فهرست مطالب

حدیث پژوهی - پیاپی 20 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 20 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مجید معارف، محمدعلی حیدری مزرعه آخوند* صفحات 7-28
    مولف کتاب الاختصاص شناخته شده نیست؛ برخی او را احمد بن حسین مومن و برخی شیخ مفید می دانند. کنار این نظریه ها، نظریه دیگری هم هست و آن اینکه الاختصاص تلخیص شده کتاب العیون و المحاسن شیخ مفید است. بر پایه این تحقیق، این کتاب از تالیف های احمد بن حسین المومن، شیخ مفید و یا تلخیصی از کتاب العیون و المحاسن وی نیست. گرچه بعضی از مشایخ شیخ مفید در سند روایات این کتاب ذکر شده، الاختصاص کشکولی را ماند که احادیث مختلف و متفاوت و گاه متناقض با رای و نظر شیخ مفید را از کتاب های الاختصاص ابو علی احمد بن حسین بن احمد بن عمران، فضائل امیرالمومنین ابن داب، صفه الجنه والنار و قبض روح المومن و الکافر سعید بن جناح  و محنه امیرالمومنین به دست گردآورنده ای غیرمتخصص در امر حدیث جمع شده است.
    کلیدواژگان: الاختصاص، شیخ مفید، العیون و المحاسن، احمد بن حسین مومن
  • محمدعلی مهدوی راد*، الهام خرمی نسب** صفحات 29-62
    با توجه به اهمیت وثیقه المدینه به عنوان اولین قرارداد اجتماعی مکتوب از سوی مسلمانان و ارتباط مفاد آن با جنبه های مختلف زندگی، بسیاری از پژوهشگران مسلمان و مستشرقان با گرایش های مختلف به مطالعه آن پرداخته اند. در عین حال برخی از مناقشات مسشرقان با محتوای وثیقه و شواهد تاریخی سازگار نیست. بیشترین مناقشات در خصوص آن، به تاریخ گذاری وثیقه، حضور قبایل سه گانه یهود در آن و جایگاه پیامبر و قدرت اجرایی او در به کارگیری مفاد وثیقه مربوط می شود. بیشتر مستشرقان تلاش می کنند ارتباط نداشتن یهود با رسول خدا را به هر شکل و صورتی اثبات کنند تا جنگ پیامبر با آن ها را جنگی تجاوزگرانه گزارش کنند. در این پژوهش، تلاش شده است ضمن بیان مهم ترین دیدگاه ها درباره صحیفه، برحسب مسائل مطرح شده مانند اعتبار صحیفه، تاریخ گذاری صحیفه، حضور قبایل یهودی در صحیفه و جایگاه پیامبر و اصطلاح امت به مناقشات مطرح شده درباره این سند حدیثی پاسخ داده شود.
    کلیدواژگان: امت، جایگاه پیامبر، تاریخ گذاری صحیفه المدینه، وثیقه المدینه، مستشرقان، یهود
  • رحیم نوبهار*، محمد رمضانی صفحات 63-84
    خطاب ها و متون دینی، به ویژه روایات، یکدست نیستند. آن ها متفاوت و متنوع اند. از دیرباز، فقیهان در مقام شمارش گونه های خطاب، به خطاب های فقهی، قضایی، حکومتی، بیانی و جبلی و فطری اشاره کرده اند. خطاب های فقهی اصولا در موقعیت تشریع و قانون گذاری صادر می شوند و معمولا قابل تعمیم اند. خطاب های قضایی، تصمیمات خاص معصوم برای حل یک مورد و مسئله خاص است. خطاب های حکومتی برخاسته از موقعیت حکومتی معصوم و برای مدیریت یک وضعیت یا مسئله است. خطاب بیانی متضمن نکته ای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و مانند آن است و اصولا در موقعیت قانون گذاری نیست. خطاب های جبلی صرفا ناظر به بیان تمایل معصوم به عنوان بشر و فرد انسانی است. تفاوت میان این گونه خطاب ها گرچه در مقام استنباط احکام فقهی فرعی مورد توجه فقیهان قرار گرفته اند، از چشم انداز نقشی که می توانند درحل تعارض نصوص ایفا کنند بررسی نشده اند. این مقاله با مروری بر گونه شناسی خطاب های دیدی و برشمردن مصادیقی از آن ها بر اهمیت نقش تفکیک و تمییز این خطاب ها از یکدیگر در حل تعارض میان نصوص تاکید کرده است. حل تعارض با تکیه بر گونه شناسی خطاب در موارد زیادی، به شناسایی احکام ثابت و متغیر هم کمک می کند و فقیه را از جمع ههای تبرعی و غیرعرفی میان روایات از ارزش و اعتباری ندارند، بی نیاز می نماید.
    کلیدواژگان: فقه اسلامی، حل تعارض، تفسیر، متون دینی
  • غلامحسین اعرابی، کاظم مسعودی* صفحات 85-116
    یکی از مهم ترین محورهای ارزیابی حدیث، یافتن شواهد قرآنی حدیث است. در این فرایند، هرچه شواهد قرآنی واضح تر باشد، بر ارزش و غنای حدیث افزوده خواهد شد. حدیث رفع-که در آن برخی موضوعات از امت پیامبر برداشته شده - از جمله احادیثی می باشد که در برخی احادیث، برای صحت بخش هایی از آن به آیات قرآن استدلال شده است. با توجه به نقش کلیدی این حدیث در بخش های مختلف فقه و اصول، چنانچه برای تمام قسمت های آن شواهد قرآنی ارائه شود، اهمیتی مضاعف پیدا کرده و در بخش های مختلف فقه و اصول می تواند گره گشا باشد. این مقاله به جست و جو و بررسی شواهد قرآنی برای تمام قسمت های حدیث رفع پرداخته است. نتایج حاصل نشان می دهد حدیث رفع در برخی از موارد شاهد قرآنی ندارد.
    کلیدواژگان: حدیث رفع، شواهد قرآنی حدیث، رفع خطا، رفع نسیان، ما لایعلمون
  • عبدالله موحدی محب* صفحات 117-140
    سرگذشت هایی است که دیرینگی آن زمینه ساز کاوش های نظری فراوان » بلوهر و یوذاسف « ماجرای از سوی صاحبان اندیشه و قلم به منظور یافتن پاسخ روشن به پرسش های مختص آن، به ویژه در سده اخیر شده است. کهن ترین متن موجود از قصه در زبان عربی، روایت شییخ صیدو ، فقییه و مدید شیعی سده چهارم هجری است؛ پرسش های طرح شده یا قابل طرح درباره این داستان عبارت انید از 1. درون مایه قصه، واقعی است یا افسانه؟ 2. به فرض واقعی بودن در چه سرزمینی تدقی پذیرفتیه است؟ 3. در چه فضای زبانی و فرهنگی نگاشته و روایت شیده اسیت؟ 4. در مسییر حرکیت خیود در زبان ها و فرهنگ ها چه رویش ها و ریزش هایی به خیود گرفتیه و دییده اسیت؟ و... کسانی در مقیام جست وجوی پاسخ پرسش های یادشده برآمده، حاصل تلاش خود را درمعرض داوری صیاح نظیران و نهاده اند؛ اما نوشته پیش روی در پاسخ بیه کسیانی اسیت کیه وجیود سیخنا ن پییامبر اسیلام را در روایت صدو منکر شده اند؛ این جست وجو بر آن است که پیشینه نقیل قصیه بیه معصومان دنیای اسلام را با بررسی راویان روایت صدو به کاوش نشسته، در کنار ارائه نمودهایی از آن در آثیار را در متن قصه نشان و امامان معصوم شیعه اسلامی، بازتاب حکمت ها و سخنان ماثور از پیامبر دهد. در پایان، این نتیجه به حاصل آمده است که ساختار و مدتوای کنونی قصه که تنها از طری شیخ صدو به ما رسیده، برکشیده و بالیده فرهنگ اسلامی و شیعی است.
    کلیدواژگان: بلوهر و یوذاسف، شیخ صدو، شاهزاده، حکیم، ایران
  • ابوالفضل خوش منش*، محمود واعظی، حمید مدرسی صفحات 141-164
    در میان دانشمندان اسلامی بحث های زیادی پیرامون خلق افعال در گرفته است. در روایات شیعه به صراحت به اثبات خلق تقدیری افعال انسان و نفی خلق تکوینی آن پرداخته شده است. با توجه به معنای لغوی کلمه تقدیر، یه معنا را می توان برای خلق تقدیری در نظر گرفت. اول، معنای اصطلاحی آن یعنی تقدیر اعمال انسان در علم الهی، در این معنا افعال انسان بدان سبب که در علم ازلی خدا مشخص بوده، مخلوق خدا به شمار می روند. دوم، معنای لغوی تقدیر. از آن رو که خلق نیز در اصل به معنای تقدیر است، اضافه تقدیر به خلق از باب تاکید بر معنای لغوی خلق است؛ این معنا در قرآن مورد تاکید قرار گرفته و اکثر مفسران خلق پرنده توسط حضرت عیسی را خلق تقدیری می دانند. سوم، تقدیر به معنای قدرتمند ساختن، بدین معنا که افعال انسان از آن حیث که توسط قدرتی که خدا به انسان اعطا کرده به وجود می آید، مخلوق خدا به شمار می رود. با در نظر گرفتن معنای خلق تکوینی و تقدیری، خلق مستقیم افعال انسان توسط خدا مردود و خلق غیرمستقیم آن تایید می گردد. نظریات دانشمندان معاصر شیعه به دلیل اعتقاد به خلق غیرمستقیم افعال انسان، به این روایات نزدیک تر است و آراء اشاعره و معتزله و متقدمان شیعه در تعارض با این روایات قرار داد.
    کلیدواژگان: خلق افعال، خلق تقدیری، خلق تکوینی، اشاعره، معتزله، شیعه امامی
  • پروین شناسوند*، محسن قاسم پور، امیر توحیدی صفحات 165-190
    دانشوران مسلمان همواره از قرآن و سنت به مثابه مهم ترین سرچشمه های فهم آموزه های دینی یاد کرده اند. سنت و حدیث، خواه مترادف باشند یا به معنای حکایت گری حدیث برای سنت، نقش ویژه ای در تفسیر قرآن ایفا کرده اند.
    چنین می نماید مفسر الکاشف هم از حیث مبانی و هم از جنبه روش، از سنت تفسیری عالمان پیشین مسلمان، به ویژه مفسران شیعی ، پیروی کرده اما در حوزه رویکرد تفسیری، شیوه ای متمایز را به کار گرفته که شرایط اجتماعی و فرهنگی روزگارش، متغیر تعیین کننده آن بوده است.
    مسئله اساس این پژوهش این است: با توجه به تاثیر شرایط اجتماعی فرهنگی و دینی روزگار مغنیه در شکل گیری تفسیر الکاشف، وی چگونه از حدیث بهره گرفته است؟ همچنین فراز و فرود حدیث در این تفسیر، از چه جایگاه برخوردار است؟
    این تحقیق با رو، توصیف تحلیل نشان داده است مغنیه هم از جنبه استناد به منابع روای و هم از نظر رو، کاربست حدیث در تعیین آیات، رویکرد تقریبی اقناعی را در نظر داشته است. این چنین نگاهی از مبانی خاص مغنیه، و نه مبانی مشترک با سایر مفسرین، نشئت گرفته است. تحلیل این رویکرد، بیانگر این نکته است که مغنیه به ضرورت اصل وحدت جامعه اسلامی و مشترکات مسلمانان در حوزه باورها و عقاید توجه و تاکید وافر داشته است. شاخصه های این جهت گیری، هم در نحوه استناد مفسر به روایات فریقین و هم در روش هم افزایی و همگرایانه وی، در مقام ارجاع به شیوه محدثان و مفسران پیشین در مقا تفسیر برجسته می نماید. اتخاذ این چنین رویکردی، تفسیر وی را کارآمد، پویا و مصری نشان داده است.
    کلیدواژگان: مغنیه، الکاشف، رویکرد اقنام، تقریب گرایانه، شرایط عصری تفسیر
  • محمد منیب*، محمد تقی انصاری پور صفحات 191-218
    یکی از مباحث اساسی علم مصطلح الحدیث، ضوابط جرح و تعدیل راویان است که برای پیرایش میراث حدیث از اکاذیب و مجعولات وضع شده است . جرح و تعدیل روات حدیث، بر پایه تضعیفات یا توثیقات محدثان دوره نخستین اسلام شکل گرفته و بیانگر شرح حال، نقاط ضعف و قورت راویان است. اما زمانی مشکل آغاز شد که کسانی که مسئول معرفی اشخاص غیر قابل اعتماد در نقل حدیث بودند، خود دچار اختلافات شخصی و مذهبی شدند و شروع به انتقاد و تضعیف یکدیگر کردند که در علم مصطلح الحدیث به «کلام القران» شهرت دارد. یعنی سخنانی که علمای هم عصر و هم رتبه، علیه هم ابراز کرده اند. اما به مرور زمان و با توجه به فزونی این اختلافات و تصعیفات، که می توانست سبب بی اعتمادی مسلمانان به احادیث یا محدثان گردد، حدیث شناسان با استناد به دلایل شرعی و عرفی و سخنان علمای سلف، به تاسیس قاعده ای معم در علم مصطلح الحدیث اقدام کردند که در ماین عالمان متاخر، همواره مورد بحث و نظر بوده است. بنا به مفاد این قاعده، نسل های بعدی نباید به سخنان تند و غیرمنصفانه علمایی که در یک عصر زندگی می کردند، اعتنا کنند. با ملاحظه آرای علمای پیشین و متاخر، می توان سه مرحله اصلی برای این قاعده ترسیم کرد؛ پیشینه قاعده که برگرفته از کلام محدثان دوره سلف است،تدوین قاعده که توسط ابن عبدالبر و ذهبی صورت پذیرفت و اصلاح کاستی های قاعده توسط علمای متاخر. مبانی نظری قاعده کلام الاقران بر چهار محور اصلی استوار است: بی اعتباری ساختن بستر کلام الاقران، گوشزد نمودن تبعات منفی اعتنا به کلام الاقران، اعتبار بخشیدن به اجتهادات علمای سلف، و در نهایت، رویکرد اخلاقی به کلام الاقران. در این مقاله تلاش شده تا علاوه بر پیگیری سیر تطور این قاعده، مبانی چهارگانه قاعده نیز مورد بحث قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مصطلح الحدیث، کلام القران، جرح و تعدیل، اختلاف روات
  • محمدحسین بهرامی*، محمد اعجاز نگری صفحات 219-244
    مولفان آثار باقی مانده حدیثی شیعه در آثار خود، روایات را با تعبیر سماع و تحدیث و یا به صورت معنعن نقل نموده و اشاره ای به نقش مکتوبات قبلی ندارند. ابهام در این ارتباط می تواند در ارزیابی روایات برای کارکردهای غیرفقهی و همچنین دیدگاه های مستشرقان موجب تردید در دقت و اعتبار روایات این آثار گردد.
    درباره رابطه مکتوبات موجود و کتاب های نگاشته شده در سه قرن اول هجری، دو نظر قابل طرح است : دیدگاه اول آن است که بر اساس ظاهر اسناد معتقد باشیم مکتوبات در نقل روایات نقشی نداشته و شیوه نقل صرفا متکی بر قرائت و سماع بوده است . با توجه به جایگاه کتابت در نزد اهل بیت و حجم مکتوبات شیعیان در سه قرن اول هجری و همچنین اطلاع راویان از آسیب هایی که نقل شفاهی در پی دارد، این دیدگاه قابل قبول نمی نماید؛ دیدگاه دوم ابتنای آثار موجود بر مکتوبات پیشین است که با توجه به شیوه رایج نقل حدیث در آن دوره در قالب اسناد معنعن بیان شده است. این دیدگاه ضمن پاسخ گویی به ابهامات مطرح شده نسبت به دیدگاه نخست، با تصریح شیخ طوسی و تعداد دیگری از علمای متقدم و متاخر و همچنین برخی از مستشرقان تایید می شود.
    کلیدواژگان: مکتوبات حدیثی، جوامع حدیثی، اسناد، کتاب حدیث
  • پرویز رستگار جزی*، علیرضا عزیزیان غروی صفحات 245-274
    فضای صدور روایات از مهم ترین عوامل موثر در فهم سخنان معصومان به شمار می رود. این پژوهش سعی نموده است مبنای شیخ شوشتری را در استفاده از فضای صدور برای فهم حدیث در کارکردهای حدیثی وی شناسایی و معرفی کند. این تحقیق بر پایه روش توصیفی و تحلیلی و با گردآوری اطلاعات، مشاهده و فیش برداری و با در نظر گرفتن شواهد گوناگون، برخی از آثار حدیثی و رجالی شیخ شوشتری را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است. در نهایت معلوم شد که نگاه وی به یک سخن، نگاه ارگانیک بوده و آن را به مثابه یک دستگاه در کنار دیگر سخنان و قرائن آن دیده و با رویکردی زبان شناسانه و استفاده گسترده از منابع اهل سنت، از فضای صدور در روند نقد حدیث، بهره فراوانی جسته است؛ به طوری که بدین سبب شهرت یافته است.
    کلیدواژگان: رویکرد زبان شناختی، فضای صدور، فقه الحدیث، محمدتقی شوشتری
  • علیرضا دل افکار، سید جعفر صادقی* صفحات 275-310
    علی رغم فساد مذهب واقفیان، به دلیل رویکرد عالمان امامیه در قبول روایات واقفیان توثیق شده،، نام برخی از سران واقفیه در اسناد شماری از روایات مهدوی به چشم می خورد. این در حالی است که وجود انگیزه های فرقه ای می تواند موجب جعل یا تحریف روایت تلقی شود. از آنجا که واقفیان در تثبیت ادعای مهدیت برای امام کاظم از چنین انگیزه ای برخوردار بوده اند و از سوی دیگر در میان عناصر روایی اخبار مهدوی موجود در منابع امامیه با برخی از مصادیق تاریخی دوره تکوین و تثبیت این فرقه شباهت هایی وجود دارد، تامل و بررسی در این گونه روایات ضرورت می یابد. نتیجه بررسی دلالی روایات نقل شده از طریق ارکان و مشاهیر واقفیه و رخدادهای تاریخی اواخر قرن دوم هجری نشان می دهد که واقفیان با اهداف فرقه ای دست به اقدامات جاعلانه زده اند که روایات موضوع یا محرف به علل سهوی وارد منابع روایی امامیه گردیده و به عنوان روایات معتبر مهدی تلقی شده اند.
    کلیدواژگان: روایت، مهدویت، فقه الحدیث، رجال، واقفیه، امام کاظم
  • حسین ستار*، عاطفه خاتمی صفحات 311-340
    ظهور محدثی چیره دست و نقادی خبیر در علم الحدیث بسان شیخ صدوق، نتیجه بهره گیری وی از اساتیدی دانشمند و عالمانی خبره است که طی طریق کمال را بدو راهبری نموده اند. کنکاش در زندگی علمی صدوق، جست وجو در آثارش و تتبع در اقوال و آرای او نشان می دهد ابن ولید و پدر صدوق، ابن بابویه، بیشترین تاثیر را در زندگی علمی و شخصیت اخلاقی و علمی او داشته اند. این نوشتار در پی آن است که وجوه مختلف تاثیرگذاری این دو استاد را بر سیره علمی شیخ صدوق از جنبه های مختلف ، از جمله روایت و درایت حدیث و مواجهه صدوق با مقتضیات زمانی و مکانی، بررسی کند.
    کلیدواژگان: شیخ صدوق، ابن بابویه، ابن ولید، مقتضیات زمانی و مکانی، درایت حدیث، روایت حدیث