فهرست مطالب

مطالعات اجتماعی  روان شناختی زنان - سال شانزدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال شانزدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پریسا غفوریان*، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد، محمد سعید عبدخدایی، سیدعلی کیمیایی صفحات 7-42
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل فردی، خانواگی، اجتماعی و مذهبی مرتبط با روابط فرازناشویی زنان در قالب یک پژوهش کیفی به منظور ارائه یک مدل درمانی جدید صورت گرفت.
    روش
    طرح پژوهش حاضر دارای دو مرحله بود: مرحله اول به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی صورت گرفت. در مرحله دوم نیز تدوین پارادایم درمان روابط فرازناشویی با استفاده از روش عناصر مشترک انجام شد. گردآوری اطلاعات در مرحله اول طی سه گام صورت گرفت: گام اول، بررسی مقالات مرتبط با عوامل تاثیرگذار در روابط فرازناشویی به روش کیفی و مرور نظام مند بود. گروه نمونه 28 مقاله چاپ شده داخلی از میان مقالات مرتبط بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. درگام دوم مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته با 17 نفر زنان دارای تجربه رابطه فرازناشویی انجام شد و اعضای نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گام سوم نیز شامل مصاحبه کیفی با متخصصین حوزه زوج و خانواده درباره علل موثر بر رابطه فرازناشویی بود که با استفاده از روش دلفی انجام شد. در نهایت با استناد به اطلاعات به دست آمده از این سه گام مدل درمانی جدید جهت درمان روابط فرازناشویی زنان با استفاده از روش عناصر مشترک طراحی و تدوین گردید.
    یافته ها
    طبق یافته های مرحله اول پژوهش، 64عامل موثر در بروز رابطه فرازناشویی زنان موثر است که در چهار حیطه فردی-شخصیتی، خانوادگی-تربیتی، فرهنگی-اجتماعی و عوامل مذهبی-اعتقادی تنظیم شد. در مرحله دوم با استناد به عوامل شناسایی شده موثر در بروز رابطه فرازناشویی زنان، مدل درمان جدید
    کلیدواژگان: عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، مذهبی، روابط فرازناشویی زنان
  • منصوره اعظم آزاده، سارا شهانواز* صفحات 43-78
    در دهه های اخیر به دلیل تحولاتی مانند صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی و... تغییرات بسیاری در حوزه فرهنگی-اجتماعی زندگی انسان رخ داده است. ساختار خانواده و الگوی ازدواج تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته و دچار تحولات زیادی شده اند. جوامع امروزی دگرگونی زیادی را در سن ازدواج شاهد بودند. در کشور ما نیز تاخیر در ازدواج و تشدید تجرد در سالیان اخیر روندی فزاینده داشته است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی مولفه های تجرد براساس پژوهش های انجام شده در این زمینه و با استفاده از روش فراترکیب است. بدین منظور مطالعات کیفی صورت گرفته در حوزه تجرد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از فراترکیب مطالعات تجرد، در 6 مقوله اصلی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مسئله تجرد مقولات اقتصادی، ساختاری، اجتماعی-فرهنگی و فردی از ابعاد اساسی هستند. در این میان تاکید بر ابعاد فرهنگی-اجتماعی است و همچنین پیامدهای منفی تجرد نیز مورد توجه و دارای اهمیت است.
    کلیدواژگان: تجرد، تاخیر در ازدواج، تجرد در ایران، فراترکیب
  • ندا رضوی زاده، علی یوسفی* صفحات 79-110
    امروزه انتخاب های مصرفی برای مدیریت بدن بویژه در بین زنان ، دلالت های نمادین متنوعی یافته وعرصه ای برای ابراز هویت و معناسازی اجتماعی گردیده است. هم دربافت های کلان شهری که رکن آن گمنامی و روابط زودگذر است، «بدن» از مهم ترین حامل های هویت است، و هم در بافت های اجتماعی که در آنها پیوندها و انتساب های خانوادگی اهمیت ویژه دارند. چنانکه در جامعه ایران بخش مهمی از مصارف تظاهری در چارچوب مناسبات خانوادگی و خویشاوندی ظهور پیدا می کند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد زنان متاهل ایرانی ساکن یک کلان شهر، در مواجهه با نقش و هویت همسری خود، از خلال مصارف تظاهری مدیریت بدن چه چیز را تجربه ی می کنند، و چه معانی ای را بر می سازند و مبادله می کنند. پژوهش با رویکرد کیفی انجام شده که طی آن 38 مصاحبه عمیق با زنان ساکن مشهد در سال های 94 و 95 صورت گرفته است. متن مکتوب مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک تحلیل شده است. در نهایت سه معنای اساسی در مصرف تظاهری زنان در نقش همسری حاصل شده است: تسری منزلت ، کالانمایی عشق، خود ابرازی مناسکی. به مدد مصرف تظاهری، منزلت بین زنان و همسران و حتی خانواده همسران شان و نیز سایر خویشاوندان تسری می یابد. مصرف تظاهری همچنین محمل نمایش مطلوبیت و محبوبیت زن در نقش خانوادگی خود است. مناسک و روابط ازدواجی نیز فرصتی مهم است که زنان همزمان خودابرازی و الزام را در قالب مصرف تظاهری در چارچوب امکان های آن تجربه می کنند. یافته های این پژوهش دلالت های تازه ای درباره ی تعامل بستر اقتصادی-اجتماعی ایرانی معاصر و معانی رفتارهای مصرفی
    کلیدواژگان: در، متن، مفاله، آمده
  • ماریا رفعت جاه*، مژگان رضایی صفحات 109-148
    مسئله هویت از مضامین مهمی است که در بعد فردی و بعد اجتماعی- فرهنگی می تواند ابزار گویایی برای فهم شرایط جامعه باشد. یکی از منابع تغییرات هویتی تجربه محیط های جدید زندگی است. نمونه ای از آن در مورد دختران جوانی مصداق داردکه برای ادامه تحصیل به شهری دیگر و به محیط زندگی خوابگاهی وارد می شوند. پژوهش حاضر برای شناخت چگونگی هویت فرهنگی دختران ساکن خوابگاه، با رویکرد کیفی پدیدارشناختی به انجام رسیده است. افراد نمونه از میان دختران ساکن در خوابگاه های شهر تهران به شیوه تعیین پیشینی ساختار نمونه و با لحاظ کردن دو عامل نوع خوابگاه و میزان پایبندی دینی، که در مطالعات اولیه تاثیر آنها بر موضوع مطالعه تایید شد انتخاب شدند. هویت فرهنگی را در ابعاد خانوادگی، دینی، جنسیتی و حوابگاهی مورد مطالعه قرار داده ایم. بر اساس یافته ها در خوابگاه های دولتی، دختران مذهبی از نظر هویت فرهنگی با انسجام هویتی بیشتر و چالش های هویتی کمتری مواجه بودند و دختران غیرمذهبی دارای هویت خانوادگی کمرنگ تر وهویت خوابگاهی ضعیف تر بوده، گرایش بیشتری به هویت جنسیتی مدرن داشته و درمجموع دارای انسجام هویتی کمتری بودند. در خوابگاه های خصوصی، دختران مذهبی احساس تعلق پایینی به خوابگاه داشتند و دختران غیرمذهبی که غالبا دارای تعلقات خانوادگی نسبتا بالا و هویت خانوادگی قوی بودند افراد خوابگاه را قابل اعتماد و معاشرت نمی دانستند. این افراد رویکرد نقادانه به منابع سنتی هویت یابی پیدا کرده و سعی داشتند هویتی ورای ارزش های مسلط در جامعه ارائه دهندکه به ارزش های مدرنیته غربی نزدیک تر بود .
    کلیدواژگان: هویت فرهنگی، زیست جهان، هویت خانوادگی، هویت دینی
  • پریسا جانجانی*، خدامراد مومنی، نادر امیری، الساندرا سیمونلی، آسیه مردای صفحات 149-194
    اخیرا موضوع آشفتگی زناشویی به عنوان یکی از عامل های ختم شونده به طلاق مورد توجه قرار گرفته است. نتایج مطالعات نشان می دهد در هر لحظه از زمان 20% جمعیت در معرض آشفتگی زناشویی هستند. لذا به نظر می رسد شناسایی عوامل پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی و توجه به مسائل جنسیتی جهت هر گونه اقدامات پیشگیری کننده ضروری است. بنابراین، مرور سیستماتیک حاضر، با هدف شناسایی عوامل پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی در پژوهش های مورد نظر و چگونگی توجه آنها به مسائل جنسیتی انجام شده است. قلمرواین مرور پژوهش های انجام شده طی سال های 2018-1981 بوده و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی با استفاده ازکلید واژه های آشفتگی زناشویی، زنان، مردان، زوجین و معادل انگلیسی آن ها انجام شده است. نتایج این مرور متون نشان داده که مطالعات به ترتیب عوامل فردی2/52 %و بین فردی7/21%، اجتماعی- فرهنگی13%، فردی و بین فردی7/8%، فردی واجتماعی -فرهنگی3/4 %را پیش بینی کننده آشفتگی زناشویی می دانند. دیگر نتایج این مطالعه حاکی از آن است که آشفتگی زناشویی در 86% مطالعات با روش کمی مورد بررسی قرار گرفته و60% مطالعات مبنای تئوریکی مشخصی درنظر نگرفته اند. فراتر از چنین ویژگی هایی، به نظر می رسد نگاه محققین در بیشتر مطالعات انجام شده، مبتی بر نظرگاهی پوزیتیویستی از روانشناسی و روانشناسی اجتماعی بوده است و جای خالی رویکردهایی غیر پوزیتیویستی برای تحلیل چنین موضوعی احساس می شود؛ تحلیل هایی که مفاهیمی همانند" توالی تعاملی در روابط زناشویی"،"جهان ادراکی زوجین"، "همدلی هیجانی" و "مسائل جنسیتی" را به میان آورند. این چنین رویکردهایی در کنار رویکردهای پوزیتویستی می توانند به غنای تحلیلی " پژوهش های آشفتگی زناشویی " مدد رسانند.
    کلیدواژگان: مرور سیستماتیک، آشفتگی زناشویی، سیطره پوزیتویسم، مسائل جنسیتی
  • مسعود صادقی، فاطمه ایمنی*، فاطمه باوزین صفحات 195-222
    پژوهش حاضر یک مطالعه رابطه ای از نوع همبستگی بر روی دانشجویان دختر خوابگاهی (مقطع کارشناسی) دانشگاه لرستان در سال 96-1395 است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 200 نفر و به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های رضایت از زندگی دینر و همکاران، دینداری گلاک و استارک، معنا در زندگی استیگر و همکاران و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال بود. داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین دینداری(0001/0>P، 543/r=)، معنا در زندگی(0001/0>P، 673/r=) و انعطاف پذیری شناختی(0001/0>P، 488/r=) با رضایت از زندگی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد(0001/0>P). یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان داد که متغیرهای دینداری(0001/0>P، 313/β=)، معنا در زندگی(0001/0>P، 476/β=) و انعطاف پذیری شناختی(0001/0>P، 241/β=) پیش بینی کننده معنی داری برای رضایت از زندگی دانشجویان هستند. با توجه به اهمیت نقش دینداری، معنا در زندگی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان و در نتیجه سلامت و بهداشت روان دانشجویان، باید این سازه سلامت روانی یعنی رضایت از زندگی در برنامه ریزی های مسئولان و روان شناسان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رضایت از زندگی، دینداری، معنا در زندگی، انعطاف پذیری شناختی، دانشجویان
  • معصومه احمدی، زهرا آراستی* صفحات 223-245
    تشریح چگونگی کشف و توسعه فرصت ها و شناخت عوامل موثر بر آن در موفقیت کارآفرین تاثیر بسیار دارد و شناسایی فرصت های کارآفرینانه به یکی از موضوعات اصلی در تحقیقات کارآفرینی است. از عوامل بسیار تاثیر گذار در فرآیند تشخیص فرصت، سرمایه های کارآفرینانه هستند که شامل سرمایه اقتصادی ،سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی می باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش تعدیل گری جنسیت در رابطه سرمایه کارآفرینانه و تشخیص فرصت های کارآفرینانه با استفاده از روش تحقیق توصیفی پیمایشی می باشد. صنعت گردشگری به دلیل پتانسیل و فرصت های کارآفرینانه ای که در این صنعت وجود دارد به عنوان زمینه تحقیق انتخاب شد. برای انتخاب نمونه آماری از میان 210 عضو انجمن صنفی گردشگری افرادی انتخاب شدند که تجربه مدیریت یا ایجاد کسب و کار داشتند (110 نفر). با توجه به تعداد کم نمونه ها از نمونه در دسترس استفاده شد و پرسشنامه تحقیق برای110 نفر ارسال شد. تحلیل داده های حاصل از 82 پرسش نامه جمع آوری شده با نرم افزار PLS نشان داد که متغیر جنسیت نقش تعدیلگری در رابطه سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی با تشخیص فرصت های کارآفرینانه دارد. در حالیکه نقش تعدیلگری در رابطه سرمایه اقتصادی و تشخیص فرصت های کارآفرینانه ندارد. این نتایج می تواند به سیاستگذاران در توسعه کارآفرینی زنان در صنعت گردشگری کمک کند.
    کلیدواژگان: کارآفرینی، جنسیت، تشخیص فرصت، سرمایه کارآفرینانه
|
  • Parisa Ghafoorian *, Mohammad Javad Asghari Ebrahim Abad, Mohammad Saeed Abdekhodaei, Seyyed Ali Kimiaee Pages 7-42
    Introduction
    The purpose of this study was to identify the individual, family, social and religious factors related to women's overcoming relationships in the form of a qualitative research to provide a new therapeutic model.
    Method
    The present study has two stages: the first stage was carried out using qualitative content analysis method with inductive approach. In the second stage, the paradigm of extramarital relationship treatment was developed using the common elements method. Data collection was carried out in the first stage in three steps: The first step was a systematic review of the articles related to the factors influencing extramarital relationships via qualitative analysis method. The sample group consisted of 28 published internal articles from related articles as a sample via selected purposive method. In the second step, a semi-structured qualitative interview was conducted with 17 women with extramarital relationships experience and sample members were selected using available sampling method. The third step included a qualitative interview with couple and family experts on the causes of extramarital relationship that was conducted using the Delphi method. Finally, based on the information obtained from these three steps, a new therapeutic model was designed and developed to treat women's extramarital relationships using the common elements method.
    Results
    According to the findings from first stage of this study, 64effective factors influence women's extramarital relationships which adjusted in to four categories of individual-personality, family-educational, cultural-social and religious-belief factors. In the second stage, based on the identified factors influenced women extramarital
    Keywords: Individual Factors, Family, Social, Religious, Women’s extramarital Relationships
  • Mansureh Azam Azadeh, Sara Shahanavaz * Pages 43-78
    In recent decades, due to changes such as industrialization and urbanization, etc. Many changes have occurred in the cultural sphere of human life. The family structure and marriage are affected by these changes. Communities have witnessed many changes at the age of marriage. In our country, the increase in the age of marriage and the delay in marriage has become commonplace in recent years. The purpose of the present study is to identify the components of singleness based on the research carried out in this field and using meta-synthesis method. Therefore, qualitative studies carried out in the field of singleness have been analyzed. The results of the meta-synthesis of singleness study were categorized into six main categories. Findings of the research show that in the singleness, the economic, social-cultural and individual categories are of fundamental importance. The emphasis is on cultural-social dimensions. And also the negative consequences of singleness are important.
    Keywords: singleness, delay in marriage, singleness in Iran, meta-synthesis method
  • Neda Razavizadeh, Ali Yousofi * Pages 79-110
    Nowadays consumption choices for body management especially among women have several symbolic implications and are a sphere for self-expression and social meaning making. Both in metropolitan contexts where anonymity and ephemeral relations are key characteristics, and social contexts in which kinship connections and origins are crucial, “body” is the main vehicle for identity it seems that a main part of conspicuous consumption appears in family and kinship interactions in Iran. The aim of this research is to explore what Iranian married women living in a metropolitan, in their spousal role and identity, experience through conspicuous consumption in body management and what meanings they construct and exchange. The qualitative research approach was employed and 38 women living in Mashhad were interviewed in the years 2015-2016. Interviews were transcribed and thematic analysis were conducted. Finally, three main concepts appeared: Transmission of status, commodification of love, ritualistic self-expression. Transmission of status implies that status is transmitted through women, husbands, husbands’ family members and other kinships. Commodification of love means women’s conspicuous consumption is the vehicle of their desirability and loveableity in their family role. Ritualistic self-expression indicate that kinship rituals and conjugal relationships are the main opportunities for women to experience self-expression and constraint in conspicuous consumption framework possibilities at the same time. Findings have new implications for the intractions between the socio-economic context of modern Iran and the meanings of women’s consumption behavior in the studied context.
    Keywords: in, fulltext, version
  • Maria Rafat Jah *, Mojgan Rezaei Pages 109-148
    Identity is an important issue which in both social and cultural aspects can represent the existent situation of society. One resource of the identity changes especially in its cultural dimension is the experience of living in the new environments. This study has been done to recognize the formation of cultural identity among females who live in dormitories. The theoretical framework formulated on the basis of Peter Burger theory. The research method was qualitative and the studied women have been purposively chosen from the public and non-public dormitories of Tehran city. The findings show that in the public dorms, the religious girls were committed to the religious values and behavior and faced less identity challenges due to following a traditional-religious structure, but the non-religious ones felt less belonging to dorm, their familial identity have reduced and most of them had identity challenges. In the non-public dorms the religious girls had low integration with their dorms because of having different beliefs with their roommate and most of them identified themselves using both conventional values and modern values. But non-religious girls had mostly powerful familial identity, and have considered the dorm people as unreliable and not suitable for associating. This people have contradicted the traditional (i. e. religious, ethnic and local) structures and tried to develop an independent which was more similar to the western modernity but involved the doubts and paradoxes of modern identity too.
    Keywords: cultural identity, life world, familial identity, religious identity
  • Parisa Janjani *, Khodamorad Momeni, Nader Amiri, Alessandra Simonelli, Asie Moradi Pages 149-194
    Recently, marital distress has considered as a common factor that leading to divorce. Results of studies indicated 20% of the population are at risk of marital distress at any moment. Therefore, it seems necessary to identify the predictors of marital distress and consider the gender problems for any preventive measures.So this systematic review was conducted to determine the predictors of marital distress in view of included studies and also how these studies considered the gender problems. The scope of this review included studies that carried out during the 1981-2018 and search strategy were developed in data bases using basic keywords of Marital Distress, Men, Women, Couples and their english equivalent. The results of present study showed, reviewed studies have considered the individual factors 52.2% (Especially in the United States), interpersonal 21.7% (especially European and Asian countries), socio-cultural 13%, individual and interpersonal 8%, and individual and Socio-cultural factors 4.3% as predictors of marital distress. Other results of present review showed 86% of reviewed studies have carried out based on quantitative approach and 60% of the studies did not considered a theoretical basis. In addition, it seems in most reviewed studies the researcher's viewpoint were based on positivism perspective of psychology and social psychology and absence of non-positivist concepts for resolution of this issue is clear; resolution which bring the concepts of " interaction sequence in marital relation"," couplesperceptual world," "emotional empathy" and "gender issues". This approaches along with positivism approaches can help to analytical richness of "marital distress studies".
    Keywords: Systematic Review, Marital distress, Dominance of positivism, Gender problem
  • Masoud Sadeghi, Fatemeh Imeni *, Fatemeh Bavazin Pages 195-222
    This is a relational correlational study. The study population included all Students of the girls living in the dormitory (undergraduate) university of Lorestan in 2016-17. Sample size consisted of 200 individuals, who were selected based on Krejcie and Morgan table through Simple random sampling. Some instruments including Life satisfaction Diner et al., Glock and Stark Religion, Meaning in the life of Shitgir et al, and Denis and Vendorol Cognitive Flexibility questionnaires were used for the purpose collecting data. The collected data was analyzed through Descriptive statistics and Pearson correlation, multiple regression analysis and applying SPSS.The results showed that there is a positive and significant correlation among Religiosity(r=0/543, p<0/0001) , Meaning in life(r=0/673, p<0/0001)and Cognitive Flexibility(r=0/241, P<0/0001) and Life satisfaction(P<0/0001) and the results of multiple regression analysis in a stepwise manner, showed that Religiosity(β=0/313, p<0/0001) and Meaning in life(β=0/476, p<0/0001)and Cognitive Flexibility(β =0/241, P<0/0001)are significant predictors of Life satisfaction among students.Considering the importance of the role of religiosity, meaning in life and cognitive flexibility in predicting students’ satisfaction and therefore the students’ mental health, this, that is mental health structure, life satisfaction, should be taken into consideration in the planning and programming made by the authorities and psychologists.
    Keywords: Life satisfaction, Religiosity, Meaning in life, Cognitive Flexibility, Students
  • Masomeh Ahmadi, Zahra Arasti * Pages 223-245
    Know about opportunity recognition and implementation is very important in entrepreneur's success and opportunity recognition is one of the main issue in entrepreneurship research. One of the most important factors influencing process of opportunity recognition is entrepreneurial capital including economical capital, social capital and human capital. The aim of this paper is to analyze the moderating role of gender in relation between entrepreneurial capital and opportunity recognition by a descriptive survey research method. We choose the tourism businesses as research context because of the potential of entrepreneurial opportunities in this sector. The research sample was selected from 210 members of tourism association that have experience in business management or business creation (110 people). Due to the small number of samples, data was gathered form all 110 people by questionnare. Data analysis on 82 questionnaires by PLS software show that gender has the moderating role on relation between social capital and opportunity recognition. Also, gender has moderation role on relation between human capital and opportunity recognition, while has no effect on relation between economical capital and opportunity recognition. These results could help policy makers in women's entrepreneurship development in tourism business sector.
    Keywords: entrepreneurship, gender, opportunity recognition, entrepreneurial capital