists influence other countries and support the court). The research method is descriptive and based on authentic historical documents and data matching has been assessed. The data are documents that written and pictorial in museums.

    Keywords: Iranian fabrics, Safavi, first Qajar period, human motifs, cultural factors
  • Reza Alipour, Gholamali Hatam, Esmaeil Baniardalan, Iraj Dadashi Pages 42-54

    Many thinkers consider art as a means to perceive the truth and it is the way to achieve the highest human knowledge and epistem, And a kind of epistem that access to it with other means and equipment is impossible.Coomaraswamy is one of the thinkers who co-opt this idea. Ananda Coomaraswamy, a thinker of traditionalism, has discussion the concept and meaning of art in his writings. The "art for art" doctrine is one of the most important concepts that Ananda Coomaraswamy has been discussing based on his aesthetic and semantic principles. He has defined art's ultimate goal in traditional attitude. This paper aims to determine the doctrine of art for art based on Ananda Coomaraswamy's idea And by expressing the concept of art from Coomaraswamy's idea, proposes the means of differentiating the meaning of art into a traditional and modern approach. The hypothesis of the article is that based on Coomaraswamy's idea, art in the traditional attitude has a goal other than itself, and negates the ultimate purpose of art for art, which is the basis of thinking in modern art. Research findings suggest that Art for Coomaraswamy guides the audience for another purpose based on reason and it's as a means that it facilitates. Coomaraswamy considers art as the embodiment of a pre-conceived form in material and it dominated by tradition and serve it ends considers the meaning and function. In contrast, the effects of the slogan "Art for the Art" in the modern world indicate that the question of the subject and theme makes the work of art meaningless. Also, people's interest in semantic and endemic art is greater. The method of research in this paper has been descriptive-analytic and the data collection is done based on a documentary study.

    Keywords: The meaning of art, Traditional art, Modern art, Coomaraswamy, Art for the Art
  • Rouhollah Mojtahedzadeh, Mehdi Saedvandi Pages 55-75

    The present paper is dedicated to investigate the field of “the history of Islamic Art” in three periods of time. It is intended to explain the root of some of the established disputes in this field, including the recent dispute over the own term “Islamic Art”. After presenting some preliminaries on the subject of discourse analysis, which is the tool for theoretical analysis in the present paper, it investigates formation, evolution and signs of turning of discourse of Islamic Art in three periods of time: nineteenth century, twenty and twenty first centuries.
    This paper shows “Islamic Art”, as a discourse, is produced from thinking about external reality more than reality itself. These thoughts, gradually, have reflected in format of language and discourse. The Islamic Art discourse formed in 19th century under orientalism. It had a mild inter-discourse paradigm shift from anthropological approach to historical approach in 20th century. Then, in the early 21th century, it faced with serious critiques that questioning many of fixed aspects of this discourse from orientalism framework to historical-cultural approach. This questioning process shows the formation of new approach, or even, new discourse in this field. The research method in this paper is historical method and for analyzing data was used from discourse analysis theory.

  • Mohammad Afrough Pages 76-97

    This article is a field study based on the study of geography of the Arak (Sultan Abad) weaving system and less theoretical and theoretical. because written for the first time in the form of structured and consistent. Arak, known in the past as Soltanabad, and before that, called Iraq Ajam, one of the most important schools of Iranian carpets especially from Qajar era to this side and enjoyable a long and brilliant record in this native and national art. a prominent example of this can be the Sarough carpets and its peripheral areas such as Jiriya that over the past two hundred years, it was mainly produced by foreign companies such as Ziegler, and exported to America and Europe and today it is an ornament of the houses, collections and famous museums of America and Europe. In this article, for the first time, the School of Carpet weaving in Arak(Soltanabad) and then the native design and plan first - with the exception of various designs of export carpets that designers of foreign companies and domestic producers (Tabriz merchants) - introduce, describe, analyze and categorize. the research results are as follows: school and carpet weaving style of Sultan Abad with the arrival of foreign companies, especially Swiss-English Ziggler company, and then merchants, Iranian producers and exporters(Especially Tabrizi) this school brought about the emergence, growth and progress of the school. there are also two types of plans and design for this school. a : native and first. B : pattern taken or new (designs that introduced by traders and manufacturers which are either fully woven in arak or the designers designed plans with their adaptation and or the maps have been new and designed by artists in the area). until the formation, structure, school and identity of Arak carpet by companies and producers, the carpets in this area were locally and only had a consumable aspect which was enjoyed from a thick and coarse form and so-called local carpets(neighborhoods, neighborhood) they were taught. the present research is of fundamental type and its method is descriptive-analytical. it is also a method of collecting information in a field.

    Keywords: Arak, carpet, design, color, weave
  • Elaheh Tobeys Najafabadi, Zahra Fanaei Pages 98-119

    Miraj Nameh of Mir Haydar (the story of Ascension) is a mystic story describing the miraculous ascending of the Prophet Mohammed in a night that left the Earth and ascended the God’s presence. It’s the most popular religious concept in visual arts and Islamic miniature of Iran in which it’s made an appropriate place in creativity and innovation of the miniatures. This book is written in 1435-1436, 830-840 for Shahrokh Timuri. The present study investigated the chromatic symbols and the concepts used in Quran and how the miniaturist used these symbols and concepts in presenting the religious contents. The miniaturist presented the Islamic religious concepts in line with the theoretical principles of Quranic and Islamic epistemology by knowing the importance of using colors and lights in mysticism and wisdom in a way that in this collection the dominance of color over writing is obvious. The data gathered by using an analytical-descriptive method.
    The purposes of the study:1. Analyzing the concepts and the place of color in Quran and its effect on Miraj Nameh’s paintings.
    2. Recognizing the miniaturist influenced by Quran and manifestation of concepts and meanings and its principles in Miraj Nameh’s paintings.
    The research questions:1. What features does “color” have in Miraj Nameh’s paintings and how can we investigate the Quranic concepts in these paintings?
    2. What effects does “color” have in creating the patterns, schema, and colors of Miraj Nameh’s paintings?

    Keywords: MirHeydar Mirajnameh color Quran painting